بازتابهای شرطی کلمات

بازتابهای شرطی کلمات

برای بررسی بازتابهای شرطی کلمات ، یک مدرج را میسازندکه در یک طرف این مدرج،کلمات روشن شفاف،زیبا و دل انگیز قرار دارند مثل عشق ، صلح ، برادری ، عدالت ، فداکاری ، بهار، ماه ، ستاره ، خورشید،گلستان و ...و در طرف دیگر مدرج،کلمات سیاه و تاریک و زشت و نفرت انگیز رار دارد،مثل کینه ،جنگ ،مرگ ،تفرقه ، ظلم،خودخواهی ،خزان ،شب ،مرداب و... البته در این مدرج کلمات حنثی نیز وجود دارد که بین دو سر طیف قرار می گیرند.

به محض خواندن وشنیدن روساخت کلمات وقبل ازآنکه ژرف ساخت کلمات،بوسیله مغز گرفته و تجزیه وتحلیل شود،دستگاه عصبی خودمختار به روساخت کلمات،پاسخ شرطی میدهد

اگرمفاهیم مثبت با طیف کلمات مثبت بیان شود،اندیشه و احساس با یکدیگر توازون خواهند داشت.یعنی اندیشه در مورد مفهوم و ژرف ساخت داوری می کند و دستگاه عصبی نسبت به روساخت پاسخ شرطی می دهد واین دو، با یکدیگر،هماهنگی و تناسب نیز دارند .

همچنین اگر مفاهیم(ژرف ساخت ها)منفی با طیف روساخت های (الفاظ) منفی بیان شوند،اندیشه و احساس پیام گیرنده،با هم،توازون و هماهنگی خواهند داشت .

اما اگرمفاهیم مثبت باطیف روساخت های منفی یا برعکس،مفاهیم مثبت با طیف روساخت های (الفاظ) مثبت بیان شوند ، قبل ازآنکه اندیشه درباره این مفــاهیم دارای کند ، دستـــگاه عصــبی خودمختار نسبت به روساخت پاسخشرطی خواهد داد.از این پدیده می توان برای کنترل تاثیرات پیام بر اندیشه پیام براندیشه پیام گیران به وسیله احساسشان،استفاده کرد.

 ازقانون ساختارهای شرطی،می توان صرف نظر از ژرف ساخت ها(مفاهیم)به وسیله روســـاختها (الفاظ)احساسات پیام گیرنده را تحت تاثیر قرار داد واز آن،در جهت کنترل یا تشـدید عکـــس العمل پیام گیرنده استفاده کرد و نیز می توان از اهمیت ژرف ساخت ها کاست یا بر اهمیت آنها افزود یا از زیبایی آنها کاست یاآنها رازیباتر ازآنچه هستند وانمودکرد و در پیام گیرنده احساس همدردی،دشمنی،محبت و نفرت ناخوداگاه ایجاد کرد.

پیام گیرنده،معمولاً،در برابر چنین تبلیغاتی دچار تضاد درونی می شود و گاه ، احساس و عقل او درمقابل هم قرار میگیرند.درحالی که ،میداند یک رخداد بداتفاق افتاده است ، ولی ناخوداگاه ، نسبت به پدیدآورندگان آن رخداد،احساس محبت میکند یا درحالی که،میداند کسی یاکســانی قربانی میشوند درحالی که،هیچگونه خطایی مرتکب نشده اند،ولی نسبت به آنها،احسـاس نفرت پیدا میکند . این چنین است که یکی از نویسندگان معــاصر می نویسد: (( حیثیت زبان از طـریق تبلیغات سرمایه داری در خطر است.اینک میتوان صدها کلمه و عبارت و جمله را برشــــمردکه کوچکترین مفهومی ندارد یا به محض اینکه آنها را بشنویم میفهمیم که درست ، عکس معــنای خود را میدهند)) .  در سیستم ارتباطات بین المللی،استفادۀ شایان توجهی از قانون ساختـــارهای شرطی می شود . در گزارش گروه مطالعات ادبی مرکز تحقیقات،مطالعات و سنجـش برنامه ای صدا و سیما،تحت عنوان:((بار عاطفی کلمات و کاربرد آن در تبلیغات))که در سال 1370 منتشر

شد (و سمپوزیومی نیز با شرکت اساتید روان شناسی و زبان شناسی ، به همین مناسبت و به دنبال انتشار این گزارش  درسازمان صداوسیما برگزار گردید)21 نمونه از گزارشهای خبری ارائه شده است که درآنها،از قانون ساختارهای شرطی استفاده شده است.نظایر این نمونه ها راروزانه بوفور می توان در رسانه ها ی مهم بین المللی مشاهده کرد . درگــزارش گروه ادبــی مرکزتحــقیقات ،مطالعات و سنجش برنامه ای،روساخت های شرطی هر نمونه استخراج،روساختهای غیرشرطی معادل آنها،مشخص شده اند.

4-4-2- نامگذاری معکوس   :

نام گذاری معکوس،یکی از روشهای ((احساس محور)) است که بااستفاده از قانون بازتاب هــای

شرطی،ابداع شده است.در این روش،متون تبلیغی،رمزگذاری می شوند و هر رز،معنای عکـــس معنای واقعی خود را ارائه می کند،ولی این رمزها،به مرور زمان و به تدریج،باکثرت استعمال،در مصادیق خود بازگشایی می شوند و ناگریز،رمز دیگری انتخاب می گردد.

کلمه (( استعمار )) یکی از این نمونه هاست.استعمار به معنی طلب عمران و آبادانی است،ولی نظر به آنکه در موارد متعدد ، ازاین رو ،باید گفت کلمۀ((استعمار)) در فرهنگ اصطلاحات سیاسی و خبری،یک کلمه رمزگشایی شده است .نظایر دیگر این رمزها،در ادبیات سیاسی،فراوان اند،نظیر ((جهان آزاد)) که به قلمرو سیطرۀ شرکتهای چند ملیتی ااطلاق می شود ، یا((میانه رو))که به رژیم هایی که به حفظ منافع غرب در یک نماد ملی متعهداند،اطلاق می گردد،یا((ثبات))که به شرایط پایدار برای فعالیت شرکتهای چندملیتی باسود تضمین شده،اطلاق می شود، یا((مدرنیزاسیون))که برواج صنایع منتاژیا ایجادسکوهای صادراتی اطلاق میگردد،یا((تروریسم))که به مبارزات ملت ها نظیر ملت فلسطین علیه نظام سلطه جهانی اطلاق میشود یا((خلاء نظامی))که به عدم وجود سیطرۀ آشکار یا پنهان نظامی بر یک نقطه از جهان اطلاق می گردد یا ... .

متونی را که درآنها از روش نامگذاری معکوس استفاده شده است ، را میتوان با شناخـت مفاهیم واقعی رمزها،رمزگشایی نمود وگرنه ،باید منتظر مرور زمان بود تا بتریج با استـعمال این رمزه در مصادیق مورد نظر آنها،بازگشایی شوند.

تحرکهای انبساطی و انقباضی و افسردگی و نشاط اجتماعی :

میدانیم که دو رشته اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک ،تحرکات عصبی انبساطی و انقباضــی را در سراسر بدن انسان منتشر می نماید.محرکهای انبساطی و شادی آور بوسیله رشــته های عصبی سمپاتیک،احساس انبساط و شادمانی را بوجود می آورد و رشته های عصبی پاراسمپاتیک،تحت تاثیر محرکهای انقباضی،تحریکات انقباضی را ایجاد می نمایند.تحریک بیش از اندازه ارگانیسم بوسیله محرکهای انقباضی ،تاثیرات ناگواری بر تعادل وسلامت او دارد.به عنوان مثال محرکهای انقباضی در انسان ،در حالتهای شدید ،موجب بیماریهای روانی ،افسردگی و بیماریهای جســمی ،نظیر اختلالات گوارشی ، عصبی ، قلبی و عروقی می گردد.

بوسیله انتشار پیام ها ومحرک های انبساطی در رسانه ه ا،میتوان انبساط روانی درجامعه پیامگیران ایجاد کرد و بصورت معکوس ،با انتشار محرکها و پیامهای انقباضی ،میتوان انقباض روانی ایجاد نمود و جامعه را بسوی افسردگی ، بدبینی و ناتوانی روحی و روانی سوق داد.

بی تردیدرسانه ها ناگزیراز استفاده از هردودسته از محرکهای انبساطی و انقباضی هستند.بعبارت دیگررسانه ها نمیتوانند تنها از محرکهای انبساطی استفاده کنند ،زیرا در این حالت ، ممکن است عملاً از واقعیت فاصله بگیرند . از طرف دیگر ، استفاده افراطی از محرک های انقباضی ،موجب پیدایش حالت های بیمارگونه عصبی در جامعه می شود و در مجـــموع ، موجب پیدایش حالت افسردگی اجتماعی می گردد. 


ليست اختراعات


رديفنام اختراعتاريخ ثبت
1روشي جديد براي تعويض رمز در قفلهاي الکترونيکي1384
2نوع جديدي از کيبردهاي مسطح براي استفاده در مدارات ميکروکنترلي1384
3قفل چهار شاخ با استفاده از نيروي برق و انرژي باطري جهت باز و بسته کردن درب1384
4تاثير مصالح نانو بر دوام و پايايي بتن با عملكرد بالا1385
5سيستم هوشمند نور سرد پزشکي1385
6سيستم جايگزين دوربين هاي کنترل سرعت1385
7بررسي اثر لاغري بر روي ستونهاي تقويت شده با کامپوزيت هاي FRP1385
8ساخت وسيله کنترل کننده باد لاستيک با قابليت هشدار کمبود باد لاستيک1385
9کنترل روشنايي اتاق با استفاده از ورود افرادکنترل ميزان مصرف برق1385
10خون گير اتوماتيک که عمل خونگيري-هموشيکر اندازه گيري حجم و وزن کيسه و قطع خونگيري نمونه گيري لوله و نوجکت سيل زدن و ثبت زمان شروع و پايان خونگيري و تغيير حالت صندلي خونگيري را اتوماتيک انجام مي دهد1385
11ساخت بتن گرمازا با استفاده از نانو مواد و الياف فلزي براي بستر راه و فرودگاه1386
12سيستم گويا براي برقراري ارتباط براي افرادي كه قادر به تكلم نيستند1386
13بتن بازيافتي سبكدانه فوق توانمند1386
14توليد کامپوزيت تراورس توانمند1386
15سيسيتم هوشمند هشدار دهنده براي ناشنوايان با نمايشگر lcd1386
16دستگاه محاسبه گر فاصله ميکرو کنترلري توسط زاويه1386
17دستيابي به بتن شفاف با انعطاف پذيري پايايي ومقاومت بسيار بالا در راستاي زيبا سازي مقاوم سازي ئ استفاده بهينه از نور خورشيد در فضاهاي معماري1386
18ابداع روشي جديد براي مقاوم سازي اتصالات خورجيني ساختمان هاي موجود در برابر زلزله با استفاده از سيستم هاي پيچ هاي اصطکاکي پس تنيده شده (ابداع اتصال خورجيني)1386
19تاثير مصالح نانو بر روي دوام و پايايي بتن با عملکرد بالا و رئولوژي خمير مواد سيماني1386
20اختراع سامانه هوشمند نقشه برداري و پياده سازي اتوماتيک مسير در روي زمين و در تونل هاي زير زميني مترو به صورت wirelessبا تواناييmapping1386
21طرح اجرايي و ابداع روشي نوين براي استفاده از تيوپ هاي frp به عنوان قالب هاي دائمي براي ستون ها و شمع هاي بتن مسلح و البته به صورت کامل ضد خوردگي به منظور کاهش مصرف ميلگردها در صنعت سيمان1386
22سيمان بازيافتي با پسماند ضايعات صنعتي(سيمان سبز)1386
23سيستم ارائه مطالب بر اساس پردازش تصاوير و رهگيري نور ليزر و سيستم ريموت 2کاناله1386
24سيستم هوشمند ديجيتالي کنترل فرآيندهاي گازي با قابليت استفاده در پتروشيمي و پالايشگاهها1386
25نانو بتن رسانا با قابليت انتقال جريان الکتريسيته و داده هاي الکترونيکي1386
26کامپوزيت بتني کريستالي شفاف1386
27دستگاه مخصوص انتقال خون و فرآورده هاي خوني در سردخانه 4-و40-و بالعکس1386
28دستگاه جمع آوري سن و انواع حشرات مضر از مزارع گندم و غيره به صورت وکيوم بدون نياز به سم1386
29فرآيند كاهش تشكيل تركيبات مضر قطبي در ضمن عمل سرخ كردن با استفاده از نمكهاي پتاسيم 95%1387
30افزايش پايداري روغن AOM با استفاده از عصاره گياهان و سبزيجات1387
31نانون بتن ضد رادار1387
32مقاوم سازي ويژه و شکن پذيري بالاي ستون هاي مسلح بتني مستطيل مر÷بع و دايره بازاويه بندي ويژه الياف و جبران اثرات ناشي اط بار محوري با چيدمان ويژه الياف erp1387
33نانو کامپوزيت بتني ارتجاعي1387
34تگرگ ساز الکترونيکي1387
35سيستم ارائه مطالب بر اساس پردازش تصوير و رهگيري نور ليزر و سيستمريموت دو کاناله1387
36ليوان مقاوم در برابر ارتعاش دست بيماران پارکينسوني1387

انواع تهدیدها: تهدید اجتماعی, تهدید سیاسی, تهدید اقتصادی, تهدید نظامی

انواع تهدیدها:

به اجمال درباره برخی از تهدیدهاتوضیحاتی ، ارایه می کنیم بدیهی است به دلیل ماهیت نقش رسانه ها تاکید ما بیشتر بر تهدیدهای فرهنگی و اجتماعی می باشد.

1.تهدیدهای اجتماعی

نخست نمونه هایی ار تهدیدهای اجتماعی را مطرح می کنیم.شدت این تهدیدها را می توان با شاخص هایی اندازه گیری کرد.این شاخص ها می توانند شدت تهدیدها را از نظر کمی و کیفی اندازه گیری کنند.

11ارتشاء:

ارتشاء در پارهای از موارد به صورت یک فرهنگ در می آیند

و در این صورت مبارزه با آن دشوار و پیچیده است زیرا قبح این کار از میان می رود و دهنده و گیرنده آن احساس گناه نمی کنند.به عنوان مثال رشوه را به عنوان هدیه تلقی می کنند یا می گویند.

در شرایطی که ما حقی را ضایع نکنیم بلکه کار متقاضی را سریعتر و دقیق تر انجام دهیم و متقاضی با میل و رغبت خود هدیه ای به ما بدهد گرفتن این هدیه چه اشکالی دارد؟در این استدلال از تخریبی که رشوه خواری در نظام اداری به وجود می آورد غفلت می شود.رشوه خواری طبقات مستضعف را به تدریج از حقوق قانونی خود محروم می سازد زیرا آنها هرگز نمی توانند پا به پای اغنیاء از کارگذاران دلجویی کنند تا حق قانونی خود را از آنان بگیرند.

 در شرایطی که رشوه خواری به صورت فرهنگ در آمده است راه مبارزه با آن ترکیبی از مراقبتهای قانونی و اقدامات فرهنگی است که مسئولیت اولی برعهده دستگاههای کنترلی و مسئولیت دومی بر عهده رسانه های دومی است.

عواملی را که باعث افزایش این پدیده ی شوم میشوند میتوان به شرح زیر برشمرد:

الف:هنگامی که قبح توصیه دان و توصیه گرفتن به وی ه از سوی مدیران از بین برود کسانی که نمی توانند  از طریق توصیه مسائل خود را حل کنند روی به راههای دیگر می آورند.

ب:کمبود سیستم های نظارتی و یا در صورت وجود ضعف آنها و کمبود و ضعف روشهای ارتقاء وانتصاب روشمند و قانونمند مدیران زمینه ی پیدایش سیستم های غیر رسمی در درون سیستم های رسمی را فراهم می آورد و از جمله مضار سیستم های غیر رسمی پیدایش زمینه مناسب برای مفاسد اداری است.

ج:در شرایطی که سطح حقوق ها نازل باشد و رشد حقوق ها به پای رشد تورم نرسد زمینه ی مناسبی برای ارتشاء فراهم می آید.

د:عامل دیگر در زمینه ی ارتشاء تغییرات مهم در آیین نامه ها رویه ها و مسئولیت هاست که در مجموع فرآیند پاسخگویی را در نظام اداری تضعیف می کند.

ه:مسئله دیگر فرهنگ یا سنت قانون گریزی و حتی قانون ستیزی در جوامع در حال توسعه است.از طرف دیگر به نظر می رسد هنوز حرمت قانون به عنوان یک میثاق اجتماعی که عدم رعایت آن مستلزم حق الناس است برای بعضی از افراد متدین تبیین شرعی نشده است و برخی از افرادی که فاقد مبانی اعتقادی نیرومندی هستند رشوه خواری را کاری زشت نمی پندارند بلکه آن را نوعی زرنگی و حتی کاردانی می شمارند.

رسانه ها نیز در زمینه ی مبارزه با ارتشاء می توانند عملکرد درخشانی داشته باشند به شرط آنکه اگر چیزی در این زمینه می گویند و می نویسند  بسیار کلی یا سطحی و در نتیجه کم تآثیر نباشد. یکی از دلایل ضعف رسانه ها عدم وجود نگرش سیستمی در کارگذاران آنهاست رسانه ها در کشورهای در حال توسعه هنوز نتوانستند جایگاه دقیق خود را در سیستم عمومی کشور به عنوان پسخورند بشناسند و دریابند.

رسانه ها گاهی با نشان دادن موارد نا هنجاریهای اجتماعی و فساد اداری به صورت طنز ،عملاً زمینه روانی گسترش مفاسد اجتماعی و اداری را فراهم می آورند.

و : نا کار آمدی نظام اداری ،یکی از عوامل موثر در این ارتباط است ،زیرا هنگامی که اقدام از راه های قانونی ،نتیجه بخش نباشد ، ارباب رجوع به راه های دیگر روی می آورند.

 1-2-اعتیاد:

تهدید های اجتماعی دیگر ،اعتیاد است. درباره مضرات اعتیاد ، سخن بسیار گفته شده است و نیاز به ذکر آنها در اینجا نیست. به نظر می رسد ،  عوامل تقویت کننده این تهدید ، در شرایط کنونی ، عبارت اند از:

الف:  کشت خشخاش و سیاست های بین المللی که موجب تداوم کشت این گیاه در برخی از نقاط ، نظیر افغانستان ، میشود.

ب : ضعف در کنترل مرز ها.

ج : احتمالاً، ناکارایی روش های کنونی مبارزه با مواد مخدر یا محدودیت های دستگاه های ذیربط در کشف و انهدام شبکه های قاچاق مواد مخدر.

باید خاطر نشان کرد آمار کشف و انهدام شبکه های قاچاق مواد مخدر ، هر چقدر هم که عریض و طویل باشند ، به تنهایی نمی توانند امیدوار کننده باشند زیرا این امار و ارقام تنها نشان دهنده حجم قاچاق مواد مخدرند نه میزان موفقیت در انهدام سامانه های توزیع مواد مخدرند. اگر چنانچه  دفعات معدودی چنین کشفیاتی صورت بگیرد و پس از آن ، مسئله قاچاق مواد مخدر حل  شود یا تخفیف یابد، می توان گفت کار مبارزه با قاچاق با موفقیت صورت گرفته است و شبکه های مواد مخدر حل شود یا تخفیف یابد ، می توان کار با مبارزه با قاچاق با موفقیت صورت گرفته است و شبکه های مواد مخدر نابئد یا تضعیف شده اند ولی اگر همه ساله آمار عریضی و طویلی از کشفیات مواد مخدر ارایه شود و در عین حال ، مسئله قاچاق مواد مخدر با همان قوت یا با شدت بیشتری ادامه یابد یعنی تجارت مواد مخدر ، با قوت  همچنان وجود دارد و خطر برای قاچاقچیان  به قدری کم است که آنها به کار خود مشغول اند و آنچه کشف می شود ،درصد ناچیزی است از آنچه توزیع میشود . به همین دلیل ، اگر این آمار و ارقام به درستی، تجزیه و تحلیل شوند ، به جای آنکه امید بخش باشند ، نگران کننده و خواهند بود. از طرف دیگر ، این انگاره که ((کشور، راه گذر است نه بازار مصرف ، سبب دست کم گرفتن خطر اعتیاد می شود .

1-3- بیکاری :

بیکاری وقتی به میزان بالایی برسد ، می تواند با اختلالی که در سایر امور اجتماعی پدید می َآورد به صورت یک تهدید در آید . از جمله عوامل تشدید کننده بیکاری می توان به عوامل زیر اشاره کرد .

الف : کاهش تولید :

عدم پیگیری سیاست های مناسب و مداوم ، در زمینه واردات و صادرات عدم پشتیبانی همه جانبه از تولیدات داخلی و اشتیاق مصرف کننده به تولیدات خارجی بدون توجه به نتیجه مصرف تولیدات خارجی و اثر آن بر اقتصاد داخلی سیاست های اقتصادی شرکت های خارجی برای جلوگیری از پیدایش چرخه های تولید ملی در کشور های جهان سوم و ارائه راهبردهای اقتصادی در قالب گزارش های گوناگون در جهت توجیه سیاست های به اصطلاح باز اقتصادی به نفع تولید کنندگانی که در مقیاس جهانی تولید می کنند ، از جمله عوامل موثر در کاهش تولید در کشور های در حال توسعه به ویژه کشور های تک محصولی و در نتیجه کاهش سطح  اشتغال در بخش تولید است .

 ب- افزایش جمعیت :

بهبود سطح بهداشت و درمان عمومی در کنار آموزه های استراتژیک اسلام در زمینه سلامت و توسعه جمعیت باعث رشد جمعیت به ویژه در کشورهای اسلامی می شود به طوریکه هانتیگون از آن بعنوان یک تهدید و یک عامل ناپایداری یاد می کند ولی وقتی رشد جمعیت متناسب با فرصت های شغلی افزایش نیافته و برای جمعیت اضافی فرصت کار به وجود نیامده باشد رشد جمعیت واقعاً به صورت یک تهدید در می آید . بنابراین یکی از بحران های کشورهای جهان سوم به ویژه کشور های اسلامی بحران کار است .

ج-بحران آب :

خشک سالی پی در پی و کاهش نزولات آسمانی سبب تخلیه روستاهای و مهاجرتهای وسیع به شهرها به ویژه شهرهای بزرگ می شود اگر چه فرایند مهاجرت به شهرها به صورت یک  پدیده بزرگ اجتماعی عملا با سیاست های نظیر اصلاحات ارضی و تقسیم اراضی کشاورزی به قطعات کوچک که امکان سرمایه گذاری بزرگ و مکانیزاسیون درآنها از بین می رود نیز آغاز میگردد .

 

د: توسعه نا هماهنگ روستاها :

دادن آب آشامیدنی ، برق ، راه ، حمام و ... به روستاها در شرایطی که طرح جامع روستاها اجرا نشود و معیارهای مناسب زندگی و فرصت های شغلی مناسب در روستاها به وجود نیاید به فرآیند مهاجرت سرعت می بخشد نه آنکه آن را کند نماید ، زیرا برق یعنی دیدن سطح رفاه شهری به وسیله تلویزیون و راه یعنی دسترسی آسان تر به شهر و این همه به معنی توسعه زمینه های مهاجرت از روستاها به شهرهاست و این اتفاقی است که علی رغم میل و خواست برنامه ریزان روستایی رخ می دهد .

1-4 – بیسوادی :

از جمله دستاوردهای درخشان انقلاب اسلامی مبارزه جدی با بیسوادی بود به گونه ای که امروز قاطبه مردم ایران از نعمت خواندن و نوشتن برخوردارند . از این روی امروز بیسوادی به صورت یک تهدید اجتماعی برای ایران تلقی نمی شود ، بلکه برعکس ، سواد آموزی مردم ، یک فرصت بزرگ محسوب میگردد .

1-5- اختلافات طبقاتی :

یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب اسلامی بعنوان یک انقلاب اصیل مردمی ، کاهش فاصله طبقات اجتماعی بود . اختلافات طبقاتی اصولا به منزله یک تهدید اجتماعی تلقی می شود . در غرب این شکاف به وسیله پمپاژ منابع اولیه ارزان قیمت از جنوب به شمال تا حدی پر می شود ولی در کشورهای جهان سوم عملاً امکان اتخاذ چنین سیاستی وجود ندارد . فاصله طبقاتی می تواند سبب از خود بیگانگی سیاسی طبقات فرودست شود و از این رو یک تهدید به شمار آید .

1-6- تعارض های قومی :

تعارض های قومی سبب واگرایی نیروهای ملی و کاهش توان و قدرت کشورها می شود .

 1-7- فحشاء :

فقر و اعتیاد از جمله عوامل زمینه ساز برای سایر مفاسد نظیر فحشاء هستند . به این عوامل باید عوامل دیگری نظیر شبکه های توزیع کالاهای فرهنگی غیر مجاز و ... را اضافه نمود .

2-تهدید های اقتصادی :

به نظر می رسد سه عامل موجب پیشرفت و رونق اقتصادی کشور های نظیر ژاپن و آلمان شده است . این عوامل عبارت اند از : سرمایه گذار آرمان گرا ، مصرف کننده آرمان گرا و بالاخره سیاست های اقتصادی آرمان گرایانه ولی در جهان سوم معمولاً با فقر این عوامل روبرو هستیم .

2-1- نبود بازار آرمان گرا :

منظور از بازار مجموعه عوامل اقتصادی در عرصه تولید و توزیع و مصرف است در ژاپن اندیشه های فعال در این عرصه ها شدیداً آرمان گرا بوده اند و آرمان آنها افزایش سطح رفاه مردم ژاپن و اعاده حیثیت کشور ژاپن بود که در طول جنگ جهانی دوم به شدت آسیب دیده بود . در بازار آرمان گرای ژاپن ، سرمایه داران سرمایه خود را وقف توسعه اقتصادی ژاپن نمودند نه آنکه ژاپن را قربانی منافع شخصی خود کنند و همین آرمان مشترک سرمایه گذار مصرف کننده و کارگر ژاپنی را به هم پیوند زده اس و همه دیوارهای جدایی را از میان آنها برداشته است .

2-2- نبود مصرف کننده آرمان گرا :

مصرف کننده ژاپنی شدیداً آرمان گرا بوده و هنوز هم هست . آرمان مصرف کننده ژاپنی حمایت از تولیدات داخلی است . گفته می شود در ابتدای دوران صنعتی شدن ژاپن امپراطور ژاپن از مصرف شیشه خارجی برای کاخ خود خودداری کرد تا تولید کنندگان ژاپنی را به تولید شیشه تشویق کند . معلوم است که این رفتار چه تاثیری بر مصرف کنندگان ژاپنی می گذارد . آیا رفتار چنین مصرف کننده ای را می توان با رفتار آن مصرف کننده ثروتمند برخی از کشورهای نفت خیز مقایسه کرد که با افتخار میگوید : من در داخل کشور خرید نمی کنم و معمولا هر چه پوشاک و وسایل زندگی لازم دارم از خارج می خرم ؟

2-3-مسئله سیاست گذاری آرمان گرا :

در کنار بازار و مصرف کنده ژاپنی دولت ژاپن نیز شدیداً آرمان گرا بوده است . آرمان دولت ژاپن افزایش قدرت صنعتی و تکنولوژیک ژاپن و اعتلای نام و افتخارات اقتصادی و صنعتی ژاپن است و از این رو سیاست گذاری های این دولت ، شدیداً آرمان گرایانه بوده است .

کشورهای جهان سوم تا حدود زیادی نیازمند توجه بیشتر به این عوامل پیشرفت و توسعه اند به دلیل کمبود رابردهای اقتصادی و آموزه های ارتباطی سرمایه گذار جهان سوم به جای تلاش در جهت افزایش تولید به واردات روی می آورد و در شرایطی که محصول داخلی به زحمت می تواند بازار فروش پیدا کند و برای بقای خود دست و پا می زند بازار را از محصولات خارجی مشابه با قیمت ارزانتر و کیفیت بهتر که نتیجه تولید انبوه تر با فناوری بالاتر است پر می کند و به هیچ وجه وجدانش نگران نابودی تولیدات داخلی و افزایش بیکاری در کشور نیست و مصرف کننده داخلی گاه بزرگترین افتخارش این است . که جنس خارجی بخرد حتی اگر قیمتش بالاتر و حتی کیفیت آن در مواقعی پایین تر باشد به عنوان مثال درشرایطی که کیفیت بعضی از محصولات ایرانی از محصولات خارجی مشابه بهتر است باز هم مصرف کننده ایرانی ترجیح می دهد جنس خارجی بخرد و برخی از مدیران هم بعضا با توجیهاتی که ریشه در پروبا گاندای بین المللی شرکت های چند ملیتی دارد بدون مطالعه کافی روی به شرکت های خارجی می آورند تا با صرف هزینه بیشتر و البته با سهولت بیشتری برنامه های خود را به اجرای در آورند . در چنین شرایطی تنها می توان خواب رونق اقتصادی و کاهش بیکاری و تورم را دید . مقایسه ای که بین ایران و کشورهایی نظیر سنگاپور مالزی و کره جنوبی ، از جهت شرایط اقتصادی می شود مقایسه ای مع الفارق است زیرا کشورهای  مذکور سکوهای صادراتی برای تراست های بزرگ جهانی هستند که به دلیل شرایط ویژه ژئوپلتیک انتخاب شده اند . در حالیکه ایران یک بازار مصرف است شاید بتوان تا اندازه ای شیخ نشین های خلیج فارس را با کشورهای مذکور مقایسه نمود ولی ایران را نه زیرا معمولا سکو های صادراتی در کنار بازار های بزرگ مصرف به وجود می آیند در صورت نبود عوامل اقتصادی آرمان گرا تداوم مشکلاتی نظیر کاهش تولید و افزایش تورم و بیکاری بدیهی خواهد بود و به این مشکلات عواملی نظیر نوسان قیمت نفت دامن خواهد زد .

3- تهدید های سیاسی :

تهدید سیاسی تنها از طریق اپوزیسیون داخلی نیست به ویژه در شرایطی که به دلیل مشروعیت بسیار بالا امکان وجود چنین عاملی کم است ولی خطر افزایش واگرایی در درون نیروهای سیاسی دست کم گرفتن مخاطرات و فتنه انگیزی عوامل ناخویشاوند با نظام سیاسی می تواند همواره یک تهدید به شمار آید .

هنگامی که نخبگان سیاسی کشورهای جهان سوم معنی واقعی تحزب را که به معنی ایجاد سیستم check and balance است ، کاملا درک نکرده و ندانسته اند که تحزب در غرب به معنی مشارکت سهام دارن قدرت برای حفظ قدرت است نه معاندت برای حذف رقیب و کسب قدرت مطلق . لیبرالیسم در این کشورها همواره زمینه ساز آنارشیسم خواهد شد و تا هنگامی که مبانی نظام جمهوری اسلامی که به معنی تجلی اراده عمومی در بستر خود آگاهی و خدا آگاهی و ولایت فقیه و پیشتازی پرهیزکاری  و تقواپیشگان و شایستگان است را به درستی مورد توجه قرار ندهیم با همان مخاطرات روبرو خواهیم بود .

