رازداری در شرکت اپل !!

حفظ اسرار و راز داری یکی از مهمترین ویژگی های شرکت اپل می باشد. در این شرکت یک تیم با نام Worldwide Loyalty Team (تیم وفادار جهانی) وجود دارد که وظیفه حفظ امنیت و رازها را از کلیه جهات (انسانی و غیر انسانی) در شرکت اپل برعهده دارد. خود کارمندان اپل این تیم را پلیس گشتاپو اپل می نامند. پلیس گشتاپو نام پلیس مخفی نازی هاست. کسی ماموران گشتاپو را نمی شناخت و وظیفه این ماموران جاسوسی و انجام حتی عملیات های مخفی بود. جالبی گشتاپو این بود که حتی در رده های پایین ماموران همدیگر را نمی شناختند. بدلیل شباهت وظایف تیم وفادرا جهانی اپل به وظایف ماموران گشتاپو و آینده بدی مثل اخراج از شرکت در صورت معرفی شدن از سوی این افراد٬ خود کارمندان اپل این تیم را با نام پلیس گشتاپو معرفی می کنند.


افراد این گروه را عده ای از کارمندان امنیتی و کارمندانی که در ظاهر عادی به نظر می رسند تشکیل می دهند. اعضاء این گروه حتی همدیگر را نمی شناسند و در همه جا در بین کارمندان رده بالا در ساختمان اصلی ٬ در بین کارمندان اپل استورها و حتی در شرکت ها و کارخانجات همکار اپل حضور دارند.این گروه سوگند نامه ای را پر می کنند که رازدار شرکت اپل باشند. تمامی کارهای مهم و کارهایی که مربوط به یک محصول و یا پروژه تازه می باشد توسط این گروه انجام می شود. این گروه وظیفه حضور و جاسوسی در بین دیگران کارمندان ٬ تلاش برای حفظ رازهای شرکت اپل و تهیه گزارش و ارسال این گزارشات را برعهده دارند.  گزارشات مهم را شخص استیوجابز مطالعه و در مورد آنها تصمیم گیری میکند. حفظ اسرار آن قدر برای شرکت اپل مهم است که حتی کارمندان ساده این شرکت هم در زمان استخدام سوگند یاد می کنند که کوچکترین اخبار اپل را منتشر نکنند و در صورت نقض این قانون چه دانسته و چه ندانسته با شدت برخورد می شود و کارمندان خاطی از این شرکت اخراج می شوند. (تا کنون افراد زیادی به همین دلیل از این شرکت اخراج شده اند)

 

 

در سال های اخیر با معرفی محصولات جذاب ٬ افزایش محبوبیت و گسترش بازار های جهانی این شرکت رقبای بسیاری پیدا کرده است که سعی می کنند سر از کارها و پروژه های آتی اپل در آورند. از این رو کار این گروه مشکل تر شده است و هر از چندگاهی اخباری از پروژه های سری اپل منتشر میشود. اما این اخبار در بیشتر مواقع اعتبار ندارند و دلیل آن وجود همچنین گروهی در شرکت اپل است. (هر چند که لو رفتن تصاویر آی فون۴ چند روز قبل از معرفی آن نقطه سیاهی در پرونده این گروه می باشد. اما با این حال تهیه و ساخت یک محصول جدید آنهم با همکاری چندین شرکت و کارخانه که در خارج از ایالات متحده قرار دارند و حفظ اسرار این محصولات یکی از کارهای بزرگی است که این تیم برعهده دارند.)

 


رازداری ،کلید ارتباط موفق

 «کنترل زبان» در زندگی جایگاه مهمی دارد و به موضوعاتی چون: دروغ، غیبت، افتراء، لغو و بهتان و در بخشی هم به «رازداری» مربوط می شود. این موضوع در زندگی روزمره نیز بسیار مهم بوده و توانایی رازداری یک مهارت محسوب می شود

رازداری

توجه به اخلاق از اولین لحظات آغاز زندگی بشر تجلی نموده و اخلاق چون درّی ملاك تمایز انسان از سایر موجودات بوده است و تجلی گاه مقام آدمیت. اخلاق به عنوان یكی از نیازهای ضروری بشر همواره در درون او باقی است و با گذشت زمان و تغییر مكان از میان نمی رود. مانند: كمال طلبی، زیبایی دوستی، خدا جویی و ...تا آنجایی كه پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «همانا من برای اتمام و آموزش كامل اخلاق مبعوث شدم.»(1)برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیت‌های گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به موضوعات آداب معاشرت و اخلاقیات جامعه توجه كافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز ضد اخلاقیات جلوگیری نموده و در نتیجه جامعه ای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی و ... را به ارمغان آورد. در این بخش با توجه به موضوع راز داری بیانگر این مطلب می باشیم كه حفظ اسرار از مواردی است كه سلامت روانی و اجتماعی جامعه در گرو حفظ آن می باشد.

در زندگی فردی و اجتماعی انسان اموری وجود دارد که فاش شدن آنها و در نتیجه، آگاه شدن دیگران از آنها نه تنها منافع فرد را به خطر می‌اندازد و مخاطراتی برایش به همراه می‌آورد، بلکه ممکن است اشخاص مرتبط با وی را نیز متأثر كند. گاهی نیز فاش شدن این امور که از آنها به عنوان راز نام برده می‌شود، خود شخص را درگیر نمی‌كند و صرفاً روی دیگران تأثیر می‌گذارد. حفظ شدن ماهیت راز- یعنی پوشیده ماندن آن ـ نیازمند صفتی است که در انسان‌ها با نام رازداری شناخته می‌شود.

روان‌شناسان رازداری را مخفی کردن عمدی اطلاعات از دیگران تعریف کرده‌اند که دارای سه ویژگی اجتماعی بودن، آگاهانه بودن و فعالانه بودن است. از این تعریف چنین بر می‌آید که راز موضوعی است که حداقل یک‌نفر آگاهانه آن را از حداقل یک‌نفر دیگر پنهان ‌کند. بنابراین، رازداری پدیده‌ای اجتماعی است که به واسطه آن اطلاعات خاصی از عده‌ای از افراد پنهان می‌شود و تنها گروه خاصی از افراد می‌توانند از آن آگاه شوند. از طرفی، فرد رازدار آگاهانه در مورد فاش نکردن رازی که می‌داند تصمیم می‌گیرد. در نهایت، شخصی که از رازی آگاهی دارد برای پوشیده نگه داشتن آن تلاش‌هایی می‌كند که معمولاً در متن محیط‌های اجتماعی رخ می‌دهد. برخی از این تلاش‌ها که در حوزه عوامل بیرونی یا درونی فرد رخ می‌دهند، عبارتند از: پنهان کردن سرنخ‌ها، عوض کردن موضوع صحبت، اجتناب از رویارویی با افرادی که ممکن است موجب فاش شدن راز شوند، واپسرانی افکار واحساسات مربوط به راز، و غلبه بر میل به افشای راز.

روان‌شناسان رازها را به دو دسته تقسیم کرده‌اند: شخصی و مشترک. راز شخصی مطلبی است که فرد آن را از هر شخص دیگری پنهان می‌کند، اما راز مشترک مطلبی است که چند نفر از آن مطلعند اما آن را از دیگران مخفی می‌کنند.

روانشناسان چند عامل را به عنوان انگیزه و هدف فرد از رازداری شناسایی کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به محافظت، قدرت و کنترل، هویت و استقلال، اعتماد و صمیمیت، و نیاز به تعلق اشاره کرد

راز، به اقتضای حرمتش باید پنهان و پوشیده بماند و گرنه راز نمی شد. در این هیچ تردیدی نیست.

گفته اند: غلامی طَبَق سرپوشیده ای بر سر داشت و خاموش و بی صدا در راهی می رفت. یکی از افراد، در راه به او برخورد و پرسید: در این طَبَق چیست؟ غلام چیزی نگفت. آن شخص به اصرار پرسید تا بداند زیر آن سرپوش که روی طبق کشیده اند چیست؟ غلام گفت: فلانی! اگر قرار بود که همه افراد بدانند در طبق چیست، دیگر سرپوش روی آن نمی کشیدند!

رازهای درونی افراد نیز همین گونه است. اگر آن را به این و آن بگویید، از «راز» بودن، می افتد.

با مردم بیگانه مگو راز دل خویش         بیگانه، دل راز نگهدار ندارد

راز فاش شده، مثل یک زندانیِ گریخته از محبس است که بازگرداندنش به بازداشتگاه بسیار دشوار است.

تیری که از کمان رها گشت و گلوله ای که از سلاح شلیک شد، دیگر به کمان و سلاح برنمی گردد. «راز»، همان زندانی است، همان تیر و گلوله است و دهان، و سینه تو، همچون زندان. مانند چلّه کمان و مانند خشاب اسلحه، تا وقتی که رها نشده، مصون و پنهان است. همین که از چنگت گریخت و از تفنگت شلیک گشت، دیگر از اختیار تو بیرون رفته است. اگر تا آن لحظه، راز در گروگان تو بود، اینک تو در گرو آنی.

به تعبیر زیبای امیرالمؤمنین(ع):

«سِرُّکَ اَسیرُکَ، فَاِنْ اَفْشَیْتَهُ صِرْتَ اسیرَهُ»(2)

راز تو اسیر توست، اگر آشکارش ساختی، تو اسیر آن شده ای.

 

به قول سعدی:

خامشی به که ضمیر دل خویش     به کسی گویی و گویی که: مگوی

ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند    که چو پرشد، نتوان بست به جوی(3)

 

رازداری

راز فاش شده، مثل یک زندانی گریخته، یا گلوله رها شده است پس باید از فاش شدن راز، جلوگیری کرد. پس آنچه زمینه برخی کدورتها و گله ها میان افراد می شود، گاهی زمینه اش دست خودِ «صاحب سرّ» است که نمی تواند رازدار خویش باشد. راز را حتی به دوستان هم نباید گفت، اگر واقعا «راز» است و پنهان بودنش حتمی! چرا که همان دوستان صمیمی تو هم دوستان صمیمی دیگری دارند. همان افراد مورد اعتماد هم به کسان دیگری «اعتماد» دارند، آنان هم به «همه کس» نمی گویند، ولی به «بعضی» چطور؟ شاید!

باز هم به قول شاعر شیراز، سعدی حکیم:

«رازی که پنهان خواهی، با کسی در میان منه، اگر چه دوست مخلص باشد، که مر آن دوست را دوستانِ مخلص باشد!»(4)

 

نگهبانان راز، هر چه کمتر باشند، محفوظ تر است. برخلاف نگهداری از چیزهای دیگر که زیادی نگهبانان، آن را سالمتر نگاه می دارد. اسرار، هر چه صندوقهای متعددتر داشته باشد، ناامن تر و در معرض فاش شدن است. «کلّ سرٍّ جاوَزَ الأثنینِ شاعَ». هر رازی که از دو نفر فراتر رفت پخش خواهد شد.

افشای اسرار، نشانه ضعف نفس و سستی اراده است. به عکس، «کتمان راز» دلیل قوت روح و کرامت نفس است و ظرفیت شایسته و بایسته یک انسان را می رساند.

حفظ اسرار را باید از خدا آموخت. خداوند بیش و پیش از هر کس، از اعمال و حالات و رفتار و عیوب و گناهان بندگانش باخبر است، اما ... حلم و بردباری و پرده پوشی و رازداری او بیش از همه است. اگر خداوند، کارهای پشت پرده و پنهانی بندگانش را افشا کند، آیا کسی با کسی دوست می شود؟ اگر خداوند، «آن کارهای دیگرِ» مردم را رو کند، برای چه کسی آبرو و حیثیّتی باقی می ماند؟ خداوند، کریم است و آبروداری و خطاپوشی می کند و زشتکاریهای پنهانی مردم را فاش نمی سازد، و گرنه کیست که در برابر افشاگریهایش بتواند تاب آورد؟

این همان است که در دعای کمیل می خوانیم: «وَ لا تَفْضَحْنی بِخفیِّ مَآ اطّلَعْتَ علیه مِن سِرّی ...»

باری ... «امانت»، تنها در باز پس دادن فرش همسایه یا مراقبت از گلدانهای او نیست.

«آبرو» از هر سرمایه ای بالاتر است و با رازداری می توان «آبروداری» کرد. کسی که از عیب پنهان و راز مخفی کسی مطلع می شود و آن را در بوق و کرنا می کند، گناهکار است و مدیون حق مردم. تعجب است که گاهی رازهای خصوصی بعضی خانواده ها زبان به زبان نقل می شود و صغیر و کبیر از آن آگاهند!

حضرت رضا(ع) در حدیثی فرموده است: مؤمن، هرگز مؤمن راستین نخواهد بود مگر آنکه سه خصلت داشته باشد: سنتی از پروردگار، سنتی از پیامبر و سنتی از ولیّ خدا. آنگاه سنت و روشی را که مؤمن باید از خدا آموخته و به کار بندد، «رازداری» معرفی می کند: «وَ امّا السُنَّةُ مِنْ رَبّهِ کِتمانُ سِرِّهِ»(5)

اگر حرفی را از کسی شنیدی که راضی به نقل آن برای دیگری نبود، نقل آن گناه است. اگر بیان یک راز، آبروی خانواده ای را به خطر اندازد، فردای قیامت مسؤولیت دارد و پاسخ گفتن به آن بسیار دشوار است.

مگر «خون»، عامل بقای انسان نیست؟ و اگر خون از بدن برود، جان هم پر می کشد. اسرار هم همین حکم را دارد

انگیزه فاش ساختن راز در حکمتهای بلند بزرگان آمده است: «صدور الاحرار، قبور الاسرار». سینه های آزادمردان، گور رازهاست. باید دلی پاک و ایمانی محکم و اراده ای استوار داشت، تا به افشای راز این و آن نپرداخت. اگر انسان بتواند هر چه کمتر از اسرار مردم مطلع باشد، بهتر است و احتمال فاش کردن آن هم کمتر.

 

راهها و مسیرهایی که انسان را در جریان «اطلاعات» و «اسرار» قرار می دهد، اینهاست

«پرحرفی» از لابه لای پرحرفیهای انسان، بسیاری از «اسرار مگو» از زبان می پرد. درمانش نیز کم حرفی است.

رازداری

 «خودنمایی» این خصیصه، بیشترین ضربه ها را می زند. یعنی وانمود کردن اینکه انسان در جریان است و با «بالا»ها ارتباط دارد و اخبار دست اول را می داند یا آدم مهمی است، سبب می شود خیلی از اسرار را (چه شخصی و چه مربوط به نظام) باز بگوید.

«دوستی»  آنان که روی رفاقت و صمیمیت، اسرار محرمانه را می گویند و به عواقب آن بی توجهند، گاهی دوستانه دشمنی می کنند!

«وسایل ارتباط جمعی» گاهی آنچه از طریق رسانه ها، بی سیم، تلفن، جراید، عکس و فیلم، نامه، حرفهای عادی مردم کوچه و بازار و در مجالس و محافل مطرح می شود، رازها را فاش می سازد. و ... برخی علتها و راههای دیگر.

چه ژرف و زیباست این کلام حضرت صادق(ع):

«سِرُّکَ مِنْ دَمِکَ فلا یَجرینَّ مِنْ غیرِ اَوداجِک»(6)

راز تو از خون تو است، پس نباید جز در رگهای خودت جاری شود!

و مگر «خون»، عامل بقای انسان نیست؟ و اگر خون از بدن برود، جان هم پر می کشد. اسرار هم همین حکم را دارد.

باری ... باید زبان را در حفظ راز، یاری کرد. راز، امانت است. در حفظ آن باید کوشید. چه بسا اختلافها و کدورتهایی که ریشه در افشای اسرار این و آن دارد.

 

پی نوشت ها:

1-انما بعث لا تمم مکارم الاخلاق

2ـ غررالحکم، آمدی، ج1، ص437

3- گلستان سعدی، باب هشتم، آداب صحبت

4- همان

5- میزان الحکمه، ج4، ص426

6- بحارالانوار، ج72، ص71


رازداری

رازداری یکی ا ز صفات پسندیده ای ا ست که در روابط اجتماعی باعث ایجاد اعتماد و اطمینان و حسن نیت دیگران نسبت به شخص رازدار می شود.

رازداری درروابط زناشویی باعث ا یجاد اعتماد ودرنتیجه …

رازداری یکی ا ز صفات پسندیده ای ا ست که در روابط اجتماعی باعث ایجاد اعتماد و اطمینان و حسن نیت دیگران نسبت به شخص رازدار می شود.


رازداری درروابط زناشویی باعث ا یجاد اعتماد ودرنتیجه آرامش ودلگرمی برای هریک ازطرفین می گردد.


بعضی ازمسائل اعتقادی و روحی و معنوی و خانوادگی و یا شخصی و جسمی و یا مالی و شغلی وجود دارند که درهرخانواده ای نوع خاص خودش را دارد ولی ممکن ا ست بعضی افراد ما یل نبا شند دیگران ازآنها مطلع شوند باید به همسرخود اطمینان دهید که مسا ئل و مشکلا ت از محدوده دو نفره زن و مرد به خارج از محیط خانواده درز پیدا نخواهد کرد.


گاهی می بینیم شخصی مسئله ای را برای پدر یا مادرش بیان کرده ا ست و وقتی از طرف همسربازخواست می شود می گوید:


پدرو مادرم یا خواهر و برادرم که غریبه نیستند بد من را نمی خواهند یا من به غیر ا ز آنها کسی را ندارم و آنها که به کسی چیزی نمی گویند و ا ز این قبیل حرفها... که در پاسخ می توان گفت شاید وا لد ین شما برایتا ن عزیز و گرانقدر باشند ولی برای همسر شما ا ینطور نباشد. و همین امر موجب می شود اعتماد و اطمینان همسر خود را از دست دهید که ا ین نیز می تواند پیامد های منفی زیادی در زندگی داشته باشد .


ا لبته با کمی درایت و دوراندیشی می توان ا ز هر گونه پیامد منفی جلوگیری نمود. به این نکته نیز باید توجه داشت بعضی مسائل ا ز نظر عده ای بی اهمیت و ا ز نظر عده ای دیگر مهم ا ست پس باید برای عقاید دیگران ارزش قا ئل بود وآنچه را شخص ما یل نیست دیگرا ن بدا نند حتی به نزدیکترین عزیزان و دوستان خود فاش نکنید.


یقین دا شته با شید بهترین دوست و یاور و رازدار شما در زندگی باید همسرتان باشد ودر بعضی مواقع که لازم است برای رفع مشکلا ت مسائلی آ شکار گردد بهترا ست با مشاوران خانواده درمیان گذاشته شود زیرا دیده شده دربسیاری ا زموارد ، خانواده ها به دلیل تعصبات خا ص وبی مورد خود نه تنها مشکلا ت جوانان را رفع نکرده اند بلکه به آنها دامن هم زده اند. پس سعی کنید همیشه مسائل خود را با درا یت و همفکری یکد یگر حل کنید و در موارد خا ص هم از متخصصین آگاه یاری بخواهید.

مشاور مدیریت و سیستم های مدیریت کیفیت


اگر شرکت شما در صنعت خودرو فعال است و قطعات یا مجموعه های خودرو را تولید می کند، مطمئنا آگاهی دارید که در صنعت خودرو، مشتریان پیش از عقد قرارداد خرید محصولات، یعنی قطعات و مجموعه های خودرو، مدارک و اسناد مختلفی را در اختیار شما به عنوان سازنده قرار می دهند تا شما بتوانید روی سفارش آنها مطالعه و تحلیل کرده و نسبت به امکانسنجی فنی و مالی اقدام نموده و پس از تأیید آن نسبت به طراحی فرآیند ساخت، تولید نمونه اولیه، تولید یک روز خط و نهایتا تولید انبوه اقدام نمایید.

مدارکی که مشتری در اختیار شما قرار می دهد عمدتا شامل موارد زیر می باشد.

·         نقشه محصول به صورت مدرک کاغذی یا فایل کامپیوتری

·         نمونه قطعه

·         طرح تست و آزمون Test Plan

·         استاندارد ها و مدارک مرجع

·         طرح بسته بندی

·         سوابق مشکلات کیفی

·         دستورالعمل های آزمون ها و تست های عملکردی

·         الزامات ایمنی، قانونی یا استانداردهای اجباری محصول

·         و برخی مدارک دیگر با توجه به نوع محصول

به جز مدارک که شامل داده ها و اطلاعات فنی و کیفی می باشند ممکن است مشتری اقلام دیگری را جهت تسهیل جریان تولید یا کنترل کیفیت و بازرسی محصول را در اختیار شما قرار دهد مانند

1.      دستگاه ها و ماشین آلات تولید

2.      ابزارهای اندازه گیری مانند گیج

3.      تجهیزات تست و آزمون

4.      ابزارهای تولیدی مانند قالب، مدل، فیکسچر، جیگ و . . .

5.      مواد اولیه

6.      قطعات نیم ساخته

7.      و سایر

همانطور که آگاهی دارید صحنه ی صنعت، میدان رقابت می باشد و مشتری شما که ممکن است خودروساز بوده یا برای خودروساز، سازنده و مونتاژ کننده مجموعه های خودرو باشد، با دیگر خودروسازان و شرکت های فعال در زمینه ی تولید قطعات خودرو و زنجیره ی تأمین آن درحال رقابت می باشد. به جهت اهمیت این موضوع سیستم مدیریت کیفیت ایزو تی اس که خاص صنعت خودروسازی می باشد به این مسئله پرداخته و در بند 7-1-3- به صورت زیر آن را بیان نموده است.

متن استاندارد

بند 7-1-3 رازداری

سازمان باید نسبت به رازداری در مورد محصولات تحت قرارداد با مشتری، پروژه های تحت توسعه و اطلاعات مرتبط با محصول اطمینان حاصل نماید.

 

در میدان رقابت یکی از نکاتی که بسیار اهمیت دارد عدم نشت اطلاعات می باشد که می تواند شامل اطلاعات مهندسی، کیفی، مالی و فنی باشد. مشتری مطمئنا خود رویه های جهت این امر طراحی کرده و آن را اجرا می نماید اما هنگامی که مشتری اطلاعات خود را در اختیار شما قرار می دهد بسیار حائز اهمیت است که شما نسبت به اطلاعاتی که در اختیار دارید کاملا احساس مسئولیت کرده و ضمن ایجاد امنیت کافی برای آنها، امانتدار خوبی باشید و با انجام رویه ای مدون اطمینان کافی را به دست آورید که اطلاعات ارزشمند مشتری پیش شما به صورت امانت بوده و خواسته یا ناخواسته در اختیار نامحرم قرار نخواهد گرفت.

کنترل مدارک

اگر الزامات استاندارد ایزو تی اس را پیاده سازی و مستقر نموده و گواهینامه آن را اخذ نموده اید مطمئنا رویه ای برای کنترل مدارک به صورت کلی و روشی برای کنترل مدارک فنی به صورت خاص تهیه و تدوین کرده اید و آن را اجرا نموده اید.

تهیه و تدوین روش اجرایی کنترل مدارک فنی باعث می شود تهیه، تدوین، بازنگری، تأیید، تصویب و توزیع مدارک فنی به صورتی منظم و تحت کنترل صورت پذیرد. همین اقدام اولیه تا حدودی مدارک فنی را به صورت عمومی تحت کنترل قرار می دهد اما کافی نمی باشد.

دومین اقدام شما که عمدتا دیده ام سازمان های اندکی به آن توجه خاص دارند تعیین و مشخص کردن سطوح دسترسی به اطلاعات می باشد. توجه داشته باشید که شما در هنگام مشخص کردن مسئولان و قسمت هایی که بایستی نسخه ای از اسناد و مدارک فنی را داشته باشند یعنی فهر ست توزیع نسخ، تا حدی این مهم را به انجام می رسانید اما تعیین سطح دسترسی میزان امنیت اطلاعات را ارتقاء داده و اطمینان شما را نسبت به تحت کنترل بودن رویه بهبود می دهد.

مثال برای تعیین سطوح دسترسی به این صورت است که فقط مدیر مهندسی امکان دسترسی به همه ی اطلاعات را دارد یا مسئول کنترل مدارک به سبب مسئولیت خود می تواند به همه ی اطلاعات مشتری یا مدارکی که در شرکت شما تهیه شده و حاوی اطلاعات مشتری می باشد دسترسی داشته باشد. همچنین برای کارشناسان واحد مهندسی، بازرگانی شامل فروش و خرید، کنترل کیفیت و خصوصا مشتریان دیگر و تأمین کنندگان مشخص کنید که مجاز هستند به چه اطلاعاتی دسترسی داشته باشند.

ارتباط با بیرون شرکت که به دو گروه مشتریان و تأمین کنندگان تقسیم می شوند حائز اهمیت بسیار است. ممکن است شما یک محصول خاص را به بیش از یک مشتری بفروشید. دراینجا اهمیت رازداری و محرمانه نگهداشتن اطلاعات هر مشتری بیشتر می باشد.

بسیار پیش آمده است که یک مشتری در تولید،کنترل، بازرسی و آزمون یک محصول با صرف هزینه  وسرمایه گذاری به روش های مناسب و منحصر به خود دست پیدا کرده است و به موجب آن واجد تمایز عملکردی شده است.

مثالی در مورد امانتداری اموال مشتری، سخت افزار

به عنوان مثال در یک کارخانه بزرگ تولید کننده قطعات خودرو با این مورد برخوردم که

مشتری، یک گیج کنترلی مخصوص طراحی کرده و آن را ساخته بود تا شرکت تأمین کننده، محصولی را که برای او تولید می کردند به صورت دقیق و بدون خطا و با سرعت بسیار بالا، کنترل کند و قطعات منطبق را از نامنطبق جدا کنند و ازسالم بودن قطعات اطمینان حاصل کنند. قطعاتی که با گیج نامنطبق تشخیص داده شده بود را جداگانه دسته بندی کرده و برای مشتری ارسال می نمودند تا مشتری خط تولید خود را مطابق آن محصول دارای مقداری انحراف تنظیم کرده و بدون مشکل عملیات تولیدی را روی آنها انجام می دادند درحالی که اگر قطعات به صورت مخلوط داخل خط تولید می شدند به دلیل تنظیم خط تنها برای محصول سالم، تعداد بسیار زیادی از قطعات، ضایعات می شدند.

در این وضعیت اگر طرح و نقشه گیج را به شما داده تا آن را بسازید یا مشتری خود گیج را ساخته و به شما داده است باید حتی از دیده شدن آن گیج توسط افراد سازمان مشتری دیگر در مواقع بازدید و . . . جلوگیری نمایید. اما در سازمانی که در بالا مثال آن را گفتم به دلیل ارتباط نزدیک مدیریت و نزدیکی جغرافیایی، خود گیج را به یک مشتری دیگر که رقیب عمده ی شرکت اول محسوب می شد دادند و آن شرکت نیز از روی آن الگوبرداری کرده و مشابه آن گیج را ساخت.

در این شرایط نقش شما به عنوان تأمین کننده بسیار مهم است که تکنولوژی تولید یا بازرسی که مشتری بدان دست پیدا کرده است را محرمانه نگهداشته و از عدم نشت اطلاعات به مشتریان دیگر شما و رقبای شرکت مشتری اطمینان کامل کسب نمایید.

امنیت نرم افزاری اطلاعات

در کنار امنیت سخت افزاری اطلاعات، امنیت نرم افزاری مدارک، داده ها و اطلاعات نیز نقشی عمده دارند. تعیین سطوح دسترسی به مدارک نرم افزاری و فایل های کامپیوتری در شبکه ی داخلی سازمان اولین اقدامی است که در امنیت نرم افزاری اطلاعات باید انجام دهید. همچنین استفاده از نرم افزارهای امنیتی در مواردی که اطلاعات روی وب سایت شرکت یا پورتال سازمانی برای استفاده ی پرسنل سازمان در نقاط مختلف جغرافیایی قرار دارد از مواردی است که باید به صورت دقیق مدنظر قرار گیرد تا بتوان از نفوذ به وب سایت و سرقت اطلاعات جلوگیری کرد.

 

ISMS -  سيستم مديريت امنيت اطلاعات - Information Security Management System

استاندارد ایزو تی اس به بیان خلاصه ای برای رعایت رازداری بسنده کرده و سیستم یا روش خاصی را برای امنیت اطلاعات الزام نکرده است اما شما خود می توانید از نکات، الزامات و توصیه های ارائه شده در استانداردهای سری ISO 27000 استفاده کرده و در جهت امنیت اطلاعات سازمان، آن ها را به کار ببندید.

فرصت هايي که از وجود يک برنامه اثربخش امنيت اطلاعات براي سازمان ايجاد مي شود، مي تواند شامل مواردزير باشد

·         برقراري ارتباط با مشتريان بصورتي مطمئن، مقرون به صرفه، و به موقع

·         ايجاد مبادلات با يکپارچگي بيشتر و محيط خصوصي تر، که موجب حصول اطمينان در کسب و کار،رضايت مشتري و ايجاد فضاي محرمانه براي او خواهد شد و وفاداري پايدار مشتري را در پي خواهدداشت

·         ارتقاء سطح تعهد تأمين کنندگان در پاسخ به مشتريان، براساس تعامل به موقع و مطمئن با زنجيرهتأمين سازمان

·         ايجاد سطح دسترسي ايمن تر براي کارکنان داخلي و خارجي سازمان توسط ابزارهاي گوناگون نظيرنرم افزارهاي کاربردي

·         ايجاد و برقرار نگهداشتن سطوح محرمانگي در ساختار امنيت سازمان، بطوريکه احتمال مراجعهمشتريان را براي دريافت کالا يا خدمت افزايش دهد. به عبارت ديگر همان طور که قوانين و مقررات درايجاد فضاي اطمينان براي کسب و کار، داراي کاربردي مؤثر است، وجود جلوه اي از يک سازمان مبتنيبر اخلاق، با فرهنگي دال بر انجام کارهاي درست و انجام درست کارها به صورت توأمان به همراهامنيت، براي سازمان، ارزش هاي مشهودي در بازار ايجاد مي كند.

شایسته است در صورتی که مکانیزم هایی را برای محرمانه نگهداشتن اطلاعات مشتری، پیاده سازی کرده اید به مشتری خود اطلاع رسانی کرده و این اطمینان را به وی بدهید که دانش فنی و تکنولوژی او نزد شما امانت بوده و به خوبی از آن حفاظت می گردد. مطئمن باشید که این اقدام، رضایت مشتری را از شما افزایش داده و در گسترش همکاری شما با مشتری فعلی وحتی دیگر مشتریان شما تأثیر مثبت خواهد داشت.

علم در تعریف خود به دو معنا به کار می رود :

علم در تعریف خود به دو معنا به کار می رود :

1- علمی که از طریق تجربه و حس است که علوم تجربی خوانده می شود و معادل کلمه scienceدر زبان انگلیسی است.

2- علمی که به موارد غیر تجربی نامیده میشود و معادل کلمهknowladge است.در این معنا کلیه علومی که به طریق تجربی قابل کشف نیستندمصداق پیدا می کنند.

علم تجربی:

در دوره رنسانس یا نوزایی در تاریخ غرب تفکراتی پیدا می شود که به متفکرینی چون گالیله ، نیوتن، دکارت، هیوم،کانت و.... میرسد که بر وجهه تجربه کردن دنیا بر میگردد.این تفکر که در تقابل با سنت گذشته خود است باعث شکل گیری تمدنی نوین در غرب شد. علم تجربی علمی است که قابل مشاهده و اندازه گیری و سنجش باشد . این متد که پوزیتیویسم  نیز خوانده می شود تا بدانجا پیش رفت که منکر هر گونه شناخت و تعلم غیر از تجربه شدند. فلسفه تقلیل پیدا کرد به فلسفه تجربی گرا ، عقلانیت حاضر در این تفکر منتهی شد به عقلانیت ابزاری و تجربه نگر ، محوریت قرار گرفتن  انسان در هستی (اومانیسم) ، متکی شدن بی حد و حصر به عقل بشری (rationalism)و جدا شدن و از هم گسیختن ارتباط با متافیزیک ، وحی و خداوند(سکولاریسم) . مکاتب این دوران با عنوان مکاتب پوزیتیویستی (تجربی) شناخته میشوند.

در دوره رنسانس تفکراتی شکل گرفت که با توجه به اینکه در تقابل با سنت خود قرار می گیرد مدرنیته نامیده میشود. به‌ طور كلي‌ طرفداران‌ مدرنيته‌ اين‌ واژه‌ را به‌ مدتي‌ اطلاق مي‌كنند كه‌ با انهدام‌ و زوال‌ نظام‌ كهن‌، مباني‌ تازه‌اي‌ در گسترة‌ تمدن‌ و فرهنگ‌ غربي‌ آغاز شد و چيرگي‌ انسان‌ بر كلية‌ شئون‌ هستي‌ از ويژگيهاي‌ آن‌ شناخته‌ شد.