4- تهدید نظامی در شرایطی رخ می نماید که یک کشور بخواهد اراده خود را بر کشور دیگر تحویل کند و برای تحمیل اراده خود ابزاری جز ابزار نظامی در اختیار نداشته باشد . ...

عناصر عملیات روانی : زمان (3)

جدول مراحل و محتوا ی عملیات روانی :

      طرح(محتوا)

  مراحل

ترغیبی

القایی

اشباعی

قبل

 

 

 

حین

 

 

 

بعد

 

 

 

 

جدول زمان و محتوا ی عملیات روانی :

      طرح(محتوا)

  زمان

ترغیبی

القایی

اشباعی

کوتاه مدت

 

 

 

میان مدت

 

 

 

بلند مدت

 

 

 

 

جدول شرایط و محتوا ی عملیات روانی :

      طرح(محتوا)

  شرایط

ترغیبی

القایی

اشباعی

صلح

 

 

 

بحران

 

 

 

جنگ

 

 

 

 

جدول ابعاد و محتوا ی عملیات روانی :

      طرح(محتوا)

  ابعاد

ترغیبی

القایی

اشباعی

توالی

 

 

 

استمرار

 

 

 

شتاب

 

 

 


ديدگاه ها و دکترين های موجود درباره جنگ روانی

ديدگاه ها و دکترين های موجود درباره جنگ روانی

ديدگاه ها و دکترين های موجود درباره جنگ روانی


 1-  ديدگاه اول : جنگ روانی به اقداماتی گفته می شود که برای تاثيرگذاری بر عقايد و عواطف دشمن جهت تغيير تخريب و تضعيف روحيه او برنامه ريزی می شود تا هدف هايی را که از طريق عمليات نظامی تعقيب می شود پشتيبانی نمايد . طرفداران اين نگرش تبليغات را جزء اصلی و اساسی جنگ روانی می دانند .


2-  ديدگاه دوم : جنگ روانی پديده است که تمام افراد جامعه را تحت تاثير قرار می دهد و طيف وسيعی از فعاليت ها نظير ترور شخصيت و جاسوسی براندازی و آدم کشی تروريزم و سانسور را در بر می گيرد و با دامن زدن به تنش ها و ناهنجاری های اجتماعی و بحران های متوالی جامعه را به سمت خاصی سوق می دهد . در جنگ روانی دشمن با شناخت کافی از انگيزه و تفکرات مردم با امکانات و تکنيک ها و ابزار مناسب تلاش می کند تا تعارضات روانی و اجتماعی را تشديد کرده و از تنش های ايجاد شده نهايت بهره برداری سياسی اقتصادی و نظامی راکرده باشد .


ديدگاه سوم : اين گروه جنگ روانی را شامل طيفی از فعاليت های سياسی نظامی جنگ های چريکی و اقدامات شبه نظامی می دانند و معتقدند که هدف جنگ روانی چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ حمايت و پشتيبانی از عملکرد سياسی و نظامی دولت ها بوده است .


با توجه به مطالب بالا می توان چنين نتيجه گيری کرد که ديدگاه های گوناگون ارائه شده در مورد مفهوم جنگ روانی در تضاد و تناقض با هم نيستند و هر کدام جنبه های خاصی از جنگ روانی را بررسی نموده و به طور کلی مکمل يکديگرند . لذا با توجه به اين نگرش ها می توان تعريفی جامع و مانع از جنگ روانی به شرح زير ارائه داد :


 " جنگ روانی عبارت است از انجام اقدامات و عمليات برای تحت الشعاع قرار دادن طرز تفکرات و عقايد افراد يک جامعه و ايجاد بحران و تنش های روانی و اجتماعی با استفاده از تکنيک ها ، تاکتيک ها و شيوه های روانی و تبليغاتی ( ترور، فريبکاری ، سانسور، جاسوسی ،وخشونت های سياسی و نظامی ) برای رسيدن به اهداف سياسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، نظامی بدون رويارويی نظامی ".


در زمينه تاثير جنگ روانی بر دشمن و گروه های خاص و مخاطب نگرش های گوناگونی از جانب سخصِت های سياسی به عمل آمده است که در زير به برخی از اين ديدگاه ها اشاره می شود .


ژنرال دو گل می گويد : برای آنکه دولتی در جنگ پيروز شود بايستی جنگ روانی را قبل از حرکت نيروهايش به سمت ميدان های نبرد آغاز نمايد و تا انجام عمليات رزمی برای پشتيبانی نيروهايش ادامه دهد .


وينستون چرچيل در اين زمينه می گويد :


چه بسيار اتفاق افتاده که جنگ روانی مسير تاريخ را تغيير داده است در تاريخ جنگ ها مثال های افزون بر شمارش در اين باره يافت می شود و نيز از پيروزهايی که ماشين جنگی دشمن را از کار انداخته اما نتوانسته است . روحيه معنوی نيروهای دشمن را از پای در آورد و به همين دليل اين پيروزهای ناقص کمی دوام آورده و پس از آن نيروی غالب شکست خورده و جناح مقابل پيروزی خود را تثبيت کرده است .

ارزشیابی در مهندسی فرهنگی ، اجتماعی

ارزشیابی :

هدف از مهندسي فرهنگي و اجتماعي، ايجاد تحولات مطلوب در افكار عمومي و تغيير در رفتارهاي سياسي اقتصادي و اجتماعي است. منظور از ارزشيابي در مهندسي اجتماعي انجام فعاليتي منظم و مداوم براي سنجش ميزان وقوع تحولات مطلوب (يا تحولات مادر) و بررسي تحولات احتمالي غير برنامه ريزي شده (يا ملازم) و داوري درباره نسبت آنها با اهداف مهندسي فرهنگي و اجتماعي و شناخت و تميز تحولات ملازم مطلوب از تحولات ملازم نامطلوب است. به عبارت ديگر، كارشناسان ارزشيابي در مهندسي فرهنگي و اجتماعي، ضمن بررسي رفتار پيام گيران، فعاليت هاي انجام شده را مي سنجند و تعيين مي كنند كه تحولات مطلوب و برنامه ريزي تا چه حدودي روي داده و عوامل اصلي حدوث اين تحولات، چه بوده اند يا اگر تحولات مورد نظر به وجود نيامده باشد، علل و عوامل محدود كننده يا بازدارنده بروز اين تحولات چه بوده اند.

هدف اصلي در امر ارزشيابي، شناخت فرصت ها و آگاهي به عوامل پيشرفت دهنده تحولات و تعميم آنها در ساير زمينه هاي مربوط از يك طرف، و شناخت تهديدها و شناسايي علل و عوامل محدود كنده يا مانع، از طرف ديگر است. علاوه بر اين، همواره هنگام اجراي يك برنامه مهندسي فرهنگي و اجتماعي راه هاي ميان بر و ساده تر و كم هزينه تر يا موثرتر خودنمايي مي كنند و در ارزيابي و ارزشيابي برنامه هاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي و تجزيه و تحليل نتايج حاصله از اجراي آنها، مي توان به اين راه ها پي برد و در آينده، آنها را به كار گرفت و علاوه بر اينها هر تحول مادر تحولات ملازم مثبت يا منفي را مي تواند در پي داشته باشد. شناخت تحولات ملازم از جمله اهداف ارزشيابي برنامه هاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي است.

چنانكه پيش از اين گفته شد، تحولات ملازم قابل پيش بيني نيستند و گرنه هنگام برنامه ريزي براي تحول مادر مورد توجه قرار مي گرفتند. لذا هنگام اجراي برنامه هاي مادر بايد به جست و جوي آنها بر آمد و بررسي كرد كه كدام مطلوب اند و بايد در گسترش و تقويت آنها كوشيد و كدام نامطلوب مي باشند و بايد از تكرار و اشاعه آنها جلوگيري به عمل آورد.

در ارزشيابي برنامه هاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي، توجه به نكات زير، نيز اهميت زيادي دارد :

1.       ارزشيابي، عبارت از بررسي هاي هدفمند و روشمند و مداومي است كه به تحقق استراتژي مطلوب و اصلاح آن به طور منظم و پيوسته كمك مي كند.

2.       يكي از اهداف ارزشيابي تعيين درجه و ميزاني است كه نشان دهد برنامه هاي مهندسي اجتماعي به اهداف خود نزديك شده اند.

3.       به وسيله ارزشيابي، آمار و ارقامي كه اساس برنامه ريزي هاي آتي را به وجود مي آورند به دست مي آيند، زيرا بدون چنين آمار و ارقامي، نمي توان در مسير مهندسي فرهنگي و اجتماعي حركت كرد. در تهيه اين آمار كوشش مي شود حتي عوامل كيفي (نظير درستكاري يا عشق به كار و نظم و...) به وسيله نشانه هاي كمي مشخص شوند.

4.       ارزشيابي به ما كمك مي كند تا شواهدي را به دست آوريم كه به وسيله آنها نشان دهيم برنامه هاي اجرا شده تا چه اندازه مهم بوده اند يا تا چه اندازه ارزش و اعتبار داشته اند.

5.                  به وسيله ارزشيابي مي توان روش هاي به كار گرفته شده را ارزيابي و كنترل كرد و آنها را تصحيح نمود.

6.       ارزشيابي برنامه هاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي، به نظريه پردازان آينده آفرينان مجريان و همه شركت كنندگان در اين برنامه ها، كمك مي كند تا برنامه هاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي را با دقت رهبري و هدايت كنند و آنها را به نتيجه نهايي برسانند زيرا بدون ارزشيابي مبناي صحيحي براي پيشبرد فعاليت ها وجود ندارد. ارزشيابي از اين طريق به مهندسان فرهنگي و اجتماعي اعتماد و تامين مي دهد.

7.       ارزشيابي سبب مي شود كه كار هماهنگي و تمركز امكانات، در مسير دلخواه و مورد نياز صحيح تر و دقيق تر صورت پذيرد.

8.       در فرآيند ارتباطات ارشادي، پخش حقايق به دست آمده از ارزشيابي برنامه ها در بين مردم، سبب افزايش اعتماد عمومي به برنامه هاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي مي شود. از طرف ديگر، ارزشيابي مستمر و منظم كمك مي كند تا هدف هاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي را بهتر و دقيق تر تعريف كرد و در صورت لزوم اصلاحاتي در آنها اعمال نمود.

4- مراحل ارزشيابي :

ارزشيابي فرآيندي است كه در سه مرحله اجرا مي شود. نخستين مرحله مرحله گردآوري شواهد و اطلاعات مورد نياز است. دومين مرحله تعيين شاخص و ضوابط ثابت بر داوري و بالاخره سومين مرحله داوري و نتيجه گيري است.

4-1- گردآوري اطلاعات :

نخستين مرحله در فرآيند ارزشيابي، جمع آوري اطلاعات و شواهدي است كه در نتيجه اجراء برنامه يا برنامه هاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي به دست آمده است. ميزان دسترسي به اين شواهد و اطلاعات بستگي به آگاهي از مفاد و اهداف برنامه ها دارد. چه اهدافي از طريق چه برنامه اي مرد پي گيري قرار گرفته اند؟ ارزيابي پاره اي از تحولات احتمالا آسان است ولي وقوع برخي تحولات برنامه ريزي شده را به سادگي نمي توان سنجيد. اين نوع تحولات معمولا بيشتر جنبه ذهني و تغيير در نحوه نگرش دارد. بدين معني كه اجراي برنامه مورد نظر موجب تغيير در طرز تفكر پيام گيرنده مي شود و نحوه تصور و برخورد مردم نسبت به پديده ها و مسائل را تغيير مي دهد. ارزشيابي اين گونه تحولات معمولا مشكل است و پيچيدگي آن مربوط به برقراري ضوابط و شواهدي براي سنجش ميزان اين تحولات و تعيين تاثير عوامل مختلف -از جمله برنامه هاي تبليغي- در پيدايش آنهاست.

4-2- تعيين شاخص :

به منظور تامين صحت ارزشيابي، وجود شاخص و ضوابط ثابت، ضروري است. بدين معني كه بايد از قبل ضوابط و معيارهايي براي سنجش در نظر گرفته شده باشد تا با مقايسه نتايج حاصل و به دست آمده با اين ضوابط و معيارهاي ثابت بتوان ميزان پيشرفت و ركود را اندازه گرفت. ايجاد و برقراري معيار و ضابطه ارزيابي في نفسه كار بسيار پراهميتي است چون هر گاه در انتخاب آنها سعي كافي نشود صحت نتايج حاصل از ارزشيابي مورد ترديد است. ذيلا به مواردي اشاره مي كنيم كه عدم دقت در تعيين معيار و ضابطه كار ارزشيابي را دشوار يا حتي غير ممكن مي سازد و در مواردي موجب بطلان صحت كار مي شود.

1.       در موارد متعددي، ديده و شنيده شده است كه نمايي از عكس العمل اجتماعي، در مقابل يك پيام موجب داوري درباره آن شده است در حالي كه اين عكس العمل، از راه هاي عملي و فني، سنجيده نشده است. به عنوان مثال نامه هاي وارده به برنامه ها و بخش هاي برنامه سازي، تلفن هاي مخاطبان و... موجب شده اند مجريان اين برنامه ها تصور خاصي از عكس العمل اجتماعي درباره برنامه هاي خود پيدا كنند، در حالي كه با فرض آنكه نامه ها و تماس هاي مذكور از سوي عده اي مشخص براي تحقق يا تغيير در برنامه اي صورت نگرفته و پيدايش چنين عكس العملي، كاملا تصادفي و طبيعي و بدون برنامه ريزي قبلي باشد باز هم نمي توان نتايج به دست آمده از آنها را به تمام جامعه پيام گيران تعميم داد، زيرا جامعه نمونه بايد نمونه معني داري از جامعه كل باشد و به صورت تصادفي انتخاب شده باشد.

2.       در مواردي ديده و شنيده شده است كه عكس العمل برخي از نخبگان يا گروه هاي فشار يا نخبگان و گروه هاي ذي نفوذ و گروه هاي فشار، بيش از آنكه تحت تاثير نيازهاي اجتماعي باشد تحت تاثير منافع شخصي و گروهي آنهاست. بنابراين، نمي تواند شاخص دقيقي براي ارزشيابي برنامه هاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي به شمار آيد.

3.       در شرايطي كه مستقيما از طريق تحقيقات ميداني نظر پيام گيران در برنامه هاي تبليغي، مورد كاوش و بررسي قرار مي گيرد با فرض آنكه اين تحقيقات با دقت كافي صورت گرفته باشد و تمام ضوابط فني در تهيه پرسشنامه و انتخاب جامعه نمونه و تهيه گزارش هاي مورد نياز رعايت شده باشد باز هم نمي توان از اين طريق برنامه هاي اجرا شده را ارزشيابي كرد زيرا اولا پاسخگويان نظر خود را درباره برنامه هاي تبليغي با توجه به مقايسه اي كه بين آنها مي نمايند، ابراز مي كنند. يعني آنها بين دو پديده الف و ب، ممكن است به الف يا ب راي دهند در حالي كه نياز اجتماعي ممكن است پديده ج باشد كه پسخگويان به دليل عدم آشنايي با آن به آن اشاره نمي كنند. اين مشكل به ويژه در مورد برنامه هاي كودكان و نوجوانان، بيشتر بروز پيدا مي كنند. داوري نوجوانان و كودكان در مورد برنامه هايي كه مي بينند،‌ معمولا مثبت است در حالي كه تاثير اين برنامه ها بر آنان الزاما هميشه مثبت نيست. اين واقعيت كه داوري انسان در رابطه با پيرامونش تحت تاثير عوامل گوناگون واقع مي شود امري بديهي است و نسبيت اين داوري نيز مسئله پذيرفته شده اي است. آزمايش معروف (كه در آن يك نفر دو انگشت خود را از آب سرد و آب گرم با هم وارد آب ولرم كند، يك انگشت او- كه در آب سرد بوده- احساس گرما و انگشت ديگر احساس سرما خواهد كرد،‌در حالي كه آب ولرم درجه حرارت ثابتي را به هر دو انگشت منتقل مي كند) به ما اندرز مي دهد كه گاهي در نظر سنجي برنامه خوب برنامه اي‌ست كه بسيار بد نيست، ولي احتمالا بد است. گذشته از همه اينها نهايتا نظر سنجي ميل اجتماعي را مشخص مي كند نه پاسخگويي به نياز اجتماعي را در حالي كه در مهندسي فرهنگي و اجتماعي توجه به اين هر دو عامل از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، زيرا بدون توجه به ميل اجتماعي رسانه ها نمي توانند موثر باشند و بدون توجه به نياز اجتماعي نمي توانند تاثير مطلوب برجاي بگذارند.

4-3- رفتار سنجي :

بنابراين، در مهندسي فرهنگي و اجتماعي، گذشته از ضرورت نظر سنجي، رفتار سنجي نمود. رفتار سنجي، يعني سنجش تغييرات حاصل در رفتار مخاطب پس از يك دوره خاص كه در آن دوره پيام هاي مشخصي در اختيار مخاطب قرار گرفته است. اگر رسانه ها بخواند به كاهش جرائم رانندگي، از طريق افزايش توجه مردم به مقررات راهنمايي و رانندگي و در نتيجه رعايت اين مقررات كمك كنند و با توجه به اين نياز اجتماعي برنامه هايي را در نظر بگيرند در آنها به طور مستقيم و غير مستقيم اهميت رعايت مقررات راهنمايي و رانندگي يادآوري شده است، بهترين شاخص براي ارزيابي ميزان تاثير اين برنامه ها چيست؟ آيا نامه هاي وارده يا تلفن هايي كه به مجريان برنامه ها مي شود و از آنها ستايش يا انتقاد مي گردد، مي تواند شاخص باشد؟ يا نظر فرماندهان نيروي انتظامي؟ يا بالاخره تهيه آمار دقيق از ميزان ارتكاب جرائم رانندگي در دو دوره مساوي زماني، قبل و بعد از اجراي برنامه ها و مقايسه اين دو رشته آمار با يكديگر؟ اگر در شرايط ثبات عوامل ديگر و پس از يك دوره زماني اجراي برنامه هاي تبليغي، ميزان جرائم رانندگي به طور محسوس و معني داري كاهش يابد، مي توان گفت كه برنامه هاي ارائه شده موثر بوده است بنابراين يك شاخص مطلوب در مهندسي فرهنگي و اجتماعي  وجود ندارد بلكه بنا بر نوع برنامه تعيين شاخص تفاوت مي كند ولي همواره در مهندسي فرهنگي و اجتماعي بايد معيارها و شاخص هايي را در نظر گرفت كه بتوان بوسيله آنها هم ميل اجتماعي و هم ميزان تحقق نياز اجتماعي را سنجيد.

4-4- داوري و نتيجه گيري :

با توجه به مطالب فوق درك اين مرحله تا حدود زيادي آسان و ساده است. در فرآيند ارزشيابي نخست اطلاعات و شواهد كافي از شرايط موجود در قبل از اجراي برنامه حين اجراي برنامه- در صورتي كه يك دوره زماني قابل توجهي را در بر ميگيرد- و پس از اجراي برنامه جمع آوري مي شود. از پيش معيار و شاخص معيني نيز در نظر گرفته مي شود (در مثال پيش : كاهش جرائم رانندگي) آن گاه با مقايسه اطلاعات و شواهد موجود با يكديگر ميزان موفقيت برنامه سنجيده مي گردد و مشخص مي شود آيا پيشرفتي در كار بوده يا نه و اگر بوده آيا اين پيشرفت به اندازه لازم بوده يا نه و برنامه از حدي كه پيش بيني مي شده تاثير كمتري داشته است.

بنابراين، ارزشيابي به ما كمك مي كند كه بدانيم :

الف‌ : اگر برنامه تاثير گذار بوده و افكار عمومي در مسير مطلوب پيشرفت كرده و موجبات تغييرات مطلوب در رفتار اجتماعي را فراهم آورده اين پيشرفت تا چه اندازه بوده و دلايل اين پيشرفت چه بوده است.

ب : اگر پيشرفتي به دست نيامده، عوامل عدم پيشرفت كدام است.

ج : چه تحولات ملازم مطلوبي عايد شده است و در برنامه هاي آتي، چگونه بايد آنها را گسترش داد؟ اين تحولات ملازم، چه نيازهاي جديدي را به همراه دارند و آن نيازها را چگونه بايد بر آورد؟

د : چه تحولات ملازم نامطلوبي، عايد شده است و چگونه بايد از اشاعه آنها جلوگيري كرد و علل بروز آنها چيست و براي خنثي كردن اثرات آنها چه بايد كرد ؟

در نتيجه با مقايسه شواهد و اطلاعات جمع آوري شده و معيارهاي تعيين شده مي توان ارزش برنامه هاي اجرا شده را سنجيد و آن گاه داوري كرد كه موفقيت يا شكست آنها تا چه ميزان بوده است.

5- كيفيت انتخاب ارزيابي :

در انتخاب ارزياب يا ارزيابان، بايد به چند بعدي بودن برنامه هاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي توجه كرد و براي هر بعد شاخص و ارزياب ويژه اي را معين نمود. اين ارزيابان مي توانند زير نظر يك مسئول ارزيابي فعاليت كنند.

فشرده مطالب مهم

مبناي همه فعاليت هاي ارتباطي، توجه به جمع است و انتخاب هدف يا اهداف در سيستم هاي ارتباطي، انتخاب نقطه اي است كه براي رسيدن به آن، تمام امكانات خود را متمركز مي كنيم. تبيين واقع بينانه شرايط ملي و جهاني، و افشاي تبليغات القائي و اغوائي، و آگاه ساختن پيام گيران از منافع واقعي خود، از جمله اهداف استراتژيك سيستم ارتباطات ملي به شمار مي رود.

برنامه ريزي عبارت است از كار تمركز، تلفيق و تنظيم منابع موجود و مستعد براي رسيدن به يك هدف معين. در برنامه ريزي براي مهندسي فرهنگي و اجتماعي، بايد موجبات آموزش غير رسمي و غير مستقيم و انگيزش عمومي در جهت تحقق برنامه هاي رشد و توسعه فرهنگي، اقتصادي و سياسي كشور را فراهم كرد و به معرفي الگوها و نمونه ها پرداخت و از شرايط موجود به طور مداوم ارزيابي داشت.

هدف هايي كه براي هر برنامه تعيين مي گردد، بر مبناي نيازهاي درك شده جامعه باشد و تبليغات با توجه به شرايط و امكانات متعارف جامعه صورت پذيرد و در آن به اصل ضرورت رعايت آزادي هاي اساسي توجه شود.

در مهندسي فرهنگي و اجتماعي، رعايت ميانگين قدرت جذب جامعه پيام گيران ضروري است و طرح برنامه هاي مرحله لازم شمرده مي شود. هر برنامه در موضوع قالب محتوا و نحوه تهيه جديد و ابتكاري است، ولي محورهاي استراتژيك را پي گيري مي نمايد.

كار برنامه ريزان ارتباطات، مكمل كار كارشناسان اجرايي و پژوهشگران در ساير حوزه هاست و به وسيله شبكه ارتباطي چرخه كشف عيب- رفع عيب به وجود مي آيد.

در مهندسي فرهنگي و اجتماعي، بايد به رابطه توقع عمومي و امكانات ملي توجه كرد. افزايش توقع عمومي نسبت به امكانات ملي موجب افسردگي اجتماعي و كاهش امكان سرمايه گذاري هاي اساسي مي گردد.

هر رسانه از نظر وسعت تاثير و دامنه انتشار كاركرد خود را دارد، ولي مجموعه رسانه ها بايد يك اركستر اجتماعي- ارتباطي را بسازند كه از آن ملودي دلنوازي برخيزد.

وظيفه ارتباطات ملي افشاي تبليغات القائي در اشكال مختلف است.

ارزشيابي، عبارت از بررسي هاي هدفمند و روشمند و مداومي است كه به تحقق استراتژي مطلوب و اصلاح آن به طور منظم و پيوسته كمك مي كند. براي تامين صحت ارزشيابي بايد از شاخص ها و ضوابط ثابت استفاده كرد.

در مهندسي فرهنگي و اجتماعي، گذشته از نظر سنجي رفتار سنجي نيز ضرورت دارد. رفتار سنجي به معني سنجش تغييرات حاصل در رفتار مخاطب است پس از يك دوره خاص كه در آن دوره پيام هاي مشخصي در اختيار مخاطب قرار گرفته است.


تاريخچه و سير پيدايش و تحول جنگ روانی - جنگ روانی در عصر باستان

تاريخ بشری با شروع جنگ های ابتدايی شبه نظامی و کنش های متقابل خصومت آمِيز ميان افراد شروع شده است تقريبا" تمام تمدن های جديد زاييده جنگ و همچنين اضمحلال تمامی تمدن های معروف قبلی بر اثر جنگ بوده است .

اين پديده با تحولات اقتصادی ، اجتماعی ، تکنولوژيکی و نِيز دگرگونی در شرايط ايدئولوژيک و سياسی ، انگيزه ها ، اهداف و اشکال مختلفی همراه بوده است بنابر اين سخن از جنگ روانی مضمون جديدی برای انديشه ای قديمی بوده که فرايند پرفراز و نشيب و پيچيده ای را طی کرده است . اين فرايند در جهانی که در گيرودار انقلاب و تحولات عظيم علمی و فنی و اطلاعاتی و فرهنگی و معنوی می باشد هر آينه پيچيده تر می شود . کوشش و تلاش در زمينه شناساندن جنگ روانی و تحولات آن بر اساس شواهد تاريخی و اسناد موجود نيازمند يک موسسه تحقيقاتی با امکانات فراوان است . پس اين درس نمی تواند تمام نکات تاريخی و تحولات جنگ روانی را ارائه دهد ، بلکه يک آشنايی اجمالی تاريخی در اختيار دانشجويان قرار می دهد .

 ادوار جنگ روانی

 جنگ روانی از نظر تاريخی می توان به سه دوره تقسيم نمود :

 جنگ روانی در عصر باستان

 جنگ روانی در عصر ميانه

 جنگ روانی در عصر جديد

اين سه دوره به ترتيب زير مورد بحث قرار می گيرد .

 *) جنگ روانی در عصر باستان

 بر اساس اطلاعات موجود در منابع تاريخی جنگ روانی از گذشته بسيار دور مورد استفاده بشر واقع شده است . لاين برگر استفاده از وحشت و هراس توسط کيدون در جدال های او در برابر ميديانيت ها را در حدود سال 1254قبل از ميلاد ذکر می کند . استفاده از " اسب تراوا " توسط يونانيان برای تصرف تراوا يکی از مشهورترين نمونه های تاريخی اين شيوه می باشد .

سون تزو متفکر ارتش چين در سال 500 سال قبل ازميلاد در کتاب خود با نام هنر جنگ می گويد :

در جنگ ها با استفاده از صدای طبل ها و افراشتن پرچم ها و متاثر کردن اذهان نيروهای دشمن و با استفاده از جاسوسان بايد انچنان وضعيتی را به وجود آورده که موجب شکست دشمن گردد .

وی همچنين در مورد دستيابی به اطلاعات در زمان جنگ می گويد :

اگراز نيروی دشمن و از نيروی خودی اطلاع کافی داشته باشی صد ها جنگ نبايد ترا بترساند . اگر خودی را بشناسی اما دشمن را نشناسی در مقابل هر پيروزی يک شکست را متحمل خواهی شد . اگرنه خودی و نه دشمن را بشناسی يک احمق بيش نيستی و در هر جنگی شکست خواهی خورد .

اندرز های " سون تزو " پس از قرن ها هنوز هم در جنگ های روانی عصر حاضر به کار می رود ، زيرا انجام جنگ روانی در تمامی سطوح به اطلاعات نيازمند است . اين اطلاعات به سه منظور در جنگ روانی مورد استفاده قرار می گيرد .

الف ) برای اينکه برنامه ريزان بتوانند طرح های واقعی و قابل اجرا را بر اساس نقطه ضعف های روانی هدف مورد نظر تدوين نمايند.

ب  ) برای تهيه موادی که برنامه ريزان بايد در تهيه محصولات تبليغاتی از آنها استفاده کنند .

ج  ) برای اينکه برنامه ريزان بتوانند ميزان تاثير عمليات تبليغاتی قبلی را ارزيابی کنند .

کوتيليا ، نويسنده هندی در کتاب خود به نام " آرتا ساسترا " که بين سال های 321 تا 296 قبل از ميلاد منشر کرد می نويسد :

 منجمين و کيهان شناسان با توجه به حرکت اختران آسمانی بايد چنان روحيه ای در نظامِيان و لشکريان پادشاه به وجود آورند که فکر هرگونه احتمال شکستی را در ذهن آنان از بين ببرند و جای هيچ گونه شک و ترديدی در مورد پيروزی نهايي آنها باقی نگذارند همچنين وی توصيه می نمايد که عوامل مخفی و امنيتی پادشاه بايد به نحوی در سطوح مختلف ارتش دشمن نفوذ نموده و در باره شکست قريب الوقوع قوای آنها به شايعه پراکنی بپردازد و از اين طريق سربازان خصم را تضعيف کرده و در داخل خاک رقيب دسته ای عليه دسته ديگر بشورانند .

جان گونتر نويسنده کتاب " جوليو سزار " می نويسد : پس از تصرف رم و اسپانيا نوبت آن فرا رسيده بود که برای مقابله با پومپيوس در يونان مهيا کند . سزار هنوز هم به پومپيوس ارج می نهاد و او را به عنوان يک انسان دوست می داشت اما به محض اين که از وضعيت ارتش او آگاهی يافت درصدد حمله به يونان افتاد . او قبل از شروع جنگ به رجز خوانی و تضعيف روحيه دشمن پرداخت . او قبل از جنگ می گفت : من در اسپانيا ارتشی بدون فرمانده را شکست داده ام و حال می روم فرماندهی بدون ارتش را شکست دهم .

او قبل از شب نبرد برای بالا بردن روحيه ارتش خود و تضعيف روحيه دشمن از منجمين و کيهان شناسان نيز سود برد و از شهابی درخشان که در آسمان بر فراز اردوگاه سزار پديدار شد و سپس در اردوگاه پومپيوس افتاد نهايت استفاده را به عمل آورد او از طالع بينان خواست تا اين واقعه را تعبير کنند . آنان اين امر را به پيروزی سزار تعبير کردند و سبب دلگرمی بيشتر سربازان او شدند و بدين ترتيب سزار در اين جنگ بر پو مپيوس پادشاه يونان غلبه کرد .

تاریخچه و سیر تحول جنگ روانی - جنگ روانی در عصر ميانه

جنگ روانی در عصر ميانه

 در نيمه اول سده هفتم ميلادی با پيدايش اسلام و تعاليم حضرت محمد (ص) دگرگونی عميقی در سرنوشت کشورهای کناره مديترانه و آسيای غربی پديد آمد که از لحاظ بين المللی اهميت فراوانی داشت در اين ايام بخصوص از زمان شروع مبارزه پيامبر (ص) با نظام فکری ارزشی و اجتماعی حاکم بر حجاز بزرگان قريش و ساير دشمنان آن حضرت که تعليمات وی را در جهت از بين بردن منافع خود می ديدند با توسل به انواع و اقسام روش ها از جمله تمسخر ، استهزاء و ايجاد ترس و وحشت با شکنجه و آزار و ارعاب مردم عليه پيامبر به جنگ روانی پرداختند .

از جمله شيو ه های موثری که بزرگان قريش در جنگ احد به کار بردند شايعه کشته شدن رسول اکرم (ص) بود که در اين موقع بيشتر مسلمين پا به فرار گذاشتند و حتی هنگامی که از کنار رسول اکرم (ص) می گذشتند و آن حضرت آنها را فرا می خواند آنها بدون اعتنا از کنار ايشان می گذشتند .

نکته قابل توجه اين که حضرت رسول اکرم (ص) نيز در مقابله با دشمن مرعوب و مستاصل ساختن آنها را بر کشتن ترجيح می دادند و در اين راه از شيوه ها و تاکتيک های جنگ روانی استفاده می کردند .

يکی از روش های جنگ روانی که رسول اکرم (ص) برای تضعيف روحيه و ارعاب مخالفان به کار می بردند از بين بردن بلند گو های تبليغاتی دشمن بود که بطور علنی و عملی با پخش شايعاتی باعث تضعيف روحيه مسلمين می شدند از جمله کشتن عصماء دختر مروان از قبيله بنی اميه و کشته شدن ابو عفک که مردم را عليه اسلام تحريک می نمودند ، بود .

نمونه های زيادی از بهره گيری از شيوه های جنگ روانی در تاريخ صدر اسلام موجود است ، از جمله داستان مربوط به يکی از رهبران سپاه مسلمانان است که به وسيله تاثير روانی کلام توانست حيثيت وطن شرافت سپاه و سرنوشت امت خود را نجات دهد او طارق بن زياد بود ، هنگامی که او بر قله های "ابان" در اندلس ايستاد و مشاهده کرد تعداد صد هزار نفر از سپاه دشمن آماده دفاع است در حالی که کليه سپاه او فقط دوازده هزار نفر بودند با شناخت عظمت مسئوليت خود چاره ای نديد جز آن که کشتی هايی را که از شمال اندلس آورده بود به آتش بکشد سپس به سپاهيان خود رو کرد و گفت : ای سپاهيان دشمن در مقابل شما و دريا پشت سر شما است به خدا سوگند جز مرگ يا پيروزی نداريد هيچ چيز شما را به پيروزی نمی رساند مگر اين که از دست دشمن خلاصی يابيد پس از اين سخنان سپاه طارق بن زياد با پايداری و مقاومت جنگيد تا اين که پيروز شد .

نمونه ای ديگر از جنک های روانی در اين دوره ميانی جنگ های روانی معاويه عليه حضرت علی (ع) بود در آن زمان تبليغات سوئی که عليه حضرت علی (ع) می شد به حدی بود که پس از شهادت آن حضرت در محراب عده ای می پرسيدند مگر حضرت علی نماز می خواند که در محراب شهِيد شده است ؟ تبليغات عليه حضرت علی (ع) حتی پس از شهادت وی نيز از طرف دستگاه معاويه ادامه پيدا کرد .


برنامه ریزی در مهندسی فرهنگی ، اجتماعی

برنامه ريزي :

برنامه ريزي عبارت است از كار تمركز، تلفيق و تنظيم منابع موجود و مستعد، براي رسيدن به يك هدف معين.

منابع موجود شامل نيروي انساني، بودجه، لوازم و تجهيزات مي شود، ولي اين منابع موقعي بهينه و بهنگام مورد استفاده قرار مي گيرند كه از دانش فني براي بهره برداري از آنها در جهت نيل به هدف يا اهداف برخوردار باشيم.

در برنامه ريزي براي مهندسي فرهنگي و اجتماعي، توجه به نكات زير ضروري به نظر مي رسد. بديهي است اين نكات، غير از مسائل عمومي است كه در دانش مديريت، براي برنامه ريزي ذكر مي گردد.

1.       فراهم كردن موجبات آموزش غير رسمي و غير مستقيم، و انگيزش عمومي در جهت تحقق برنامه هاي رشد و توسعه فرهنگي، اقتصادي و سياسي كشور. اين امر، موقعي امكان پذير مي شود كه برنامه ريزان ارتباطي، تماس نزديكي با مراكز پژوهشي و اجرايي داشته و براي هر طرح مهم اجرائي، يك برنامه تبليغي داشته باشند.

2.       معرفي الگوها، نمونه ها، نوآوران و پيشروان در هر زمينه اي كه سبب مي شود پيشرفت جامعه در بستر توسعه را تسهيل نمايد. از اين رو، رسانه ها- به ويژه در زمينه مسائل مورد علاقه خود- نيازمند به تماس جدي، پي گير و مداوم با مراكز اجرائي، مراكز پژوهشي و جامعه اند و عامل مهم ارتباط اين سه بخش با يكديگر، نيز محسوب مي شوند.

3.       ارزيابي مداوم شرايط موجود و مقايسه آن با شرايط مطلوب. منظور از شرايط مطلوب، شرايطي است كه براي تحقق آن، برنامه ريزي مي شود نه شرايط موجود، بايد مستقيما به جامعه و افكار عمومي مراجعه كرد و با تحقيقات ميداني و با روش هاي علمي، تحولات و ويژگي هاي آن را شناخت و گرنه نامه هاي وارده و تلفن هايي كه به رسانه ها مي شود [و چه بسا كه بعضي از آنها از طريق دوستان و بستگان نقش آفرينان برنامه هاي تبليغي و رسانه اي صورت مي گيرد] نه تنها كاملا مفيد فايده نيستند بلكه مي توانند در شرايط مضر و گمراه كننده نيز باشند.

4.       هدف هايي كه براي هر برنامه تبليغي تعيين مي گردد، بر مبناي نيازهاي درك شده جامعه باشد. اين نيازها بايد براساس شرايط اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي تعريف شده و ضرورت آنها تشخيص داده شده باشند.

5.       تبليغات بايد با توجه به شرايط و امكانات متعارف و موجود صورت پذيرد و در هر شرايطي، نبايد پيام گيران را در گير خواست هاي غير واقعي و ناممكن و خيال پردازانه نمود. ايده آليسم در تبليغات، سبب پيشروي و رشد و توسعه اجتماعي نمي شود، مخصوصا هنگامي كه مستقيما با امكانات متعارف جامعه در تعارض قرار گرفته باشد.

6.       در برنامه ريزي براي تبليغات، به اصل ضرورت رعايت آزادي هاي اساسي و حقوق پيام گيران بايد توجه نمود. بدين معني كه به نحوي عمل شود كه گروه هاي اجتماعي، با توجه به نيازهاي خود مراحل فرآيند پذيرش را طي كنند و احساس كنند كه در يك جريان آزاد تبادل اطلاعات با اختيار و آزادي، شخصا به نتايج مشخص و معيني رسيده اند. در اين صورت از نظرياتي كه پيدا كرده اند حمايت خواهند كرد و براي دفاع از آنها انگيزه شخصي پيدا خواهند كرد.

7.       در مهندسي فرهنگي رعايت ميانگين قدرت جذب جامعه پيام گيران ضروري است. تهيه هر برنامه بايد به صورتي باشد كه بيشترين ميزان مخاطبان توانايي برقراري ارتباط عميق با آن را داشته باشند.

8.       در مهندسي فرهنگي، طرح برنامه هاي مرحله اي و متكامل، ضروري است به گونه اي كه هر برنامه مكمل برنامه هاي ديگر و هر مرحله مكمل مراحل پيشين باشد. اين كار، به معني مطالعات پريود يك در جامعه پيام گيران به ويژه به وسيله تحقيقات ميداني و اندازه گيري ابعاد گروه هاي مخاطبان كه در هر مرحله از مراحل پذيرش يا مراحل نوآوري و گرايش قرار گرفته اند و برنامه ريزي مداوم براي تماس با آنان است.

9.       هر برنامه در موضوع، قالب، محتوا، نحوه تهيه و گروه تهيه كنندگان، حتي المقدور نو و جديد و ابتكاري بوده ولي محورهاي مشخص، كمابيش ثابت و استراتژيك را به صورت غيرمستقيم و ضمني [و در صورت نياز، مستقيم و صريح] تكرار مي نمايد به گونه اي كه پيام گيرنده در حالي كه همواره خود را در شرايط جديد و نو مي يابد وخود را با پيام تازه و دست اول روبه رو مي بيند، تحت تاثير محورهاي تبليغي ثابت و استراتژيك قرار مي گيرد.

10.      از ديدگاه كاركرد امروزين سيستم ارتباطات بين المللي، سازمان هاي ارتباطي هنگامي كه به عرصه مهندسي فرهنگي و اجتماعي قدم مي گذارند، بايد تلاش كنند خود را صرفا بازگو كننده و منعكس كننده نشان دهند به گونه اي كه پيام گيرندگان احساس كنند رسانه تنها آيينه اي است كه در آن واقعيات اجتماعي منعكس مي گردد. از اين رو بهتر است سخن رسانه ها از زبان اشخاص حقيقي بيان و ابراز شود نه از زبان رسانه ها به عنوان اشخاص حقوقي. بنابراين، بايد براي شخصيت حقيقي دست اندركاران رسانه ها- كه در حقيقت بخشي از واقعيت اين موسسات هستند- به عنوان تهيه كننده، كارگردان، خبرنگار، نقاش، شاعر، نويسنده، صاحب نظر، كارشناس، دانشمند و... نقش قائل شد و آنان را به عنوان معماران بناي افكار عمومي به كار گرفت و به آنان هويت سياسي مستقل از سازمان هاي متبوع خود بخشيد و از آنان براي مهندسي فرهنگي امداد گرفت. در اين صورت، انديشه و احساس پيام گيران، رسانه ها را همراهي خواهد كرد. از اين شيوه براي مهندسي فرهنگي مي توان حسن استفاده يا حتي سوء‌استفاده كرد. غرب با سوء‌استفاده از[1] اين شيوه بيش از دو سده توانسته است در قالب دموكراسي آريستوكراسي جهاني خود را حفظ كند.

11.      برنامه ريزان تبليغات و ارتباطات ملي بايد توجه داشته باشند كه كار آنها مكمل كار ساير نهادها در بخش هاي سياسي، اقتصادي، آموزشي، خدمات و امنيت است. با اين تفاوت كه رسانه ها چشم و زبان سيستم هاي ملي براي بيان طرح هاي مادر و انعكاس تحولات ملازم مي باشند. نبود چنين نگرشي، سبب مي شود كه رسانه ها به جاي مشكل يابي و مشكل گشايي، تبديل به وسايل اشكال تراشي و عقده گشايي شوند و به جايي حل مشكلات، به دامنه و عمق و پيچيدگي آنها بيفزايند.

12.       در هر صورت، مهندسي فرهنگي و اجتماعي، يك كار دقيق و پيچيده عملي است كه ظاهرا سهل و باطنا پيچيده و مشكل است. از اين رو، اين كار صرفا از عهده كساني كه با مقولات فني كار آشنايند و با رشته هاي مورد نياز عملي، نظير روان شناسي اجتماعي، ارتباطات، مديريت و سياست آشنايي دارند بر مي آيد. رسانه هايي كه اين امور را به افراد ناآگاه و ناوارد مي سپارند، عملا جامعه را با خود و خود را با جامعه بيگانه مي سازند.

13.             يكي از وظايف اساسي در مهندسي فرهنگي و اجتماعي، توجه به رابطه توقع عمومي و امكانات ملي است. توقع عمومي از جنس ذهنيت است كه مي تواند به طور مرز ناپذيري رشد كند در حالي كه امكانات ملي، از نوع واقعيات عيني است كه نمي تواند از حد مشخصي در ظرف زماني معين، تجاوز كند. در شرايطي كه هدف، ايجاد يك جامعه فرهمند و با نشاط و اميدوار و شادمان است، بايد توقع عمومي در حدي كمتر از امكانات ملي قرار بگيرد، ولي در شرايط جنگ رواني و براي ايجاد افسردگي اجتماعي و ساختن جامعه نااميد، مايوس و افسرده، مي توان به وسيله تبليغات، توقع عمومي را نسبت به امكانات ملي افزايش داد. در اين حال در صورتي كه همه برنامه ريزي هاي اجرايي و اقتصادي و سياسي به خوبي طرح ريزي و اجرا شوند، باز هم هنگامي كه توقع عمومي بيش از امكانات ملي است مردم احساس رضايت و شادماني نخواهند كرد. به هم زدن تناسب توقع عمومي و امكانات ملي، يكي از روش هاي جنگ رواني است كه در جاي خود به آن اشاره مي كنيم.

14.             در مهندسي فرهنگي و اجتماعي توجه به مسئله اغتشاش در فرآيند ارتباط ضرورت حياتي دارد.

اغتشاش و بدفهمي پيام را مي توان به دو علت زير نسبت داد. نخست، احتمال مربوط به كمي اطلاعات در نفس پيام است. يعني مجموع اطلاعات مندرج در پيام گوياي منظور واقعي پيام دهنده نباشد. دومين عامل ممكن است عدم تفاهم گيرنده پيام با پيام دهنده باشد، يعني به عبارت ديگر غلط تفسير كردن پيام به دليل سوابق ذهني و برداشت هاي شخصي و تجربيات خصوصي با تاثير اطلاعات ناسازگار و مخل، از سوي ساير پيام دهندگان و مجاري انتشار اطلاعات براي جلوگيري از اغتشاش بايد به نكات زير توجه نمود : نخست آنكه پيام دهنده بايد از هدف خود، به خوبي و به درستي آگاه باشد. به عبارت ديگر بداند كه به چه منظور اقدام به تهيه و انتشار يك پيام مي كند. نوع و شكل و قالب پيام، تاثيري در ميزان ضرورت توجه به اين نكته ندارد. پيام چه برنامه راديويي باشد چه برنامه تلويزيوني يا گزارش مطبوعاتي يا نمايش روي صحنه يا فيلم سينمايي، در هر حال اولين شرط لازم براي جلوگيري از اغتشاش در فرآيند ارتباط، شناخت زمينه ذهني مخاطب و رفتار ارتباطي پيام دهندگان رقيب و تاثير آنها بر ذهن مخاطب يا مخاطبان است. از اين رو ثبت دقيق كنش هاي ارتباطي و مطالعه آنها به پيام دهنده كمك مي كند تا با اطمينان بيشتري پيام خود را در جامعه پيام گيران منتشر نمايد.

15.      افراد از لحاظ فراگيري به همديگر شباهت ندارند بلكه وجود نابرابري هايي باعث مي شود كه فرد پيامي را از ديگران بهتر فراگيرد يا ديگري كندتر ياد بگيرد. اين نابرابري ها همان طوري كه گفته شد عبارت اند از : نابرابري در نيروهاي بينايي و شنوايي، نابرابري در طول مدت عكس العمل، نابرابري در سرعت يادگيري افراد، نابرابري در نگرش ها، نابرابري در شيوه يادگيري، نابرابري در دوام يادگيري و حفظ مطالب و بالاخره، نابرابري در محيط پرورش و فرهنگ محيطي، ولي با همه اين نابرابري ها، شايان ذكر است كه افراد، خيلي بيش از آنچه با هم نابرابرند، با هم شباهت دارند، يعني شباهت ها به مراتب بيشتر از تفاوت هاست. از موارد عمده شباهت ها مي توان نيازهاي يكسان اوليه جامعه بشري را نام برد كه دامنه آنها خيلي توعه دارد. ضمن توجه به شباهت هاي رواني و فكري و جسماني، مي توان دريافت كه ابناء بشر چقدر به هم شبيه اند. شكل ظاهري، نيازهاي اوليه و ثانويه، عواطف، احساسات، همه و همه مواردي است كه افراد بشر را بي اندازه بهم شبيه ساخته است. اين شباهت ها، اساس احساس و درك مسائل و مفاهيم متنوع يكديگر است. در برنامه ريزي براي مهندسي اجتماعي، اين نيازها و انگيزه ها، يك اساس روشن و مستحكم را به وجود مي آورند.

16.      در مهندسي فرهنگي، توجه به اين نكته ضروري است كه هر رسانه، از نظر وسعت تاثير و نوع تاثير كاركرد خاص خود را دارد. رسانه هاي تخصصي گروهي و انبوهي، از نظر وسعت تاثير از يكديگر متمايز مي گردند و اين تمايز در تعريف آنها و كاركرد آنها تاثير مستقيم دارد. همچنين رسانه ها، از نظر نوع نگرش اجتماعي (چپ، ميانه و راست) در هر زمينه با يكديگر تمايز دارند. به عبارت ديگر، هر رسانه بايد منادي يك نگرش و مرجع يك گرايش اجتماعي باشد كه به آن تعلق دارد. وظيفه مهندسان اجتماعي، هماهنگ ساختن، در عين حفظ اين تمايزات است. همان گونه كه آهنگساز، سازهاي گوناگون زهي و بادي و زير و بم را با هم هماهنگ مي كند و از آنها يك آهنگ دلنواز به وجود مي آورد، در مهندسي اجتماعي، ضمن تقويت و پرورش تكثر رسانه اي، آنها را با هم هماهنگ مي كنند و در چهارچوب منافع ملي، از حركت آنها، يك برداشت اجتماعي مشخص و معين به وجود مي آورند.

17.      يكي از روش هاي پيشرفته و مشخص در مهندسي فرهنگي و اجتماعي، نظريه پردازي است. در تهاجم فرهنگي، هر نظريه حكم يك محور القاء را در بحث القاء‌دارد و مانند آن در خدمت تحقق يك هدف مشخص و ناگفته سياسي، اجتماعي يا اقتصادي است. از اين رو يك ضرب المثل انگليسي مي گويد هر فرضيه، يك دام است، آنكه مي گسترد، صيد مي كند. به عنوان مثال، نظريه ماركسيسم يك روش مهندسي فرهنگي و اجتماعي براي اداره بخشي از جهان در عصر نظام دو قطبي بود. مبلغان اين نظريه توانستند به وسيله اين نظريه، انسان هاي مختلف از فرهنگ ها، نژادها، زبان ها و اديان مختلف را حول يك محور مشترك گرد آورند و از آنان يك اردوگاه بين المللي به وجود آورند. هر نظريه بنا به نيازها و شرايط اجتماعي تنظيم و ارائه مي شود و مي تواند اهداف معيني را محقق سازد. از نظريات ديگري كه در مهندسي فرهنگي و اجتماعي به نفع تهاجم فرهنگي كاربرد داشته اند، مي توان از نظريه هاي پلوراليسم، سانتراليسم، توهم توطئه و پايان ايدئولوژي، نام برد. در برنامه ريزي براي تهاجم فرهنگي مهندسان اجتماعي دقيقا بايد بدانند چه نظريه اي را براي تحقق چه هدفي طرح مي كنند و ضمنا بايد بدانند كه مخاطبان آنها نبايد هرگز پي به ماهيت غير پژوهشي اقدامات آنان ببرند و گرنه كوشش آنان نتيجه بخش نخواهد بود. در حالي كه، وظيفه سيستم ارتباطات ملي افشاي تهاجم فرهنگي و تبليغات القائي در اشكال مختلف است.

18.      در مهندسي فرهنگي، برنامه ريزي براي ايجاد شرايط لازم براي آمادگي ذهني پيام گيرنده و خنثي ساختن پيش داوري هاي احتمالي او، كمك به حركت صحيح و سريع پيام گيرنده در مسير فرآيند پذيرش تكرار نامحسوس و محسوس محور و تنوع در محمل ها و سوژه ها و در نتيجه دوام و پيوستگي تبليغات و بالاخره شركت دادن نوآوران و نوگرايان كه در مسير دلخواه براي تعميم گرايش و گروش افكار عمومي به محورهاي تبليغي از ضرورت هاي اساسي به شمار مي آيد و هر برنامه ريزي كه فاقد توجه كافي به عوامل و عناصر فوق الذكر باشد با موفقيت روبه رو نخواهد شد.



[1] -سوءاستفاده از روش هاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي، به منظور تهاجم فرهنگي، عمليات ارتباطي را از مسير صحيح خود منحرف و آن را مكمل ارتباطات تخريبي و عمليات و جنگ هاي رواني مي نمايد.


مبنای اصلی و اساس جنگ روانی چیست ؟

"جنگ روانی " که در منابع به عنوان شگفت انگيز ترين پديده اجتماعی از آن ياد می شود ، ريشه در اعماق حيات انسانی و اعصار گذشته دارد . اين پديده مبتنی بر اين سوال است که : " ايا می توان ذهن انسان را در جهتی خلاف خواست و اراده او کنترل کرد ؟ " مبنای اصلی و اساس جنگ روانی در پاسخ به پرسش بالا نهفته است . در بررسی ديدگاه های مختلف در پاسخ به آن با دو ديدگاه کاملا" متفاوت مواجه می شويم :

 ديدگاه اول : انسان موجود پيچيده ای است که حتی خود وی نيز نمی تواند به اندرون روان و انديشه اش راه يابد .

 ديدگاه دوم : دنيا ، دنيای تبليغات است هر رفتار سياسی می تواند يک حرکت تبليغاتی باشد که به منظور اغوای ديگران طراحی شده است .

بر مبنای ديگاه نخست ايده هايی مثل تهاجم تبليغاتی ، جنگ روانی و تعليم و تربيت و تاثير گذاری بر افکار و انديشه های ديگران و به طورکلی افهام و تفهيم ، توهمی بيش نخواهد بود . اما بر اساس ديدگاه دوم ، ابزار اصلی سياستمداری و روابط بين کشورها ، تبليغات و جنگ روانی خواهد بود .

ب بررسی حقايق موجود ، فطرت انسانی و ملاحظه اهداف بعثت انبياء ، ديدگاه اول صحيح نمی باشد و ديدگاه دوم نيز به طور مطلق نمی تواند مورد قبول واقع شود .

 با توجه به اين مبنا سوالات ديگری مطرح می گردد از جمله :

 1-    حدود و ثغور واقعی موضوع جنگ روانی چيست ؟

2-    تاثيرات جنگ روانی تا چه اندازه است ؟

3-    تاريخچه و سير تحولات آن کدام است ؟

4-    اهداف کشورها از اعمال جنگ روانی چيست ؟

5-    شيوه ها، امکانات و ابزارهای به کارگيری آن کدامند ؟

6-    حدود تاثيرات جنگ روانی در عمليات منظم و نامنظم تا کجاست ؟

7-  راه های مقابله کار با آن کدام است ؟ .....

يافتن پاسخ دقيق برای پرسش های ياد شده ،يک ضرورت برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران می باشد. چون اين نظام ، نظامی است مدعی ترويج و حفظ ارزش ها ، الگو ها و آرمان های الهی ، و اين ارزش ها ، و آرمان ها و الگو ها از سويی مخالف آرمان ها و ارزش های حاکم و القا شده به وسيله استکبار جهانی به ويژه آمريکا و صهيو نيسم می باشد و از سوی ديگر، در دور نمای چنين وضعيتی ، در آينده نيز همچنان جنگ روانی و تبلِغاتی پيچيده تر استکبار بر ضد نظام جمهوری اسلامی ادامه خواهد داشت .

مقابله کار آمدو مفيد در اين صحنه ، مستلزم شناخت همه جانبه از جنگ روانی ، اجزاء ، عناصر ، ابزارها، امکانات جنگ روانی و نيز شيوه مقابله با آن است . ديدگاه اول : انسان موجود پيچيده ای است که حتی خود وی نيز نمی تواند به اندرون روان و انديشه اش راه يابد .

ديدگاه دوم : دنيا ، دنيای تبليغات است هر رفتار سياسی می تواند يک حرکت تبليغاتی باشد که به منظور اغوای ديگران طراحی شده است .

امروزه علاوه بر تدبير انديشی برای امنيت ملی ، بحث درباره ماهيت تبليغات مدرن ، شيوه های فعلی مورد استفاده در جنگ های روانی و تبليغاتی و ميزان تاثير و کارايی اِين ابزار ها در پيشبرد اهداف کشورمان ، و نيز شناساندن چهره واقعی اسلام ناب محمدی (ص) شناسايی آسيب پذيری های روانی و توان مقابله روانی و تبليغاتی خودی امری بس حياتی است .

همچنين بسياری از صاحب نظران و استراتيژيست های جنگ ، جنگ روانی را خطر ناک ترين نوع جنگ تلقی نموده اند ، زيرا دشمن برای تضعيف روحيه مردم و تسليم و شکست نيروهای رزمنده ، عقايد و احساسات و تمايلات آنان را نشانه می گيرد . از اين رو جنگ روانی در عصر حاضر در راس مسائل نظامی قرار گرفته است . اين امر موجب شده که رهبران بزرگ جهان تلاش نمايند سيستم های دفاعی خود را از نظر انسانی و امکانات مادی و .... به حدی مجهز سازند که بتوانند با چنين جنگی که همه افراد يک ملت را آماج هدف های خود قرار می دهد مقابله نمايند .

اين موضوع در گذشته به علت کامل نبودن وسايل ارتباطی و يا عدم آشنايی مردم با نحوه استفاده از وسايل جنگ روانی رونق بسياری نداشت .اما در جنگ جهانی اول فرانسوی هاو انگليسی ها با پخش اوراق تبليغاتی و روز نامه از هواپيما به جنگ روانی با دشمنان خود پرداختند . در خلال جنگ جهانی دوم نيز نيروهای متخاصم بر اساس نظرات رهبران خود بر ضد همديگر از جنگ روانی استفاده نمودند . زنژال دوگل در باره به کارگيری جنگ روانی می گويد :

برای آنکه دولتی در جنگ پيروزشود بايستی جنگ روانی را قبل ازحرکت نيروهايش به سمت ميدان های نبرد آغاز نمايد و تا اتمام عمليات رزمی برای پشتيبانی نيروهايش بدان ادامه دهد .

چرچيل نيز در اين رابطه می گويد :

بسيار اتفاق افتاده که جنگ روانی مسير تاريخ را تغيير داده است و در تاريخ جنگ ها مثال های افزون بر شمارش يافت می شود ( چه بسا ) پيروزی هايی که ماشين جنگی را از کار انداخته اما نتوانسته روحيه معنوی نيرو هايش را از پای در آورد ، به همين دليل اين پيروزی های ناقص مدت کمی دوام آورده وپس از آن نيروی غالب شکست خورده و جناح مقابل پيروزی خود را تثبيت کرده است .


مفهوم و تعريف جنگ روانی

مفهوم و تعريف جنگ روانی

برای روشن شدن مفهوم و تعريف جنگ روانی ، اشاره ای مختصر به تعريف و معنای جنگ ضرورت دارد .

فرهنگ علوم اجتماعی ، جنگ را آزمودن  نيروها با استفاده از اسلحه ، بين ملت ها ( جنگ با نيروهای خارجی ) يا گوه های رقيب در داخل کشور (جنگ داخلی) تعريف نمودهاست .

فرهنگ علو سياسی ، جنگ را مبارزه مسلحانه بين کشورها يا مردم يک کشور برای رسيدن به اهداف سياسی و اقتصاری تعريف می نمايد .

آقای " گاستون بوتول " جامعه شناس معاصر فرانسوی جنگ را مبارزه ای مسلحانه و خونين بين گروه های سازمان يافته می داند .

با اين تعاريف برداشت اوليه از جنگ نبرد مسلحانه است ، اما با بررسی نظرات برخی از صاحب نظران مسائل نظامی مشخص می شود که از جنگ معنايی وسيع تراز بر خورد مسلحانه نيز اراده شده است . مثلا" سن تزو يکی از نظريه پردازان چينی قرن چهارم قبل از ميلاد مسيح اصول جنگ را عبارت از تحميل اراده خود به دشمن وادار کردن او به پراکنده شدن و کسب دائم اطلاعات از دشمن قلمداد کرده و در واقع جنگ را بر خورد دو اراده می داند  يا مائو تسه تونگ که پايه هر نوع جنگ را اغفال فرض می نمايد و برتری روانی و توده ها و بسيج تمامی توان آنان را مساله اصلی جنگ می داند .

در باره اعمال جنگ روانی ميان کارشناسان سياسی و علوم ارتباطات و جامعه شناسی توافق تام و تمامی وجود ندارد . در اين جا به چهار نگرش کلی در اين رابطه اشاره می شود :

 1-  جنگ روانی عبارت است از مجموعه اقدامات يک کشور به منظور اثر گذاری و نفوذ در عقايد و رفتار دولت ها و مردم خارجی در جهت مطلوب که با ابزارهايی غير از ابزارهای نظامی ، سياسی ، اقتصادی انجام می شود .در اين ميان " تبليغات " رکن اساسی جنگ روانی است .

2-  جنگ روانی ، طيف وسيعی از فعاليعت ها ، نظير ترور و خشونت نمادين را ( که به منظور ارعاب و يا ترغيب مخالفان طراحی می شوند ) در بر ميگيرد.اين ديگاه فعاليت های پنهانی نظير جاسوسی ، براندازی ، آدم کشی و ديگر اشکال تروريزم و سانسور را در قلمرو جنگ روانی قرار می دهد .

3-  جنگ روانی ، شامل شکل دادن به نگرش های عمومی ملت نيز می شود و آن را طيف وسيعی از فعاليعت ها و اقدامات سياسی ، نظامی و حتی جنگ و گريز چريکی و ديگر اقدامات شبه نظامی در مناطق پشت جبهه دشمن تشکيل می دهد .

4-  جنگ روانی محدود به فعاليت هايی است که به طور مشخص در قلمرو نيروهای مسلح انجام می گيرد . بنابراين ، جنگ روانی تلاشی است که بر پخش تبليغات برای مخاطبانی خاص و به منظور پشتيبانی از ماموريت نظامی متمرکز می شود .

 " صلاح نصر " نويسنده مصری معتقد است جنگ روانی همان جنگ کلمه و عقيده است خواه به صورت مخفی باشد يا آشکار ،شفاهی باشد يا کتبی ، اساسا" سلاحی است که به انسان و عقل او توجه دارد و هرگاه امکان برقراری ارتباط عاطفی با مخاطب را داشته باشد می تواند به اعماق وجود او نفوذ کند .

 از جمع بندی نظريه های ارائه شده ، جنگ روانی را می توان چنين تعريف نمود :

جنگ روانی استفاده از برنامه ريزی شده از تبليغات به وسيله عوامل آشکاری همچون راديو ، تلويزيون و مطبوعات و...و عوامل پنهانی مانند شايعه ، به منظور تحريف عقايد ، تضعيف روحيه مردم يا ارتش دشمن و بی اعتبارکردن انگيزه ها و کاستن از اقتدار حکومت مختلف می باشد به عبارت ديگر :

" جنگ روانی تلاش و کوششی است نظامدار و برنامه ريزی شده برای تخريب يا تضعيف روحيه حريف يا دشمن "


چه تفاوتی بین جنگ روانی با عمليات روانی وجود دارد

 همانطور که در تعريف جنگ روانی گفته شد ، جنگ روانی عبارت است از تبليغات طرح ريزی شده و ساير اقدامات روانی که به منظور نفوذ در عقايد احساسات و حالات و رفتار گروه های مورد نظر از آن استفاده می شود و اصولا" جنگ های روانی هدف های ملی را در زمان جنگ پشتيبانی می نمايد ، اما عمليات روانی و ديگر فعاليت های روانی و اعمال سياسی ، اقتصادی و ايدئولوژيکی که به منظور ايجاد زمينه مساعد در احساسات حالات و رفتار گروه های مورد هدف (دوست ، بيطرف ، دشمن ) به منظور نيل به هدف های ملی طرح ريزی و اجراء می گردد . چنانچه ملاحظه می شود عمليات روانی وسيع تر و اعم از جنگ روانی می باشد .