ژان‌ پوكلن‌ از تئوريسين‌هاي‌ بزرگ‌ و مدافعان‌ سرسخت‌ مدرنيسم‌ در كتاب‌ خود ”دربارة ‌مدرنيسم‌“ مي‌نويسد: زير ساخت‌ اصلي‌ مدرنيسم‌ عقلاني‌ شدن‌ سطوح‌ مختلف‌ زيست‌ اجتماعي‌است‌. اما عقلانيتي‌ كه‌ پوكلن‌ و ديگر شارحان‌ مدرنيسم‌ به‌ آن‌ اشاره‌ مي‌كنند چيست‌؟ اين‌عقلانيت‌ بر محور خرد در دنياي‌ غرب‌ متكي‌ است‌ و هر آنچه‌ كه‌ با اين‌ خردابزاري‌ مطابقت‌ نداشته‌ باشد مردود است‌ و درست‌ همين‌ تفكر است‌ كه‌ راه‌ را بر تاختن‌ بر شيوه‌هاي‌ ديگر تفكر بازمي‌كند .(اف چالمرز)

 از نظر بسياري‌ از متفكران‌ علوم‌ اجتماعي‌ مدرنيسم‌ دوراني‌ تاريخي‌ است‌ كه‌ پس‌ از رنسانس‌فرهنگي‌ اروپاي‌ پس‌ از قرون‌ مياني‌ آغاز شد. در اين‌ دوران‌ چهرة‌ زندگي‌ بشر در اروپا تغييرات‌شگرف‌ و اساسي‌ كرده‌ است‌. از مهم‌ترين‌ حوادث‌ اين‌ دوران‌ پيشرفت‌ سريع‌ علوم‌ و تكنولوژي‌ جديد، وقوع‌ انقلاب‌هاي‌ دموكراتيك‌ در اروپا، استقلال‌ آمريكا و گسترش‌ نظام‌ اقتصادي‌ مبتني‌بر مبادلة‌ كالا در سراسر جهان‌ و افزايش‌ تدريجي‌ دين‌ گريزي‌ (سكولاريسم‌) است‌. پرسش‌ مهم‌دربارة‌ اين‌ دوران‌ آن‌ است‌ كه‌ چه‌ چيز انديشة‌ بشر را در اين‌ دوران‌ از دوران‌ ديگر متمايز مي‌كند و پاسخ‌ آن‌ همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ «پروژه‌ فكري‌ مدرنيسم‌» يا «انديشة‌ روشنگري‌» نام‌ گرفته‌ است‌. اصطلاح‌ عصر روشنگري‌ گاه‌ با دوران‌ مدرن‌ به‌ يك‌ معنا به‌ كار مي‌رود. پروژة‌ فكري‌ مدرنيسم‌ در معناي‌ كلي‌ و فلسفي‌ يعني‌ آرمان‌ حاكميت‌ فرد بر زندگي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ انسان‌. به‌ بيان‌ ديگرعنصر اصلي‌ پروژة‌ فكري‌ و فلسفي‌ مدرنيسم‌ خردباوري‌ است‌ از ويژگيهاي‌ مدرنيسم‌ در عرصة‌ اجتماع‌ سكولاريزاسيون‌ يا زمينی شدن‌ و علماني‌ گرديدن ‌سنت‌ و فرهنگ‌ است‌ كه‌ عبارت‌ است‌ از اينكه‌ اختيار تفسير، توجيه‌ و پاسداري‌ از سنت‌ ازحوزه‌هاي‌ ديني‌ جدا شده‌ و به‌ قلمرو عرفي‌ جامعه‌ منتقل‌ مي‌شود.

پوزيتيويسم‌ دستاورد مدرنيته‌

استناد به‌ عقل‌ در مقام‌ مرجع‌ نهايي‌ مشروعيت‌، ناگزير گرايش‌ به‌ دين‌گريزي‌ و انسان‌ باوري‌را نيز همراه‌ داشت‌. يك‌ روايت‌ از دين‌گريزي‌ مدرن‌ زير نام‌ پوزيتيويسم‌ شناخته‌ شده‌ است‌ كه ‌ريشة‌ آن‌ را مي‌توان‌ در فلسفه‌ ديويد هيوم‌ ‌ جستجو كرد.

پوزيتيويسم، صورتي از انديشه ي مدرن غربي است كه معتقد است در حوزه معرفت شناسي فقط از طريق حواس و بهره گيري از روش هاي تجربي مي توان به شناخت امور (صرفاً محسوس) دست يافت و هيچ نوع امكاني براي شناخت امور مجرّد و غير محسوس و غير جزيي (كلّي) وجود ندارد.
بنابراين ويژگي هاي پوزيتيويسم را مي توان اين گونه بيان كرد:
1. منكر وجود هر نوع دريافت اشراقي يا ادراك عقلاني كلي است.
2. به اصالت ذره و جزيي نگري معتقد است.
3. تنها روش ادراك امور را روش تجربي – آزمايشگاهي (آمپريستي) مي داند.
4. هر نوع قضيه ي معرفت شناسانه را كه از طريق روش حسي – تجربي قابل مطالعه نباشد،مهمل يا (غير علمي) مي نامند.
5. اساس روي كرد علوم جديد (اعم از علوم طبيعي يا علوم انساني) پوزيتيويستي است.(خرمشاهی)

تجربه گرایی به عنوان یگانه راه شناخت و داوری بین علوم در غرب مطرح است  تا جایی که یکی از تجربه گرایان گفته که تا حقیقت زیر تیغ جراحی من نیاید قبولش ندارم.

این تفکرات که  ابتدا در فلسفه نمود پیدا کرد کم کم وارد قلمرو علم شدو آنرا تحت تاثیر قرار داند. در دوران مدرن ِغرب شکل گیری مبحثی به نام ”ساینتیسم ” یا علم پرستی اوج می گیرد و بشر مدرنیته علم را حلال همه مشکلات پیش روی خود می داند و معتقد است که با علم و عقل بشری به سعادت دست پیدا خواهد کرد تا جایی پیش رفتند که مدعی شدند هیچ علمی غیر علم تجربی وچود ندارد وهر آنجه در سیطره تجربه و مشاهده و اندازه گیری نیاید غیر علمی است

8 تکنولوژی برگرفته از دنیای علمی-تخیلی که می‌توانند به تجارت‌های بزرگ تبدیل شوند

امروزه شاهد ارائه تنوع گسترده‌‌ای از محصولاتی با کاربردهای اغراق گونه‌ هستیم. در اصل این محصولات، تکنولوژی‌های نوینی محسوب می‌شوند که از دنیای علمی-تخیلی الهام گرفته شده‌اند. اکنون تکه‌های گوناگونی از این دنیای تخیلی به زندگی واقعی ما هم راه یافته‌اند. در ادامه به معرفی برخی از این فناوری‌ها خواهیم پرداخت که پتانسیل تبدیل شدن به یک کالای فراگیر را دارا می‌باشند. 


به گوشی‌های هوشمندی که در دست دارید توجه کنید! امکاناتی که اکنون ما از آن‌ها برخورداریم در گذشته‌ای نه چندان دور احمقانه، غیر ممکن و حتی غیر عملی محسوب می‌شد. داشتن ویژگی‌هایی همچون ماشین‌حساب، چراغ قوه، تقویم و حتی امکان بازی، حداقل توقعی است که از تلفن هوشمندمان داریم و در کنار تمام این امکانات دستگاه‌های ما به سیستم امنیتی مجهز شده‌اند که با اثر انگشت خود ما کار می‌کنند.

خوشبختانه هنوز تعداد بی‌شماری انسان‌های خلاق در این جهان زندگی می‌کنند که ایده‌های الهام گرفته شده از دنیای خیالی و فانتزی را به دنیای واقعی وارد کرده و دست آخر به مرحله تولید و استفاده عموم می‌رسانند. خیلی از این ایده‌ها در نهایت به یک تجارت موفق تبدیل می‌شوند.

اینک با ما همراه باشید تا با تخیلاتی که به واقعیت بدل شده یا خواهند شد آشنا شویم. در اینجا فناوری‌هایی را که روزی به تجارت‌هایی موفق تبدیل می‌شوند به شما عزیزان معرفی می‌کنیم.



MYo، امکان برقراري ارتباط موثرتر با کامپیوتر 
شبیه به این فناوری را احتمالا در فیلم گزارش اقلیت (فیلمی با بازی تام کروز) دیده‌اید. این تکنولوژی شامل یک بازوبند کنترل کننده ژست‌های حرکتی است که حرکات انجام شده توسط دست فرد را به کامپیوتر منتقل می‌کند. در واقع این بازوبند با نظارت بر تکان‌های دست شما امکان هدایت دستگاه مک یا کامپیوترتان را از راه دور فراهم می‌کند. قیمت این دستگاه 149 دلار است.
 

ذخیره کننده‌‌های هولوگرافیک، پیامی از آینده 
ذخیره سازهای کامپیوتری رایج، داده‌ها را با اعمال تغییرات مغناطیسی یا نوری در یک سطح فیزیکی ذخیره می‌کنند. اما ذخیره کننده‌های هولوگرافیک این نمونه‌ها را به صورت سه بعدی ذخیره می‌كنند. آن‌ها این کار را با ضبط اطلاعات در لایه‌های گوناگون به انجام می‌رسانند.حتی داده‌هایی که خود چند بخشی هستند را با تاباندن نور از زوایای مختلف ذخیره می‌کنند. 
GE (جنرال الکتریک) برخی از موارد استعمال ذخیره کننده هولوگرافیک را به صورت عملی و با ذخیره سازی 500 گیگابایت داده روی یک دیسک بلو-ری به اثبات رسانده است.
 

عینک گوگل، چشم‌اندازی از جنس ترمیناتور 
گوگل گلس در واقع کامپیوتری است که روی صورت شما قرار می‌گیرد و اطلاعات درخواست شده و مورد نیاز از سوی شما را در محدوده دیدتان نمایش می‌دهد. برای نخستین بار این محصول در ماه فوریه به توسعه دهندگان ارائه خواهد شد. مشتریان عادی می‌توانند این محصول را در سال 2014 و باقیمتی بین 300 تا 500 دلار خریداری کنند.
 

Oculus rift گجتی که دنیای شما را دگرگون می‌کند 
این یک هدست نمایش دهنده واقعیت مجازی است که رویاهای شما را کاملا تغییر می‌دهد. کاربرد اصلی این وسیله که بلافاصله در ذهن متبادر می‌شود استفاده از آن در بازی‌های کامپیوتری است. چه کسی می‌تواند ادعا کند مایل نیست وارد فضای بازی مورد علاقه‌اش شده و آزادانه به اطراف حرکت کند؟ قیمت این گجت 300 دلار است.
 

خودرو بدون راننده گوگل در راه است 
ممکن است به زودی و با دریافت اجازه قانونی از سوی تعدادی از ایالت‌های آمریکا شاهد تردد خودروهای بدون راننده باشیم. این ماشین‌های تولید شده توسط گوگل قادرند بدون راننده و به صورت خودکار در خیابان‌ها تردد کنند. شاید اینگونه جاده‌ها از هر زمان دیگری امن‌تر شوند. ایده اصلی بر اساس این واقعیت شکل گرفته است که کامپیوتر نسبت به انسان از دقت بیشتری برخوردار است. در نتیجه احتمال وقوع تصادف امری است که به زودی به دست فراموشی سپرده می‌شود. البته برای اظهار نظر کردن باید در انتظار روزی باشیم که این خودروها برای فروش ارائه شوند.
 

پردازنده‌های کوانتومی 
ایده حساب‌گرهای کوانتومی از تناقضات خارق‌العاده‌ای شکل گرفته است. این ایده در مورد استفاده از ذرات بسیار کوچک و اتمی است که برای انجام محاسباتی بسیار پیچیده‌تر از آن‌چه که کامپیوترهای رایج امروزی قادر به انجامش باشند صحبت می‌کند. دانشمندان می‌توانند با مهار کردن و تحت کنترل قرار دادن ذرات کوچک موجود در فضاهای متعدد در یک زمان و حرکت کردن در زمان به سمت جلو یا عقب، پیشرفت‌های چشم‌گیری در زمینه حل مشکلات داشته باشند. 
به این نکته توجه کنید: یکی از فرضیه‌های ارائه شده در مورد چگونگی کار کامپیوترهای کوانتومی این است که این دستگاه‌ها محاسبات‌شان را در بُعدهای دیگر انجام می‌دهند.
 

ممکن است اشعه ایکس به تلفن‌های هوشمند اضافه شود 
اشعه تراهرتز(T-ray) همانند اشعه ایکس به درون جامدات نفوذ می‌کند. دانشمندان تراشه‌ای ساخته اند که قادر است سیگنال‌های این اشعه را ارسال و دریافت کند. این بدین معنا است که می‌توان دستگاه‌های بزرگ پیشین را که از اشعه تراهرتز استفاده می‌کردند تا درون اشیاء را ببینند به اندازه‌ای کوچک کرد که درون یک تلفن هوشمند قرار گیرند. ضمن آنکه استفاده از این اشعه نسبت به اشعه ایکس خطر کمتری در بر دارد.
 

Hyper loop 
هایپرلوپ به سیستم حمل ونقلی فوق سریعی گفته می‌شود که توسط Elon musk (بنیان گذار شرکت Space x و تسلا موتورز) و در نسخه‌های مختلفی ارائه شده است که اتوموبیل، قایق، قطار و هواپیما را در بر می‌گیرد. در طرح ارائه شده از سوی الون، این سورتمه ابری پیش‌رو می‌تواند مسیرهای طولانی را بسیار بسیار سریع‌تر از هر هواپیمایی طی کند. البته این طرح هنوز در حد یک فرضیه است. اما با توجه به پیشرفت‌های سریع بشر در زمینه فناوری می‌توانیم تصور به واقعیت بدل شدنش را داشته باشیم. اینطور نیست؟

این گوشی لومیا 800 پس از سه ماه و نیم سالم از زیر آب دریاچه پیدا شد!

در حالی که گوشی‌های مقاوم در برابر آب اخیراً به بازار راه پیدا کرده‌اند شاید از خودتان بپرسید گوشی‌های معمولی چقدر در برابر آب مقاوم هستند؟ این گوشی لومیا 800 احتمالاً شما را شگفت‌زده خواهد کرد. 

یکی از کاربران فیس‌بوک به نام “راجر نیلسون” اخیراً تصاویری را در صفحه نوکیای سوئد قرار داده است که گوشی لومیا 800 خودش را در حالی نشان می‌دهد که به تازگی و پس از سه و ماه و نیم از زیر آب دریاچه بیرون کشیده شده است. گوشی لومیا 800 آقای نیلسون سه ماه و نیم پیش در این دریاچه گم شده بود و به تازگی پیدا شده است. این گوشی ابتدا از شن و جلبک و صدف پوشیده شده بود و آقای نیلسون احتمالاً فکرش را هم نمی‌کرد که ویندوزفونش هنوز سالم باشد اما به هر حال تصمیم گرفت شانسش را امتحان کند.

پس از تمیز کردن گوشی و خشک کردن آن، گوشی را به شارژ متصل کرده و آن را روشن کرد و در کمال تعجب دید که لومیایش به خوبی کار می‌کند. اگر این داستان واقعی باشد یک اتفاق بسیار نادر و جذاب است چرا که حتی گوشی‌های با استاندارد ضدآب مانند اکسپریا Z1 تنها قادرند حدود یک ساعت زیر آب دوام بیاورند. به هر حال با شناختی که از نوکیا داریم شاید این شرکت فنلاندی از راجر نیلسون قدردانی کرده و از او حتی در تبلیغاتش استفاده کند.

بلومبرگ: آیفون بعدی با صفحه نمایش منحنی شکل و بزرگتر روانه بازار می‌شود‎


اپل از آن دسته شرکت‌هایی است که هر ساله بخش زیادی از بازار شایعات را به محصولاتش اختصاص داده است. شایعاتی که گاهی به واقعیت‌‌ بدل شده‌اند و گاه تنها در مرز شایعه باقی مانده‌اند. با ما همراه باشید تا شایعه‌ای تازه که از صفحه نمایش خمیده در آیفون‌های نسل بعدی خبر می‌دهد، را برایتان بازگو کنیم. 