 فرق جنگ روانی و جنگ سرد

 برای روشن شدن تفاوت های " جنگ روانی " و " جنگ سرد " لازم است بطور مختصر جنگ سرد را توضيح دهيم . اصطلاح جنگ سرد را برای اولين بار والتر ليپمن ، مفسر معروف امريکايی در سال 1947 م . در روز نامه هرالدتريبون در پاسخ مقاله جرج کنان سفير وقت امريکا در مسکو درباره جلوگيری از نفوذ شوروی به کار برد .

 رئيس جمهور امريکا آيزنهاور در سخنرانی انتخاباتی خود در 18 اکتبر سال 1952 م چنين گفت :

ما بايد سياست خارجی خود را با استراتژی منسجم و موزن "جنگ سرد " تطبيق دهيم . در جنگ سرد ما بايد اين را بدست آوريم که به پيروزی بدون تلفات و پيروزيی که بتواند صلح را به طور واقعی نگهدارد دست يابيم.

 بدين ترتيب جنگ روانی تا سال 1953 م با جنگ سرد مساوی شناخته می شد ، زيرا بيشتر جنبه سياسی داشت و ناظر بر مبارزه جهانی ميان کشورهای سوسيالستی و کشورهای سرمايه داری بود .

 فرهنگ سياسی ، جنگ سرد را چنين تعريف می کند " حالت تضاد سياسی و اقتصادی يا ايدئولوژيک دو دولت که با جنگ شديد تبليغاتی توام است " در جنگ سرد دولت ها از به کار بردن نيروهای نظامی و دست زدن به نبرد مسلحانه عليه يکديگر خودداری می کنند . شباهت جنگ سرد باجنگ نظامی از اين جهت است که بعضی از دولت ها در قبال آن اعلام بی طرفی می کنند . بنابراين جنگ سرد مجموعه ای از عمليات است که در ارتباط با متحدين بی طرف ها و افراد داخل کشور صورت می پذيرد ، در حالی که جنگ روانی شامل تبليغاتی می شود که هدف آن دشمن است . افزون بر اين در جنگ روانی ارتش نيز استفاده می شود تا بيشترين تاثير را بر اراده دشمن بگذارد و کمترين خسارت را تحمل نمايد . گروهی تفاوت جنگ روانی و جنگ سرد را در زمان انجام آن می دانند به عقيده آنها در هر زمان که تبليغات به منظور پيشبرد عمليات نظامی به کار رود نام جنگ روانی به خود می گيرد . و هرگاه تبليغات در زمان صلح ولی برای پيشبرد هدف های سياسی متکی به قدرت نظامی مطرح شود عنوان جنگ سرد به خود می گيرد .


خود آزمونی دانش عملیات روانی - بخش اول

با پاسخ به سئوالات زیردانش خود را در درس مبانی عملیات روانی ارزیابی نمائید

1)       تاریخچه عملیات روانی را  مختصر توضیح دهید.

2)       عملیات روانی در دوران معاصر را تشریح نمائید .

3)       عملیات روانی  را تعریف و تفاوت آن را با جنگ روانی همراه با مثال توضیح دهید ؟

4)       عناصر عملیات روانی  را بیان و ارتباط آنها را با یک دیگر تشریح نمائید.

5)       تعریف و اهمیت برنامه ریزی و هدف گذاری در عملیات روانی را تشریح و مثال بزنید.

6)        انواع عملیات روانی از منظر هدف توضیح دهید ؟

7)       عنصر پایه به چند دسته تقسیم می شود، توضیح دهید ؟

8)       پایه خاکستری را توضیح داده و لایه های آن را همراه با مثال تشریح نمائید؟

9)       محدودیتهای پایه خاکستری را توضیح دهید ؟

10)    دلیل اهمیت نیروهای بی طرف در عملیات روانی را  همراه با مثال بیان نمائید ؟

11)    اهمیت زمان در عملیات روانی را همراه با مثال توضیح دهید ؟

12)    جدول های ترکیبی ابعاد،شرایط، شیوه «محتوی»، مراحل و مدت «زمان» رادرعملیات روانی ترسیم و با مثال تشریح نمائید ؟

13)    استراتژی از عناصر مهم طرح ریزی عملیات روانی می باشد ، آن را همراه با مثال توضیح و اهمیت و جایگاه آن را در عملیات روانی بیان نمائید ؟

14)    مفهوم افکارعمومی را توضیح دهید ؟

15)    تاثیر و نقش فناوری رسانه ای در افکار عمومی را شرح دهید.

16)    اهمیت ، کاربرد ها و کارکردهای افکار عمومی را شرح دهید.

17)    عناصرافکار عمومی را توضیح دهید  ؟

18)   مراحل آگاه سازی ، تولید محتوای و هدایت و مدیریت افکارعمومی را در قالب قرارگاه آگاه سازی و مدیریت افکار عمومی (مقابله با جنگ نرم) تشریح و فرآیند مربوطه را ترسیم  نمائید ؟

19)    عنصرگفتمان یکی ازعناصر عملیات روانی می باشد را همراه با مثال توضیح دهید ؟

20)    ماهیت و چیستی افکار عمومی را همراه با مثال تشریح نمائید ؟

21)    عملیات روانی با تعریف موجود مورد تائید شریعت اسلام نمی باشد علل آن را توضیح دهید؟

22)    باتوجه به موضوع عملیات روانی دراسلام و آیات قرآن کریم در این خصوص،اساس حرکت برای هرگونه اقدامی چگونه است؟

23)    عملیات روانی شيطان برای خروج آدم و حوا از بهشت را شرح دهید ؟

24) عناصرطراحی پیام اقناع کننده را تشریح نمائید؟

25)    فرآیند اقناع سازی را همراه با مثال توضیح دهید 

تاریخچه و سیر تحول جنگ روانی - جنگ روانی در عصر جديد

جنگ روانی در عصر جديد

 در اواخر قرن پانزدهم و اوايل قرن شانزدهم ميلادی اروپا شاهد دگرگونی های عميق در عرصه های مذهب سياست اقتصاد و صنعت و تکنولوژی بوده است در چنين وضعيتی چاپ پديد آمد . با پيدايش اولين روز نامه در سال 1615 ميلادی با عنوان " فرانکفور تر ژرنال " که به طور هفتگی در شهر فرانکفورت آلمان منشر می شد شرايط مناسب تری برای حکام و دولت های وقت به وجود آمد تا بتوانند تحت آن شرايط افکار عمومی را کنترل و به آن جهت دهند .

از اوايل قرن هفدهم ميلادی با اشاعه عقايد دينی توسط ميسيونر های مسيحی و قرار گرفتن هنر در خدمت اهداف استعماری سلاطين و سران مسيحی شاعران و نقاشان نيز اقدام به سرودن اشعار و ترسيم تابلو های زيبا نمودند تا عظمت سلاطين را نشان داده و حکومت های کليسايی را ثبات بخشد .

 انقلاب کبير فرانسه در سال 1789 م تاثير بسزايی در حيات مادی و معنوی جامعه اروپايی به ويژه فرانسه داشت و موجب تحولات عظيم در صنعت چاپ و مطبوعات گرديد و افق های تازه ای در عرصه تبليغات ايجاد کرد . در اين ايام مطبوعات فرانسه نقش مهمی را در اجرای جنگ روانی ايفا نمودند و اين مساله کمک شايانی را برای به کار گيری جنگ روانی به وسيله ناپلئون بناپارت در جنگ های بدنبال داشت که در هنگام حمله به مصر برای اين که اهالی مصر را وادار به اطاعت کند از شيوه های مختلف جنگ روانی استفاده کرد برای مثال وی لقب حامی اسلام را بر خود نهاد . اگر به متن نامه ها و اطلاعيه های ناپلون هنگام حمله به مصر و خطاب به مردم و علما بزرگان و شيوخ مصر توجه شود معلوم می شود از روش های زير جهت ايجاد جنگ روانی بهره جسته است :

1-    نيرنگ و فريب از طريق ايجاد ترديد و توهم

2-    ايجاد اضطراب و وحشت از طريق کار برد وسايل نامانوس دشنام

3-    بررسی ادعاهای دشمن و مسائلی که به خاطر آنها می جنگيدند

4-    ايجاد يک نيروی مسالمت جو

5-    ايجاد جو رعب و وحشت از طريق پخش شايعات

6-    تهديد تسليحاتی

7-    کوچک شمردن نيروی دشمن

8-    فريب ، گمراه ساختن وعده و وعيد

10-  بهره گيری از اختلافات دينی و عقيدتی

 با بررسی و مقايسه اين روش ها با روش های جديد جنگ روانی می بينيم که اين روش ها فاقد استفاده از ابزار و وسايل برنامه ريزی شده و فنی جديد در سطح بين المللی می باشد .

در سال 1918 م جنگ روانی انگليس عليه آلمان و اطريش نقش بسزايی در جنگ جهانی اول شد . از سوی ديگر در اين ايام ميليون ها اعلاميه تبليغاتی به وسيله هواپيما های امريکايی در جبهه های جنگ آلمانی ها ريخته شد در سری اول اين اغلاميه ها ادعا می شد که هدف متفقين از بين بردن و نابود کردن مردم آلمان نيست . اعلاميه های سری دوم مربوط به تصميم متفقين برای ايستادگی تا پايان جنگ بود که اين امر نوعی القای ترس در ميان آلمانی ها به شمار می رفت . سری سوم اعلاميه ها مربوط به تشويق سربازان آلمانی بود تا اسلحه هايشان را بسوی افسران خود نشانه بگيرند و يک دولت انقلابی در آلمان تشکيل دهند . نتايج اين جنگ روانی هنگامی آشکار شد که متفقين حمله بزرگ نظامی خود را رد ژوئيه 1918 م آغاز کردند.

در اين هنگام آلمانی ها متوجه شدند که اعلاميه های قبلی در مورد تلفات انسانی و کمبود مواد غذايی و غيره واقعيت داشته است و در نتيجه اثر روانی آن موجب آسيب پذيری لشکر های آلمانی شد. در مقابل دولت آلمان به علت عدم وجود نيروهای متخصص و ماهر در تبليغات و خشک و بی روح بودن تبليغات موفق نشد کشور های بيطرف را جذب کند حال متفقين در جنگ جهانی اول از جنگ روانی به صورت تبليغات موفق جهت تضعيف روحيه نظاميان و غير نظاميان و نيز جلب حمايت کشور های بیطرف استفاده کردند . همچنين اصول چهارده گانه ای که پرزيدنت ويلسن اعلام کرد يک پيروزی روانی برای متفقين بود و روحيه آنها را بالا برد . گذشته از آن اين اعلاميه به آنها که در قلب اروپا می جنگيدند اميد به يک صلح عادلانه را قوت بخشيد به ويژه که اصول مزبور آزادی تعيين سرنوشت را برای همه کشورها از کوچک و بزرگ و همچنين استقلال سياسی آنها را تامين می کرد . در هم شکستن روحيه آلمانی ها در ماه های آخر سال 1918 م به کشورهای بزرگ نشان داد مه جنگ روانی سلاحی موثر تر و ارزان تر نسبت به سلاح های جنگی بوده است. اعتقاد بر اين است که فولر مورخ و تحليل گر نظامی بريتانيايی اولين کسی بود که اصطلاح جنگ روانی را در سال 1920 م به کار برد . هر چند که اقدامات نهفته در دل اين اصطلاح سابقه باستانی دارد . در بحثی پيرامون نتايج حاصل از پيشرفت های فناوری نظامی در جنگ جهانی اول فولر ادعا کرد که وسايل سنتی جنگ ممکن است جای خود را به جنگ روانی ناب دهد که در آن به جای استفاده از سلاح از اقداماتی نظير زايل کردن شخصيت انسانی مغشوش کردن هوش انسانی و مضمحل کردن حيات معنوی و اخلاقی يک ملت به وسيله نفوذ در اراده آنها بهره گرفته شود . در ژانويه 1940 م اصطلاح جنگ روانی برای اولين بار وارد ادبيات امريکا شد و بعد از يک سال کميته روحيه ملی کتابی با همين عنوان منتشر کرد .

جنگ روانی در طی جنگ جهانی دوم از چنان اهميتی بر خوردار شد که طرفين جنگ در به کار گيری آن برای رسيدن به اهداف خود با يکديگر به رقابت پرداختند اين تلاش جنگ روانی يا جنگ اعصاب ناميده شد به اين ترتيب بعد از اين دوره اهميت جنگ روانی به اندازه جنگ مسلحانه و حتی در مواردی بيش از آن گرديد به طوری که جنگ مسلحانه در خدمت جنگ روانی در آمد . جنگ جهانی دوم فرصتی برای تحول بخشيدن به جنگ روانی به عنوان سلاحی تبليغاتی و نظامی به منظور در هم شکستن روحيه سربازان دشمن و فلج کردن اراده مقاومت مردم کشور متخاصم فراهم آورد . در اين ايام نقش جنگ روانی در رهنمودها و فرامين مشترکی که از سوی سازمان های تبليغاتی متفقين صادر می شد به روشنی متجلی بود . در اين رهنمود ها آمده بود که جنگ روانی نمی تواند يک جاِگزين سحر آميز برای جنگ نظامی باشد بلکه تنها نقش پشتيبانی عمليات را دارد و هدف اساسی آن کاهش هزينه های جنگ و تسهيل در بر خورد با دشمن پس از تسليم اوست . در جنگ جهانی دوم هدف جنگ روانی آلمان در داخل کشورش متحد ساختن مردم آلمان زير لوای انديشه واحد بود و هدف جنگ روانی عليه کشورهای متفقين عبارت بود از ايجاد تفرقه و هرج و مرج تحريک ساختن و استفاده از تضاد های داخلی جوامع خارجی در جهت افزايش تضاد های نژادی و عدم اعتماد به دولت ها و تشويق به هر مساله ای که منجربه بر هم زدن وحدت متفقين شود .

در جهان امروز جنگ روانی جزئی از فعاليت های سياسی نظامی اقتصادی و اجتماعی کشور های استعماری است که تحت پوشش سازمان های اطلاعاتی در سطح ملی و بين المللی دارای کارکرد های گوناگون می باشد برای مثال سازمان مرکزی اطلاعات امريکا (سيا) در حال حاضر با استفاده از شيوه های روانی کنترل افکار عمومی امريکا و ساير نقاط جهان را در دست دارد . سازمان سيا کار خود را در سال 1947 م با هدف ارائه خدمات يک سازمان اطلاعاتی معمولی شروع کرد ولی بعد از چندی فعاليت هايش گسترش يافته و به شبکه مخفی وسيع و پيچيده ای تبديل شد يکی از فعاليت های مهم سيا در کشورهای مختلف گذشته از تاثير گذاری در اختيار گرفتن مطبوعات و رسانه های گروهی به ويژه روزنامه ها می باشد در کشورهای جهان سوم اين سازمان سعی نموده روزنامه های مورد نظر را به عضويت اتحاديه مطبوعاتی امريکا (ياپا ) که تحت نفوذ سيا است در آورد . اين اتحاديه با نفوذ در روزنامه و مطبوعات کشور های جهان سوم از طريق فرستادن مامور ين خود تحت عنوان مامورين فنی و اخراج نويسندگان روزنامه و تغيير در کميت آن اخبار را طوری منعکس می کند که هدفش بی اعتبارکردن دولت های انقلابی و مخالف امريکا و ايجاد نفاق بين مردم می باشد به طور کلی سازمان سيا با انجام هرج و مرج اقتصادی از طريق قطع کمک های خارجی و ايجاد هرج و مرج اجتماعی به وسيله روزنامه ها که صفحه اول خود را با عبارات تجاوز تخلف آشوب بحران حوادث غير طبيعی بلای آسمانی کمبود غذا مرگ و ... پر می کنند و نيز با ايجاد شرايط بحرانی روانی که تقصيرات را به گردن دولت ها می اندازد باعث تضعيف دولت ها و بی اعتبار کردن رهبران آنها و اختلاف در بين مردم می گردند . سیا با گذراندن عکس هايی از رهبران کشورها در کنار عنوان های تند و ساختگی و جمله بندی هايی از قبل تنظيم شده تبليغات گمراه کننده را انتشار داده به ترور شخصيت های سياسی اين کشور ها می پردازد بطور مثال روزنامه لاپرنسا در دسامبر 1980 م عکسی از رهبر جبهه آزاديبخش ساندنيست نيکاراگوئه "هومبرتو ارتگا " را در کنار يک جسد متلاشی شده قرار داه بود . يا در مبارزه انتخاباتی سال 1980 م در جامائيکا روزنامه ديلی گلينر عکس سه تن از وزرای کابينه را بالای تيتری تحت عنوان " 23 مرد يک دختر 15 ساله را مورد تجاوز قرار دادند " گذاشت . وقتی داستان خوانده می شد معلوم می گشت عکس ها هيچ ارتباطی با داستان ندارد ولی به هر حال اثری روانی بر روی خواننده به جای می گذارد .يا مثلا" عکس آنتونی اسپالدنيک وزير مسکن جامائيکا را در کنارخانه ای در حال سوختن گذاشته بود . در روز نامه ال ير کو ريو مورخ دوم سپتامبر 1970 م عکس سالوادور آلنده در کنار داستان غير مربوط " نفوذ شوروی در شيلی " قرار داده شده بود و نيز همين روزنامه با عکسی از سالوادور آلنده در کنار خبری مربوط به زير دريايی اتمی شوروی تلاش در سرنگونی وی می نمايد .تبليغات از مهم ترين شيوه های سازمان سيا برای جنگ روانی است که جهت ايجاد نفاق و تفرقه بين مردم کشورهای مورد نظر انجام می شود . اين سازمان از تبليغات فريب آميز به منظور ايجاد هرج و مرج استفاده کرده و برای بروز اختلاف در کشورها گروه های سياسی مذهبی قومب و اقتصادی را عليه يکديگر می شوراند . با بررسی تحولات جنگ روانی ارتش امريکا در اوايل جنگ کره اداره رياست جنگ روانی را به عنوان يک بخش ستادی ويژه ايجاد می نمايد . با تاسيس دفتر رياست جنگ روانی علاقه به اين پديده در ميان نيروهای مسلح امريکا نيز گسترش يافت و با تحولات در صحنه عمل دکترين جديد ظاهر شد و بر اساس آن جنگ روانی جای خود را به عمليات روانی و اقدامات روانی داد و عمليات روانی به عنوان فعاليتی تعريف شد که عبارت بود از " اقدامات سياسی نظامی اقتصادی و ايدئولوژيک که برای ايجاد احساسات نگرش ها يارفتار مطلوب در گروه های دوست، دشمن ، بيطرف و مخالف به منظور تامين مقاصد ملی طراحی و اجرا می شد ."

از سويی تحولات جنگ روانی باعث تحول مفهوم آن گرديد و امروزه جنگ روانی در کلی ترين معنای آن به عنوان يکی از چهار عنصر اصلی قدرت تعريف می شود که در دوران جنگ و صلح برای ارائه حداکثر پشتيبانی ازسياست ها به منظورافزايش احتمال پيروزی و نتايج مطلوب آن و کاهش امکان شکست به کار گرفته می شود .از سوی ديگر پيشرفت های تکنولوژيک در علم ارتباطات امکاناتی را در اختيار جنگ روانی قرار داده است اين امکانات يعنی گيرنده ها و فرستنده های راديويی موج کوتاه فيلم گسترش گيرنده های تلويزيونی و ماهواره و ازدياد مطبوعات موجب شده اند تا احتمال در معرض قرار گرفتن مخاطبان جنگ روانی افزايش يابد .

عناصر عملیات روانی - تبلیغات سیاه

پایه سیاه :

پایه سیاه، شامل تبلیغات و اقداماتی است که در ظاهر به هر منبعی غیر از منبع حقیقی آن نسبت داده می شود (نصر، 1385: 429).

پایه سیاه که مبتنی بر وقایع جعلی فریب و دروغ است، عموماً برای شرور جلوه دادن حریف و نسبت دادن کاری که اساساً او انجام نداده به کار می روند. به عنوان مثال، اندکی قبل از برگزاری انتخابات 1948 ایتالیا، سیا، «طرح زورین» را کشف کرد که ظاهراً توسط وزیر خارجه شوروی نوشته شده بود .

این طرح ثابت می کرد که کمونیست ها و سوسیالیست های ایتالیایی ، ایتالیا را استالینی خواهند کرد .

در این طرح ، اعدام کشیش ها ، احداث اردوگاه های کار اجباری برای مغازه داران و مصادره تمام اموال خصوصی توسط دولت پیش بینی شده بود .

نکته اینجاست که این طرح را خود سازمان سیا با اهداف روانی خاصی طراحی کرده بود . (جاکوب نوتر ، 1384: 156 - 157) 

از این پایه در رقابتهای انتخاباتی «درکشورهای غربی و وابسته به تفکرات غرب » نیز به کرات استفاده می شود . برای مثال ، چنانچه طرفداران کاندیدای «الف» به طور صوری کاندیدای مورد علاقه خود را ترور شخصیتی یا فیزیکی نمایند ، به شکلی که وانمود شود چنین اقدامی را هواداران کاندیدای «ب» انجام داده اند ، از پایه سیاه استفاده نموده اند .

چنین اقدام کثیفی ضمن مظلوم نمایی کاندیدای «الف» ، کاندیدای «ب» را بی اعتبار نموده و اهریمن نشان می دهد .

«هانت» یکی از ماشین نویس های کاخ سفید و وزارت امور خارجه آمریکا ، در سپتامبر 1971 یک پیام جعلی تولید کرد که ظاهراً وانمود می شد از سوی «جان اف کندی» رئیس جمهور وقت آمریکاست . در این پیام ، به طور ضمنی ، قتل «نگودین دیم» رئیس جمهور ویتنام توصیه شده بود .

هدف «هانت» از این اقدام آن بود که با نشان دادن « کندی» به عنوان یک قاتل و جنگ طلبِ نامرد ،    «ریچارد نیکسون» را در مقایسه با او خوب جلوه دهد .

«هانت» این اسناد را به دست «ویلیام لامبرت» ، گزارشگر مجله لایف رساند ، اما دبیران مجله که افرادی محتاط و سخت گیر بودند ، نسبت به سندیَّت آن شک کردند و از انتشار آن خودداری نمودند . (همان : 159 - 158)

مبانی عملیات روانی - جلسه هفتم : افکار عمومی و عملیات روانی


جلسه هفتم : افکار عمومی و عملیات روانی " نارضایتی عمومی مردم ، رضایت خواص را بی اثر می سازد ... محبت مردم جلوه نمی کند مگر که  سینه هایشان از نارضایتی و نفرت ، خالی باشد"   امام علی (ع) مفهوم افکار عمومی عده ای افکارعمومی را صدای خدا ، عده ای آن را صدای شیطان و گروهی افکار عمومی را بیانگر احساسات کور مردم یک جامعه می دانند . برخی نیز اعتقاد دارند که افکارعمومی ، نظرات باهوش ترین و زیرک ترین افراد یک جامعه است . تا کنون تعاریف و برداشتهای متفاوتی از پدیده افکار عمومی توسط اندیشمندان ارائه شده است به طوری که نمی توان تعریف مشترک و جامعی برای آن در نظر گرفت .    چارلز کولی می گوید : "افکار عمومی ، حاصل جمع آوری های جداگانه افراد نیست ، بلکه پدیده ای است سازمان یافته و محصول ارتبازات و اثرات متقابل است . " (کیا و سعیدی 1383 :20 ) .   گینزبرگ معتقد است : "افکار عمومی ، پدیده ای است اجتماعی ، حاصل کنش و واکنش بسیاری از اذهان مردم" (همان :20) برآیند تعاریفی که از این پدیده روانی ، اجتماعی و جمعی به دست می آید ، عبارت است از :  ارزیابی، روش و نظر مشترک گروهی اجتماعی در مساله ای که همگان به آن توجه و علاقه دارند و در لحظه معینی ، بین عده زیادی از افراد و اقشار گوناگون جامعه نسبتا عمومیت و عامه مردم آن می پذیرند .                                                                                                        (مهر آرا 1372 :371). مفهوم افکار عمومي ، بطور عمده محصول دوران روشنگري است. اين انديشه با فلسفه هاي سياسي اواخر قرن هقدهم و هجدهم و به ويژه تئوري دمکراتيک قرن نوزدهم تلفيق شده است (پرايس ، 21:1382) ; اما پديده نوظهور در قرن بيستم در اثر تحولات شگرف در حوزه فناوري هاي ارتباطي و اطلاعاتي و همچنين آزادي بيان و رسانه ، به اوج شکوفايي خود رسيد(دادگران 13:1382). اسدي اين موضوع را با رويکرد به فناوري رسانه اي بيان مي کند و مي گويد: "گسترش وسايل ارتباط جمعي مانند راديو ، تلويزيون و مطبوعات پرتيراژ ، باعث پيدايش جامعه تازه اي شد که در آن همه افراد ، صرف نظر از اينکه در کجا زندگي مي کنند و يا به چه گروه اجتماعي تعلق دارند ، از طريق تماس با منابع خبري از رويدادها و رخدادها آگاه شوند. تا جايي که حتي اگر در جامعه اي ميزان مشارکت آنها در اين زمينه است ، با انچه در گذشته بود فرق دارد. در اين جوامع تمامي شهروندان براي خود حقوقي قائل مي شوند و همچون گذشته تمامي امورو تصميم گيريها بر عهده حاکمان واگذار نمي شود" (سبيلان اردستاني 24:1382). بررسی آراء و نظرات نويسندگان و انديشمندان مختلف با توجه به اينکه محور تمام مباحث عمليات رواني حول افکار عمومي دور مي زند ، آراء و نظرات نويسندگان و انديشمندان مختلف را در مورد اين پديده تاثير گذار، مورد بررسي قرار مي دهيم: ناپلئون بناپارت : " حکومت را مي توان با زور و سرنيزه به دست آورد ، ولي براي حفظ آن ناچار بايد به افکار عمومي تکيه کرد"(معتمدنژاد 157:1375) همچنين :" از افکار عمومي مي توان به عنوان يک قدرت خدشه ناپذير براي ايجاد و تقويت روحيه ملي قوي ، روحيه جنگي و دفاعي ، حس فداکاري و ايثار و جانفشاني در داخل جامعه، جذب متحدان در خارج ، تضعيف دشمنان و نفوذ و تاثير بر افکار آنان استفاده کرد(عاصف ، 1384 ، جلد اول : 249) آبراهام لينکلن:" افکار عمومي ، يعني همه چيز وجود آن دليل موفقيت دولتمردان است و بدون آن هيچ سياستي موفق نخواهد بود. بنابراين کسي که افکار عمومي را ايجاد مي کند ،مهم تر از سياستمداري است که بدون توجه به افکار عمومي قوانيني را تصويب مي کند."(اگيلوي، 102:1380) توماس هابز:"افکار عمومي ، جهان را هدايت و اداره مي کند" ماکياولي:"اين ملت است که سزاوار توجه است زيرا که از همه قوي تر و نيرومندتر است" همچنين:"يک حاکم دورانديش در همه زمينه ها ، مانند تعيين کارگزاران و انتصاب مقامات ، نبايد افکار عمومي را ناديده بگيرد"(ميرسعيدقاضي و اسماعيلي ، 63:1381) ژان بدن:"صداي مردم ، صداي خداست" روسو:"تنها اراده عمومي است که مي تواند دولت را هدايت کند" پاسکال:"افکار عمومي ، ملکه جهان است" هام:"تنها حامي دولتمردان ، افکار عمومي است" ويليام تمپل:" افکار عمومي ، منبع واقعي قدرت سياسي است"(همان : 63) همچنين:"مي توان گفت هر حکومت به نسبتي که افکار عمومي از آن حمايت مي کند، قوي يا ضعيف مي شود"(يحيايي ايله اي ، 51:1380) دوايت آيزنهارو:" اين افکار عمومي است که در جنگ پيروز مي شود"(پيلگر ، 2003) فرديناند تونيس:"افکار عمومي از جهاتي موثرتر و نيرومندتر از قدرت دولت و ارتش است ، زيرا ميدان تاثير افکار عمومي مانند قدرت ارتش و بورکراسي به مرزهاي جغرافيايي يک کشور محدود نمي شود بلکه به دليل ماهيت آن بسوي جامعه جهاني تمايل دارد"(شيرازي 125:1380) از زمان عموميت يافتن پديده افکار عمومي ، حکام ديگر نمي توانستند مانند لويي چهاردهم بگويند "دولت خود من هستم " و مجبور بودند براي حفظ و بسط قدرت خود نسبت به نظرات مردم ، حداقل در ظاهر ، احترام قائل شوند(حسيني ، 14:1377). بحث دخالت مردم در سياست ، ديگر مفهومي اخلاقي نبود ف بلکه پشتوانه قدرتي نيز داشت ((www.todaypolitic.com  اما از آنجايي که مردم ، بازيهاي سياسي پشت پرده براي حفظ قدرت و يا توسعه طلبي هاي غير مشروع حکام و سران دولتها را عمدتا بر نمي تابند، فریب افکار عمومی با استفاده از عملیات روانی رسانه ای , به ضرورتی انکارناپذیر برای پیشبرد اهداف سران کشور ها (پس از جنگ جهانی اول) تبدیل شد ؛ چه اینکه جوزف گوبلز , وزیر تبلیغات هیتلر و مطرح کننده تکنیک روانی دروغ بزرگ , نیز در نوشتاری متقاعد سازی از طریق رسانه ها و ابزار تبلیغاتی – روانی را مهمترین عامل غلبه بر توده ها و رسیدن به قدرت، ارزیابی نمود . ( امینی , 28:1383) (( فرانسیس هاچسن)) فیلسوف برجسته اخلاق و هم عصر (( هیوم)) راه حل جالبی برای مواجهه با افکار عمومی ارائه نمود . وی این بحث را مطرح کرد که چنانچه حاکمان , طرحهایی را تحمیل می نمایند که از سوی مردم رد می شود , اگر بعد ها توده های ((احمق)) و (( متعصب )) به آنچه ما  به نام انها انجام داده ایم , با تمام وجود رضایت دهند , آنگاه اصل (( رضایت حکومت شوندگان))نقص نمی گردد . ما می توانیم اصل (( رضایت بدون رضایت )) را اختیار کنیم ؛ اصطلاحی که بعد ها فرانکلین هنری گیدینگز به کار برد . مقا له های هاچسن در مورد حضور نظامی آمریکا در فیلیپین بود ؛ به اعتقاد وی ارتش آمریکا ضمن آزاد سازی فیلیپین , صد ها هزار انسان را نیز با درد و رنج زندگی راحت کرده بود ؛ یا به قول مطبوعات , (( قتل عام بومیان به شیوه انگلیسی )) تا (( مخلوقات گمراهی )) که در مقابل ما مقاومت می کنند , دست کم برای سلاح های ما احترام قائل شوند و بعد ها به این نتیجه برسند که ما خواهان (( آزادی)) و ((سعادت )) آنها هستیم ( چامسکی , 51:1379) در این ارتباط , نوام چامسکی اشاره جالبی دارد ؛ به نظر وی : (( صاحبان رسانه های غربی معتقدند مردم را باید از صحنه دور نگه داریم . کار آنها این است که به تماشا بنشینند , نه اینکه در اداره امور شرکت کنند . هر چند یکبار اجازه دارند پای صندوق رای بیایند و یکی از این افراد زیرک و زرنگ را انتخاب کنند . بعد باید به خانه بروند و به تماشای فوتبال و مانند آن مشغول شوند                                                                                                      ( محمدی نجم , 68:1383) به اعتقاد ایشان , دگماتیسم دمکراتیک نباید باعث شود که مردم خود به اداره امور بپردازند . آنها نمی توانند منافع خود را به خوبی تشخیص دهند ؛ بلکه نخبگان و صاحبان قدرت این کار را برای ایشان انجام می دهند . نظریه پردازان پیرو دیالکتیک نیز , هنر توده مدرن را روشنگری به منزله فریب توده ها تلقی کرده و در عین حال تصور می کنند که یک عامل سری ناشناس در پشت پرده هست که سر نخ ها را در دست دارد ؛ واقعیتها را مخدوش ؛ و مردم را با پیامهای خود گمراه می کند .  به اعتقاد هورک هایمر و آدورنو , بیشترین بخش این فقر فرهنگی , از شیوه های تولید و انتشار رسانه های جمعی ناشی بود که با اتکا به انتخاب آگاهانه , ارایه و انتشار مسائل و موضوعات رایج , می کوشیدند به صورت هدفمند , عقیده , سلیقه و شیوه زندگی تماشاگران , شنوندگان و خوانندگان را شکل دهند و هدایت کنند . آژانس های خبری و عوامل آنها به جای برآوردن نیازها , علاقه ها و آرزوهای حقیقی مخاطبان , با ارائه برنامه های پر محتوا و مناسب و بیداری و تقویت آنان در راستای استقلال در تفکر و عمل و قضاوت متکی بر موازین خرد , آنها را از طریق پیامهای تبلیغاتی , رادیو و فیلم به مشتریان و مصرف کنندگان خاموش , مطیع و غیر فعالی بدل می کردند . تحمیق , تخریب , بی تفاوتی , پژمردگی نیروی اندیشه و نابودی ارده توده ها , پیامد اجتناب ناپذیر این نوع رابطه مخرب اجتماعی است که از طریق نظامهای رسانه ای غرب به واحدی کلی تبدیل می شود ( لومارش ,1382).  پدر روابط عمومی آمریکا , (( ادوارد برنیز )) در کتاب راهنمای خود توضیح داده است که :  " ... دست کاری آگاهانه و هوشمندانه عادات و عقاید سازمان یافته توده ها , عنصر مهمی در جامعه دمکراتیک است . برای تحقق این وظیفه اساسی , اقلیت روشنفکر باید پیوسته و نظام مند از تبلیغات استفاده کند , زیرا فقط آنها هستند که روندهای ذهنی و الگوهای اجتماعی توده ها را درک می کنند و می توانند از نفوذ و مهارت خود برای کنترل افکار عمومی استفاده نمایند ". والتر لیپمن یکی از فعال ترین اعضای کمیته اطلاع رسانی عمومی آمریکا با صراحت بیان می دارد :  "هنر جدیدی در دمکراسی است که با آن می توان توافق و هماهنگی ایجاد کرد . با این هنر می توان دموکراسی را به ماهیتی بی اثر ونامربوط بدل ساخت چراکه باایجاد توافق درمیان مردم می توانیم مطمئن باشیم که انتخاب ونگرش مردم همواره به گونه ای شکل می گیرد که ما می خواهیم حتی اگر راههای رسمی برای مشارکت ایشان وجود داشته باشد"(همان: 69) در سال 1995 روزنامه تایمز دربخش ضمیمه خود این گونه نوشت: "دردموکراسی که کل دولت توسط افکارعمومی هدایت می شود روزنامه ها دیگر نباید به فکرآن باشند که ابزاری برای ساختن افکارعمومی هستند بلکه خود نیز بخشی ازمکانیزم دولت می باشند"(ستوده ، 1373: 37 – 36) بنابراین بی دلیل نیست که هاداموفسکی می گوید: "افکارعمومی به طور ناخودآگاه وجود ندارد لذا ما باید شعارافکارعمومی را بدون اینکه برآن اشک بریزیم به خاک بسپاریم". (رشتی جیهان ، 1383: 244) فراترازآن اگرافکارعمومی در گذشته بیشتر هدایت کننده بودامروزه بیشتر به نیرویی هدایت شونده تبدیل شده است(فتحی آشتیانی1377:123)چه به اعتقادبودریا: "همان طور که دستاورد اصلی وانقلاب راستین مدرنیته سده نوزدهم را می توان فرایند پرتوان نابودکردن ظواهر به نفع معنا (بازنمود-تاریخ - نقد وغیره)دانست انقلاب پست مدرنیته سده بیست ویکم نیز فرایندپرتوان نابودی معناست که همسنگ نابودی ظواهر در دوره پیشین است (اسمارت 1383:179) در واقع تردیدی نیست که همیشه همه اطلاعات واخبار به دست ما نمی رسد . همانطور که لئو روستن در سال 1937 یادآوری می کند روزنامه یک تقویم سالنامه یا روز شمار تاریخ نیست بلکه کل فرایند روزنامه نگاری در انتخاب خلاصه شده است . بیش از یک دهه بعد درسال 1949 ویلبر شرام در این باره می نویسد: "هیچ یک از جنبه های ارتباط به اندازه تعداد زیاد انتخاب وعدم انتخاب در شکل دهی افکارگیرنده وارتباط گرموثر نیست"(رضا قلی زاده 1388) پیامهایی که از طریق رسانه ها به ما می رسند تصویر ذهنی وآگاهیهای مارااز جهان پیرامون شکل می دهند .هیچ کس نمی تواند ادعا کند که این تصویر تصویری دقیق روشن وکامل است. اخبار ورویدادها تابه گوش ما برسند از صافی هایی عبور می کنند که معلوم نیست با محتوای آنها چه می کنند. مسکوت گذاشتن بعضی اخبار گفتن بخشی از واقعیت یا تحریف آن بزرگ وکوچک کردن رویدادها انتخاب زمان ونحوه تنظیم وآرایش مطالب ویا حتی نوع رسانه حامل پیام خبر را در چنبره ای از فعل و انفعالات گوناگون قرار می دهد به این ترتیب می توان گفت که تصویری مخدوش از جهان پیرامون برای ما ترسیم می شود.سانسور خود سانسوری گروههای فشار گرایشهای شخصی و سلیقه های فردی منافع گروهی ومحدودیتهای زمان ومکان محدودیت فرصت تصمیم گیری تکنیکهای خاص روزنامه نگاری جغرافیایی سیاسی اقتصادی و...همه از عواملی هستند که بر جریان گزارش دهی وخبر رسانی توسط رسانه ها تاثیر می گذارند . باتوجه به آنچه بیان شد می توان گفت که با ظهور وبسط رسانه های ارتباط جمعی در قرن بیستم وتلاش قدرتها برای سلطه بر هارتلند فکری جهان واژه هایی همچون جبر جغرافیایی استبدادنظامی امپریالیسم نظامی ومردم سالاری (دموکراسی) جای خود را به ترتیب به جبر رسانه ای (به ویژه پس از هماهنگی مثلث حکومت نظامیان ورسانه ها )استبداد رسانه ای (به ویژه با توجه به رشد شیوه های نامحسوس اثر گذاری بر افکار عمومی )امپریالیسم رسانه ای (با توجه به رشد شکاف دیجیتالی بین شمال وجنوب) ورسا نه سالاری داده اند.    

عوامل موثر در جنگ روانی - عوامل ذهنی

عوامل موثر در جنگ روانی

 برای اينکه جنگ روانی در يک جامعه موثر واقع شود شناخت کافی و صحيح از ارزش ها و ساختار فرهنگی جامعه و اجزاء و عوامل تشکيل دهنده آن ضروری است ، و هر چه آشنايی با فرهنگ و نظام اعتقادی بيشتر باشد بهتر می تواند دست اندرکاران جنگ روانی و نيز ساير شرايط موثر در پذيرش پيام جنگ روانی می پردازم:

 عوامل ذهنی

 الف – شناخت ذهنی افراد مخاطب : برای شناسايی رفتار انسان بايد ويژگی های فکری روانی و اعتقاد شخصی وی شناخته شود . شناخت ويژگی های فرد و خصوصيات روانی افراد در يک جامعه ضروری است: زيرا بدون شناخت کافی از رفتار ويژگی های روانی اعتقادی و فرهنگی اعمال جنگ روانی موثر واقع نمی شود . اين ويژگی های روانی و ذهنی عبارتند از :

انگيزه های فردی : امروزه در تبليغات بازرگانی به منظور دستيابی اهداف مورد نظر از اين خصوصيات انسان حداکثر استفاده را می برند مثلا" با به کارگيری جملات و عباراتی نظير " برای راحتی شما " برای رفاه شما و ....  بيشترين تاثير را بر مخاطبين می گذارد .

گرايش های روانی : گرايش های روانی عوامل موثر ديگری در رفتار افراد هستند . اين گرايش ها نسبتا" ثابت بوده و نوعی آمادگی روانی در افراد ايجاد می کنند که بر اساس آن نسبت به مسائل گوناگون واکنش مثبت يا منفی نشان می دهد گرايش های روانی و درونی افراد اکتسابی است بنابر اين برای ايجاد گرايشات خاص افراد بايد فرد را از کودکی تحت شرايط مناسب قرار داد تا در قالب آن شرايط شکل گرفته و رفتار مورد نظر را بروز دهد . امروز قدرت های بزرگ برای حفظ سلطه خويش با استفاده از شيوه های علمی به شناخت وسيعی از بافت فرهنگی ارزش ها و عقايد و اعتقادات افراد جامعه می پردازد و با تغيير در نگرش آنها عکس العمل ها و واکنش های مطلوب خود را در افراد آن کشور ايجاد می کنند .

 ب – شناخت محيط پيرامون مخاطب : تحقيقات انجام شده در اين زمينه نشان می دهد که علاوه بر بررسی ويژگی های روانی و شخصيتی افراد بايد شناخت عميق و اطلاعات کافی از محيط و فضای زندگی جوامع داشته باشيم زيرا بررسی ها و تحقيقات نشان می دهد رفتار انسان متاثر از محيط زيست او است بدين معنی که انسان با توجه به نيازها و ارزش ها محيط خود را دگرگون کرده و خود نيز تحت تاثير محيط دگرگون شده قرار می گيرد . " کورت لوين " يکی از محققان مکتب گشتالت در اين زمينه می گويد :

رفتار متقابل تابع عواملی است که از يک سو از افراد و از سوی ديگر از محيط سر چشمه می گيرد .

وی برای بيان پديده حاصله از تاثير متقابل عوامل فرد و محيط از مفهوم فضای زيست استفاده می کند .

خصوصيات گوناگون هر جامعه از لحاظ فکری رفتاری اعتقادی سابقه تاريخی و موقعيت جغرافيايی در ايجاد وضعيت فرهنگ و ظرفيت فکری خاص افراد آن جامعه موثر بوده تفاوت افراد جوامع مختلف را موجب می گردند بر اين اساس و با توجه به تعريف جنگ روانی کارشناسان و افراد ذيصلاح داشتن اطلاعات کافی از اجزاء مختلف فرهنگی جامعه مورد هدف جنگ روانی را از شرايط اساسی و ضروری برای ايجاد جنگ روانی دانسته اند .

 ج- ويژگی های کارگزاران جنگ روانی : مجريان جنگ روانی برای موفقيت در اجرای مراحل جنگ روانی بايستی از مهارت و تخصص کافی برخودار بوده اطلاعات دقيقی در زمينه مشخصات روانی آداب و رسوم بافت فرهنگی و سياسی و اقتصادی جامعه مورد نظر داشته باشند در اين زمينه اصولا" افرادی به کار گرفته می شوند که دارای خصوصيات زير باشند :

الف ) از نزديک با خصوصيات روانی اجتماعی و روحيات افراد جامعه آشنايی داشته باشند .

ب  ) به زبانآن جامعه تسلط و احاطه کامل داشته باشند تا بتوانند ارتباط لازم را بر قرار کنند .

ج  ) از تحصيلات عاليه و دانشگاهی برخوردار باشند .

د   ) افراد انتخاب شده بايد صاحب فکری خلاق و نيز تحليل گر مسائل سياسی بوده و به عبارتی صاحب نظر در سياست باشند .

تاریخچه عملیات روانی - حسن بحری

عملیات روانی ، علمی همزاد بشر

علی رغم نو بودن این واژه ، عملیات رواتی ، علمی همزاد بشر است . داستان فریب حضرت آدم توسط شیطان که در نهایت به اخراج حضرت آدم از بهشت منجر شد را نیز می توان اولین مصداق عملیات روانی به حساب آورد .

 داستان این عملیات روانی که در قالب فریب، القاء اطلاعات غلط و تحریک اتفاق افتاده است را، قرآن کریم در آیات متعدد به زیبایی به تصویر کشیده است. در این خصوص از جمله می توان به آیات 19 تا 22 سوره اعراف اشاره کرد:

وَ يََادَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَ لَا تَقْرَبَا هَاذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّلِمِينَ(19)

و اى آدم! تو و همسرت در اين بهشت آرام گيريد و از هر جا خواستيد بخوريد و به اين درخت نزديك مشويد كه از ستمگران مى‏شويد (19).

فَوَسْوَسَ لهَُمَا الشَّيْطَنُ لِيُبْدِىَ لهَُمَا مَا وُرِىَ عَنهُْمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَ قَالَ مَا نهََئكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَاذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَينْ‏ِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الخَْلِدِينَ(20)

شيطان وسوسه‏شان كرد تا عورت‏هايشان را كه پنهان بود بر آنان نمودار كند و گفت پروردگارتان شما را از اين درخت منع نكرد مگر از بيم اينكه دو فرشته شويد و يا جاويد گرديد (20).

وَ قَاسَمَهُمَا إِنىّ‏ِ لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ(21)

و براى ايشان سوگند خورد كه من خيرخواه شمايم (21).

فَدَلَّئهُمَا بِغُرُورٍ  فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لهَُمَا سَوْءَاتهُُمَا وَ طَفِقَا يخَْصِفَانِ عَلَيهِْمَا مِن وَرَقِ الجَْنَّةِ  وَ نَادَئهُمَا رَبهُُّمَا أَ لَمْ أَنهَْكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ(22)

پس با همين فريب سقوطشان داد و چون از آن درخت خوردند عورت‏هايشان در نظرشان نمودار شد، و بنا كردند از برگ‏هاى بهشت به خودشان مى‏چسبانيدند و پروردگارشان به ايشان بانگ زد: مگر من از اين درخت منع‏تان نكردم و به شما نگفتم كه شيطان دشمن آشكار شما است (22).

آدم وحوا سخت دل نگران بودند که از درخت ممنوعه بچینند، اما شیطان آن قدربه وسوسه خود ادامه داد که سرانجام آدم سست شد وازدرختی که منع  شده، بود چید و به دلیل همین نافرمانی از بهشت رانده شد.


خود ارزیابی از نظر دانشی و مهارتی درس مبانی عملیات روانی

سئوال مهارتی  و حل مسئله اول :

با توجه و تاکید بر مبانی علمی و نظری عملیات روانی و بهره گیری از منابع مکتوب و غیر مکتوب طرحریزی و برنامه ریزی انجام شده ، اصول ، عناصر ، پایه های تبلیغی روانی بکارگرفته شده توسط نظام سلطه و گروه هکها و جریانات وابسته داخلی و خارجی آنان در طراحی ، زمینه سازی ، اجرا و مدیریت فتنه سال 1388 و پس از آن را تبیین و تشریح نمائید ؟

سئوال مهارتی و حل مسدله دوم :

 رهبری و مدیریت مقابله با فتنه گران داخلی و خارجی توسط مقام معظم رهبری (مدظله العالی) قبل ، حین و پس از فتنه 88 تا کنون را از منظر مبانی عملیات روانی با بهره گیری از منابع مکتوب و غیر مکتوب تبیین و تشریح نمائید ؟

سئوال مهارتی و حل مسئله سوم :

با بهره گیری از منابع مکتوب و غیر مکتوب برنامه ها ، شیوه ها و تاکتیک های عملیات روانی بکار گرفته شده در سایت ها و رسانه های داخلی و خارجی در فتنه سال 1388 و پس از ان را تبیین و تشریح نمائید ؟

مبانی عملیات روانی - جلسه پنجم : عناصر عملیات روانی - زمان

زمان عامل دیگری است  که در تمامی مراحل عملیات روانی باید به دقت بررسی شود .  مقاطع زمانی مختلف ، اعم از زمان صلح ، بحران و جنگ ، همانند جوامع هدف ، مستلزم کارکردهای اطلاعاتی – روانی متفاوتی هستند .

زمان بحران و جنگ نیز هر یک به سه مرحله « قبل ، حین و بعد » تقسیم می شوند .

طراحان عملیات روانی باید به توالی ، استمرار ، شتاب و غنیمت شمردن فرصت چه در عملیات های کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت و چه در طرح های ترغیبی ، القائی و اشباعی ، در هر سه مقطع زمانی مزبور توجه فراوانی داشته باشند .

زمان مانند عامل اساسی شناخت مخاطب می تواند در روند شتاب آلود رویداد ها به سرعت از قالب دوست موافق به در آمده و به دشمن خطرناکی تبدیل شود .

بدین ترتیب ، مدیریت زمان ، بنا به ماهیت عملیات روانی ، در بعد استمرار ، شتاب و توالی در واحد زمان می تواند در برش مقطعی طیف گسترده ای از فرصت ها را فراروی ما قرار دهد و در عین حال ، مجموعه وسیعی از تهدیدها را به اردوگاه حریف تحمیل کند .