به گزارش خبرگزاری بلومبرگ و به نقل از منابع نزدیک به اپل، این غول آمریکایی در حال برنامه ریزی برای استفاده از صفحه نمایش‌های بزرگ 4.7 و 5.5 اینچی در نسل بعدی آیفون‌ها است. این شایعه در حالی است که اپل تا قبل از آیفون 5، همه مدل‌های قبلی را با صفحه نمایش 3.5 اینچی عرضه کرد اما صفحه نمایش آیفون 5 و 5s به 4 اینچ افزایش یافت.‎

بلومبرگ همچنین در گزارش خود اذعان کرده که زمانبندی اپل برای عرضه عمومی محصولاتش همچنان بدون تغییر باقی مانده و ما در بازه زمانی مشابه شاهد محصولات جدید اپل هستیم. اما نکته جالب‌تر در مورد این گزارش، صحبت‌هایی است که در رابطه با خمیده بودن این صفحه نمایش به میان آمده است. بر اساس این گزارشات، منابع بلومبرگ از وجود صفحه نمایش با حالت خمیده در این مدل‌ها خبر می‌دهند. همچنین اشاراتی نیز به سنسورهای حساس به فشار وجود دارد. به طوری که صفحه نمایش‌های نسل بعدی قابلیت ایجاد تمایز بین فشار زیاد و کم‌ را دارد. البته قابلیت تشخیص میزان فشار، به گفته منبع، از برنامه‌های نسل بعدی آیفون در سال 2014 محسوب نمی‌شود و برای سال‌‌های آینده برنامه ریزی شده است.

نظر شما چیست؟ آیا بالاخره 2014 سال سنت شکنی دوباره اپل و استفاده از صفحه نمایش بزرگ‌تر در آیفون نسل بعدی است؟

۰ ایده مهم تکنولوژی در نمایشگاه IFA 2013

نمایشگاه IFA كه از جمعه گذشته در شهر برلين آغاز شده، محل نمایش محصولات الکترونیک و کامپیوتر است. محصولاتی که در نهایت باید وارد بازار شوند و به دست کاربر نهایی برسند پس این ابزارها برای مصرف‌کنندگان عمومی ساخته می‌شوند و دارای کارکردهای عمومی هستند. اما در میان همین محصولات ایده‌های بلند پروازانه‌ای دیده می‌شود که نمی‌توان به راحتی از کنار آنها عبور کرد. در این مطلب ۱۰ ایده قابل توجه از نمایشگاه IFA را مرور می‌کنیم. 



Samsung Galaxy Gear 
ساعت هوشمند سامسونگ با نمایشگر ۱٫۶۳ اینچی از اندروید ۴٫۲ استفاده می‌کند. این ساعت توانایی برقراری تماس، سیستم موقعیت یاب، دوربین، میکروفون با توانایی حذف نویز، بلوتوث ۴، اسپیکر و ژیروسکوپ دارد. این مدل با نمایشگر Super AMOLED با وضوح ۳۲۰*۳۲۰ تولید شده است و مهمترین مزیت آن پشتیبانی از نرم‌افزارهای مختلف است.
 
Panasonic’s 20-Inch 4K Tablet 
پاناسونیک را بیشتر با تلویزیون‌ها و لوازم اداری می‌شناسند اما این برند امسال یک تبلت ۲۰ اینچی معرفی کرد که دارای کیفیت تصویر 4K است. (تقریبا چهار برابر تبلت‌های معمولی) این تبلت ۲۰ اینچی از ویندوز ۸٫۱ استفاده می‌کند و قرار است با قیمت ۴۵۰۰ دلار وارد بازار شود.
 
Ricoh Theta 
این دوربین کوچک از طریق یک لنز دوقلو می‌تواند تصاویر ۳۶۰ درجه ثبت کند و اولین محصول تولید شده در این زمینه است. این تصاویر از طریق شبکه وایرلس به موبایل منتقل می‌شوند و می‌توان آنها را به راحتی به اشتراک گذاشت. اندازه کوچک Theta نیز حمل آن را ساده می‌کند و به راحتی درون جیب قرار می‌گیرد.
 
Sony QX100 
لنز QX100 یا به عبارت بهتر دوربین بدون نمایشگر QX100 سونی یکی از ایده‌های جذاب نمایشگاه امسال است. این دوربین از طریق یک گیره روی تلفن همراه نصب می‌شود و از طریق بلوتوث با تمام تلفن‌های اندرویدی و آیفون ارتباط برقرار می‌کند. در این محصول از کارت حافظه هم استفاده می‌شود و می‌تواند به عنوان یک حافظه پشتیبان برای گوشی مورد استفاده قرار بگیرد.
 
3Doodler 3D Printing Pen 
این خودکار کمی با خودکار معمولی متفاوت است و به جای نقش و نگار روی کاغذ می‌تواند تصاویر را در فضا ترسیم کند. اصول کار این مدل استفاده از پلاستیک‌ مخصوص است که ابتدا درون خودکار ذوب شده و از طریق یک شیوه انحصاری خنک می‌شود. این وسیله از نرم‌افزار استفاده نمی‌کند.
 
Samsung 4k TV 
بزرگ‌ترین تلویزیون جهان با وضوح تصویر UHD یا 4K توسط سامسونگ در نمایشگاه IFA برلین به نمایش درآمد. این تلویزیون غول پیکر در سایز ۱۱۰ اینچ تولید می‌شود و استفاده از کیفیت UHD باعث می‌شود تصاویر با جزییات زیاد و کیفیت بالا نمایش داده شوند. یکی از مهم‌ترین مشکلات تلویزیون‌های غول پیکر در حال حاضر به وضوح آنها مربوط است.
 
LG G-Pad 
تبلت ۸ اینچی ال‌جی در نگاه اول یک تبلت ساده و معمولی است. هیچ نکته متمایزی در آن دیده نمی‌شود اما زمانی که به تصویر آن نگاه کنیم خواهیم دید در این مدل از وضوح فول اچ‌دی استفاده شده و در واقع اولین تبلت هشت اینچ جهان است که با استاندارد ۱۰۸۰P وارد بازار می‌شود
 
Lenovo Yoga 2 Pro 
لپ‌تاپ‌ها در نمایشگاه امسال چندان مورد توجه قرار نگرفتند اما نمی‌توان نسخه دوم آیدیاپد یوگا را نادیده گرفت. این مدل که از نوع هیبریدی است و می‌توان به شکل تبلت استفاده شود دارای نمایشگر با وضوح بالا UHD با کیفیت ۱۸۰۰*۳۲۰۰ پیکسل است. این مدل قرار است با قیمت هزار دلار وارد بازار شود.
 
Panasonic 4K TV 
در نمایشگاه IFA آلمان تلویزیون‌های زیادی از نام‌های بزرگ این حوزه به نمایش درآمد اما آنچه تلویزیون‌های جدید پاناسونیک را متمایز می‌کند استفاده از وضوح ۴K برای نمایش تصویر است ضمن اینکه این مدل‌ها برای اولین بار مجهز به رابط نسل دوم HDMI شده‌اند. پهنای باند این رابط به ۱۸ گیگاببیت بر ثانیه می‌رسد.
 
LG Gallery 
ال‌جی راه‌حل هوشمندانه‌ای برای حضور در میان ده‌ها تلویزیون OLED در نمایشگاه IFA پیدا کرد. در این تلویزیون‌ها زمانی که دستگاه در حالت نیمه فعال قرار دارد تصاویری از نقاشی‌های کلاسیک نمایش داده می‌شود و تلویزیون عملکردی مثل یک قاب نقاشی در موزه‌های بزرگ را دارد. این تلویزیون‌ها نیز دارای وضوح تصویر UHD هستند.

نکاتی مهم هنگام خرید کفش ورزشی

به گزارش بی باک به نقل از باشگاه خبرنگاران ، برخی از اصول راهنما برای انتخاب کفش مناسب ورزشی بدین شرح است:

• به علت آن که پاها در حین فعالیت ورم می‌کنند، همیشه کفش را در بعدازظهر یا پس از فعالیت امتحان کنید.
• کفش‌ها را با همان جورابی امتحان کنید که عادت دارید در ضمن تمرین بپوشید.
• اطمینان حاصل کنید که وقتی بندهای کفش را می‌بندید، پنجه‌های پای‌تان به آسانی حرکت ممی‌کند و پاشنه پاهایتان هنگام راه رفتن نمی‌لغزد.
• چند قدمی در مغازه راه بروید یا بدوید تا مطمئن شوید که کفش‌ها راحت هستند. کفش ورزشی را نباید به زور به پا کرد.
• وقتی می‌‌خواهید کفش را امتحان کنید، بندهای آن را محکم ببندید مانند اینکه می‌خواهید فعالیت ورزشی را آغاز کنید.
• اگر به طور مرتب یک تمرین ورزشی را انجام می‌دهید، کفشی را بخرید که خاص ورزشی باشد که آن را انجام می‌دهید.
برای سالم ماندن پا مهم ترین نکته استفاده از کفش مناسب و مخصوص هر فعالیت است، چرا که هر فعالیتی نیروهای مختلفی به پا وارد می آورد که اگر این نیروها به وسیله کفش مخصوص به خوبی مهار نشود، آسیب های بسیاری متوجه پا و سایر اعضای بدن می شود.
متخصصان معتقدند استفاده از کفش های غیراستاندارد حتی بر اعصاب و روان و راندمان کار انسان نیز تاثیر نامطلوبی می گذارد. از مهم ترین اعضایی که ارتباط مستقیم با پا دارد، کمر و ستون فقرات است که بیش ترین آسیب را از کفش غیراستاندارد می بیند. همچنین استفاده از این قبیل کفش ها موجب اختلال در راه رفتن و تعادل می شود.در هنگام ورزش کردن نیز استفاده از کفش مخصوص هر رشته ورزشی اهمیت فوق العاده ای دارد چرا که هر ورزش شامل فعالیت ها، تحرکات و شرایط خاص خود است و لازم است از کفش مخصوص آن رشته استفاده شود.

*کفش فوتبال
فوتبال پرطرفدارترین رشته ورزشی است بر همین اساس بازار کفش این رشته مملو از مارک های متعدد داخلی و خارجی اعم از مرغوب و نامرغوب است.
مهم ترین نکات در مورد کفش فوتبال، استوک و رویه کفش است. استوک برای جلوگیری از لیز خوردن و رویه جهت بازی با توپ از مهم ترین کفشهای فوتبال هستند.
به گفته فروشندگان کفش ورزشی در میدان منیریه تهران سرشناس ترین از تولیدکنندگان داخلی هم می توان آسیا، مولر، شهاب و آدیداس ایرانی را نام برد. در مورد آخر نکته  جالب   این است که تولیدکننده ایرانی دقیقااز نام رقیب خارجی و مشهور خود استفاده کرده است. قیمت مارک های مختلف کفش فوتبال در بازار بسیار متنوع است، به طوری که می توان با پرداخت مبالغی از 10 تا 170 هزار تومان کفش های متعددی یافت.
به گفته عده ای از فعالان بازار، با کیفیت ترین مارک های حال حاضر بازار آدیداس خارجی و لوتو هستند که از فروش خوبی نیز برخوردارند. قیمت این کفش ها از 100 هزار تومان به بالاست.
فروشندگان در میان مارک های داخلی آسیا و آدیداس را به عنوان پرفروش ترین معرفی می کنند که قیمت محصولات آن ها حدود 20 الی 30 هزار تومان است.
کسبه بازار معتقدند مهم ترین نکته ای که هنگام خرید کفش فوتبال باید مورد توجه قرار گیرد، تعداد استوک هاست که بنا به نوع زمین متفاوت است.

*کفش کشتی
فروشندگان لوازم ورزشی در میدان منیریه وضعیت بازار فروش کفش های کشتی را مطلوب ارزیابی می کنند و به این نکته اشاره دارند که طی چند سال اخیر ثباتی نسبی در بازار فروش این کالا حاکم بوده است.گفته می شود مارک های پرفروش موجود در بازار کفش کشتی، پایار، پلاتین و آسیا هستند که مورد آخر تولید داخلی است.گروهی از کسبه کفش های ورزشی پلاتین را به عنوان مرغوب ترین کفش های کشتی، بازار معرفی می کنند قیمت تولیدات این مارک در حدود هفت هزار تومان است.

*کفش والیبال
فعالان بازار لوازم ورزشی می گویند در بازار کفش والیبال تولیدکنندگان داخلی حضور چشم گیری ندارند و پرفروش ترین مارک های بازار آسیکس و پرواسپکس هستند. قیمت هر جفت کفش آسیکس حدود 75 هزار تومان و پرواسپکس حدود 55 هزار تومان است.
بنا به گفته برخی فروشندگان تولیدات شرکت آسیکس جزو با کیفیت ترین کفش های والیبال به شمار می آید.
علاقه مندان به خرید کفش والیبال برای تهیه این نوع کفش باید به چند نکته توجه داشته باشند، یکی این که کفش والیبال باید چند ویژگی داشته باشد که مهم ترین آن ها مربوط به زیره کفش است که لازم است از جنس کرپ باشد چرا که پرش جزو ارکان اصلی ورزش والیبال است.نکته دیگری که هنگام خرید کفش والیبال باید مورد توجه قرار گیرد، لژ آن است که باید در حدود پنج سانتی متر باشد.

*کفش دو و میدانی
دو و میدانی مادر ورزش هاست و انتخاب کفش مناسب نیز برای این ورزش اهمیت خاصی دارد.
به گفته حسین رنجبر، فروشنده تخصصی کفش های این رشته ورزشی، مهم ترین نکات هنگام خرید کفش های دو و میدانی، توجه به زیره و لژ آن است.
وی می گوید: «سرشناس ترین تولیدکننده کفش دو و میدانی، ساکونی است که مدل زنانه آن تقریبا45 هزار تومان است و مردانه در حدود 40 هزار تومان قیمت دارد. تفاوت این دو مدل در زیره و سایز آن است. همچنین علت گران تر بودن مدل زنانه تفاوت جنس زیره آن است.»
وی اظهار کرد:«وجود کربن در زیره کفش باعث ثابت ماندن پا در کفش می شود که این عامل به سلامتی پا کمک می کند. این  تکنولوژی  دیومکس نام دارد.  تکنولوژی  جدید دیگری که در کفش های تولیدی این رشته کاربرد دارد phf کفش است که باعث استحکام کفش می شود.»

*کفش کوهنوردی
بازار این نوع کفش بسیار متنوع است و مارک های متعددی در این بازار مشاهده می شود. به همین سبب فروشندگان معتقدند که نمی توان به راحتی پرفروش ترین مارک تولیدکننده این کالا را معرفی کرد، چرا که رقبا بسیار به یکدیگر نزدیک هستند.به گفته این فروشندگان، افرادی که قصد خرید کفش کوهنوردی دارند، باتوجه به مبلغی که حاضرند بپردازند، یک مارک را انتخاب می کنند.
از انواع مارک های خارجی می توان سالامون، سالیوار، نورت فیس، آسولو و کوفلا را نام برد.به گفته کسبه میدان منیریه، کفش های کوهنوردی به دو دسته «سه فصل» و «زمستانی» تفکیک می شوند که مدل سه فصل آن، معمولابا قیمت هایی بین 100 تا 180 هزار تومان و مدل زمستانی این کفش ها بین 200 تا 400 هزار تومان به فروش می رسند. فعال ترین تولیدکننده داخلی کفش کوهنوردی، کوهیار نام دارد که محصولات این شرکت با قیمت هایی بین 55 تا 75 هزار تومان در بازار عرضه می شود.فروشندگان تخصصی کفش های کوهنوردی می گویند: «یک کفش کوهنوردی خوب باید حداقل چهار ویژگی داشته باشد. اول این که کفش لیز نخورد، یعنی زیره آن باید از جنس مرغوب و مناسب باشد. دومین ویژگی این که آب به راحتی وارد کفش نشود، دیگر این که از پیچ خوردگی پا جلوگیری کند و چهارمین و مهم ترین ویژگی این است که رویه کفش باید به قدری محکم باشد که با سقوط سنگ روی آن، پا آسیب نبیند.»

*توصیه هایی برای خرید
نکته ای که باید متذکر شد، لزوم توجه دقیق مشتریان کفش های ورزشی هنگام خرید است چرا که در بازار این کالا نیز اجناس متفرقه و نامرغوب با ظاهر شکیل یافت می شود. به همین سبب خریداران اولابهتر است از فروشگاه های معتبر خرید کنند و ثانیامارک هایی را برگزینند که اصطلاحاامتحان خود را پس داده اند.

ژئوپلیتیک و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران


امنیت ملی به عنوان کانونی ترین هدف برای اقدامات و فعالیت یک کشور از جنبه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی معرفی می شود. کشوری که فاقد راهبرد امنیت ملی باشد، قادر به ادامه حرکت و پیشرفت در سطوح ملی، منطقه ای و بین المللی نخواهد بود. در این راستا، امنیت ملی را معادل قدرت و توان یک کشور می خوانند. این بدین معنی است که کشوری که از فقدان یا کمبود منابع قدرت ملی رنج می برد، مسلما از تامین امنیت ملی خود عاجز خواهد بود.
نویسنده: رضا مومن زاده - بررسی استراتژیک

امنیت ملی به عنوان کانونی ترین هدف برای اقدامات و فعالیت یک کشور از جنبه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی معرفی می شود. کشوری که فاقد راهبرد امنیت ملی باشد، قادر به ادامه حرکت و پیشرفت در سطوح ملی، منطقه ای و بین المللی نخواهد بود. در این راستا، امنیت ملی را معادل قدرت و توان یک کشور می خوانند. این بدین معنی است که کشوری که از فقدان یا کمبود منابع قدرت ملی رنج می برد، مسلما از تامین امنیت ملی خود عاجز خواهد بود.

در عین حال، اکثر قریب به اتفاق اندیشمندان روابط بین الملل و ژئوپلیتیک، در دسته بندی عوامل و عناصر قدرت یک کشور، عامل ژئوپلیتیک را به عنوان مهم ترین عامل قلمداد می کنند. با این وجود، برخی کشورها از داشتن مولفه ژئوپلیتیک بی بهره هستند و در مقابل، برخی دیگر از این منظر دارای برتری ویژه ای هستند. در این راستا به زعم اکثر کارشناسان و راهبرد پردازان، ایران دارای موقعیت ویژه ژئوپلیتیکی است و امنیت ملی آن در طول تاریخ متاثر از این موقعیت بوده است.از طرف دیگر، عدم فهم و درک دقیق و مناسب این موقعیت از سوی حاکمان وقت در گذشته موجب شده است تا نه تنها این عامل به عنوان مزیت و فرصت مورد استفاده قرار نگیرد، بلکه خسارات و لطمات جبران ناپذیری بر کشور وارد شود که اوج این موضوع را می توان به عنوان مثال در خدشه دار شدن تمامیت ارضی و سرزمینی کشورمان در دوران قاجار ذکر کرد.ادامه…..

با استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، مسئولین کشور با پشت سر نهادن تجربه جنگ تحمیلی، به مرور این واقعیت مهم را درک کردند که ژئوپلیتیک ایران می تواند پشتوانه محکمی برای راهبردهای امنیت ملی ایران باشد. به خصوص این که در دوران جنگ تحمیلی به صورت نسبی تلاش شد تا از این موقعیت در برابر عراق استفاده شود.

فروپاشی شوروی سابق و از بین رفتن نظام دو قطبی در ابتدای دهه ۱۹۹۰ میلادی و سپس حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ پیامدهای راهبردی بزرگی را در حوزه های ژئوپلیتیکی ایران به دنبال داشت و در واقع، ضمن آن که چالش های امنیتی جدیدی را ایجاد کرد، در عین حال فرصت های ویژه ای را برای کشور خلق نمود. به عنوان مثال، بسیاری از کارشناسان معتقدند ظهور همسایگان جدید در حوزه آسیای مرکزی و قفقاز به طور هم زمان در بردارنده فرصت ها و چالش های جدیدی برای کشور بود. یا حمله نظامی آمریکا به افغانستان و عراق ضمن آن که برتری های ژئوپلیتیکی جدیدی برای ایران ایجاد کرد، در عین حال به دلیل حضور سنگین نظامی و امنیتی آمریکا در محیط پیرامونی کشور تهدیدهای جدیدی ایجاد شد.

در آخرین تحول ژئوپلیتیکی جدیدی که در منطقه به وقوع پیوسته است، پدیده بیداری مسلمانان منطقه ضد حاکمان وابسته خود است که دامنه تاثیرات و پیامدهای آن در حوزه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بسیار قابل توجه می باشد.

با عنایت به توضیحات فوق، امروزه این پرسش اساسی وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران تا چه میزان از فرصت های ژئوپلیتیکی خود در میدان هماوردی راهبردی با غرب بهره برداری می کند؟

البته نباید فراموش کرد که چمهوری اسلامی ایران طی ۳ دهه گذشته توانسته است متکی بر برخی ظرفیت های ژئوپلیتیکی خود، پایه گذار محور مقاومت منطقه ای باشد و از این طریق چالش ها و تهدیدهای دشمنان را مدیریت نماید. در مقابل نیز قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای نیز با بهانه های مختلف سعی کرده اند تا محتوای ژئوپلیتیکی ایران را تهی نمایند.

بنابراین بدون تردید، مقاومت ها و ایستادگی های ملت ایران در برابر فشارها و تهدیدهای دشمنان تا حدود بسیار زیادی می تواند ناشی از توجه و ادراک مسئولین نسبت به این موقعیت ویژه باشد؛ اما در این که چگونه و تا چه میزان به این مساله در حوزه مقاومت در برابر تهدیدهای جدید دشمنان توجه می شود، انتقادات جدی وجود دارد. به عبارت دیگر، در داخل کشور برخی کارشناسان معتقدند که در روش و چگونگی مقاومت در برابر غرب باید تدابیر جامع تری اندیشیده شود که یکی از این تدابیر می تواند ایجاد و برقراری رابطه متوازن میان ژئوپلیتیک و راهبردهای اتخاذی باشد. چرا که بدون تردید قدرت ایران از ژئوپلیتیک آن نشات می گیرد و بنابراین حرکت در چهارچوب این مساله و تدوین راهبردهای امنیت ملی بر پایه درک از مهم ترین مولفه قدرت ملی ضرورت حیاتی دارد.

به عبارت دیگر، امروزه یکی از نگرانی های مهم در حوزه امنیت ملی ایران این مساله است که در شرایط جدید که دشمن همه ابعاد قدرت ایران را نشانه رفته است و سعی می کند تا با تشدید فشارها ایران را مجبور به عقب نشینی در مواضع راهبردی اش نماید، الگوی رفتاری ایران در مقابل آن چگونه باید باشد؟ حساسیت های پاسخ به این پرسش در این موضوع نهفته است که رفتار جمهوری اسلامی ایران باید به نحوی باشد که چهره الگوی مقاومت ایرانی کم ترین آسیب را ببیند.

آسیب راهبردی که امروزه در این خصوص ممکن است گریبان الگوی رفتاری ایران در مقابل تهدیدهای غرب را بگیرد آن است که برخی در داخل کشور بر تکرار خطاهای راهبردی گذشته اصرار دارند و به دنبال کسب مشروعیت اقتدار و تامین امنیت جمهوری اسلامی ایران از مسیرهایی غیر از تولید اهرم های قدرت مانند مذاکره و گفتگو هستند. در حالی که تجربه ۳ دهه گذشته ثابت کرده است که تنها از طریق فعال کردن مولفه های ژئوپلیتیکی در اختیار و به رخ کشیدن اهرم های قدرت نرم می توان حریف را مجبور به پذیرش واقعیت کرد.

پنج مولفه اصلی امنیت پایدار


جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: موفقیت های سپاه موجب دلگرمی دوستداران و یاس و ناامیدی دشمنان نظام اسلامی است.

در ادامه گزیده ای از سخنان سردار سرتیپ پاسدار 'عبدالله عراقی' در همایش بصیرت که در سرپل ذهاب برگزار شد می آید:

امروزه ترس و وحشت دشمن به علت تکیه رزمندگان اسلام به خداوند است و هر جا منافع جمهوری اسلامی مورد تهدید قرار گیرد مردم بصورت خودجوش پا به عرصه مقابله با تهدید می گذارند تا دشمن را از کرده خویش پشیمان کنند.
آبادانی و ایجاد اشتغال و بالابردن وضعیت فرهنگی، معیشتی و رفاه مردم وظیفه ای بر دوش مسوولان نظام و دولتمردان است و آنها تمامی توانشان را برای این مهم بکار گرفته اند هر چند در این مسیر نیاز به همراهی و حمایت بیشتر از سوی مردم وجود دارد.
یکی از وظایف هر دولتی برقراری امنیت است. تامین امنیت ملی به معنای حفظ تمامیت ارضی، وظیفه دولت هاست چون باید برای پیشبرد اهداف خود مقتدر باشند و بر اساس این اقتدار، برای مردم امنیت را به ارمغان بیاورند.
در گذشته امنیت ملی به نیروهای مسلح اطلاق می شد اما امروزه نیروهای مسلح تنها جزیی از امنیت ملی محسوب می شوند.
پنج مولفه اصلی امنیت پایدار وجود نیروهای نظامی مقتدر و مجهز، تامین رفاه اقتصادی و بالا بردن سطح رفاه اجتماعی، مدارای قومی و مذهبی، مقبولیت با مشروعیت و حفظ منابع اساسی مملکت و دسترسی آسان به آنها است.

سیاست های توسعه در حوزه امنیت اجتماعی


امنیت اجتماعی یکی از ابعاد مهم توسعه اجتماعی  تلقی می شود.همچنین تحقق و شکل‌گیری "جامعه امن" یکی از فرازها و اهداف اصلی مطرح درتمامی اسناد بالادستی ازجمله سند چشم انداز ایران 1404 در نظر گرفته شده است که این نکته نشان می‌دهد طراحان این سند بالادستی به اهمیت و ضرورت تأمین امنیت بعنوان یکی از شاخص‌های مهم جامعه توسعه یافته واقف بوده­اند.حرکت صحیح و معقولانه نهادهای  حاکمیتی و مدنی  کشور به منظور تحقق اهداف توسعه اجتماعی، پیاده سازی  سند چشم­انداز و توسعه همه جانبه نیاز به یک چارچوب مدون سیاست ­گذاری و برنام ه­ریزی جامع دارد.

امنیت اجتماعی توانایی یک جامعه برای دوام ویژگی های اساسی اش در فرایند تغییرات محیطی و در برابر تهدیدات واقعی یا احتمالی است و به طور خاص امنیت اجتماعی، توانایی محافظت و شرایط قابل پذیرش برای تکامل الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، پیوندهای اجتماعی، هویت ملی، مذهبی (مذاهب) و رسوم اجتماعی است. امنیت اجتماعی می‌تواند شامل: 1) رفاه اجتماعی یا بهزیستی به معنای تأمین آتیه شغلی، سلامتی و...؛ 2) حفظ هویت فرهنگی(اعم از ملت‌ها، گروه‌ها و افراد)؛ 3) حفظ ثبات سیاسی و نیز عدم احساس تعدی و فشار توسط دولت و نهایتاً 4) احساس امنیت باشد.با توجه به گرایش عموم محققان به سنجش احساس‌ترس از جرم بعنوان شاخص اصلی احساس امنیت اجتماعی، این مفهوم برابر امنیت اجتماعی در نظر گرفته شده است.

 

تحلیل و بررسی تحقیقات انجام شده در کشور در حوزه امنیت اجتماعی نشان می دهد که احساس امنیت چندان رضایت‌بخشی نیست و ظرف یک دهة گذشته در حول و حوش 0.93 تا 0.58 متغیر بوده است. به این معنی که 93 درصد از جمعیت ایران، در حد زیاد و خیلی زیاد دچار ترس از جرم هستند. به عبارتی ترس از جرم بسیار بالا است. علاوه بر این، احساس ناامنی در کلانشهرها بسیار بیشتر از شهرهای کوچک و روستاها بوده است. از نظر اقشار نیز بیشترین احساس ناامنی اجتماعی در میان زنان (نسبت با مردان)، زنان بی‌سرپرست یا سرپرست خانواده و کهنسالان بوده است. در میان ابعاد مختلف امنیت اجتماعی باید گفت معمولاً احساس امنیت در شهرها (بطور کلی جغرافیای شهر) معمولاً پائین‌تر از امنیت در منطقه محل سکونت است. یعنی شهروندان محل سکونت‌شان را امن‌تر تصور می‌کنند. احساس امنیت مالی پائین‌است و احساس امنیت جانی معمولاً بالاتر از متوسط است. به عبارتی نگرانی و دغدغه مردم بیشتر ناشی از مسائل مالی است. در خصوص منابع ناامنی اجتماعی نیز پژوهش­های تجربی نشان می‌دهد در مجموع برای کل جامعه مهمترین عامل ناامنی اجتماعی مواد مخدر و مسائل مربوط، آن است. یعنی ازنظر مردم، رواج و گسترش این موضوع بسیار بالا و مهم‌ترین نوع جرم است.

نظریه سیستمی چارچوب نظری مناسبی برای سیاست گذاری و مدیریت امنیت اجتماعی ارائه می‌دهد. بر اساس این رویکرد، هدف‌های اصلی و نقاط آماج در سیاست‌های امنیت اجتماعی معطوف به 3 هدف ذیل است:

  1. کاهش ترس از جرم
  2. کاهش ریسک و نا اطمینانی در روابط اجتماعی
  3. کاهش جرم (آمار واقعی).برای رسیدن به این اهداف مجموعه راهبردهای زیر قابل طرح هستند:

...

پرآور: احساس امنیت مهم‌تر از ایجاد امنیت است

لیمر:معاون سیاسی امنیتی استاندار بوشهر گفت: مراکز فرهنگی در پیشگیری از ناهنجاریهای اجتماعی و امنیتی نقش تاثیر گذاری دارند.

به گزارش لیمر به نقل از روابط عمومی استانداری بوشهر محمد حسن پرآور در همایش فرماندهان انتظامی، روسای پاسگاه‌ها و کلانتری‌های استان بوشهر با تاکید بر اینکه احساس امنیت مهم‌تر از ایجاد امنیت است گفت: قبل از برقراری امنیت باید احساس امنیت در جامعه نهادینه کنیم تا به اهداف خود برسیم.
پرآور بیان داشت: مراکز فرهنگی در پیشگیری از ناهنجاری‌های اجتماعی و امنیتی نقش تاثیر گذاری دارند.
معاون سیاسی امنیتی استاندار بوشهر با بیان اینکه استان بوشهر به لحاظ مرزی بودن، وجود مرکز تجارت کشور، مرکز انرژی جهان اسلام و مرکز اقتصادی کشور دارای شرائط خاص و استراتژیک است، گفت: هر چند برخی از مولفه‌های موجود که در برخی از دیگر استانها نیست موجب بروز برخی از مشکلات است ولی وجود مردم ولایت مدار، متدین، خونگرم وکم توقع بسیار با ارزش و از مولفه‌های ارزشی استان است.
وی گفت: بسیاری از مولفه‌ها از جمله وجود فرمانده انتظامی با درایت شرایط امنیت و برخورد با متخلف در استان را ارتقاء داده است.
پرآوربا بیان اینکه استان بوشهر از استان‌های مهم و استراتژیک کشور است گفت: ضریب امنیت استان بسیار بالاست و با وجود اینکه استان در نوک پیکان تهاجم فرهنگی و جنگ نرم قرار دارد ولی بحمدالله دارای استانی با امنیت بالا و مردمی ولایت مدار و مذهبی هستیم که این مولفه‌های مثبت بسیاری از ترفندها را خنثی میکند.
معاون سیاسی امنیتی استاندار بوشهر پیشگیری و ایجاد مصونیت اجتماعی را برای جلوگیری از بروز مسائل اجتماعی، سیاسی و امنیتی مهم دانست و گفت: اگر پیشگیری در جامعه نهادینه شود کار نیروهای انتظامی در برخورد سخت افزاری کاهش می‌یابد که مراکز فرهنگی، دانشگاه‌ها و مدارس و آموزشگاه‌ها در بحث پیشگیری نقش آفرین هستند.
وی افزود:اگر در باب امنیت هر چقدر کار کنیم ولی پیشگیری در دستور کار قرار نگیرد و مردم احساس امنیت نکنند ماموریت‌های شما اثر بخش نیست.
پرآور از تلاش‌های شبانه روزی فرماندهی انتظامی استان بوشهر قدردانی کرد و افزود: با وجود اینکه بیش از ۲۴ سال از جنگ گذشته است تنها نیروی که هنوز شهید تقدیم انقلاب می‌کند نیروی انتظامی است که این نشان از فعالیت‌های ارزنده این نیروست.