عملیات روانی، رسانه‌های جمعی - جعفر حسن پور

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} 
عملیات روانی، رسانه‌های جمعی مقدمه بهره‌گیری از جدیدترین ابزارها و علوم و فنون توسط طرفین درگیر در جنگ، همواره معمول بوده است و مزیتی تأثیرگذار به شمار می‌آید. به کارگیری عملی تجهیزات، دانستی‌ها و شیوه‌های نوین کسب شده در عرصه‌های نظامی، زمینه ساز ارتقای سطح کیفیت و کمیت، توسعه و گسترش به کارگیری آن‌ها در سایر سطوح جوامع است. از همین رو می‌توان همواره نوعی ارتباط مستقیم و هماهنگی بین سطوح مختلف جنگ و دانش بشری را آشکارا مشاهده کرد. عملیات روانی یا جنگ روانی یکی از شاخه های مختلف جنگ است که می‌توان رگه‌ها و نمونه‌هایی از آن را در تمام سطوح جنگ یافت؛ همواره بخشی اثرگذار در کلیت جنگ بوده است و «تاریخچه جنگ به شکل مبسوطی، کفایت و ارزش عملیات روانی را در میان مجموعه فعالیت‌های نظامی روشن می‌سازد» (متفکر ۱۳۸۳ :۲۱). روند تکاملی این شاخه از جنگ در طول قرن بیستم، شتاب زیادی به خود گرفته و میزان اثر بخشی آن بر صحنه کلی جنگ (در زمینه های مختلف) افزایش یافته است؛ زیرا عملیات روانی، ابزاری کم هزینه ولی اثربخش است که تأثیرات ابزارهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی را تقویت می‌کند و با القای پیام خود به ذهن مخاطب، امکان برقراری ارتباط و تأثیرگذاری را بر مخاطب فراهم می‌آورد. پیشرفت ابعاد مختلف علم و دانش بشری، شیوه‌ها و روش‌های به کار گرفته شده در زمینه عملیات روانی را متحول نموده، و ظرایف و پیچیدگی‌های بسیاری به آن بخشیده و حجم و دامنه عملیات روانی را توسعه داده است. انتخاب رسانه برای انتقال پیام‌های عملیات روانی از طراحان و مجریان عملیات روانی به مخاطبین مورد نظر نیز همپای سایر بخش‌ها و موضوعات دچار تحولات گوناگونی شده است. انتخاب رسانه مناسب از حساس‌ترین و مهمترین مراحل در هرگونه عملیات روانی است؛ زیرا از یک سو رسانه‌ها علاوه بر کارکرد اجتماعی خاص خویش، دو کارکرد مهم، تأثیرگذاری بر ادراک مخاطبان و جهت‌دهی افکار عمومی را دارا هستند و از سوی دیگر، هر یک از رسانه‌ها ویژگی‌ها، کارکردها و مقدورات خاصی دارد که آن‌ها را از یکدیگر متمایز می‌سازد و توان تأثیرگذاری متفاوتی را در موقعیت‌های مختلف به آن‌ها می‌بخشد. انتخاب صحیح رسانه، موجب استفاده کارامد و مؤثر از این ویژگی‌ها و مقدورات، و انتخاب نادرست به انتقال نامناسب پیام و انحراف در فرایند عملیات روانی منجر می‌گردد. اگر در روزگاری شایعه به عنوان ابزاری شفاهی، اصلی‌ترین ابزار در عملیات روانی به شمار می‌رفت، با اختراع دستگاه چاپ، رسانه‌های نوشتاری وارد عرصه شد و پیام عملیات روانی را در قالب جدیدی عرضه کرد. با اختراع تجهیزات الکترونیکی و سیگنالی (رادیو، تلویزیون، تلفن و .. ) جایگاه رسانه‌های مورد استفاده در عملیات روانی دچار تغییر شد. در طول دو دهه اخیر، این روند به دلیل ورود جامعه بشری به عصر ارتباطات و اطلاعات، گسترش شبکه‌های اطلاعاتی و ایجاد فضای مجازی با شتاب جهش گونه‌ای تداوم یافت و تأثیرگذاری فزاینده و غیر قابل انکار شبکه‌های رایانه‌ای بر توانمندی‌ها و امکانات هر یک از طرفین درگیر در جنگ‌ها موجب شد تا اینترنت توان بالقوه و بالفعل زیادی برای ایفای نقش به عنوان رسانه‌ای مؤثر در فرایند عملیات روانی به دست آورد. نظریه‌های ارتباطات و رسانه‌های گروهی ارتباطات به عنوان یکی از مهمترین و اساسی‌ترین نیاز انسان، عرصه‌ای است که در طول تاریخ، همواره مورد توجه اندیشمندان واقع شده و در این راستا عناصر و عوامل دخیل در این فرایند با نگرش‌های متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است. ویژگی‌های خاص و برجسته مخاطبان و رسانه‌های جمعی به عنوان دو عنصر اصلی و اساسی در هر ارتباط و تعامل موجب می‌شود تا هر نگرش و نظریه‌ای که در عرصه ارتباطات ارائه می شود، از برخی متغیرها و ویژگی‌های موجود نزد عناصر یاد شده تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد؛ هرچند نباید از نظر دور داشت که محیط و فضای حاکم بر خاستگاه هر یک از نظریه‌ها و گرایش‌های ایدئولوژیکی و یا فلسفی مطرح کنندگان این نظریه‌ها، تأثیرات اجتناب ناپذیر و آشکاری را بر رویکرد کلی این آرا داشته است. برخی از اندیشمندان و صاحب نظران، شکل و نوع پیام و رسانه مورد استفاده را حائز نقش مؤثرتر و مهمتری در عرصه ارتباط و تعامل دانسته اند و در مقابل برخی دیگر، مخاطبان را واجد نقش برتری شناخته اند و برخی هم رابطه نسبتاً موازنی را بین قدرت تأثیرگذاری رسانه و مخاطبان بر کارکرد رسانه‌ها قائل شده‌اند. هر چند نظریات و آرای دانشمندان در خصوص مباحث مربوط به ارتباطات و رسانه‌ها (به عنوان یکی از عناصر اصلی ارتباطات) به قدری وسیع است که بر شمردن حتی بخشی از آن‌ها از حوصله این نوشتار خارج به دلیل اهمیت موضوع در ذیل به نظریات و آرای تعدادی از دانشمندان اشاره شود: برخی از دانشمندان و نظریه پردازان معتقدند که در حلقه ارتباطات و تعاملات بشری، مخاطب حق انتخاب و گزینشی عمل کردن پیام‌ها و رسانه‌های حامل آن‌ها را دارد و می‌تواند بیشترین تأثیرگذاری و نقش آفرینی را در ایجاد حلقه ارتباط ایفاء کند. از مهمترین نظریه‌ها در این زمینه می‌توان به نظریه استحکام (تأثیر محدود) اشاره کرد. بر اساس این نظریه،که در دهه ۱۹۴۰ و توسط پل لازارسفلد جامعه شناس اتریشی و برنارد برلسون ارائه شد، پیام قدرت ندارد و فرد به انتخاب خودش پیام را انتخاب می‌کند؛ لذا مخاطب پویا است و تقویت عقاید موجود به علت تأثیر پیام‌های ارتباطی است. پیام، تغییرات بنیادی ایجاد نمی‌کند، بلکه عقاید و گرایش‌ها را استحکام می بخشد. این نظریه با تأکید بر حق انتخاب مخاطب، معتقد است که عوامل غیر ارتباطی مانند سن، شغل و خانواده، که به مخاطب مربوط است در اثرگذاری پیام اهمیت بیشتری دارد. شکل کاملتر این اندیشه را می‌توان در نظریه نیازجویی یا استفاده و رضایتمندی یافت که بر اساس آن، مخاطب از نیاز خود آگاه است و فرایند انتقال پیام پنج ویژگی دارد: مخاطب پویاست؛ رقابت رسانه با خود و دیگر پدیده‌ها برای تأمین نیاز مخاطبان، الزامی است؛ مخاطب جستجوگر است و برای تأمین نیازها و رضایت خود، روش‌های مختلفی را می‌آزماید؛ مخاطبان برای تأمین نیازهای معرفتی خود، رسانه مورد نظر را آگاهانه انتخاب می‌کنند؛ برای تأمین نیازهای اساسی، منابع مختلف ارتباطی و غیر ارتباطی با یکدیگر در ارتباط هستند. برخی دیگر از نظریه پردازان معتقدند که مخاطب به طور مستقیم تحت تأثیر پیام‌های منتشر شده توسط رسانه‌ها قرار نمی‌گیرد. پل لازارسفلد در اواسط قرن بیستم به کمک بنیاد راکفلر یک مرکز تحقیقی در زمینه رادیو ایجاد، و در مطالعات خود به انگیزه‌ها، رفتارها و واکنش‌های مختلف روحی افراد در مقابل پیام‌های ارتباطی توجه کرد. تحقیقات لازارسفلد به همراه برلسون، که به ارائه نظریه دیگری با عنوان نظریه دو مرحله‌ای بودن پیام ارتباطات انجامید، شامل سه نکته مهم بود: پیام به صورت یکنواخت اثر نمی‌کند.برخورد توده مخاطبان با پیام براساس ساختار و مواضع قبلی آن‌ها است.پیام رسانه‌ها از طریق واسطه‌ها به مخاطبان می‌‌‌رسد. طبق این نظریه، هر چند پیام‌ها از رادیو و تلویزیون پخش می‌شود، پس از عبور از واسطه های خاصی، یعنی رهبران افکار یا گروه‌های مرجع به مخاطبان می‌رسد؛ یعنی رسانه‌ها ابتدا رهبران افکار و سپس افراد دیگر را تحت تأثیر قرار می‌دهند. رهبران افکار مورد اعتماد دیگران هستند و اثر بخشی مطالب (پیام‌ها) بر اساس هم‌سویی آن‌ها با نظریات رهبران افکار مشخص می‌شود. اگر رسانه‌ای بتواند این گروه را متقاعد کند، پیام‌هایش بر افراد عوام جامعه نیز مؤثر خواهد بود. در واقع رسانه‌ای موفق است که بتواند رهبران افکار را تحت تأثیر قرار دهد. لازارسفلد و برلسون دریافتند که پخش تبلیغات از طریق وسایل ارتباط جمعی، باورهای رایج را در مجاری خاصی قرار می‌دهد. به نظر آن‌ها، تأثرات اجتماعی رسانه‌ها (رادیو) را می‌توان با اتومبیل مقایسه کرد؛ زیرا هر دوی آن‌ها (اتومبیل و رادیو) موجب افزایش پویایی و تحرک می‌شود و بر عقاید و افکار مردم تأثیر بیشتری می‌گذارد .هم چنین در اثر گسترش رسانه‌ها، مردم بیشتر می‌خوانند، ولی کمتر درک می‌کنند. با گسترش دامنه استفاده از رسانه‌ها و افزایش توان تأثیرگذاری آن‌ها، اندیشمندان عرصه ارتباطات، بیش از پیش به نقش آفرینی رسانه‌ها معتقد شدند و بر اهمیت رسانه‌ها بیشتر تأکید کردند. در این زمینه دونالد شاو و مکسول مک کامبز، با تحلیل نتایج نظرسنجی از مردم در خصوص شعارهای مطرح شده توسط کاندیداهای ریاست جمهوری امریکا در اواسط قرن بیستم، نتیجه گرفتند که رسانه‌ها با بزرگنمایی و اولویت دادن به برخی موضوعات بر اولویت‌های مردم تأثیر می‌گذارند. آن‌ها با ارائه نظریه برجسته سازی و پویا دانستن مخاطب، عنوان کردند که رسانه‌ها در انتقال پیام ها نوعی اولویت یا برجسته سازی به وجود می‌آورند. این نظریه، تأثیرات رسانه‌ها را در حوزه رفتار محدود می‌داند، اما معتقد است که رسانه‌ها با برجسته ساختن برخی از موضوعات، می‌توانند بر اطلاعات مردم تأثیر بگذارند؛ به عبارت دیگر، هر چند رسانه‌ها نمی‌توانند تعیین کنند که مخاطبان چطور بیندیشند، می‌توانند تعیین کنند که درباره چه بیندیشند. البته باید درنظر داشت که منتقدان نظریه برجسته سازی معتقدند که برخلاف این نظریه، اولویت‌ها توسط زمینه‌ها و موقعیت‌های اجتماعی تعیین می‌شود، نه توسط رسانه‌ها. در همان مقطع زمانی (در اواسط قرن بیستم) نظریة تزریقی یا گلوله جادویی ارائه شد که در آن از بین عناصر ارتباط بر پیام تأکید بیشتری صورت گرفت و با منفعل و غیر پویا به شمار آوردن مخاطب، رسانه همه کاره معرفی شد. طبق این نظریه، رسانه بر سطح وسیعی از مخاطبان تأثیری بسیار قوی و عمیق دارد به گونه‌ای که می‌توان با طراحی و فرستادن مستقیم یک پیام مشخص، همانند شلیک کردن یک گلوله یا تزریق یک آمپول، افراد را به عکس‌العمل وادار نموده و پاسخ دلخواه و مورد انتظار را از آنان دریافت کرد. دو اصطلاح «شلیک گلوله» و «تزریق کردن آمپول» مؤید این امر است که جریان قوی و منسجم اطلاعات، که به صورت مستقیم از یک منبع قدرتمند برای مخاطب یا دریافت کنندة پیام فرستاده می‌شود بر وی تأثیر زیادی دارد. این نظریه بر این باور است که پیام همانند گلوله‌ای است که از دهانة تفنگ (رسانه) به مغز فرد (مخاطب یا دریافت کننده) شلیک می‌شود؛ به تعبیر دیگر، پیام‌های رسانه‌ای، همانند آمپول‌هایی است که مستقیم در بدن مخاطبان منفعل تزریق می‌شود و بلافاصله تأثیر عمیقی بر آن‌ها بر جای می‌گذارد. در این دیدگاه، رسانه منبع قدرتمند و خطرناکی تلقی می‌شود؛ زیرا گیرنده یا مخاطب در مقابل تأثیرات پیام ضعیف است و چاره‌ای برای فرار از تحت تأثیر قرار گرفتن در مقابل پیام، ندارد. مهمترین مثال در مورد نظریة گلوله جادویی، پخش یک نمایشنامة رادیویی به نام «جنگ جهانی» در ۳۰ اکتبر ۱۹۳۸ و به کارگردانی اورسون ولز و همکاری گروه تئاتر مرکوری بود. طبق سناریو هنگام پخش یک برنامه تبلیغی به مناسبت جشن روز هالوین، پخش برنامه قطع، و یک خبر به این مضمون پخش شد: «مریخی‌ها به سمت زمین حرکت کرده‌اند و بزودی در محلی به نام گروورس میل در ایالت نیوجرسی امریکا به زمین خواهند رسید». اگر چه این پیام به نمایشنامه مربوط بود، موجب وحشت و اضطراب ناگهانی شد و همه چیز را به هم ریخت. از ۱۲ میلیون نفر شنونده این پیام، حداقل یک میلیون نفر باور کردند که یک موجود بیگانه از فضا به زمین خواهد آمد. موجی از ترس و وحشت جامعه را فرا گرفت؛ برنامه‌های مذهبی کلیساها به هم خورد (پیام روز یکشنبه پخش شده بود.)، ترافیک مختل شد؛ سامانه‌های ارتباطی قطع گردید؛ مردم به مناطق امن و روستاها پناه بردند؛ فروشگاه‌های موادغذایی غارت، و بی‌نظمی و هرجومرج کامل بر شهرها حکم‌فرما شد. برخی از نظریه پردازان رسانه‌ها، پخش پیام نمایشنامه «جنگ جهانی» را جلوه برجستة نظریة گلوله جادویی می‌دانند و معتقدند که این واقعه، نمونه دقیقی از تزریق آمپول به جمع انبوه از طریق فرستادن پیام و ایجاد تفکر همسان است. این ماجرا، این نظریه را تقویت کرد که رسانه‌ها می‌توانند تفکر مردم منفعل و ساده لوح را دست کاری کنند. نظریه دیگری که در این زمینه ارائه شده، نظریه وابستگی مخاطبان است که به وجود رابطه‌ای سه گانه بین رسانه، جامعه و مخاطب معتقد است. طبق این نظریه، مخاطب منفعل است و به دلیل نیاز به بهداشت اطلاعات (اطلاع از تحولات جامعه نوین و مدرن شهری) و نیاز به ندانستن و گریز از واقعیت (برنامه‌های طنز در اوقات فراغت) به رسانه وابسته است. تداوم نیازها از ویژگی‌های این نظریه است؛ زیرا با رفع یک نیاز، نیاز دیگری مطرح می‌شود که باید توسط رسانه رفع شود. هرچه نیازها بیشتر باشد، میزان وابستگی بیشتر می‌شود و تأثیر رسانه‌ها بر رفتار و نگرش مخاطبان، بیشتر افزایش می‌یابد. مطلق انگاشتن نقش رسانه‌ها و نادیده گرفتن ویژگی‌های فردی و ارتباطات میان فردی از انتقادهای واردشده به نظریه وابستگی است. به عبارت دیگر، این نظریه، رسانه‌ها را در تغییرات نگرشی و رفتاری، توانای مطلق می‌داند در حالی که توانایی رسانه‌ها، خود از زمینه‌های قبلی مخاطب و ساختارهای اجتماعی متأثر است. نظریه دیگری که ارائه شده و بر این عقیده استوار است که به دلیل اختلاف در میزان برخورداری و دسترسی افراد به رسانه‌ها، روش استفاده از اطلاعات و شیوه برقراری ارتباط با رسانه‌ها نزد طبقات مختلف، رسانه‌ها فاصلة اطلاعاتی بین طبقات مختلف مردم را افزایش می‌دهند، نظریه شکاف آگاهی است. طبق این نظریه، که برای اولین بار در سال۱۹۷۰ توسط فیلیپ تیکهونور و اولین دونوهو ارائه شد، همزمان با برقراری جریان اطلاعات توسط رسانه‌های جمعی در جامعه، بخشی از مردم که وضع اقتصادی بهتری دارند، نسبت به بخشی از مردم، که وضع معیشتی نامناسب‌تری دارند، دسترسی بیشتر و سریعتری به اطلاعات دارند و در نتیجه شکاف در میزان آگاهی بین گروه‌های مختلف مردم افزایش می یابد و مردم جامعه به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول را افراد تحصیل کردة جامعه تشکیل می‌دهند که اطلاعات زیادی دارند و می‌توانند در مورد هر چیز، اظهارنظر کنند. گروه دوم، کسانی هستند که با توجه به پایگاه اقتصادی و سطح سواد پایین‌تر، آگاهی کمتری در مورد مسائل عمومی و اجتماعی خود دارند؛ ارتباط مداومی با اخبار و رویدادهای مهم روز ندارند و بیشتر هم از عدم آگاهی خود بی‌اطلاع‌اند. پس از پایان جنگ جهانی دوم و گذر کشورها و جوامع مختلف از مراحل اولیه پیامدهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی این جنگ و گسترش دامنه استفاده از رسانه‌ها در جوامع مختلف بویژه جوامع در حال توسعه و توسعه نیافته و افزایش بهره برداری بازیگران اصلی رقابت‌های جوامع انسانی (در اغلب زمینه‌ها) از رسانه‌ها به عنوان ابزاری مؤثر در صحنه رقابت و شکل‌گیری زمینه‌های اولیه بروز انقلاب اطلاعات، که بعدها از سوی برخی از اندیشمندان و صاحب نظران، هم‌چون آلوین و هیدی تافلر موج سوم نامیده شد در اوایل دهه۱۹۶۰ یکی از مهمترین و فراگیرترین نظریات عرصه ارتباطات از سوی مارشال مک لوهان، تحت عنوان «نظریه تحول تاریخی بر مبنای ارتباطات» ارائه شد. مک لوهان اعلام کرد که انسان‌ها در جوامع اولیه ارتباطات صمیمانه‌ای داشته‌اند. این ارتباطات، که وجود انسان کامل و اصیل را نشان می‌داد به صورت رودررو برقرار می‌شد و برمبنای حواس انسانی بود و در آن تمام حواس انسان به کار گرفته می‌شد. مک لوهان معتقد بود وسیله همان پیام است؛ یعنی صورت و شکل رسانه بر محتوای پیام برتری دارد و شیوه‌های نشر هر فرهنگ بر محتوای آن، تاثیر دارد. همان‌گونه که لباس امتداد پوست و دوچرخه امتداد پا است، وسایل ارتباطی نیز امتداد حواس انسان است. وی با تقسیم بندی دوران تمدن بشری به سه دوره زیر معتقد است که در هر دوره تمدن بشر یکی از حواس بشر بر دیگر حواس غلبه دارد : -۱ دوره کهکشان شفاهی یا تمدن باستانی: در این دوره، پیام‌ها از طریق بیان و دریافت سمعی، منتقل می‌شود؛ لذا شنوایی، حس غالب شنوایی بود و ارتباطات چهره به چهره و صمیمی است. فرد به طور مستقیم در محیط طبیعی خود قرار دارد و خود را با گروه اجتماعی خود یعنی قبیله ادغام می‌کند. -۲ کهکشان گوتنبرگ یا عصر، تمدن بصری: این عصر که در آن حس غالب، بینایی و قدرت دیداری است، موجب جدایی انسان از محیط گرم روستایی می شود و در نتیجه ارتباط افراد از طریق نشریات و کتاب‌ها به صورت جدا و بی‌روح انجام می‌گیرد. -۳ عصر کهکشان مارکونی یا تمدن الکترونیک: در این دوره، حس شنوایی دوباره برتری می‌یابد و اصالت بشر دوباره مطرح می‌شود؛ زیرا فرهنگ حاکم بر رسانه‌های الکترونیک جدید، کسب اعتبار مجدد بیان شفاهی است و از این جهت، نوعی بازگشت به وضع جامعه ابتدایی فاقد کتابت به شمار می‌آید. به نظر مک لوهان، این امر رجعتی به نظام قبیله‌ای در سطح جهانی به شمار می‌رود ( دهکده جهانی). مک لوهان در بخش دیگری از آرای خود، رسانه‌ها را به دو گروه گرم و سرد تقسیم می‌کند. او رسانه‌های همه حسی را سرد و رسانه‌های تک حسی را گرم می‌داند؛ به عبارت دیگر، رسانه‌های گرم را شامل ابزارهایی می‌داند که می‌تواند مفهوم مورد نظر را به کمک ذهن و تخیل مخاطب، کامل کند؛ اما رسانه‌های سرد نمی‌تواند چنین امکانی را برای مخاطبان خود فراهم سازد. به این ترتیب رادیو گرم است؛ چون شنونده سعی می‌کند آ‌ن‌چه را می‌شنود با تصورات ذهنی خود تکمیل کند. در مقابل، تلویزیون رسانه‌ای سرد است؛ چون همه چیز را به بیننده نشان می‌دهد و جای فعالیت چندانی برای وی نمی‌گذارد. وی در تفاوت بین سینما و تلویزیون می‌گوید: در سینما، فیلم توسط چشم‌ها دیده می‌شود، اما در تلویزیون، فیلم بیش از دیده شدن، لمس می‌شود. مک لوهان نسبت به تحولات فناوری رسانه‌ها، دید خوشبینانه‌ای داشت و امیدوار بود که بشر با پیشرفت‌های فنی خود به جامعه‌ای آرمانی دست یابد که در آن، همگان همه چیز بدانند. به اعتقاد لوهان تحقق این امر، توسط رسانه‌های جمعی صورت خواهد گرفت. او می‌گوید: اگر ارشمیدس نقطه اتکایی می‌خواست تا جهان را جابه‌جا کند، من رسانه‌ها را می‌خواهم تا جوامع را دگرگون کند؛ هرچند منتقدان افکار مک لوهان معتقدند که تحولات تاریخی و پیدایش رسانه جدید، باعث از بین رفتن رسانه‌های قدیمی نمی‌شود و پیدایش جامعه آرمانی یا دهکده جهانی مک لوهان، به طور ماهوی با نظام قبیله‌ای متفاوت است و در آن تسلط شرکت‌ها و انحصارات جدید در رسانه‌ها جایی برای صمیمیت و ارتباطات برابر باقی نمی‌گذارد.     گونه شناسی رسانه‌ها مک لوهان در چارچوب نظریه رسانه‌ها، با اشاره به این بیان مشهور خود، که «رسانه پیام است» بر این نکته تأکید می‌کند که هریک رسانه‌ها می‌توانند گیرنده‌های حسی ما را به‌گونه متمایزی تحریک کنند و برانگیزانند و در نتیجه هرکدام به شکل متفاوتی بر ادراک و افکار ما تأثیر بگذارند. هر رسانه دارای محیط رسان‌های ویژه و متناسب با امکانات مربوط به خود، و امکانات ارتباطی معینی را در اختیار دارد. این امکانات از یک سو شامل تجهیزات لازم برای طرح گونه‌های مختلف ارتباط کلامی، تصویری و موسیقیایی (صوتی، متنی و گرافیک) است و از سوی دیگر شامل در اختیار قراردادن میزانی از کنترل برای دریافت اطلاعات و امکان پردازش آن، متناسب با اهداف مخاطب یا کاربر است. «دیویس فولگر با گونه شناسی رسانه‌ها در قالب‌های سنتی و نظام‌های متکی به فناوری در ارتباطات میان فردی و گروهی، گونه‌های پنج‌گانه ذیل را برشمرده است: ارتباطات مستقیم چهره به چهره و شیوه‌های ارتباطات گروه‌های کوچک از طریق سخنرانی، فرستادن نامه، یادداشت و غیره. گونه‌های ارتباط جمعی در قالب‌های چاپی مانند کتاب، روزنامه، مجله، بروشور و اعلامیه. قالب‌های هنری (به دلیل امکان انتقال پیام) مانند نقاشی، مجسمه، عکس و … گونه‌های مختلف کارت‌های شناسایی، برچسب‌ها، انواع بسته بندی، نشانه‌های اختصاری و انحصاری رسانه‌هایی که در چارچوب نظام رسانه‌های نوین با اتکا به فناوری و تجهیزات الکترونیکی با ترکیب امکانات صوتی/ متنی، صوتی/گرافیکی، متنی/گرافیکی و نیز ترکیب صوتی/ متنی/گرافیکی (تصویری) برقراری ارتباط میان فردی و گروهی را از راه دور فراهم کرده و بدین ترتیب ارتباط‌ها در قالب اشکال گوناگون زبان کلامی یا غیرکلامی مانند تصویر و موسیقی امکان‌پذیر شده است؛ مانند رادیو، تلویزیون، سینما، اینترنت، وسایل انتشار الکترونیکی اطلاعات روی خط مانند روزنامه، مجله، بولتن، بیلبرد الکترونیکی و وسایل انتشار الکترونیکی اطلاعات خارج از خط مانند پست‌های متنی، صوتی و تصویری» (حکیم آراء، ۱۳۸۴، ص۲۲۵).   تعامل پذیری، نقطه عطف رسانه‌های نوین با ظهور رسانه‌های نوین، علاوه بر رابطه سنتی میان منبع با مخاطب (که از طریق پیام و رسانه محقق می شود) انواع دیگری از تعامل میان عناصر ارتباط مطرح شده است که در همه آن‌ها مخاطب به عنوان کاربر، نقش محوری در برقراری و حفظ ارتباط دارد. « این روابط تعاملی عبارت است از: تعامل مخاطب (کاربر) با منبع: به مددرسانه‌های جدید، مخاطب نیز می‌تواند آغازگر ارتباط باشد. تعامل مخاطب (کاربر) با پیام: این تعامل، که به لطف پیدایش اینترنت نمایان شده، هنگامی است که میزان درگیری مخاطب با موضوع و پیام افزایش یابد و برای مخاطب منطقه ذهنی ایجاد شود. تعامل مخاطب (کاربر) با رسانه: این تحول به‌گونه‌ای است که گاهی از رسانه به عنوان منبع رسانه‌ای پیام یاد می‌شود (حکیم آراء، ۱۳۸۴، ص۲۳۳). این روابط تعاملی، ضمن ایجاد انعطاف پذیری برای مخاطب و توسعه دامنه و محدوده امکانات در دسترس وی، موجب می‌شود مدیران رسانه، منابع تولید و انتشار اخبار، طراحان و حتی موزعان آن‌ها بتوانند با کنترل دیدگاه‌ها و ناوبری (شناخت مسیر گشت وگذار و سرکشی مخاطبان در فرایند مطالعه و مشاهده اخبار)، خواسته‌های کاربران را رهگیری، و اقدامات بعدی خود را هدفمندتر و منطقی‌تر طراحی و اجراء کنند؛ به عبارت دیگر هرچه امکان تعامل بین رسانه با مخاطب افزایش یابد، تصویر و مفهومی که پیام در نزد مخاطب ایجاد می‌کند، انطباق بیشتری با مفهوم و تصویر مورد نظر عاملان عملیات روانی خواهد داشت. «ویژگی‌های متفاوت رسانه‌ها موجب می شود تا هر یک از آن‌ها از ظرفیت‌های خاصی برای ایجاد روابط تعاملی برخوردار باشند. رسانه‌هایی مانند روزنامه‌های چاپی، اعلامیه، رادیو و تلویزیون دارای ظرفیت تعاملی بسیار محدودی با مخاطب هستند ولی رسانه ای مانند اینترنت به دلیل ماهیت محیط سایبر، دارای ساختاری تعامل‌گرا دارد. استویر رسانه‌های مختلف را بر حسب سطع تعامل با مخاطب (کاربر) در سه سطح دسته بندی می‌کند: رسانه‌های جمعی با تعامل کم مانند روزنامه، فیلم، رادیو و تلویزیونرسانه‌های جمعی با تعامل متوسط  مانند تله کنفرانس، ایمیلرسانه‌های جمعی با تعامل زیاد مانند بازی های ویدئویی، اینترنت و شبکه‌های چندکاربری. این موضوع که هر رسانه تا چه اندازه می‌تواند امکان تعامل و درگیری میان مخاطب با رسانه و پیام را فراهم کند به امکان تعاملی و ظرفیت درگیری رسانه بستگی دارد. مفهوم ظرفیت درگیری به آن دسته از ویژگی‌های رسانه اشاره دارد که فرصت پردازش اطلاعات پیام را به شیوه‌ای موشکافانه، نظام‌مند و منطقی فراهم می‌کنند. رسانه‌های سنتی ظرفیت کم دارد و بیشتر امکان پردازش به شیوه سطحی و تداعی‌گرایانه را مهیا می‌کند. در مقابل، رسانه‌های نوین مانند محیط‌های رسانه‌ای اینترنت و شبکه های رایانه‌ای چند کاربره مانند MUD که در حوزه آموزش و سرگرمی کاربرد دارند، امکان تعامل بیشتری را میان مخاطب و رسانه فراهم کرده است» (حکیم آراء، ۱۳۸۴، ص۲۳۵ و ۲۳۶). برخی رسانه‌ها امکان کنترل نظام‌مند کاربر بر اطلاعات را فراهم، و فضایی را به وجود می‌آورد که در آن دریافت و پردازش هدفمند اطلاعات توسط کاربر ممکن است. اینترنت به عنوان نماد رسانهه‌ای نوین با ایجاد محیط رسانه‌ای جدیدی که فضای اطلاعاتی یا فضای سایبرنتیک نیز نامیده می‌شود، ضمن فراهم آوردن امکان تعامل و جست‌وجو، فرصت بیشتری برای رهگیری خواسته‌ها و رسیدن مخاطب به اهدافش را ایجاد کرده است. این امر سبب می‌شود تا فرد، گذر زمان را احساس نکند و با پیمایش از پایگاهی به پایگاه دیگر در فضای اطلاعاتی شناور یا غرقه شود؛ «زیرا پردازش اطلاعاتی که خود فرد داوطلبانه به دنبال آن است، حالتی از درگیری، همراه با غرقه شدن در ارتباط را ایجاد می‌کند. مفهوم غرقه در ارتباط که ممکن است ناشی از ویژگی‌هایی از منبع، پیام، رسانه و حتی خود کاربر باشد، دارای اهمیت است. در این موارد معمولاً اطلاعات برای کاربر مهم و جالب توجه است. ویژگی‌های حالتی غرقه شدن عبارت است از: طرح توالی پاسخ‌های پی‌درپی و بی وقفه‌ای که رسانه امکانش را فراهم کرده است. مستلزم نوعی پی‌گیری است که این حالت به طور غریزی خوشایند و لذت بخش است. با دورافتادن از وضعیت هوشیاری همراه است. فرایندی خود تقویت کننده است» (حکیم آراء ، ۱۳۸۴ ، ص۲۱۵ ).   نقش رسانه‌ها در عملیات روانی در جنگ‌های آینده پیشرفت فناوری و توسعه وسائل ارتباطی _ اطلاعاتی، که با مردم رابطه مستقیمی دارد و بر افکار عمومی مؤثر است، بیانگر اهمیت آن‌ها در تمامی ابعاد جامعه جهانی است. به نظر کارشناسان ارتباطات، قرن حاضر، عصر تبادل اطلاعات است. بنابراین، امروزه کشورها برای دستیابی به اهداف و منافع خود در سایر نقاط جهان از این فناوری‌ها بهره‌های فراوان می‌برند و عملیات روانی از جمله کارکردهای این فناوری‌ها است» (شاه محمدی ۱۳۸۲،ص۴۴). با ظهور و گسترش روزافزون انقلاب اطلاعاتی _ارتباطی، طبیعت سیاست‌ها و الگوهای اعمال قدرت، متحول شده و توسعه شیوه‌های الکترونیکی و رایانه‌ای ضرورت بیشتری یافته است. تحولات در زمینه فناوری‌های ارتباطی- اطلاعاتی، نظیر انفجار اطلاعات و انقلاب اطلاعاتی و تأثیرات عمیق رسانه‌ها در شکل‌گیری افکار عمومی موجب شده است تا توسعه فناوری‌های عظیم ارتباطی، شبکه‌های رایانه‌ای، ماهواره‌ها، شبکه‌های تلویزیونی جهانی، بسیاری از مفروضات و اصول پیشین قدرت را به چالش بطلبد» (هیبلزگری ۱۳۸۱، ص ۴۸) و «چنان جغرافیای جدیدی از مناسبات قدرت را در سطح جهان پدید آورد که تا بیست سال پیش، حتی تصور آن هم، غیرممکن بود. جغرافیای جدید، جغرافیایی مجازی است و مقاومت‌های سیاسی و فرهنگی، ناگزیر باید در همین فضای الکترونیکی عرض اندام کند» (سوری ۱۳۸۵، ص۷۵). امروزه «اهمیت فناوری‌های ارتباطی- اطلاعاتی بویژه رسانه‌های نوین به دلیل کار ویژه‌های آنها‌ است و سیاستمداران و دولتمردان می‌کوشند تا از طریق آن‌ها مخاطبان آن سوی مرزها را تحت تأثیر قرار دهند؛ چرا که رسانه‌ها ابزار قدرت نرم به شمار می‌روند و از توانایی لازم و مؤثری برای نفوذ در افکار عمومی آن سوی مرزها برخوردارند» (کاروثر ۱۳۸۱، ص۱۹۳). این ویژگی وسایل ارتباطی- اطلاعاتی جدید، زمینه ساز به کارگیری گسترده و روزافزون عملیات روانی و اقناع افکار عمومی کشورهای هدف شده است. دنی شختر با اشاره به میزان بسیار موفقیت عملیات روانی در جریان حمله به عراق معتقد است: «این مسئله تأکیدی بر این نکته بود که ما دیگر در دمکراسی (مردمسالاری) سنتی زندگی نمی‌کنیم، بلکه در مدیا اکراسی یا رسانه سالاری هستیم. سرزمینی که در آن رسانه‌ها، ارتش و سیاست درهم تنیده شده است» (کمال پور، ۱۳۸۶، ص۴۹). باید در نظر داشت که «مؤسسات وابسته به پنتاگون، آغازگر انقلاب فناوری اطلاعات بودند. در واقع اینترنت را ارتش امریکا و با اهداف نظامی ایجاد کرد و پس از آن بخش های دانشگاهی، این شبکه را گسترش دادند. در حال حاضر نزدیک به ۸۰% تجهیزات مربوط به سرورهای اینترنتی در شرکت‌های امریکایی جای گرفته است و در مجموع، ایالات متحده نقش مدیریتی و کنترل را در عرصه اینترنت، ایفا می‌کند. طبیعی است که این مسئله برای کشورهایی که با ایالات متحده به لحاظ سیاسی، اقتصادی و یا فرهنگی مشکلاتی دارند، بسیار حاد است؛ چون در این جامعه مجازی که کشورها ناچارند اطلاعات زیادی را بر روی آن قرار دهند، امنیت اطلاعات در خطر جدی قرار دارد.» (بیابان نورد ۱۳۸۳، ص۱۱۷)   کارکردهای رسانه‌های جمعی در عملیات روانی هر یک از رسانه های جمعی، ویژگی‌ها، توانمندی‌ها، کارکردها و نقاط قوت و ضعف خاصی دارد که این امر موجب می شود تا هر یک از آن‌ها دارای ظرفیت و توان خاصی باشد و کاربرد صحیح آن‌ها به داشتن شناخت صحیح از این موارد منوط باشد. در ذیل به طور مختصر به برخی از رسانه‌های مورد استفاده در عملیات روانی پرداخته می‌شود: ۱-تلویزیون تلویزیون توان تأثیرگذاری زیادی در عملیات روانی دارد؛ زیرا هنگام تماشای تلویزیون، میزان بیشتری از حواس پنج‌گانه انسان متوجه موضوع، و رفتار و ویژگی‌هایی که از بازیگران، مجریان و سایر عناصری که از صفحه تلویزیون نشان داده می‌شود، بر درک مخاطبان تأثیر می‌گذارد. این مسئله عامل برتری بخش تلویزیون بر دیگر رسانه‌ها است و بسیاری از افراد، رویدادهای منعکس شده در تلویزیون را تمام یا بخش عمدهای از واقعیت به شمار می‌آورند. تلویزیون این توانایی را دارد که پیام عملیات روانی را غیرمستقیم و به مرور زمان به گونه‌ای به مخاطبان القاء کند که تفکر و اندیشه آن‌ها را کاملاً تحت کنترل درآورد؛ به طور مثال وقتی در برنامه‌های تلویزیونی تصویر خاصی از افرادی مانند تروریست، افراط‌گرا و … ترسیم، و اقدامات آن‌ها مذموم نشان داده، و تقبیح می‌شود، ذهن مخاطب به‌گونه‌ای شکل می‌گیرد که هرگاه در خبری نام تروریست، افراط گرایی و … به کار برده می‌شود در ذهن وی ناخودآگاه، تصویری مطابق با خواسته طراحان عملیات روانی ترسیم شود و مخاطب بدون توجه به صدق و کذب موضوع، طرف مورد نظر را محکوم، و موضع‌گیری منفی نسبت به آن اتخاذ می‌کند. «برخی شبکه‌های تلویزیونی که گرایش غیرسیاسی دارند و به صورت علنی به مسائل سیاسی کمتر می‌پردازند در واقع مکمل رسانه‌‌‌‌های سیاسی‌تر هستند و غیرمستقیم و بدون پرداختن به مصداق اصلی، تفکر مخاطبان را در مورد موضوع به‌گونه‌ای شکل می‌دهند که هنگام مطرح شدن مصادیق، اغلب مخاطبان، نتیجه گیری مورد نظر رسانه را انجام می‌دهند. در مقابل، برخی دیگر از شبکه‌های تلویزیونی مانند سیانان و فاکس نیوز دارای کارکرد سیاسی مشهودی دارند و با تمرکز بر برخی موضوعات، می‌توانند افکار عمومی را به یک مسئله معطوف سازند و فضای نامساعدی را علیه هدف مورد نظر ایجاد کنند. برخی از این شبکه‌ها اهداف ویژه‌ای دارند و عملیات روانی علیه یک کشور را تعقیب و اجراء می‌کنند؛ به طور مثال تلویزیون ماهواره‌های الحره که برای مردم عراق برنامه پخش می‌کرد و شبکه صدای امریکا که برای ایران برنامه پخش می‌کند» (کریمی نیا ۱۳۸۳، ص۵۱).   الف- نقاط قوت و توانمندی های تلویزیون توان جذب طیف گسترده ای از مخاطبان (از نظر سنی، اجتماعی، فرهنگی و …) نقش افزایشی تاثیرگذاری ویژگی‌های فیزیکی (ظاهری) و غیر فیزیکی عناصر انسانی (بازیگر، مجری، گوینده و … ) بر میزان اثربخشی پیام منتشره در تلویزیون امکان ویرایش و پالایش برنامه‌های تلویزیونی به منظور متناسب سازی آن‌ها با علائق، منافع، ذائقه و خواسته‌های مخاطبان امکان استفاده از امکاناتی مانند موسیقی متن، افکت‌های تصویری و … به منظور تقویت میزان تأثیر احساسی پیام توان تلویزیون در انتشار و گسترش پیام‌های عملیات روانی در قالب برنامه‌های گوناگون ضریب فراوان برخورداری اغلب جوامع از تلویزیون در مقایسه با دیگر رسانه‌ها آسان و همراه بودن با تفریح و نیز سرگرمی بودن استفاده از تلویزیون. استفاده از اغلب رسانه‌ها را نمی‌توان تفریح و سرگرمی به شمار آورد، لیکن استفاده از تلویزیون به طور معمول در قالب تفریح و سرگرمی صورت می‌گیرد و این امر موجب افزایش ضریب اثرپذیری مخاطبان از این رسانه می‌شود. ضریب فراوان هم‌سو پنداری و الگوپذیری از شخصیت‌های تلویزیونی در اغلب سطوح جامعه ب- موانع استفاده از تلویزیون در عملیات روانی محدودیت و ممنوعیت استفاده از آن در محیط‌های خاص مانند اماکن نظامی و … تأثیر منفی عوامل جوی و جغرافیایی بر برد و قدرت سیگنال‌های تلویزیونی نیاز پیوسته و گسترده برنامه‌های تلویزیونی به تدارکات و پشتیبانی؛ برای تأمین برنامه‌های تلویزیونی، حجم عظیمی از تدارکات، نیروی انسانی، تجهیزات، سرمایه و … مورد نیاز است و تهیه هر برنامه نیازمند تجهیزات، هزینه، زمان و کارکنان با تجربه و متخصص متفاوتی با دیگر برنامه‌‌‌‌‌‌ها است. آسیب پذیری ایستگاه‌های تلویزیونی در برابر حملات دشمن.   