راه های مقابله با تهدید امنیت ملی

samamos

بی گمان امنیت از مهم ترین دغدغه بشر است. از این روست که در همه بخش هایی زندگی امنیت را به شکلی تعریف و از آن دفاع می کند تا جایی که آن را بخش و مولفه ای از دو مولفه اصلی خوشبختی می شناسد و برای دست یابی به آن به عنوان هدف اصلی برنامه ریزی های دقیقی انجام می دهد. 
از امنیت جان گرفته تا امنیت غذایی تا امنیت شخصی گرفته تا امنیت جمعی می توان آن را به عنوان مهم ترین انگیزه بشر و هدف از حرکت ها و کنش ها بر شمرد. این گونه است که بهشت کامل انسانی جایی است که انسان در آن از همه نوع از انواع امنیت و آرامش برخوردار می باشد. اگر دغدغه آرامش روحی و روانی برای هر فردی ، دغدغه و هدف اصلی است، آرامش و امنیت جمعی نمی تواند از این دایره بیرون باشد. از این روست که امنیت و آرامش به شکل لایه های در هم تنیده خودنمایی می کند. بنابراین تلاش انسان دست یابی به همه انواع و اقسام ارامش و امنیت و حفظ ونگهداشت آن است.

امنیت اجتماعی و امنیت ملی نیز شاخه ای از شاخه های این درخت عظیم است که به نظر می رسد به عللی یکی از شاخه های مهم واساسی آن می باشد. از این روست که هر کسی که بخواهد امنیت و آرامش شخصی و فردی خویش را تامین کند به امنیت اجتماعی و ملی نیز توجه و اهتمام ویژه ای پیدا می کند، زیرا بی تامین امنیت اجتماعی و ملی شاید دست کم در جوامع امروزی سخن گفتن از امنیت و آرامش شخصی لغو و بیهوده باشد.  
بر پایه این نظریه و رویکرد به امنیت ملی و اجتماعی است که هر کسی حتی برای تامین امنیت و آرامش شخصی ، به امنیت اجتماعی و ملی توجه پیدا می کند و در مقابل تهدیدات می ایستد تا امنیت جامعه و کشور به هر شکلی حفظ شود و در سایه سار آن از امنیت شخصی بهره مند شود. 
نویسنده در این مطلب بر آن است تا راهکارهای قرآنی مقابله و برخورد با انواع تهدیدات نسبت به امنیت ملی و جمعی را به دست دهد و مردم را به عمل بدان دعوت نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم. 
امنیت شخصی در سایه امنیت جمعی 
شاید در دوران بسیار قدیم که تاریخ از آن چیزی حکایت و گزارش نمی کند، اشخاص امنیت و آرامش را در امنیت و آرامش شخصی تعریف می کردند، ولی دیگر در جهان معاصر نمی توان از امنیت شخصی سخن گفت بی آن که از امنیت اجتماعی ، امنیت جمعی، امنیت جامعه و یا امنیت ملی سخنی به میان آورد؛ زیرا امنیت و آرامش شخصی چنان با امنیت ملی در هم تنیده شده است که اگر این دومین تامین نشود سخن گفتن از امنیت شخصی و آرامش حتی روحی و روانی فردی سخن گفتن از امری گزاف و لغو می باشد. 
کسانی که در کشوری چون عراق و افغانستان زندگی می کنند، از هیچ ارامشی برخوردار نمی باشند؛ زیرا هر آن در انتظار وقوع رخدادی چون تجاوز به حریم خصوصی ، غارت اموال و هتک حرمت ، عرض و آبرو و از دست دادن جان به شکلی از اشکال چون حملات انتحاری هستند. 
در چنین فضایی امکان سرمایه گذاری بلندمدت برای افراد و یا شرکت ها نیست. از این رو تنها در اندیشه گذران زندگی و عبور از فاجعه امروز می باشند. این گونه است که تنها برای حفظ جان و کمی سرمایه و توشه برای فردا زندگی می کنند و هیچ گونه سرمایه گذاری فکری و مالی و بدنی حتی برای میان مدت انجام نمی دهند ، چه رسد آن که برای آینده ای طولانی و بلند مدت برنامه ریزی و سرمایه گذاری کنند. 
حضور مهاجمان بیگانه و عناصر تخریب گری که همه بنیاد جامعه وملت را هدف قرار داده و بی توجه به کرامت و شرافت انسانی تنها در اندیشه قتل و غارت و تجاوز به نوامیس می باشند ، نمی تواند مفهومی برای فکر و برنامه و آینده و سرمایه به جا گذارد. وضعیت زیست در جوامع بی دولتی چون سومالی یا دولت های نیم بندی چون عراق و افغانستان، بسیار فاجعه بار است به گونه ای که نمی توان حتی آن را با جنگل و جانوران آن مقایسه کرد، زیرا در جنگل ، جانورانی زیست می کنند که دست کم قوانین تکوینی طبیعت را رعایت می کنند و حدود و ثغوری برای رفتارهای خویش دارند. این گونه است که در هنگام سیری متعرض کسی نمی شوند. اما انسانی که از مقام انسانیت هبوط و سقوط کرده و در مقام " بل هم اضل" نشسته است از جانوران جنگل نیز خطرناک تر و بی باک تر می باشند. درنده خویی انسان به سبب همان وجود کمالات خاص و ویژه انسان به وی این امکان را می دهد که بسیار زشت تر و پست تر عمل کند. از این روست که قتل و کشتارهای انسان های بی گناه به شکل میلیونی و بمب های خوشه ای ، اتمی و حملات کورکورانه و بی هدف ، نه تنها داستان روزانه مردمان است که بدان عادت کرده اند بلکه بازیچه کودکان است تا در بازی های رایانه آن را تمرین کنند و در یک فرآیند عادی سازی بدان عادت نمایند. 
در چنین فضا و موقعیتی سخن گفتن از امنیت روانی، یا امنیت شخصی ، سخن گفتن از فسانه هاست. بنابراین اگر کسی در اندیشه امنیت شخصی و روانی و روحی برای خود است می بایست نخست به امنیت جمعی و اجتماعی و ملی توجه یابد و در تامین آن اقدام کند. 
امیر مومنان علی (ع) در نامه های بسیار و متعددی که برای مردم فرستاده و سخنرانی های چندی به ایشان گوشزد می کند که اگر بخواهند امنیت شخصی خود را تامین کنند نمی توانند با بی توجهی به مساله جهاد و تامین امنیت جمعی آن را تامین کنند. وی در نامه سر گشاده که در آن عموم مردمان را مخاطب خویش می سازد می فرماید برای تامین امنیت شخصی و عدم تجاوز به عرض و مال و ناموس خویش می بایست از خانه و شهرها بیرون رفت و به مقابله دشمن در بیرون مرزها آمد؛ زیرا هر قومی که دست از اسلحه بشوید و جامه رزم بر کناری نهد و در خانه خویش سکونت یابد مورد تجاوز قرار می گیرد و هستی اش بر باد می رود. 
ایشان حتی تبیین می کند که برای تامین امنیت خانه و شخص می باید به امنیت عمومی و جمعی اندیشید، زیرا دشمن اجازه نمی دهد که شخصی ولو بی گناه از امنیت برخوردار باشد. به این معنا که اگر شخص بخواهد با کنار کشیدن خود از مسایل و موضوعات اجتماعی جامعه ، خود را در دژ امنیت و ارامش قرار دهد، خیالی باطل کرده است؛ زیرا دشمن در هنگام حمله و یورش به تفکیک وجداسازی نمی پردازد و دست کم حملات کورکورانه و یورش های بی امان نخستین همگان را به تیغ می کشد و جان و مال می برد. 
آن حضرت (ع) در نامه ای می نویسد : گزارش ها نشان می دهد که دشمنان وارد خانه زنان مسلمان و زنان اهل کتاب و هم پیمان وارد شده و خلخال از پا و گوشواره از گوش کنده و بی هیچ مزاحمتی رفته است. وی در همان نامه در جایی دیگر می نویسد: ملتی در خانه هایشان مورد هجوم دشمن قرار نگرفتند مگر آن که خوار و ذلیل شده اند.  
به نظر امام (ع) اگر ملتی برای هجوم و یورش های دشمنان ، خود یورش پیشگیرانه ای نداشته باشد ،دشمنان خود را از مرزها می گذرانند و به داخل شهرها و خانه های شما می آیند و با غارت و تجاوز و تعدی شما را خوار و ذلیل می کنند و کشور شما را اشغال کرده و مالک جان و مال و عرض شما می شوند. 
در حقیقت امام (ع) به این مهم توجه می دهد که امنیت و آرامش شخصی در خانه و کاشانه زمانی تامین می شود که امنیت ملی و جمعی تامین شده باشد. بنابراین هیچ کسی نمی تواند خود را از تعرضات مصون بداند، چه این شخص طرفدار این گروه باشد یا آن گروه ، چه از اهل ایمان و اسلام باشد یا اهل پیمان و اهل کتاب باشد، همه در هنگام یورش های دشمن به شهرها و درون کشور از امنیت بی بهره خواهند بود و آثار و تبعات آن گریبانگیر آنان می شود. 
راهکارهای مقابله با تهدیدات 
بی گمان علت اصلی گستاخی دشمنان را می بایست در تفرقه و اختلاف امت و ملت دانست. تا زمانی که مردم از اتحاد و وحدت برخوردار و بهره مند هستند دشمن نمی تواند در ملتی و مردمی نفوذ کند و از راه حملات و یورش های بیرونی بشکند و آسیب جدی بر ایشان وارد سازد.  
خداوند در ایاتی چند تبیین می کند که اختلاف های کوچک و بزرگی که در امت پدید می آید موجب می شود تا دشمن از رخنه پدید آمده استفاده کند و با بزرگ نمایی و یا بزرگ کردن رخنه برای خود راهی فراهم آورد و به اهداف خود دست یابد. 
این سنت و قانون الهی است که هر ملتی که در دام اختلاف افتاد، از درون و بیرون تحت فشار قرار گرفته و از میان رفته و جز نام و نشانی از آن ها باقی نمانده است. در برخی از آیات از برباد رفتن سخن می گوید و می فرماید که اختلافات موجب می شود تا " یذهب ریحکم" . این بدترین تعبیر در باره از میان رفتن و نیست شدن است که در فرهنگ قرآن و ادبیات عربی گفته شده است. 
بنابراین مهم ترین عامل نه تنها در مقابله با تهدیدات بلکه عامل بازدارنده از حملات، حفظ وحدت اجتماعی و انسجام ملی است. از این روست که دشمن می کوشد پیش از هر حمله فیزیکی نخست این سد استوار را بشکند و با ایجاد اختلافات و تفرقه در صفوف ملت و امت آنان را به خود سرگرم نماید. 
از دیگر راهکارهای قرآنی برای مقابله با تهدیدات ، آمادگی کامل نظامی و روحی و معنوی از سوی امت و ملت است، از این روست که فرمان می دهد تا از نظر منابع انسانی و مالی و تدارکاتی خود را تجهیز کنید به اندازه ای که در دل دشمن ترس و وحشت بیافتند: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه … ترهبون به عدوالله و عدوکم. 
شاید بسیاری از تجهیزات هرگز به کار گرفته نشود ولی هر عامل ارهابی که بتواند ترس و رهب در دل دشمن افکند می بایست از عامل انسانی و غیر انسانی فراهم آید تا در نقش عامل پیشگیرانه عمل کند. به سخن دیگر ، آمادگی کامل و در حد نهایی می بایست هماره به گونه ای باشد که دشمن از هر نظر در وضعیت پایین تر و پست تر باشد تا وسوسه حمله و هجوم به دل را ندهد و هماره از شما در ترس و وحشت به سر برد.  
در حقیقت سیاست های تهاجمی دولت اسلامی و ملت وامت اسلام می بایست به عنوان یک راهبرد اساسی در برنامه ها وجود داشته باشد. دشمن نمی بایست فرصت این را بیابد که ترس و وحشت از وی دور شود و احساس امنیت کند. بنابراین ایجاد ناامنی روحی و روانی در دشمن می بایست به عنوان سیاست اصلی مورد توجه امت و دولت اسلامی باشد تا فکر و اندیشه دشمن هماره دیگر بوده و به خود اجازه ندهد تا اندیشه تجاوز کند چه رسد که آن را عملی سازد و یا حتی به درون شهرها و خانه های مسلمانان وارد شود؛ زیرا چنان که دیدیم و امیرمومنان علی (ع) نیز گوشزد کرده است هر گاه دشمن وارد شهرها و خانه های شما به هر شکلی وارد شده باشد، امنیت و ارامش و اسایش را از شما سلب می کند. 
در جهان معاصر، دشمن خود را از نظر تجهیزات و نفرات در آمادگی بالاتری قرار داده است و بلکه با ابزارهای پیشرفته مخابراتی حتی در خانه های مسلمانان اشیانه کرده و حضور بیست و چهار ساعته دارد. رسانه های آنان تفرقه و اختلاف را دامن می زنند و وحشت و هراس در دل مسلمانان می افکند تا مالکیت و تسلط انان را بپذیرند و آقایی و سروری آنان را تایید کنند. 
برای تامین اتحاد و وحدت می بایست نخست به اصول اساسی وحدت امت یعنی توحید و یکتاپرستی بازگشت و در سایه رهبری و امامت امام گام برداشت. از این روست که خداوند بازگشت به اصول اساسی دین و پیروی و اطاعت از آن و هم چنین رهبری را به عنوان مهم ترین عامل وحدت مورد تاکید و توجه قرار می دهد و در ایاتی بسیار بر اطاعت و پیروی از خدا و رسول پافشاری می کند. 
البته مومنان برای این که وحدت را در میان خویش تقویت کنند می بایست رفتارهای ملایمت و ملاطفت آمیز را در پیش گیرند و نسبت به یک دیگر سخت گیری نکنند، زیرا نرمی و ملاطفت بین مردم موجب می شود تا انسجام و وحدت تقویت شود و کینه ها و کدورت ها از میان برود. 
از آن جایی که دشمن در درون دل ها لانه می کند و با وسوسه های خویش مردم را می هراساند و دل هایشان را خالی می کند ، لازم است تا با این پدیده و روش با استفاده از ذکر الله و یادکرد دایم وی مبارزه شود. در جهان امروز دشمن با استفاده از ابزار رسانه در درون خانه ها و شبانه روز ترس و واهمه را تلقین می کند. بنابراین تنها با ذکر الله و نام اوست که آدمی می تواند طمانینه به دست آورد و قدرت مقاومت و دفاع را بیابد. 
در آیات ۳۲ و ۳۳ سوره یوسف ، خداوند از ذکر الله به عنوان یکی از مهم ترین علل و عوامل برای مقابله با هر گونه تهدیدی یاد می کند وبه مردمان گوشزد می کند که چگونه می توان با دشمن که از راه وسوسه درونی وارد می شود حتی مقابله کرد و تهدیدات او را از میان برداشت. 
در شرایط سخت و دشوار که امید را هر کسی بریده می شود لازم است که انسان یاد خدا را بر زبان و دل داشته باشد و با توکل و به خدا به مقابله با دشمن برخیزد.(آل عمران آیه ۱۷۲) 
بی گمان هر کسی بر این باور باشد که اگر کشته شوم و یا پیروز در هر دو حالت پیروز میدان است نمی توان چنین کسی را هرگز شکست داد. انسان مسلمان ومومن به سبب باور به وظیفه و تکلیف می داند که اگر به وظیفه خویش به عنوان تقرب الی الله عمل کند در هر دو حالت پیروزی و شکست ، اوست که پیروز می باشد ، زیرا به وظیفه و تکلیف خود عمل کرده و در صورت پیروزی از نعمت های بزرگ و کمال بخش دنیا چون آرامش و آسایش بهره مند می شود و اگر شهید شود نیز در بهشت رضوان الهی جای می گیرد و از اسایش و ارامش ابدی برخوردار می شود. بر این اساس هرگز ترسی به نام شکست او را نمی ازارد و نمی هراساند. این در حالی است که دشمن تنها به پیروزی در دنیا می اندیشد و اگر احتمال شکست دهد هرگز به جنگ نمی اید، زیرا کشته شدن را عین نابودی و هلاکت می داند و به جهان آخرت و پاداشی باور و اعتقادی ندارد. 
بنابراین برای مقابله با تهدیدات دشمن می بایست روحیه و باور مردمان را افزایش داد و به آنان فهماند که آن چه وظیفه وتکلیف بشر است انجام تکلیف و مسئولیت است و این که انسان مامور به وظیفه می باشد نه مامور به نتیجه. بنابراین چه کشته شود و چه کشته نشود و پیروز گردد او تنها موفق و پیروز واقعی است. 
گاه لازم است که انسان نسبت به تهدیدات دشمن بی اعتنایی کند و آن را در دایره جنگ روانی قرار دهد؛ زیرا گاه دشمن تنها به خالی کردن دل ملت و امت توجه دارد و با ابزارهای روانی می کوشد تا دل ها را بهراسند. در این جا است که مومنان می بایست تنها از خداوند هراسناک و خوفناک باشند و از غیر او ترسی به خود را ندهند و تهدیدات دشمن را به عنوان جنگ روانی ارزیابی کرده و به آن بی توجهی کنند؛ زیرا توجه کردن به این گونه تهدیدات ممکن است دشمن را به این فکر و اندیشه افکند که در کار خویش می تواند موفقیت کسب کند. اما هرگاه تهدیدات وی با بی اعتنایی مواجه شود دشمن در می یابد که اصولا ملت در یک فضا و موقعیت برتری قرار دارد که برای تهدیدات وی پشیزی ارزش قایل نیست. این روش را پیامبرانی چون ابراهیم (ع) در برابر دشمنان خویش به کار می بست که آیات ۸۰ و ۸۱ گزارشی از این سازوکار به دست می دهد. 
در شرایط کنونی که تمام کفر در برابر تمام ایمان و اسلام ایستاده و در تمامی سرزمین های اسلامی مومنان را تهدید می کند می بایست با حفظ وحدت و توکل به خدا و فراهم اوری عوامل بازدارنده دشمن را نه تنها به بیرون مرزها برانیم بلکه می بایست کاری کنیم که دیگر وسوسه حمله به خود راه ندهد

عوامل تهدید امنیت روانی جامعه

جامعه همانند انسان، نیازمند امنیت کامل و جامع است. همان گونه که انسان در یک امنیت جامع انسانی می تواند احساس کند که از امنیت روانی برخوردار است، هر جامعه ای نیز در صورتی احساس امنیت روانی می کند که همه انواع امنیت را احساس کند و تهدیدی متوجه هیچ یک از امنیت های آن نباشد.