رسانه‌های مکتوب نشریات به عنوان مهمترین رسانه نوشتاری به علت برخورداری از ویژگی‌های خاصی مانند امکان حفظ و نگهداری، قادر به جذب مخاطبان با سوادتر بیشتری نسبت به رسانه‌های شنیداری و دیداری است و کاربرد وسیعی در روند عملیات روانی دارد. هر چند ظهور رسانه‌هایی مانند رادیو، تلویزیون و اینترنت، موجب تحت تأثیر قرار گرفتن نقش رسانه‌های نوشتاری در اغلب زمینه ها از جمله عملیات روانی می‌شود، تأثیرگذاری نشریات چاپی هم‌چنان تداوم دارد و اعتبار نشریات چاپی و میزان اعتماد مخاطبان به آن‌ها غیرقابل چشم‌پوشی است. از قرائن این امر می‌توان به گرایش طراحان عملیات روانی به بهره گیری گسترده و مستمر از این رسانه در مقاطع حساسی مانند انتخابات اشاره کرد. با توجه به محدودیت توزیع نشریات در حوزه‌های جغرافیایی وسیع (بین کشورها)، مهمترین کاربرد مطبوعات در مرحله اول متوجه محیط داخلی و توجیه افکار عمومی داخل کشور است و در مرحله دوم مطبوعاتی که دارای برد منطق‌های و یا جهانی دارد، می‌تواند بر افکار عمومی، نخبگان و رهبران فکری جوامع مورد نظر تأثیر بگذارد. الف- نقاط قوت و توانمندی‌های نشریات میزان زیاد اعتبار نشریات و اعتماد مخاطبان به آن‌ها به دلیل دارا بودن حالت نوشتاری و چاپی، قدمت انتشار و مشخص بودن هویت مسئولان و کارگزاران نشریات توان توزیع در محدوده‌های جغرافیایی خاص و هدف گیری مخاطبان مورد نظر (نشریات در جذب مخاطبان خاص از میزان دقت بیشتری نسبت به اغلب رسانه‌ها برخوردار است.) امکان حفظ و نگهداری متون چاپی به صورت فیزیکی توان عملیات روانی طولانی مدت در قالب متون نوشتاری و شکل‌دهی به افکار مخاطبان به صورت غیرمستقیم و غیرمشهود تاثیر ماندگارتر متون نوشتاری در اقناع سازی مخاطبان در مقایسه با متون صوتی و تصویری امکان بهره‌گیری از شخصیت‌ها و چهره‌های متعدد به طور همزمان؛ هر نشریه می‌تواند حاوی ده‌ها مقاله و نوشتار از افراد مختلف باشد ولی حضور همزمان چند کارشناس و حتی چهره مشهور در رسانه‌های صوتی و تصویری بیش از این‌که مؤثر و مفید واقع شود، ایجاد آشفتگی می‌کند. توان پازل بندی پیام‌های عملیات روانی و استفاده از قالب‌ها و تعدد مطالب در نشریه واحد. هر نشریه می‌تواند در یک شماره خود حاوی ده‌ها مقاله، خبر، تصویر، کاریکاتور و حتی آگهی باشد که در راستای پیام خاصی تنظیم می‌شود و هر کدام بخشی از پیام را به مخاطبان منتقل می‌کند ولی این امکان در سایر رسانه‌ها محدود است.   ب- موانع و محدودیت‌های استفاده از نشریات لزوم برخورداری مخاطب مورد نظر از دانش و علاقه لازم برای مطالعه امکان اعمال سانسور و کنترل مطالب منتشر در نشریات و جلوگیری دشمن از دسترسی مخاطبان به نشریه مورد نظر نیاز به زمان، هزینه و امکانات و تجهیزات قابل ملاحظه برای تولید و انتشار نشریات محدودیت تیراژ و دامنه جغرافیایی توزیع نشریات. ۳- اعلامیه اعلامیه از قدیمی‌ترین ابزارهای مورد استفاده در عملیات روانی است. هر چند اعلامیه کاربرد وسیعی در فرایند عملیات روانی دارد، این امر با اوضاع محیطی رابطه مستقیمی دارد که عملیات باید در آن جا اجرا شود. هرچه امکان ظهور و فعالیت رسانه‌هایی مانند رادیو، تلویزیون، نشریات و اینترنت در منطق های محدودتر، و با موانع بیشتری روبه‌رو شود، استفاده از اعلامیه بیشتر مد نظر خواهد بود. در مقابل در مناطقی که سایر رسانه‌ها حضور فعالی دارند، اعلامیه فاقد توان تأثیرگذاری زیادی خواهد بود.   ۴-رادیو رادیو رسانه‌ای است که به رغم ظهور رسانه‌های نوین، توان اثرگذاری خود را حفظ کرده است. این میزان در مقاطعی که مخاطبان در دسترسی به دیگر رسانه‌ها با محدودیت و موانع مواجه می‌شوند، افزایش قابل ملاحظه‌ای می‌یابد. -۵ سینما سینما صنعتی است که در طول قرن بیستم توانست در عرصه تعاملات جوامع بشری در اغلب زمینه‌ها (اعم از مباحث و مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی و ورزشی) بسرعت از رسانه و ابزار تبلیغاتی صرف به عامل تأثیرگذار و جریان‌ساز تبدیل شود. نگاهی اجمالی به تولیدات صنعت سینما بویژه سینمای هدفمند و سازمان یافته‌ای مانند هالیوود که با بهره‌گیری از اصول و مبانی علمی و منطقی فعالیت می‌کند و تولیدات خود را با برنامه‌ریزی منسجمی به بازار عرضه می‌دارد، نشان می‌دهد که این محصولات آکنده از پیام‌های آشکار و نهان است که در راستای عملیات روانی و تأثیرگذاری بر مخاطبان کاربرد دارد. حال این اقدام می‌تواند در راستای اهداف تجاری و بازرگانی باشد و یا تخطئه یک اندیشه و تفکر. بسیاری از پیام‌های عملیات روانی در قالب اجزایی مختلف فیلم، اعم از داستان، اجزای صحنه، بازیگران، نمادها و جلوه‌های بصری و سمعی و … به طور مستقیم یا غیرمستقیم به تماشاگران فیلم‌ها عرضه می‌شود و حتی اعمال محدودیت و سانسور نیز نمی‌تواند از این روند جلوگیری کند. بهره برداری رژیم کمونیست شوروی سابق از فیلم رزمناو پوتمکین، استفاده تبلیغاتی رژیم نازی آلمان از فیلم های خانم لفی ریفنشیال، هجمه تبلیغاتی صهیونیست‌ها به افکار عمومی جهان با ساخت فیلم هایی مانند فهرست شیندلر، پیانیست و .. که درباره ماجرای کشتار یهودیان در جریان جنگ جهانی دوم ساخته شده است، سری فیلم‌های راکی و آرنولد که سربازان امریکایی را شکست ناپذیر نشان می‌دهد، سری فیلم‌های جیمز باند که سرویس اطلاعاتی انگلستان را برترین قدرت اطلاعاتی جهان نشان می‌دهد، سریال کبرا ۱۱ که برتری صنعت خودروسازی آلمان را (به طور ناخودآگاه) به تماشاگر القاء می‌کند و هزاران نمونه دیگر، تنها بخشی از استفاده از فیلم و سینما در راستای اهداف عملیات روانی است. هر چند بخش عمده‌ای از سینما مدیون وجود شبکه‌های تلویزیونی است، لیکن رابطه و تعامل این دو را می‌توان نوعی همزیستی شمار آورد؛ زیرا از یک سو تلویزیون با پخش فیلم‌های تولیدی صنعت سینما به گسترش و تداوم حیات آن کمک می‌کند و از سوی دیگر صنعت سینما با تولید فیلم‌های گیرا و پرمخاطب میزان زیادی از مردم را به تماشای تلویزیون ترغیب می‌کند. -۶ اینترنت ظهور و گسترش سریع شبکه جهانی اینترنت و سایر شبکه‌های رایانه‌ای در دهه‌های اخیر، موجب شده تا این شبکه‌ها به دلیل دارا بودن توانمندی‌ها و ویژگی‌های خاصی از جمله تجمیع بسیاری از موارد نقاط قوت سایر رسانه‌ها، کاربرد وسیعی در تمام عرصه‌های حیات بشری از جمله عملیات روانی کسب کنند. اینترنت توان ایفای نقش دوگانه در فرایند عملیاتی را دارا است؛ بدین معنا که از یک سو خود می‌تواند به عنوان رسانه مستقل عمل، و پیام‌های مورد نظر را به مخاطبان منتقل کند و از سوی دیگر می‌تواند به عنوان بستر و زمینه‌ای برای حضور و فعالیت سایر رسانه‌های مورد استفاده در عملیات روانی (بجز اعلامیه و بلندگو) عمل کند. «پدیده موسوم به جنگ صفحه کلیدها در فضای مجازی بیانگر دگرگونی اساسی در تفکر استراتژیک است و رویکرد ما را نسبت به جنگ تغییر می‌دهد. اینترنت به عنوان محیط واسط اطلاعاتی و رسانه فراگیر از ابزارهای نیرومند جوامعی است که در آن‌ها، نگاه کلی به جهان خارج، بیشتر از طریق صفحات وب، پست الکترونیکی (ایمیل) و اتاق‌های گفت‌وگو حاصل می‌شود. این ابداع الکترونیکی چه هنگامی‌که به عنوان رسانه‌ای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی انتخاب می‌شود و چه هنگامی که برای القای مخالفت با دشمن استفاده شود در هر دو صورت برای عامل عملیات روانی، موفقیت آمیز است» (لانگلو،۱۳۸۲،ص۸۴). گری وایتلی که تحقیقی را تحت عنوان «عملیات روانی در قرن بیست‌ویکم» در دانشکده جنگ نیروی زمینی امریکا اجرا کرده، معتقد است: «در آینده نزدیک، انقلابی را در عرصه عملیات روانی شاهد خواهیم بود و اینترنت وسیله مناسبی برای محقق شدن این انقلاب و هم چنین توسعه توان عملیات روانی به منظور دستیابی به اهداف مشخص شده در استراتژی امنیت ملی است. اینترنت می‌تواند رسیدن به اثر بخشی دقیق و امکان تلفیق عملیات روانی هدایت شده را در فضای سایبر محقق سازد. بهینه سازی امور فرماندهی، کنترل و پشتیبانی نیروهای عملیات روانی نقش دیگری بود، که پیشرفت رایانه‌ها در هموار کردن مسیر انقلاب عملیات روانی ایفا کردند» (تولک ۱۳۸۵ :۸۲). ۷ – پیامک هر چند پیام‌های ارسالی در فضای شبکه مخابراتی تلفن همراه را بسختی می‌توان رسانه دانست (حداقل در مقطع زمانی کنونی که هنوز کارکرد آن تثبیت نیافته است.) بهره‌برداری از پیام‌هایی که با استفاده از تلفن همراه و تلفن ثابت (که اخیراً زمینه‌های آن فراهم شده و در حال گسترش است.) در طول مدت اندکی که از گسترش استفاده از تلفن همراه در جهان می‌گذرد به‌گونه‌ای توسعه یافته است که می‌توان پیامک را حداقل ابزاری مؤثر در راستای عملیات روانی دانست. هرچند بیشترین استفاده از این ابزار در راستای فرستادن و دریافت پیام‌های مناسبتی و تبلیغات کالاهای تجاری صورت گرفته است با توجه به افزایش جهش گونه ضریب نفوذ تلفن همراه و هم چنین آسان بودن دسترسی به شبکه، استفاده از پیامک در راستای فرستادن پیام‌های عملیات روانی روند روبه فزونی داشته و حجم پیامک‌های ارسالی در خصوص انتخابات ریاست جمهوری نشانگر ایجاد فضای تبلیغاتی تأثیرگذاری در شبکه مخابراتی است. نقاط قوت و توانمندی‌های پیامک: آسان بودن دسترسی به شبکه مخابراتی هزینه اندک استفاده از پیامک در مقایسه با سایر ابزارها و رسانه‌های مورد استفاده در عملیات روانی گسترش شبکه تلفن همراه و ثابت در تمام سطوح و اقشار جامعه آسان بودن استفاده از پیامک و نیاز نداشتنی به تخصص‌های فنی و جانبی اثر بخشی بیشتر پیامک در مقایسه با سایر ابزارها به دلیل کوتاه بودن، جذابیت و موزون بودن به روز بودن اغلب پیامک‌ها و سرعت بسیار زیاد در فرایند تولید و انتشار آن‌ها امکان فرستادن پیامک به شماره تلفن‌های یک منطقه جغرافیایی (تلفن ثابت)، یک گروه گسترده و یا حتی تمام افراد جامعه درصد بسیار زیاد مطالعه پیامک‌های دریافتی توسط مخاطبان؛ ممکن است پیام‌های ارسالی توسط سایر رسانه‌ها مورد بی‌توجهی (عمدی و یا سهوی) مخاطبان واقع شود، ولی بیشتر پیامک‌های ارسالی به تلفن‌های همراه و ثابت مورد مطالعه قرار می‌گیرد. موانع و محدودیت‌های استفاده از پیامک (SMS) امکان اعمال محدودیت توسط نهادهای دولتی و مدیریتی در فرایند فرستادن پیامک کوتاه مدت بودن ماندگاری اثربخشی پیام‌های ارسالی توسط پیامک وجود امکان رهگیری منشأ ارسال پیامک توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و برخورد با آن‌ها. انتخاب رسانه مناسب، نیازمند برخورداری از شناخت لازم و کافی از متغیرهای متعددی هم‌چون نوع و اهداف عملیات روانی، ماهیت و نوع پیام، ویژگی‌های جامعه و محیطی است که مخاطب در آن قرار گرفته است؛ ویژگی‌های فردی مخاطب و هم چنین کار ویژه‌های رسانه نیز انتخابی است. هر چند می‌توان معیارهای گوناگونی را در خصوص انتخاب رسانه مؤثر و دخیل دانست. در این بخش از نوشتار، موارد حائز اهمیت‌تر و مؤثرتر را ارزیابی می‌کند. ۱. سطح عملیات روانی: سطوح مختلف عملیات روانی (راهبردی، عملیاتی، تاکتیکی) تفاوت‌های ماهوی با یکدیگر دارد و هرکدام به دلیل برخورداری از ویژگی‌های خاص، در صورت قرارگرفتن بر بستر و زمینه رسانه مناسب، اثربخشی لازم را خواهد داشت. هر چند نمی‌توان هیچ یک از رسانه‌های مورد استفاده در عملیات روانی را از شمول رسانه‌های مؤثر در هر یک از سطوح سه گانه عملیات روانی خارج دانست، هر یک از رسانه‌ها با توجه به ویژگی‌های خاص خود، هم‌خوانی و همسویی بیشتری با برخی از عملیات روانی دارد. به عنوان مثال عملیات روانی راهبردی به دلیل گستردگی دامنه زمانی و مکانی، باید بر بستر رسانه‌ای سوار شود که مخاطبان گسترده‌ای دارد و توان تعمیق اثر بخشی پیام، به منظور افزایش مدت تأثیرپذیری مخاطب را داشته باشد. در مقابل رسانه‌هایی که بُرد محدودی دارند و یا صرفاً بر اثر بخشی سطحی تأکید بیشتری دارند، بیش از آنچه در عملیات روانی راهبردی کاربرد مؤثری داشته باشد، در عملیات روانی تاکتیکی و عملیاتی، تاثیرگذاری خواهند داشت. نمودارهای ۱ و ۲، نقش سطح عملیات روانی بر کارکرد رسانه‌های جمعی بر حسب سطح عملیات و نوع رسانه را نشان می‌دهد. ۲. هدف عملیات روانی هر عملیات روانی به طور معمول یک یا چند هدف اصلی و محوری مشخص دارد. این موضوع در متفاوت بودن کاربرد رسانه مناسب بر هر یک از آن‌ها تأثیر می‌گذارد. هنگامی که هدف عملیات روانی، تأثیرگذاری بر نیروهای نظامی حاضر در یک منطقه عملیاتی است، رسانه‌های مکتوب مانند روزنامه کاربرد چندان مؤثری نخواهد داشت و در مقابل، هنگامی که هدف اصلی عملیات روانی بر محور مسائل فرهنگی متمرکز باشد، استفاده از رسانه‌های مکتوب و چاپی، تأثیرگذاری بلند مدت‌تری را نسبت به رسانه‌های شفاهی برجای خواهد گذاشت. ۳. ویژگی‌های جامعه و محیط استقرار مخاطب: محیط و فضایی که مخاطبان عملیات در آن قرار دارند از مهمترین متغیرهای مؤثر در هر عملیات روانی است. ویژگی‌هایی مانند نوع نظام سیاسی، برخورداری از سطوح مختلف مدنیت و توسعه، وضعیت اقتصادی، بافت اجتماعی، اعتقادات و باورهای مذهبی و سنتی، فرهنگ و حتی موقعیت جفرافیایی موجب می‌شود تا هر کشور، منطقه و حتی شهری، دارای خصوصیات و ویژگی‌های خاصی باشد که آن‌ها را از هم متمایز می‌سازد و افرادی که در محیط و فضای آن‌ها قرار می‌گیرند، در مقایسه با هم دارای شرایط متفاوتی باشند. از مهمترین عوامل مؤثر بر این متغیر می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: الف – میزان توسعه یافتگی محیط از نظر فناوری توسعه و یا عدم توسعه محیط و فضایی که مخاطبان موردنظر در آن حضور دارند از لحاظ زیرساخت‌ها و عوامل مربوط به فناوری، نشانگر ظرفیت‌های بالقوه و بالفعلی است که در آن محیط وجود دارد و هر یک از طرفین عملیات روانی می‌توانند از آن استفاده کنند. به طور مثال فردی که در یک کشور اروپایی مانند آلمان و یا فرانسه زندگی می‌کند، شرایطی دارد که یک فرد ساکن در عراق و یا افغانستان حتی قادر به تصور آن هم نیست. این امر موجب می‌شود تا در انتخاب رسانه مورد استفاده در عملیات روانی، همانند سایر اجزای عملیات روانی، بین این دو محیط تفاوت قائل شد؛ زیرا میزان تأثیرگذاری عملیات روانی که بر استفاده از شبکه‌های رایانه‌ای مبتنی است، در آلمان یا فرانسه قابل قیاس با میزان اثربخشی همین عملیات در عراق و یا افغانستان نیست؛ چرا که محیط حاکم بر عراق (بویژه در دوران صدام) و یا افغانستان (بویژه قبل از سرنگونی طالبان) به مخاطبان اجازه نمی‌دهد تا دسترسی مناسبی به شبکه‌های رایانه‌ای و اینترنت داشته باشند و عملیاتی که در این فضا انجام می‌گیرد و جامعه عراق یا افغانستان را هدف قرار می‌دهد تا حدزیادی ابتر می‌ماند. در مقابل، ابزار و رسانه‌هایی مانند اعلامیه و یا رادیو در جوامعی مانند عراق و افغانستان، کاربرد و اثربخشی بسیار بیشتری نسبت به کشورهای توسعه یافته دارد و به همین دلیل است که میزان پخش اعلامیه بر فراز عراق، قابل قیاس با جنگی مانند جنگ شبه جزیره بالکان نیست. نمودارهای ۳ و ۴ نقش سطح توسعه زیرساخت‌های فناوری بر کارکرد رسانه‌های گروهی بر حسب سطح توسعه و نوع رسانه را نشان می‌دهند. ب – وضعیت ساختار سیاسی حاکم وضعیت و ساختار نظام حکومتی بسیاری از عوامل مطرح در کارکرد رسانه‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. دولت و نظام حکومتی به عنوان قادرترین نیروی جامعه می‌تواند بیشترین تأثیر را بر روند فعالیت رسانه‌های جمعی برجای بگذارد؛ هرچند این قدرت نیز در برخی موقعیت‌ها به چالش کشیده، و از میزان نفوذ و اثربخشی آن کاسته می‌شود. آنچه باید در این بخش مورد توجه قرار گیرد، پاسخ به این سؤال است که آیا وضعیت محیط اجازه می‌دهد مخاطب موردنظر، رسانه را دریافت کنند یا نه. عواملی مانند فلسفه و جهان بینی حاکم بر نظام سیاسی کشور، میزان آزادی‌های مدنی و سیاسی، نوع برخورد دولت با مخالفان خود می‌تواند بر میزان استفاده از رسانة خاص تأثیر بگذارد و حتی دامنه فعالیت آن را محدود و یا غیرممکن سازد. بطور مثال استفاده از اینترنت و یا برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی برای مخاطبانی که نظام سیاسی حاکم بر آن‌ها با اعمال فیلتر و یا پخش پارازیت مانع از دسترسی آزاد مردم به شبکه اینترنت و یا شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی می‌گردد، به طور معمول، دارای میزان اثربخشی مناسب و مورد انتظار نخواهد بود. نمودارهای ۵ و ۶ نقش ساختار سیاسی و سطح آزادی‌های فردی و مدنی بر کارکرد رسانه‌های گروهی بر حسب ساختار سیاسی و نوع رسانه را نشان می‌دهد. پ – وضعیت زیرساخت‌های فرهنگی محیط وضعیت فرهنگی جامعه‌ای که مخاطبان موردنظر در آن زندگی می‌کنند و عوامل مؤثر بر این ساختار، مانند میزان باسوادی، میزان وجود فرهنگ مطالعه نزد مردم، گرایش‌ها و علاقمندی‌های مردم در ابعادی مانند تفریحات و سرگرمی‌ها، وجود علاقه‌ها و گرایش‌های عامه مردم برخی کشورها و یا رسانه‌های خاص در انتخاب رسانه مورد توجه است. به طور مثال مخاطب بی‌سواد یا کم سواد بیشتر از این‌که به استفاده از متون چاپی مانند کتاب و روزنامه علاقه‌مند باشد به دلیل ناتوانی در برقراری ارتباط با این متون به رسانه‌های شفاهی گرایش می‌یابد و به رسانه‌هایی مانند رادیو و تلویزیون اتکا می‌کند. در مقابل، افراد باسواد به رسانه‌های نوشتاری بیش از رسانه‌های دیداری توجه می‌کنند. از سوی دیگر، جامعه‌ای مثل هند، که تماشای فیلم در سینما از تفریحات مرسوم مردم است با جامعه مطالعه گرایی مثل ژاپن متفاوت است و رسانه‌های گروهی مورد اقبال مردم با یکدیگر متفاوت هستند. فرهنگ حاکم بر جامعه حتی می‌تواند بر استفاده از رسانه‌ای خاص نیز تأثیرگذار باشد؛ بطور مثال در حالی که در دوران قبل از انقلاب اسلامی، بسیاری از مردم کشورمان، بخش قابل توجهی از اخبار مربوط را از طریق رادیو بی بی سی دریافت می‌کردند«در بخش‌هایی از جنوب ایران (بویژه استان بوشهر) که آلمانی‌ها دارای وجهه مثبتی بودند، مردم از طریق رادیو آلمان، تحولات سیاسی کشور را تعقیب می‌کردند» ( مدرسی، ۱۳۸۷، ص ۸۷) که این امر بیانگر تأثیرات فرهنگ حاکم بر محیط بر استفاده از رسانه‌های خاص است. نمودارهای ۷ و ۸ نقش سطح توسعه فرهنگی بر کارکرد رسانه‌های گروهی بر حسب سطح توسعه و نوع رسانه مورد بررسی را نشان می‌دهد. ت – وضعیت زیرساخت‌های اقتصادی محیط وضعیت اقتصادی در میزان و نوع دسترسی مخاطبان به رسانه‌های جمعی و ضریب نفوذ هر یک از این رسانه‌ها تأثیرگذار است و باید در انتخاب رسانه به این عوامل توجه کرد. به طور مثال، به منظور فرستادن پیام برای مخاطبانی که در جامعه فقیری مانند افغانستان و یا عراق زندگی می‌کنند، بهره گرفتن از رسانه‌هایی که استفاده از آن‌ها به تحمل هزینه منوط است (نشریات، اینترنت و …) از دامنه و میزان عرضه پیام به مخاطبان می‌کاهد و در مقابل در جامعه مرفه و ثروتمداری مانند کشورهای اروپایی استفاده از رسانه‌های جمعی ارزان قیمت مانند اعلامیه چندان مورد اقبال مخاطبان نخواهد بود. نمودارهای ۹ و ۱۰ نقش سطح توسعه و زیر ساخت‌های اقتصادی بر کارکرد رسانه‌های گروهی بر حسب سطح توسعه و نوع رسانه را نشان می‌دهد. ث – وضعیت جغرافیایی محیط موقعیت جغرافیایی، اوضاع جوی و وضعیت طبیعت منطقه بر انتخاب رسانه تأثیرگذار است؛ برای مثال، استفاده از اعلامیه برای مخاطبان ساکن در یک منطقه کوهستانی که بادهای شدیدی می وزد، تأثیرگذاری کمتری را نسبت به مناطق جلگه‌ای و یا شهری خواهد داشت و یا استفاده از رادیو و تلویزیون برای مخاطبانی که به دلایلی مانند محدودیت‌های ناشی از عوامل جغرافیایی، قادر به استفاده از این رسانه‌ها نیستند، چندان مؤثر نخواهد بود. ۴. ویژگی‌های فردی مخاطب مخاطب عملیات روانی به عنوان یکی از اجزا و عوامل الزامی هر عملیات روانی، میزبان و هدف پیام‌هایی است که در راستای عملیات از سوی مجری عملیات برای او فرستاده می‌شود. آن‌چه تأثیر مستقیمی بر میزان موفقیت و یا عدم موفقیت عملیات روانی دارد، سطح تأثیرپذیری مخاطب از پیام‌های دریافتی است. هر فردی بر اساس ویژگی‌ها، توانمندی‌ها و علاقه‌های شخصی خود، نسبت به استفاده از یک یا چند رسانه خاص گرایش دارد و در نتیجه تأثیرپذیری بیشتری از آن‌ها دارا است. شایان ذکر است که هر چند نمی‌توان متغیرهای مربوط به تک تک مخاطبان عملیات روانی را، که شامل جامعه آماری قابل توجهی می‌شود، را استخراج کرد و مدنظر قرار داد، باید شباهت‌ها و همسویی‌هایی را که بین گروه‌های جامعه موردنظر وجود دارد، مورد لحاظ قرار داد تا میزان بهره‌دهی و اثربخشی عملیات روانی به سطح موردنظر و قابل قبول نزدیکتر شود.   نتیجه گیری شناخت کارکرد و دامنه توانمندی‌ها و مقدورات هر رسانه از یک سو و شناخت ویژگی‌ها و اوضاع محیط و جامعه‌ای که عملیات روانی برای اجرا در آن محیط طراحی می‌شود و ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی، قومی، شغلی و … مخاطبان موردنظر از سوی دیگر، موجب درک صحیح فرصت‌ها و تهدیدات ناشی از اقدامات دشمن و شناخت صحیح نقاط ضعف و قوت نیروها و طرف خودی می‌شود و به اتخاذ راهبردهای اصولی و منطقی، مدنظر قرار گرفتن راهکارهای کارامد و طراحی و اجرای برنامه‌ها و اقدامات مؤثر منجر خواهد شد. تقابل با عملیات روانی دشمن و یا اجرای عملیات روانی علیه او، منوط به شناخت کافی از شیوه‌ها و روش‌هایی است که از سوی دشمن به کار گرفته و به اجرا گذاشته می‌شود. البته این امر باید همواره به روز رسانی شود و هر تغییر و دگرگونی در این فرایند، مدنظر قرار گیرد تا تدابیر و راهکارهای دفاعی و هجومی بدرستی انتخاب شود. عدم شناخت الزامات و ویژگی‌ها و کارکردهای رسانه‌های مورد استفاده دشمن به معنای غفلت و نادیده گرفتن عرصه‌هایی است که دشمن در آن‌ها سرمایه‌گذاری و اقدام می‌کند و در نتیجه نیروهای دفاعی و یا هجومی کشور در حوزه‌هایی غیرمؤثر و ناکارآمد تمرکز خواهند یافت و قادر به اقدام قاطع و مؤثر نخواهند بود. دنیای امروز در حال گذر از دنیای سخت افزاری گذشته به فضای مجازی و نرم افزاری است. در این اوضاع، کارکرد هر رسانه در عملیات روانی با گذشته تفاوت‌‌‌‌‌‌های ماهوی و بنیادی دارد و نقش‌های جدیدی خواهد یافت. تصوری که تاکنون از رادیو وجود داشت با ورود اینترنت و ایجاد پادکست (Pad cost) و وبلاگ‌های صوتی تغییر یافته است. استفاده از تلویزیون‌های بیگانه که به تجهیزات زیادی نیاز داشت با ایجاد سایت‌های اینترنتی توسط بسیاری از این شبکه‌ها به تجهیزات گیرنده نیازی ندارد و مانع اساسی در مسیر استفاده از این شبکه‌ها حذف می‌شود و یا در نمونه‌ای دیگر در گذشته استفاده از نشریات و کتاب‌ها به خریداری و تهیه نسخه فیزیکی آن‌ها منوط بود و این امر به دلیل وجود عواملی بازدارنده‌ای مانند زمان و مکان، بهره‌برداری از آن‌ها و اثربخشی آن‌ها را تحت تأثیر قرار می داد، لیکن امروزه هر متن نشر یافت‌های در محیط اینترنت با گریز از مانع زمان و مکان، به صورت آنی و در هر نقطه از جهان در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرد. بسیاری از تحولات فناوری موجب شده تا تصویر و نمایی که از رسانه‌ها در دنیای گذشته وجود داشته است، تغییر یابد و این فرایند امری مستمر و همه جانبه است و در آینده نیز استمرار خواهد یافت و غفلت از آن نتیجه‌ای جز شکست نخواهد داشت. با توجه به تغییرات ایجاد شده در کارکردهای رسانه‌های مورد استفاده در تبلیغات و عملیات روانی که به شمه‌ای از آن‌ها اشاره شد و هم چنین تحولات مربوط به فناوری‌های مرتبط با عرصه مسائل نرم افزاری و حذف بسیاری از موانع موجود در مسیر استفاده کاربران از اینترنت (و بطور کلی حضور در فضای سایبر) در آینده‌ای نه چندان دور به نظر می‌رسد اینترنت این امکان را دارد که بتدریج به عنوان محوریترین رسانه مورد استفاده در سطح جهان تبدیل شود و با ورود نسل‌های جدید رایانه، گام‌های جدی برای حذف رسانه‌هایی مانند تلویزیون و رادیو و ابزارهایی مانند ویدئو برداشته شود. انتخاب رسانه در فرایند عملیات روانی در مرحله خاصی صورت می‌‌‌‌‌گیرد و به کسب دانستیی‌ها و اطلاعات لازم و کافی منوط است. چنان‌چه اطلاعات و داشته‌های جمع آوری شده، ناقص باشد و یا بدرستی مورد تجزیه و تحلیل قرار نگیرد، احتمال خطا در انتخاب رسانه و یا محورهای به کارگیری رسانه انتخابی افزایش قابل ملاحظه‌ای خواهد یافت. تبیین و مشخص کردن مراحل مختلف در روند انتخاب رسانه در اقدامات آفندی با این مراحل در عملیات پدافندی متفاوت است و الزامات دیگری را نیاز دارد. این نوشتار به عنوان نتیجه‌گیری نهایی خود، با اتکا به یافته‌های این پژوهش و پژوهش قبلی نگارنده، که در بخش اول به آن اشاره شد، درصدد ارائه الگوی این مراحل (در هر دو محور اقدامات آفندی و پدافندی) است. با توجه به این‌که انتخاب رسانه در روند اقدامات آفندی، پس از ارزیابی نقاط ضعف و قوت سامانه‌های دشمن و توانمندی‌ها و مقدورات نیروهای خودی صورت می‌گیرد، فرصت بیشتری برای انتخاب رسانه مؤثر و کارامد وجود دارد؛ اما این امکان وجود دارد که اقدامات به اهداف موردنظر انجام گرفته نشود. در صورتی‌که این ناکامی به دلیل عدم اثربخشی و کارآمدی رسانه‌های انتخابی یا اقدامات مقابله‌ای دشمن باشد، آسیب شناسی اقدامات باید بدقت و به دوراز هرگونه پیش داوری صورت گیرد و نقاط ضعف و اشکالات فرایند عملیات روانی مشخص شود و اقدامات لازم به منظور رفع آن‌ها به عمل آید. نمودار شماره ۱۱ بیانگر مدار انتخاب رسانه در اقدامات آفندی است. در اقدامات پدافندی، انتخاب رسانه تا حدزیادی به رسانه‌های مورد استفاده دشمن بستگی دارد و باید از رسانه‌هایی استفاده شود که قادر به ایجاد هم‌پوشانی حوزه‌ها و محورهای فعالیت رسانه‌های بکارگرفته شده توسط دشمن باشد. در این راستا اگر رسانه‌های انتخاب شده قادر به تأثیرگذاری بر روند فعالیت رسانه‌های مورد استفاده دشمن نشود و این موضوع به دلیل برتری رسانه‌های دشمن بر رسانه های خودی باشد، باید اقدامات بازدارنده، فراتر از محدوده رسانه‌ها (مانند ایجاد پارازیت، فیلترکردن، سانسور و …) دنبال شود. رسانه‌های مورد استفاده در عملیات روانی شامل طیف گسترده‌ای از رسانه‌های مدرن و کهن است. شاید علت تداوم حضور و نقش آفرینی رسانه‌هایی که هزاران و یا صدها و یا دهه‌ها سال قبل بکار گرفته می‌شد و علی رغم اختراع و ابداع رسانه های جدیدتر از صحنه خارج نشده است، این باشد که هر رسانه، کارکرد و توانمندی‌های خاصی دارد که در اوضاع خاص، آن را تقریباً غیرقابل جایگزین می‌سازد. انتخاب رسانه برای عملیات روانی به معنای انتخاب حاملی است که محمول مربوط (پیام عملیات روانی) را به مخاطبان موردنظر برساند و عدم توجه به کارویژه‌های رسانه‌ها، وضعیت و شرایط مخاطبان موردنظر و محیط و فضایی که مخاطبان در آن قرار دارند و هم چنین اهداف مورد نظر در عملیات روانی به انتخاب رسانه نامناسب منجر خواهد شد؛ به طور مثال در عملیات روانی که در مورد سربازان عراقی و خانواده‌های آن‌ها (در جریان جنگ سال ۲۰۰۳) صورت گرفت، اعلامیه بهترین و موثرترین رسانه بود ولی اگر هدف و مخاطب عملیات روانی، سربازان امریکایی و خانواده آن‌ها باشند، استفاده از اعلامیه، اثربخشی بسیار محدود و ناچیزی دارد و شبکه‌های تلویزیونی و اینترنت، رسانه مناسب و کارامدتری به شمار می‌آید. آنچه باید در انتخاب رسانه مدنظر قرار گیرد، توان رسانه در انتقال پیام عملیات روانی و در دسترس مخاطبان قراردادن پیام است. گاهی ساده‌ترین راهکار می‌تواند مؤثرترین گزینه نیز باشد؛ چرا که هدف عمده در این فرایند اعمال تأثیرگذاری موردنظر بر پندار، کردار و گفتار مخاطبان است. البته باید درنظر داشت که هر رسانه، شامل دهه‌ها، صدها و گاهی هزاران مصداق است که این مصادیق در محیط‌های مختلف، عملکردهای کاملاً متفاوتی از خود نشان می‌دهند؛ به طور مثال در جوامع انگلوفیل، گرایش به رسانه‌های بریتانیایی بیشتر از رسانه‌های دیگر کشورها، و تأثیرگذاری این رسانه‌ها بسیار قابل توجه است. در جوامع آلمانوفیل، فرانکوفیل و … نیز این امر مصداق دارد؛ لذا انتخاب رسانه مناسب در فرایند عملیات روانی، نیازمند دارا بودن درک صحیح و متقنی از ویژگی‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حتی تاریخی، محیطی است که مخاطبان در آن قرار دارند و تلفیق کارویژه‌های هر رسانه با این ویژگی‌ها می‌تواند در انتخاب رسانه کارامد مؤثر واقع گردد.   منابع ۱. بیابان نورد، علیرضا (۱۳۸۳): انقلاب اطلاعات و مجازی سازی، فرصت‌ها و چالش‌ها با مروری بر وضعیت پدیده اینترنت در ایران، فصلنامه عملیات روانی، شماره ۵، تابستان ۱۳۸۳، تهران: معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه پاسداران. ۲. تولک، آرتور (۱۳۸۵): پخش تصویری عملیات روانی تاکتیکی در محیط‌های کم رسانه، ترجمه عبدالمجید حیدری، فصلنامه عملیات روانی، شماره ۱۲، بهار ۱۳۸۵، تهران: معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه پاسداران. ۳. حکیم آراء، محمدعلی (۱۳۸۴) : ارتباطات متقاعدگرایانه و تبلیغ، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‎ها (سمت). ۴. ساروخانی، باقر (۱۳۸۳): اندیشه‌های بنیادین علم ارتباطات، تهران، نشر آفتاب. ۵. سوری، جواد (۱۳۸۵): نقش فنآوری‌های نوین ارتباطی در عملیات روانی، فصلنامه عملیات روانی، شماره ۱۲ ، بهار ۱۳۸۵، تهران : معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه پاسداران. ۶. شاه‌محمدی، عبدالرضا (۱۳۸۲): وسایل ارتباطی سربازان اصلی میدان جنگ‌های نوین؛ تهران: فصلنامه پژوهش و سنجش، سال دهم، شماره ۳۴، تابستان ۱۳۸۲٫ ۷. کاروثر، سوزان (۱۳۸۱): رسانه‌ها و فناوری ارتباطات؛ مسائل سیاست جهانی (مجموعه مقالات) ویراسته برایان وایت، مایکل اسمیت و ریچارد لیتل، ترجمه سیدمحمد کمال سروریان، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی. ۸. کریمی نیا، پریسا (۱۳۸۳): انتخاب رسانه در عملیات روانی، فصلنامه عملیات روانی، شماره ۴، بهار ۱۳۸۳، تهران: معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه پاسداران. ۹. کمال پور، یحیی (۱۳۸۶): جنگ، رسانه‎ها و تبلیغات، ترجمه: عباس کاردان و حسن سعید کلاهی خیابان، تهران، موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران. ۱۰. لانگو، آنجلا (۱۳۸۲): اینترنت و عملیات روانی، مترجم : پ.کریمی، فصلنامه عملیات روانی ، شماره ۱، بهار ۱۳۸۲، تهران : معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه پاسداران. ۱۱. متفکر، حسین (۱۳۸۳): جنگ روانی، قم: انتشارات پژوهشکده تحقیقات اسلامی. ۱۲. مدرسی، فرید (۱۳۸۷): ده سال مدیریت حوزه در گفت وگو با آیت الله سید هاشم حسینی بوشهری، تهران: ماهنامه شهروند امروز، خردادماه ۱۳۸۷ ۱۳. وایت، گاری.لی (۱۳۸۲): عملیات روانی در قرن بیست ویکم، ترجمه: سید حسن محمدی نجم، فصلنامه عملیات روانی، شماره ۱، بهار ۱۳۸۲، تهران: معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه پاسداران. ۱۴. هیبلزگری، کریس (۱۳۸۱) : جنگ پستمدرن، سیاست نوین درگیری، ترجمه احمدرضا تقاء ، تهران: انتشارات دوره عالی جنگ سپاه     

عناصر عملیات روانی : زمان (2)

جدول زمان و مراحل عملیات روانی :

            مراحل

 زمان

قبل

حین

بعد

کوتاه مدت

 

 

 

میان مدت

 

 

 

بلند مدت

 

 

 

 

جدول زمان و ابعاد عملیات روانی :

       ابعاد

  زمان

توالی

استمرار

شتاب

کوتاه مدت

 

 

 

میان مدت

 

 

 

بلند مدت

 

 

 

 

جدول شرایط  و ابعاد عملیات روانی :

               ابعاد

  شرایط

توالی

استمرار

شتاب

صلح

 

 

 

بحران

 

 

 

جنگ

 

 

 

 

جدول مراحل و ابعاد عملیات روانی :

       ابعاد

  مراحل

توالی

استمرار

شتاب

قبل

 

 

 

حین

 

 

 

بعد

 

 

 


تکنیک های عملیات روانی - آگاهی بخشی کاذب

آگاهی بخشی کاذب یکی دیگر از تکنیک های عملیات روانی، به خصوص در حوزه نبرد رسانه ای است. در این شیوه اکثر اطلاعات عرضه شده در تفکر مخاطبان قابل استفاده نیست و بیشتر جنبه صوری و ظاهری دارد.

در نبرد نیروهای ائتلاف علیه عراق نیز این امر محقق شد و اکثر اطلاعات و خبرهای پخش شده در مورد نمایش نظامیان، شلیک گلوله و حرکت رو به جلوی نیروهای ائتلاف، بدون نشان دادن مکانها، برای مخاطبان قابل استفاده نبوده و در راستای شناخت علل جنگ، پیامدها و عوارض جانبی آن برای مردم عراق و جهانیان هیچ گونه امتیازی نداشت؛ اما هیچ یک از رسانه ها نیز متهم به سانسور خبری نشدند (مقدم و جمالی، 1382: 67).


تبلیغ ملاء و مترفها در مقابل انبیاء بزرگ الهی

بحث تبلیغ به عنوان شیوه ای برای عملیات و یا جنگ روانی میان منادیان حق و سردمداران باطل از موضوعاتی است كه از نگاه قرآنی جای بسط بسیار دارد. در قرآن مجید فراوان می توان تبلیغ ملاء و مترفها را در مقابل انبیاء بزرگ الهی دید. در داستانهای پیامبران پیش از حضرت رسول (ص) به عنوان شاهد می توان به عملیات روانی میان نوح و امتش،‌هود و مخاطبانش (اعراف، 6‌ ـ 65)‌حضرت ابراهیم و نمرود، موسی و فرعون و پیروانش  (اعراف 3 ــ‌ 112  و 50‌ ـ 148)  و... اشاره داشت.


به عنوان شاهد وقتی حضرت هود به رسالت مبعوث شد، ملاء و اشراف قومش گفتند: این شخص،بشری مانند شما بیش نیست. كه از هر چه شما می خورید می خورد و از هر چه می آشامید‌، می آشامد.( ‌ترجمه آیات 34 تا 41 ‌‌ سوره مومنون): و شما مردم اگر بشری مانند خود اطاعت كنید بسیار زیانكار و نالایق مرد می خواهید بود آیا "این مدعی رسالت بشما نوید میدهد كه پس از آنكه مردید و استخوانهای شما پوسیده شد و خاك گردیدید، باز زنده می شوید و سر از خاك بیرون می آورید،‌هیهات هیهات كه این وعده كه به شما میدهد از آخرت و زندگی ابد راست باشد،‌بلكه همه دروغ است زندگانی جز این چند روزه حیات دنیا بیش نیست كه زنده شده خواهیم مرد و دیگر هرگز از خاك بر انگیخته نخواهیم شد، و این شخص جز آنكه مردی است دروغ بر خدا می بندد چیزی با او نیست و ما هرگز به او ایمان نخواهیم آورد، آن رسول هم در مقابل این تكذیب عرض كرد خدایا مرا بر این قوم كه تكذیب من كردند یاری فرما خدا به رسول خود فرمود: اندك زمانی نگذرد كه قوم از تكذیب و انكار سخت پشیمان خواهند شد تا آنگاه كه بانك عذاب آنها را بگرفت و ما آنانرا خاك و خاشاك بیابان مرگ ساختیم كه ستمكاران را از رحمت الهی دوری باد.


 و اما در قرآن مجید از جنگ روانی میان پیامبر اسلام و دشمنانش و تبلیغ آنها علیه آن حضرت نیز مطالب فراوانی نقل نموده كه در ادامه برخی از آنها مورد اشاره قرار می گیرند. در تبلیغات مشركان و كافران پیامبر اسلام ساحر بوده(یونس/ 2) و شاعر است (انبیاء/ 5) و...([1][2]) از جمله تعابیر قرآنی در تبلیغات دشمنان علیه احكام اسلامی در سوره انعام/ 121  این چنین است:


ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوكم. یعنی اهریمنان سخت به دوستان خود وسوسه كنند تا با شما به  جدل و منازعه برخیزند. حداقل برداشت از آیه آن است كه كار برخورد و جنگ روانی علیه پیامبر اسلام،‌كاری سازماندهی شده است. زیرا از سوی نخبگان به پیروانی است كه حكایت از نوعی تشكل و سازمان دارد و در تعبیر آیه نیز نوعی پیچیدگی و رمزی بودن نهفته است،‌زیرا از واژه " لیوحون" بهره گرفته است و نیز از محتوای آیه بر می آید كه بر كارشان اصرار داشته و اقدامی دفعی و اتفاقی نبود.([2][3])


حاصل آنكه بر اساس آیات قرآنی تبلیغ و ضد تبلیغ میان پیروان حق و باطل در طول تاریخ در جریان بوده و اولیاء خدا نیز گاه مأمور بودند كه علیه دشمنان دست به تبلیغ زده و مشت آنها را وا نمایند و یا یكسره آنها را از هر گونه طمع نسبت به خود و یارانش مأیوس كنند. چنانچه پیامبر اسلام در سوره كافرون مأمور بودند كه ضمن نفی در خواستهای آنها، به صراحت راه خود را از آنها جدا كنند.

عناصر عملیات روانی - عباس برزگر شمس آبادی

"با کلمه بر انسان حکومت  میکنیم ." بنجامین دیزرائلی



هدف

هدف در عملیات روانی ،تسخیر پانزده سانتیمتر بین دو گوش انسان و کنترل رفتار مخاطبان خودی ،بیطرف و دشمن ،در راستای منافع مطلوب است . دستیابی به این هدف از طریق اجبار ،بازداشتن ،تشویق و یا غیر آن انجام میشود .

منظور از عملیات روانی با هدف اجبار ،این است که دولت مورد نظر برای اتخاذ موضع و تصمیمی یا خوداری از آن ،تحت فشار قرار گیرد . این اعمال فشار میتواند تهدید با نیروی نظامی ،اعمال تحریم یا نادیده گرفتن منافع ویژه یک کشور باشد . بازداشتن به معنای جلوگیری از انجام سلسله اقداماتی است که در صورت عملی شدن ،به ضرر کشور هدف است . اقدامات تشویق آمیز نیز به معنای نفوذ به یک دولت برای انتخاب یک گزینه مورد نظر دولت خودی است که برای اهداف و منافع ملی کشور مفید است . اقدامات تشویق آمیز میتواند تضمین امنیت با توجه به تمایل کشور به حفظ وضع موجود ،حفظ موقعیت مورد نظر ملت ،تبادل برنامه ها یا کمک به حفظ ثبات و همکاری بین دو کشور باشد ( یزدان فام ،1382:22)


"با کلمه بر انسان حکومت  میکنیم ." بنجامین دیزرائلی


عناصر عملیات روانی - غلام رضا نجفی

عنصر پایه، دومین عنصر و مبنای اقدامات و تبلیغات در عملیات روانی است که می توان آن را به سه دستۀ: پایه سفید، خاکستری و سیاه تقسیم کرد.


پایه سفید، بیانگر آن دسته از اقدامات و پیامهای عملیات روانی است که منبع آن مشخص است؛ مانند اخباری که سخنگوی یک کشور ارائه می دهد. معمولاً کشورها سعی می کنند تا آنجا که ممکن است پیامهای سفید درستی ارائه دهند تا به این وسیله اعتمادسازی نمایند. به عنوان مثال، حقیقت عمومی رسانه های خبری متفقین در طول جنگ جهانی دوم، سلاحی نیرومند در تضعیف روحیه نیروهای متحدین بود؛ بسیاری از شهروندان آلمانی عادت کرده بودند که آنچه را از بی.بی.سی پخش می شد، اصل حقیقت بدانند. تصادفی نیست که رهبران عمدۀ کشورهای جهان هنگامی که یک بحران به وقوع می پیوندد، به سی.ان.ان روی می آورند (جاکوب نوتر، 1384: 152-151). با این وجود، گاهی کشورها پیامهای سفیدی تولید می کنند که نادرست بودن آن کاملاً آشکار است. آنها می توانند به چنین اقدامی مبادرت نمایند؛ چرا که اغلب، کسی زحمت بررسی حقایق را در گزارشهای دولتها به خود نمی دهد یا حتی اگر تناقضهای عمده ای هم در آنها کشف شود، تعداد زیاددی از مردم به حرف منتقدان توجهی نمی کنند.


پایه خاکستری شامل پیامها، تبلیغات و اقداماتی است که از سوی یک منبع به ظاهر بی طرف ارائه می شود. برای مثال، اگر یکی از عوامل آمریکا که بر حسب اتفاق یک گزارشگر روزنامه در هندوراس است، گزارشی را بر اساس اخبار تأیید نشدۀ تهیه شده توسط افسر مسؤول خود در سیا منتشر کند، آن را تبلیغات خاکستری می گویند. همه تصور می کنند که این گزارش نتیجه تحقیقات خود آن گزارشگر هندوراسی است، در حالی که در واقع در «لانگی» ویرجینیا تهیه شده است. متخصصان حرفه ای معتقدند تبلیغات خاکستری دارای سه لایه است: خاکستری روشن، خاکستری خاکستری (خاکستری متوسط) و خاکستری تیره. تبلیغات خاکستری روشن، عبارت از اقدام یا خبری است که به منبعی نسبت داده می شود که به دوستی با فرد، گروه و یا کشور موضوع گزارش معروف است. خاکستری خاکستری، تبلیغاتی است که از یک منبع ظاهراً بی طرف و احیاناً یک روزنامه خارجی منتشر می شود که گاهی نیز کشور مبداء (طراح سناریوی تبلیغی) را نیز مورد انتقاد قرار می دهد. تبلیغات خاکستری سیاه، تبلیغاتی است که به نفع طرف موردنظر شماست و توسط منبعی پخش می شود که معمولاً یا همیشه، موضع خصمانه علیه کشور مبداء دارد. (همان: 154-153).


اگر تبلیغات و اقدامات خاکستری، ماهرانه به کار گرفته شوند، می توانند با پرهیز از برچسب «تبلیغات دشمن» خوردن، مقبولیت کسب کنند؛ اما این پایه دارای محدودیت هایی نیز می باشد که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد: 1- این تبلیغات و اقدامات به دلیل آنکه مجبور است هم سرچشمه خود را مخفی نگه دارد و هم اعتبار خود را حفظ کند، قدرت مانور زیادی ندارد. 2- تبلیغات و اقدامات خاکستری در برابر تحلیل های درازمدتی که دشمن از محتوای نیت آنها به عمل می آورد، آسیب پذیر بوده و بدین طریق، تأثیر خود را از دست می دهد. بنابراین، در مقایسه با دیگر انواع تبلیغات، در مقابل یک ضد تبلیغ مؤثر، آسیب پذیرتر است.


یک نمونه از تبلیغات خاکستری، کتابی تحت عنوان هتک ناموس کویت است که گزارشی سراسر هزل و جلف از کثافت کاریهایی است که توسط نیروهای عراقی، هنگام تجاوز به این کشور کوچک انجام گرفته است. کمتر کسی در آن زمان می دانست که این کتاب با بودجه دولت کویت منتشر شده؛ در حالی که این کتاب به عنوان حاصل کار تحقیقاتی خبرنگاران و روزنامه نگاران معرفی می شد.


پایه سیاه، شامل تبلیغات و اقداماتی است که در ظاهر به هر منبعی غیر از منبع حقیقی آن نسبت داده می شود (نصر، 1385: 429). پایه سیاه که مبتنی بر وقایع جعلی فریب و دروغ است، عموماً برای شرور جلوه دادن حریف و نسبت دادن کاری که اساساً او انجام نداده به کار می روند. 

مبانی روان شناختی جنگ روانی

مبانی روان شناختی جنگ روانی

 روان شناسی همواره به عنوان يکی از موثرترين ابزارهای جنگ روانی و يکی از فاکتور های موفقيت در جذب مخاطب مورد توجه مجريان جنگ روانی بوده است . مجری جنگ روانی بايد مخاطب خود را از لحاظ روانی بشناسد و روحيات او را بداند و گرايش ها و حساسيت های گروهی سنی و اجتماعی را به دقت مورد بررسی قرار بدهد . روان شناسی فردی و روان شناسی اجتماعی امروزه در تاثير کاربری جنگ روانی نقش تعيين کننده داشته و دولت ها و سازمان های اجرا کننده جنگ روانی قبل از تبليغات مباحث و قلمرو اين دو حوزه علمی روانی را بررسی می کنند آنان پيش از ورود به صحنه جنگ روانی از متخصصاناين رشته علمی مدد می جويند و تبليغات و جنگ روانی را بر اساس اصول روان شناسی فردی اجتماعی پايه ريزی می کنند .

 انتخاب عنوان سوژه ، ابزار ، شيوه ، شعر ، قصه ، داستان ، آهنگ و موسيقی و حتی انتخاب نوع رنگ های تابلو های تبليغاتی بر اساس اصول روان شناسی انجام می گيرد .

 دانشمندان ، رفتار های انسانی را به دو دسته تقسيم می کنند :

 1- غريزی     2- اکتسابی

 از رفتار های غريزی در روان شناسی عمومی و از رفتار های اکتسابی در روان شناسی اجتماعی بحث می شود . تعريفی که روان شناسان اجتماعی از رفتارهای اکتسابی کرده اند عبارت است از : مطالعه فعاليت های فردی که از افراد ديگر متاثر شده است .

 تاثيرات می تواند به صورت مثبت  يا منفی باشد ، اگر اجتماع سالم باشد و فضای انديشه ها ، از منطق و عقل و اخلاق متاثر گردد ، فرد در چنين جامعه ای از محيط پيرامون خود  تاثير مثبت می پذيرد ولی اگر فضای اجتماعی آلوده به جهل ، فساد ، تعصب ، تقليد های زيانبار و ساير آفت های فکری و عقيدتی باشد ، طبيعی است که فرد از چنين فضايی تاثير منفی خواهد پذيرفت .

 از آنچه گذشت ، ميزان کارآيی و تاثير استفاده از اصول روان شناسی فردی و اجتماعی در جنگ روانی ، مشخص شد . بکار بردن اصول روان شناسی در جنگ های روانی چه در زمان صدر اسلام و چه در جامعه کنونی ، همواره مورد توجه برنامه ريزان جنگ روانی بوده است ، چرا که شناخت روحيات و گرايش ها و خصوصيات روانی يک جامعه به نحو شايسته ای می تواند در جنگ روانی عليه دشمن موثر واقع شود .


مقابله با 300 هزار حمله سايبري به ايران در روز

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفت: برخی روزها بیش از 300 هزار حمله سایبری صورت می پذیرد که در همان دروازه های ورودی کشور خنثی می شوند.
تقی پور در گفت و گو با پایگاه اطلاع رسانی دولت با اشاره به تهاجم سایبری  مهر ۱۳۹۱به تاسیسات نفتی کشور تصریح کرد: تهاجم به تاسیسات نفتی یکی از هزاران شیطتنتی است که در روز اتفاق می افتد و به لحاظ وجود سیستم های امنیتی قوی در بدو ورود خنثی می شوند. وی خاطر نشان کرد: حملات سایبری بصورت عادی و روزانه در حجم گسترده ای از سوی افراد حقیقی، هکرها و شبکه ها اتفاق می افتند اما به لحاظ اینکه فاقد اهمیت می باشند اعلام نمی شوند در صورتی که اگر این حملات از سوی دولتها و در سطح امنیتی باشند اطلاع رسانی صورت می پذیرد.
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در پایان بار دیگر بر توانمندی کشورمان در مقابله با حملات سایبری دشمن صحه گذاشت و تاکید کرد: وجود سیستمهای امنیتی قوی و توانمندی کشورمان در خنثی سازی و مقابله با حملات سایبری، دشمنان را در دسترسی به شبکه های موثر ناکام گذاشته و شکست مفتضحانه ای را برای آنان رقم زده است. 

منبع: درگاه ملی - اخبار

عوامل موثر درجنگ روانی - ساير شرايط موثر در جنگ روانی

ساير شرايط موثر در جنگ روانی


الف – دوری جستن از حرف های انتزاعی و کلی : برای اينکه عمليات روانی در دشمن موثر واقع شود لازم است از طرح بحث های انتزاعی مانند مباحث سياسی و ايدئولوژيکی خودداری کرد ، زيرا افق ديد سربازان در ميدان های نبرد محدود بوده و به جای اين بحث ها می توان به موضوعات ساده و طبيعی که جزئی از محيط عملياتی سربازان را تشکيل می دهد پرداخت .


 ب – ادغام نمودن عمليات روانی در طرح های کلی عمليات نظامی : تبليغات به تنهايی نمی تواند در ميدان نبرد موثر واقع شود لذا برای تحت تاثير قرار دادن دشمن بايد تبليغات با عمليات روانی عجين گردد . اين اصل در بسياری از جنگ های منطقه ای و حتی در جنگ های بين المللی موثر افتاده است .


 ج – گفتن حقيقت : اين جمله که " حقيقت پيروز است " به معنای آن نيست که تبليغاتچی در همه جا و به همه کس حقيقت را به طور کامل بگويد ، بلکه فن انجام جنگ روانی به ايجاد تدريجی حالت پذيرش در مخاطب بستگی دارد از اين رو حقيقت مهم ترين جزء برنامه است .


 د – وجود شرايط لازم برای پيام در عمليات روانی : اين شرايط عبارتند از :


 1-  پيام ارسالی بايد جذاب باشد به نحوی که بتواند به راحتی موثر و مورد پذيرش واقع شود ، زيرا تبليغات پيشرفته مانع از رسيدن پيام معمولی می گردد و نيروهای زيادی در اين زمينه در رسيدن پيام ايجاد اختلال می کنند .


2-  پيام ارسالی بايستی قابل درک و به عبارتی با زبان مخاطب سازگاری داشته باشد و از استفاده کردن از پيام های خارج از درک مخاطب بايد اجتناب نمود .


3-  پيام ارسالی نبايد عقايد و عواطف مخاطب را تحت تاثير تاخت و تاز قرار دهد ، زيرا در اين صورت پذيرش پيام به سختی انجام خواهد گرفت .


4-    پيام بايد احساسات روانی مخاطب را تحريک کند .


 5-  پيام ارسالی در عمليات روانی بايد در صدد پاسخگويی به نيازهای مخاطب باشد زيرا نظام ارزشی و فرهنگی و اعتقادی دشمن ممکناست رفتار افراد خود را کنترل کند لذا ارزش های فرهنگی و باورهای دينی نقش مهمی در نحوه پاسخگويی او به پيام ارسالی دارد .

مبانی عملیات روانی - جلسه ششم : عناصر عملیات روانی - گفتمان

جلسه ششم : عناصر عملیات روانی

6- گفتمان


گفتمان مجموعه ای از عبارات است که زبانی برای صحبت کردن در باره نوع خاصی از دانش در باره موضوع ارائه می کند . (هال ، 1382:36)

یک گفتمان دارای یک عبارت نیست بلکه شامل عبارات متعددی است که با هم در کارند تا به چیزی شکل بدهند ، که فوکو یاما آن را «صورت بندی گفتمانی»[1]  یا «نظام گفتمانی» می نامد .

نظام گفتمانی عبارت است از کنش ارتباطی موجود در یک قلمرو خاص معرفتی که مجموعه کنشگران آن ، گاه با نام اجتماع خوانده می شوند . (فرشچی ، 1382 :9)

گفتمان ، شیوه خاص بازنمایی خود و دیگری و روابط بین آنان است .

استوارت هال در این ارتباط می گوید :

« هیچ چیز معنا داری خارج از گفتمان وجود ندارد و مطالعات رسانه ای وظیفه اش سنجش شکاف بین واقعیت و بازنمایی نیست ، بلکه تلاش برای شناخت این نکته است که معانی به چه نحوی از طریق رویه ها و صورت بندی های گفتمانی تولید می شود» (مهدی زاده : 1387 : 18-17)

از دیدگاه هال ، ما جهان را از طریق بازنمایی می سازیم و بازسازی می کنیم . به تعبیری ، "معنا" امری آشکار در واقعییت است که در زبان یا رسانه منعکس می شود ، نیست ، بلکه حاصل روابط ساختمند در زبان است .

به این معنی که پدیده ها دارای معنای ذاتی نیستند ، بلکه حاصل روابط ، به ویژه روابط تقابلی می باشند «سیاهی» معنا ندارد مگر آنکه آن را در برابر «سفیدی» قرار دهیم .

 از این روست که عملکرد رسانه ها در عملیات روانی  ، بازنمایی را باید ساخت رسانه ای و زبانی واقعیت دانست. بازنمایی نه انعکاس و بازتاب  معنای پدیده ها در جهان خارج ، که تولید و ساخت معنا بر اساس چارچوب های مفهومی و گفتمانی است .

 بدین جهت است که متفکرانی چون استوارت هال،مفهوم «سیاست بازنمائی» را به کار می گیرند.

 سیاست بازنمایی ، روابط قدرت در روند های دلالت و بازنمایی را بررسی می کند. در این سیاست ، یک پرسش راهبردی دو بخشی اهمیت دارد :

بازنمایی های چه کسانی حاکم می شود؟

چه کسی امکان (اقتدار)بازنمایی حقیقت را دارد؟

پرسش را طوری دیگری مطرح می کنیم. چه کسانی باید به سکوت کشانده شوند تا آنها غالب شوند؟

امروزه ، رسانه ها فراگیرترین و موثرترین نهاد تولید ، باز تولید و توزیع دانش و معرفت در مقایسه با سایر     نهاد های آگاهی و شناخت در جهان جدید هستند و با داشتن ویژگی هایی چون انتشار انواع دانش و معرفت که لاجرم به بر عهده گرفتن وظایف دیگر نهاد های معرفتی منجر می شود ، فعالیت در یک سپهر عمومی که آنها را در دسترس همه اعضای جامعه به صورت باز ، داوطلبانه و کم هزینه قرار می دهد و نیز اثر گذاری بر تعداد بیشتری از افراد و اختصاص زمان بیشتری از آنها به خود ، حدود و مرزهای محیط نمادینی که در آن زندگی  می کنیم را تعیین می کنند .

رسانه ها همیشه مشغول تاثیر گذاری بر یک پدیده و یا تاکید زدایی از آن هستند .تاثیرات این تاثیر گذاری و تاکید زدایی، بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است .

هارولد دتیز ، از صفت «جهت گیری» استفاده کرده و می گوید که هر رسانه ای به خودی خود، جهت گیری دارد (شکر خواه 1382:183)

در واقع ، محتوای رسانه ها منبع معنی قدرتمندی درباره جهان اجتماعی سیاسی است؛چرا که جریان مداوم و مکرر بازنمایی رسانه ای از «دیگران» به طرز قوی بر ادارک ها و کنش های مخاطبان آنها از کسانی که بازنمایی می شوند تاثیر می گذارد و این بازنمای عین واقعیت پنداشته می شود .

بنابراین ، عملکرد رسانه ها در عملیات روانی را نمی توان به صورت مجرد، پراکنده و مقطعی مورد بررسی قرار داد، بلکه آن را باید در چارچوب «نظام گفتمانی »و بر اساس استراتژی کلان عملیات روانی مورد ملاحظه و تامل قرار دهیم .

 از آنجایی که هر نظامی [نظام سیاسی]بر اساس ملاحظات خاص خود، از جمله ایدئولوژی، منافع اقتصادی و غیر آن مبادرت به تولید «معنا» می کند ، شاید بتوان گفت که مهمترین عامل منازعات جهانی ، تلاش هدفمند رسانه ها برای تحمیل معنای تولید شده نظام گفتمانی خود بر افکار عمومی است .

به نظر میرسد پیروز این منازعه نیز نظام رسانه ای است که بتواند بازنمایی های خود را ، فارغ از درست یا نادرست بودن آن ،منطقی و موجه جلوه دهد.

[1] -Discoursive Formation