به سخن دیگر، امنیت روانی هر جامعه ای به تحقق امنیت همه جانبه و جامع و کامل بستگی دارد و هر تهدید و یا احساس تهدید و خطری می تواند امنیت روانی جامعه را مختل و یا با بحران مواجه کند. در این راستا تهدید غذایی و احساس ناامنی در این حوزه همانند تهدیدات نظامی، در روحیه انسانی تأثیرگذار بوده و جامعه را با فقدان امنیت روانی مواجه می سازد.

انسان ها هر چند نسبت به یکدیگر متفاوت هستند ولی همگی در برخی از امور مشترکند و انگیزه ها و یا دغدغه های مشترکی دارند و همگان به اسباب و علل درونی و بیرونی دغدغه های خویش را اولویت بندی می کنند. برخی از دغدغه های بشری چون امنیت غذایی (ترس از گرسنگی و تشنگی)، امنیت جانی، عرضی ومالی در مرتبه متقدم تری است. با این همه دیده می شود که برای برخی از جوامع بشری امنیت دینی و آزادی های مذهبی از ارزش و اعتبار بیش تری برخوردار است، لذا همه چیز خویش را در دفاع از عقیده و ارزش های معنوی خویش می دهند و چرا که برای آنها امنیت معنوی و عقیدتی مهم تر و اساسی تر است.

براساس معیارهای غربی، امنیت غذایی در درجه نخست اهمیت است چنان که امنیت های جانی و مالی در درجه های بعدی قرار می گیرد و امنیت های معنوی در درجه آخر قرار داده می شود. روان شناسی امروز ایران و جهان بر این پایه شکل گرفته و قوام یافته است. اما اگر به فرهنگ اسلامی مراجعه شود دیده می شود که از نظر مؤمنان که جامعه واحد عقیدتی به نام امت را پدید می آورند. دغدغه نخست آنان معنویت و امنیت روحی و روانی است. و لذا همه چیز از جمله مال و جان را در راه کسب آن فدا می کنند و امنیت روانی و معنوی را بر هر چیزی مقدم می شمارند.

بر این اساس امنیت اجتماعی برای ایشان معنا و مفهوم دیگری می یابد. البته این بدان معنا نیست که مولفه های امنیت در جوامع، متفاوت و یا متضاد باشد؛ بلکه به این معناست که در ارزش گذاری و اولویت بندی نمی توان همه جوامع انسانی را یکسان یافت و تفاوت های اساسی و ماهوی میان جوامع ارزش گذاری وجود دارد.

نکته دیگر آن که علل و عوامل تهدیدی هر جامعه با توجه به شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی و اموردیگر، متفاوت است و نمی توان آن را یکسان بر شمرد، با این همه می توان به دور از شرایط و مقتضیات، به وحدت علل و عوامل نیز قایل شد. به این معنا که به دور از شرایط و مقتضیات هر جامعه، به سبب اشتراکات انسانی و فرهنگی، نوعی اتحاد در کلیت علل و عوامل ایجاد و زوال امنیت انسانی وجود دارد که باید بدان ها پرداخته شود.

رابطه امنیت و اعتماد

در این جا به عنوان نمونه به برخی از علل و عوامل بحران زا در این حوزه اشاره می شود. از جمله می توان به بی اعتمادی اجتماعی به عنوان یکی از علل و عوامل زوال امنیت روانی جامعه اشاره کرد.

انسان ها در یک فضای تعامل در کنار هم، اجتماع را ایجاد و حفظ می کنند. هر چیزی که این تعامل اعتدالی را تهدید کند به معنای تهدید اجتماع تلقی می شود. اگر افراد و اشخاص برای پاسخ گویی به نیازهای فردی و جمعی خویش به سوی یک دیگر گرایش می یابند و در یک فضای متعادل به داد و ستد در همه حوزه ها می پردازند، هر گونه حرکت و یا عاملی که به این فضای اعتماد ضربه وارد سازد می تواند به عنوان عامل بحران شناسایی و معرفی شود؛ زیرا بنیاد اجتماع براساس اعتماد به یک دیگر شکل می گیرد و انسانها براساس قول و قرارهای شفاهی و کتبی، به زندگی درکنار هم و تبادل امور می پردازند.

اگر به برخی از عللی که در قرآن به عنوان عوامل سلب آرامش توجه شود به خوبی روشن می شود که چگونه قرآن ارتباط تنگاتنگی میان امنیت و اعتماد برقرار کرده است. به عنوان نمونه به مساله آدم ربایی در جامعه اشاره می کند و می گوید که یکی از علل سلب آرامش و امنیت فردی و اجتماعی، آدم ربایی است. اگر انسان در جامعه ای زندگی کند که احتمال ربایش وی وجود داشته باشد و نتواند در خانه و خیابان و یا حتی جنگل و بیابان آن در آرامش زیست کند، نمی توان امید به وجود اجتماعی آرام داشت. اعتماد به دیگری در عدم تعرض به وی است که وی را مطمئن و آرام می سازد که در یک جامعه با آرامش و امنیت زندگی کند.

آیات ۲۶ سوره انفال و ۵۷ سوره قصص و نیز ۶۷ سوره عنکبوت به آدم ربایی به عنوان عامل سلب آرامش و نگرانی آور توجه می دهد و تحلیل می کند که چگونه انسان در چنین فضای بی اعتمادی نمی تواند زندگی کند.

خداوند در آیات دیگر نیز به مسئله عدم ربایش به عنوان یکی از نشانه های جامعه سالم و پاک اشاره می کند که این خود شاهدی بر این مطلب است که چگونه اعتماد به دیگری می تواند جامعه ای را به سوی سلامت کامل سوق دهد.

از دیگر مسایلی که قرآن در این حوزه بدان اشاره می کند اعتماد و اطمینان به دیگری در حوزه اخبار و اطلاعات است. بسیاری از مردم به عنوان درددل و تخلیه فشارهای مختلف روحی، سخنان و اطلاعاتی را در اختیار دیگری قرار می دهند که ریشه در اعتماد به دیگری دارد. از این رو هرگونه افشای اخبار و اطلاعاتی که فرد به سبب اطمینان خاطر و اعتماد به دیگری در اختیار وی گذاشته است می تواند عامل بحران بی اعتمادی اجتماعی و فروپاشی آن شود. قرآن با توجه به آسیب های جدی که افشای اسرار خصوصی و شخصی به اعتماد اجتماعی و عمومی وارد می سازد در آیات بسیاری، پخش هرگونه مسئله خصوصی را به عنوان پخش راز و افشاگری، زشت شمرده و از آن بازداشته است. تاکید بر حرمت غیبت از آن روست که شخص با توجه به تعاملات خاص، اطلاعاتی از رفتار و گفتار دیگری بیان می کند که پخش آن می تواند به بی اعتمادی اجتماعی دامن زند.

در حوزه عمل اجتماعی نیز پخش هرگونه اخبار و اطلاعات نادرست و ارزیابی نشده که زمینه نفوذ دشمنان انسانیت از شیطان های جنی و انسی را سبب می شود و موجبات بی اعتمادی را فراهم می آورد به عنوان گناه وجرم تلقی شده و به شدت از آن نهی گردیده است. (نساء آیه ۸۳)

در همین راستا، نسبت به شایعه پراکنی و دامن زدن به آن هشدار داده شده و از مردم خواسته شده تا در برخورد با مسایل به گونه ای عمل کنند که به بی اعتمادی اجتماعی دامن زده نشود و امنیت روحی و روانی جامعه را با خطر مواجه نسازد (احزاب آیه ۶۰)

چگونگی تحقق امنیت روانی جامعه

جامعه سالم پیش از آن که به آسایش نیاز داشته باشد، به امنیت روانی نیازمند است، زیرا در سایه امنیت و آرامش است که هرکار خرد و کلان شدنی و دست یافتنی است. از این رو دغدغه امنیت درهمه شاخه های آن بویژه امنیت روانی و آرامش جمعی، مهم ترین مسئولیت دولت ها و خواسته ملت ها و جوامع بشمار می رود.


هرگونه تهدیدی نسبت به امنیت روانی جامعه به معنا و مفهوم تهدید سلامت جامعه و نابودی و متلاشی شدن همگرایی و انسجام و در نهایت اساس انسانیت است؛ زیرا انسان پیش از آن که به شکم توجه داشته باشد، نیازمند امنیت روانی است. به یک معنا انسان ممکن است برای رهایی از گرسنگی و تشنگی تن به خطر دهد و امنیت جانی و مالی خویش را در معرض خطر قرار دهد، ولی سلب امنیت روانی به حذف انسانیت منجر می شود.

 

دشمنان هر جامعه ای به سبب آگاهی از ارزش و اهمیت امنیت روانی جامعه می کوشند تا به تخریب آن دست یازند و با ایجاد بحران های گوناگون، بستر مناسبی برای فروپاشی جامعه فراهم آورند. نویسنده دراین نوشتار بر آن است تا دیدگاه قرآن را درباره امنیت روانی جامعه بازخوانی کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چیستی امنیت

امنیت که حاصل و اسم مصدر است، از واژه «أمن» گرفته شده است. «أمن» ضد ترس و به گفته برخی نقیض آن است. (لسان العرب؛ ابن منظور؛ ذیل واژه امن) بنابر این امنیت به معنای آرامش و نبود ترس و وحشت می باشد.

امنیت اجتماعی هرچند در زیر مجموعه مفهوم گسترده ای با عنوان امنیت انسانی قرار می گیرد، ولی به عللی می توان گفت به معنای امنیت انسانی است؛ زیرا امنیت اجتماعی زمانی تحقق می یابد که همه مجموعه امنیت انسانی تحقق یابد. امنیت انسانی شامل امنیت روانی و فردی و اجتماعی و امنیت ملی و بین المللی و اقتصادی و سیاسی و نظامی و امور دیگری می شود. بر این اساس نمی توان امنیت اجتماعی را در محدوده امنیت اقتصادی و یا نظامی و یا روانی و مانند آن خلاصه کرد.

به سخن دیگر، همان گونه که انسان موجود پیچیده و شگرفی است، امنیت وی نیز از پیچیدگی خاص وشگرفی برخوردار می باشد. این مساله بویژه دربخش امنیت روانی، خود را بیش ازپیش نشان می دهد؛ زیرا روان آدمی تحت تاثیر همه علل و عوامل درونی و بیرونی واکنش نشان می دهد. از این رو در بهداشت و سلامت روانی شخص و یا اجتماع باید به همه علل و عوامل توجه خاص شود.

امنیت، واژه ای پیچیده و به لحاظ کاربرد از گستردگی وسیعی برخوردار است. از درونی ترین افکار و احساسات بشری گرفته تا مهمترین مسایل بین دولت ها دربرگیرنده مفهوم امنیت است.

فرهنگ لغت آکسفورد، امنیت security)) را چنین معنا می کند:«رهایی از نگرانی ها و ایمنی درمقابل خطرات و همچنین معیارهایی قراردادی برای تضمین ایمنی یک کشور، شخص یا چیزی که از ارزشی برخوردار است.» درهمین راستا، فرهنگ معین امنیت را «ایمن شدن، بی بیمی و درامان بودن» معنا کرده است.

از آن هنگام که انسان برای بقا و تامین معاش خود با وسایل ابتدایی و دست ساز به مقابله با عوامل طبیعی پرداخت تا اکنون که به دنبال عصر صنعتی شدن، سرعت و فن آوری رویای برتری بر همنوعان و جهان پیرامون خود را از طریق وسایل پیشرفته نظامی و اتمی در سر می پروراند، امنیت چه در بعد روانی آن و چه در بعد فیزیکی همواره یکی از دغدغه های همیشگی او بوده است.

امنیت اجتماعی

حوادث پس از جنگ سرد، فروپاشی کمونیسم و جنگ جهانی دوم و غالب شدن ادبیات و رویکرد آمریکایی در حوزه علوم سیاسی و ا ستراتژیک جهان، مفهوم امنیت ملی ( National Security) را در ادبیات سیاسی اکثر کشورهای جهان وارد کرد.

متناسب با پیچیده تر شدن روابط اجتماعی در عصر مدرنیته و خارج شدن این روابط از حالت های ساده اولیه که جنبه فیزیکی و محسوس داشت، عوامل پنهان و غیرفیزیکی امنیت در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند. به همین دلیل مقوله امنیت اجتماعی که مهمترین مولفه تشکیل دهنده امنیت ملی است در سالهای اخیر در سطح ملی و بین المللی مورد توجه جدی قرار گرفته است. نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که روز به روز از اهمیت وجوه سخت افزاری امنیت کاسته می شود و بر وجوه نرم افزاری آن افزوده می گردد. به این معنا که اگر در گذشته عوامل اجرایی و فیزیکی امنیت مانند پلیس، قاضی، اسلحه، حفاظت فیزیکی و… بیشترین اهمیت را در تامین امنیت داشتند امروزه علاوه بر تمام این عوامل وجوه نرم افزاری از قبیل مشروعیت نظام سیاسی، یکپارچگی اجتماعی، توان تصمیم سازی و تصمیم گیری، مدیریت قوی اقتصادی و توسعه، امور فرهنگی، اطلاعاتی…. حرف اول را در مباحث امنیتی می زنند. امروزه سیاستمداران و نظریه پردازان دریافته اند که تضمین امنیت ملی یک کشور که عمدتا ناظر برامنیت سیستم حکومتی و کارکرد درست نهادهای «دفاعی -امنیتی» در کشور است، در گرو فراهم آوردن امنیت اجتماعی است که عمدتاً ناظر بر اهمنیت مردم است و به هر میزان که این مولفه در میان سایر مولفه ها نقش بیشتری داشته باشد، امنیت ملی پایدارتر، کم هزینه تر و بالنده تر خواهد بود.

سخن گفتن از امنیت انسانی نمی تواند در یک مجموعه بسته و با متغیراتی ثابت انجام پذیرد و آن را یک مجموعه بسته آزمایشگاهی محدود ساخته و به تحلیل داده ها پرداخت. از این رو درک و تحلیل رفتارهای فردی و اجتماعی شخص و یاجامعه بسیار سخت و دشوار است؛ زیرا هر متغیری می تواند آثار شگرفی در حالات انسان و یا جوامع انسانی پدید آورد که گاه به نظر غیرقابل پیش بینی می آید. در یک کلام، انسان موجودی غیر قابل پیش بینی است وهر متغیری می تواند در شرایط متغیر انسانی واکنش های متفاوت و حالات گوناگونی را در انسان برانگیزد.

با این همه به نظر می رسد که برخی از علل و عوامل به عنوان متغیرات اساسی تر قابل شناسایی می باشد. این مساله موجب می شود تا بتوان گامی بزرگ به جلو در فهم مفهوم امنیت انسانی و علل و عوامل آن برداشت. همین مساله نیز خود مهم ترین دلیل و انگیزه برای شناسایی و معرفی علل و عوامل ایجادی امنیت انسانی شده و قرآن نیز بر اساس همین مساله به تحلیل و تبیین آن ها پرداخته است.

مفهوم شناسی امنیت اجتماعی

برای امنیت اجتماعی معانی متفاوتی بیان شده است. با این همه در یک تعریف کوتاه و جامع، امنیت اجتماعی را می توان به عنوان ایمنی خاص مردم تعبیر کرد.

این مفهوم دو وجه قابل تفکیک دارد. در یک وجه، امنیت اجتماعی در قالب ایمنی خاطر یک شهروند به عنوان نماینده (representative) تمامی مردم مورد بررسی قرار می گیرد. در این بررسی، امنیت اجتماعی یک جامعه (یک کشور، یک شهر و یا یک محله) براساس میزان رضایتمندی (satisfaction) و آرامش خاطر یک عضو نمونه آن جامعه بررسی و ارزیابی می شود. در این نوع مطالعه، جامعه مجموعه ای همگن (homogenous) تلقی شده و از از تفاوت ها، نابرابری ها و ناهمگنی های (heterogeneity) درون جامعه صرفنظر می شود.

وجه دوم امنیت اجتماعی به تعامل (interaction) افراد جامعه با یکدیگر نظر دارد. در این بعد، رابطه مردم یک جامعه با دولت، نهادها (institutions) و مردم دیگر جوامع مدنظر می باشد.

اما به صورت اجمال می توان امنیت اجتماعی را چنین تعریف کرد: «امنیت اجتماعی توانائی جامعه برای حفظ هویت، منافع و ویژگی های اساسی خود در برابر شرایط متحول و تهدیدات و نیز توانائی ارتقای وضعیت اجتماعی به سمت ارزش ها و آرمانهای جامعه است.»

چگونگی تحقق امنیت روانی جامعه

جامعه سالم پیش از آن که به آسایش نیاز داشته باشد، به امنیت روانی نیازمند است، زیرا در سایه امنیت و آرامش است که هرکار خرد و کلان شدنی و دست یافتنی است. از این رو دغدغه امنیت درهمه شاخه های آن بویژه امنیت روانی و آرامش جمعی، مهم ترین مسئولیت دولت ها و خواسته ملت ها و جوامع بشمار می رود.

هرگونه تهدیدی نسبت به امنیت روانی جامعه به معنا و مفهوم تهدید سلامت جامعه و نابودی و متلاشی شدن همگرایی و انسجام و در نهایت اساس انسانیت است؛ زیرا انسان پیش از آن که به شکم توجه داشته باشد، نیازمند امنیت روانی است. به یک معنا انسان ممکن است برای رهایی از گرسنگی و تشنگی تن به خطر دهد و امنیت جانی و مالی خویش را در معرض خطر قرار دهد، ولی سلب امنیت روانی به حذف انسانیت منجر می شود.

دشمنان هر جامعه ای به سبب آگاهی از ارزش و اهمیت امنیت روانی جامعه می کوشند تا به تخریب آن دست یازند و با ایجاد بحران های گوناگون، بستر مناسبی برای فروپاشی جامعه فراهم آورند. نویسنده دراین نوشتار بر آن است تا دیدگاه قرآن را درباره امنیت روانی جامعه بازخوانی کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چیستی امنیت

امنیت که حاصل و اسم مصدر است، از واژه «أمن» گرفته شده است. «أمن» ضد ترس و به گفته برخی نقیض آن است. (لسان العرب؛ ابن منظور؛ ذیل واژه امن) بنابر این امنیت به معنای آرامش و نبود ترس و وحشت می باشد.

امنیت اجتماعی هرچند در زیر مجموعه مفهوم گسترده ای با عنوان امنیت انسانی قرار می گیرد، ولی به عللی می توان گفت به معنای امنیت انسانی است؛ زیرا امنیت اجتماعی زمانی تحقق می یابد که همه مجموعه امنیت انسانی تحقق یابد. امنیت انسانی شامل امنیت روانی و فردی و اجتماعی و امنیت ملی و بین المللی و اقتصادی و سیاسی و نظامی و امور دیگری می شود. بر این اساس نمی توان امنیت اجتماعی را در محدوده امنیت اقتصادی و یا نظامی و یا روانی و مانند آن خلاصه کرد.

به سخن دیگر، همان گونه که انسان موجود پیچیده و شگرفی است، امنیت وی نیز از پیچیدگی خاص وشگرفی برخوردار می باشد. این مساله بویژه دربخش امنیت روانی، خود را بیش ازپیش نشان می دهد؛ زیرا روان آدمی تحت تاثیر همه علل و عوامل درونی و بیرونی واکنش نشان می دهد. از این رو در بهداشت و سلامت روانی شخص و یا اجتماع باید به همه علل و عوامل توجه خاص شود.

امنیت، واژه ای پیچیده و به لحاظ کاربرد از گستردگی وسیعی برخوردار است. از درونی ترین افکار و احساسات بشری گرفته تا مهمترین مسایل بین دولت ها دربرگیرنده مفهوم امنیت است.

فرهنگ لغت آکسفورد، امنیت security)) را چنین معنا می کند:«رهایی از نگرانی ها و ایمنی درمقابل خطرات و همچنین معیارهایی قراردادی برای تضمین ایمنی یک کشور، شخص یا چیزی که از ارزشی برخوردار است.» درهمین راستا، فرهنگ معین امنیت را «ایمن شدن، بی بیمی و درامان بودن» معنا کرده است.

از آن هنگام که انسان برای بقا و تامین معاش خود با وسایل ابتدایی و دست ساز به مقابله با عوامل طبیعی پرداخت تا اکنون که به دنبال عصر صنعتی شدن، سرعت و فن آوری رویای برتری بر همنوعان و جهان پیرامون خود را از طریق وسایل پیشرفته نظامی و اتمی در سر می پروراند، امنیت چه در بعد روانی آن و چه در بعد فیزیکی همواره یکی از دغدغه های همیشگی او بوده است.

امنیت اجتماعی

حوادث پس از جنگ سرد، فروپاشی کمونیسم و جنگ جهانی دوم و غالب شدن ادبیات و رویکرد آمریکایی در حوزه علوم سیاسی و ا ستراتژیک جهان، مفهوم امنیت ملی ( National Security) را در ادبیات سیاسی اکثر کشورهای جهان وارد کرد.

متناسب با پیچیده تر شدن روابط اجتماعی در عصر مدرنیته و خارج شدن این روابط از حالت های ساده اولیه که جنبه فیزیکی و محسوس داشت، عوامل پنهان و غیرفیزیکی امنیت در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند. به همین دلیل مقوله امنیت اجتماعی که مهمترین مولفه تشکیل دهنده امنیت ملی است در سالهای اخیر در سطح ملی و بین المللی مورد توجه جدی قرار گرفته است. نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که روز به روز از اهمیت وجوه سخت افزاری امنیت کاسته می شود و بر وجوه نرم افزاری آن افزوده می گردد. به این معنا که اگر در گذشته عوامل اجرایی و فیزیکی امنیت مانند پلیس، قاضی، اسلحه، حفاظت فیزیکی و… بیشترین اهمیت را در تامین امنیت داشتند امروزه علاوه بر تمام این عوامل وجوه نرم افزاری از قبیل مشروعیت نظام سیاسی، یکپارچگی اجتماعی، توان تصمیم سازی و تصمیم گیری، مدیریت قوی اقتصادی و توسعه، امور فرهنگی، اطلاعاتی…. حرف اول را در مباحث امنیتی می زنند. امروزه سیاستمداران و نظریه پردازان دریافته اند که تضمین امنیت ملی یک کشور که عمدتا ناظر برامنیت سیستم حکومتی و کارکرد درست نهادهای «دفاعی -امنیتی» در کشور است، در گرو فراهم آوردن امنیت اجتماعی است که عمدتاً ناظر بر اهمنیت مردم است و به هر میزان که این مولفه در میان سایر مولفه ها نقش بیشتری داشته باشد، امنیت ملی پایدارتر، کم هزینه تر و بالنده تر خواهد بود.

سخن گفتن از امنیت انسانی نمی تواند در یک مجموعه بسته و با متغیراتی ثابت انجام پذیرد و آن را یک مجموعه بسته آزمایشگاهی محدود ساخته و به تحلیل داده ها پرداخت. از این رو درک و تحلیل رفتارهای فردی و اجتماعی شخص و یاجامعه بسیار سخت و دشوار است؛ زیرا هر متغیری می تواند آثار شگرفی در حالات انسان و یا جوامع انسانی پدید آورد که گاه به نظر غیرقابل پیش بینی می آید. در یک کلام، انسان موجودی غیر قابل پیش بینی است وهر متغیری می تواند در شرایط متغیر انسانی واکنش های متفاوت و حالات گوناگونی را در انسان برانگیزد.

با این همه به نظر می رسد که برخی از علل و عوامل به عنوان متغیرات اساسی تر قابل شناسایی می باشد. این مساله موجب می شود تا بتوان گامی بزرگ به جلو در فهم مفهوم امنیت انسانی و علل و عوامل آن برداشت. همین مساله نیز خود مهم ترین دلیل و انگیزه برای شناسایی و معرفی علل و عوامل ایجادی امنیت انسانی شده و قرآن نیز بر اساس همین مساله به تحلیل و تبیین آن ها پرداخته است.

مفهوم شناسی امنیت اجتماعی

برای امنیت اجتماعی معانی متفاوتی بیان شده است. با این همه در یک تعریف کوتاه و جامع، امنیت اجتماعی را می توان به عنوان ایمنی خاص مردم تعبیر کرد.

این مفهوم دو وجه قابل تفکیک دارد. در یک وجه، امنیت اجتماعی در قالب ایمنی خاطر یک شهروند به عنوان نماینده (representative) تمامی مردم مورد بررسی قرار می گیرد. در این بررسی، امنیت اجتماعی یک جامعه (یک کشور، یک شهر و یا یک محله) براساس میزان رضایتمندی (satisfaction) و آرامش خاطر یک عضو نمونه آن جامعه بررسی و ارزیابی می شود. در این نوع مطالعه، جامعه مجموعه ای همگن (homogenous) تلقی شده و از از تفاوت ها، نابرابری ها و ناهمگنی های (heterogeneity) درون جامعه صرفنظر می شود.

وجه دوم امنیت اجتماعی به تعامل (interaction) افراد جامعه با یکدیگر نظر دارد. در این بعد، رابطه مردم یک جامعه با دولت، نهادها (institutions) و مردم دیگر جوامع مدنظر می باشد.

اما به صورت اجمال می توان امنیت اجتماعی را چنین تعریف کرد: «امنیت اجتماعی توانائی جامعه برای حفظ هویت، منافع و ویژگی های اساسی خود در برابر شرایط متحول و تهدیدات و نیز توانائی ارتقای وضعیت اجتماعی به سمت ارزش ها و آرمانهای جامعه است.»

عوامل تهدید امنیت روانی جامعه

جامعه همانند انسان، نیازمند امنیت کامل و جامع است. همان گونه که انسان در یک امنیت جامع انسانی می تواند احساس کند که از امنیت روانی برخوردار است، هر جامعه ای نیز در صورتی احساس امنیت روانی می کند که همه انواع امنیت را احساس کند و تهدیدی متوجه هیچ یک از امنیت های آن نباشد.

به سخن دیگر، امنیت روانی هر جامعه ای به تحقق امنیت همه جانبه و جامع و کامل بستگی دارد و هر تهدید و یا احساس تهدید و خطری می تواند امنیت روانی جامعه را مختل و یا با بحران مواجه کند. در این راستا تهدید غذایی و احساس ناامنی در این حوزه همانند تهدیدات نظامی، در روحیه انسانی تأثیرگذار بوده و جامعه را با فقدان امنیت روانی مواجه می سازد.

انسان ها هر چند نسبت به یکدیگر متفاوت هستند ولی همگی در برخی از امور مشترکند و انگیزه ها و یا دغدغه های مشترکی دارند و همگان به اسباب و علل درونی و بیرونی دغدغه های خویش را اولویت بندی می کنند. برخی از دغدغه های بشری چون امنیت غذایی (ترس از گرسنگی و تشنگی)، امنیت جانی، عرضی ومالی در مرتبه متقدم تری است. با این همه دیده می شود که برای برخی از جوامع بشری امنیت دینی و آزادی های مذهبی از ارزش و اعتبار بیش تری برخوردار است، لذا همه چیز خویش را در دفاع از عقیده و ارزش های معنوی خویش می دهند و چرا که برای آنها امنیت معنوی و عقیدتی مهم تر و اساسی تر است.

براساس معیارهای غربی، امنیت غذایی در درجه نخست اهمیت است چنان که امنیت های جانی و مالی در درجه های بعدی قرار می گیرد و امنیت های معنوی در درجه آخر قرار داده می شود. روان شناسی امروز ایران و جهان بر این پایه شکل گرفته و قوام یافته است. اما اگر به فرهنگ اسلامی مراجعه شود دیده می شود که از نظر مؤمنان که جامعه واحد عقیدتی به نام امت را پدید می آورند. دغدغه نخست آنان معنویت و امنیت روحی و روانی است. و لذا همه چیز از جمله مال و جان را در راه کسب آن فدا می کنند و امنیت روانی و معنوی را بر هر چیزی مقدم می شمارند.

بر این اساس امنیت اجتماعی برای ایشان معنا و مفهوم دیگری می یابد. البته این بدان معنا نیست که مولفه های امنیت در جوامع، متفاوت و یا متضاد باشد؛ بلکه به این معناست که در ارزش گذاری و اولویت بندی نمی توان همه جوامع انسانی را یکسان یافت و تفاوت های اساسی و ماهوی میان جوامع ارزش گذاری وجود دارد.

نکته دیگر آن که علل و عوامل تهدیدی هر جامعه با توجه به شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی و اموردیگر، متفاوت است و نمی توان آن را یکسان بر شمرد، با این همه می توان به دور از شرایط و مقتضیات، به وحدت علل و عوامل نیز قایل شد. به این معنا که به دور از شرایط و مقتضیات هر جامعه، به سبب اشتراکات انسانی و فرهنگی، نوعی اتحاد در کلیت علل و عوامل ایجاد و زوال امنیت انسانی وجود دارد که باید بدان ها پرداخته شود.

رابطه امنیت و اعتماد

در این جا به عنوان نمونه به برخی از علل و عوامل بحران زا در این حوزه اشاره می شود. از جمله می توان به بی اعتمادی اجتماعی به عنوان یکی از علل و عوامل زوال امنیت روانی جامعه اشاره کرد.

انسان ها در یک فضای تعامل در کنار هم، اجتماع را ایجاد و حفظ می کنند. هر چیزی که این تعامل اعتدالی را تهدید کند به معنای تهدید اجتماع تلقی می شود. اگر افراد و اشخاص برای پاسخ گویی به نیازهای فردی و جمعی خویش به سوی یک دیگر گرایش می یابند و در یک فضای متعادل به داد و ستد در همه حوزه ها می پردازند، هر گونه حرکت و یا عاملی که به این فضای اعتماد ضربه وارد سازد می تواند به عنوان عامل بحران شناسایی و معرفی شود؛ زیرا بنیاد اجتماع براساس اعتماد به یک دیگر شکل می گیرد و انسانها براساس قول و قرارهای شفاهی و کتبی، به زندگی درکنار هم و تبادل امور می پردازند.

اگر به برخی از عللی که در قرآن به عنوان عوامل سلب آرامش توجه شود به خوبی روشن می شود که چگونه قرآن ارتباط تنگاتنگی میان امنیت و اعتماد برقرار کرده است. به عنوان نمونه به مساله آدم ربایی در جامعه اشاره می کند و می گوید که یکی از علل سلب آرامش و امنیت فردی و اجتماعی، آدم ربایی است. اگر انسان در جامعه ای زندگی کند که احتمال ربایش وی وجود داشته باشد و نتواند در خانه و خیابان و یا حتی جنگل و بیابان آن در آرامش زیست کند، نمی توان امید به وجود اجتماعی آرام داشت. اعتماد به دیگری در عدم تعرض به وی است که وی را مطمئن و آرام می سازد که در یک جامعه با آرامش و امنیت زندگی کند.

آیات ۲۶ سوره انفال و ۵۷ سوره قصص و نیز ۶۷ سوره عنکبوت به آدم ربایی به عنوان عامل سلب آرامش و نگرانی آور توجه می دهد و تحلیل می کند که چگونه انسان در چنین فضای بی اعتمادی نمی تواند زندگی کند.

خداوند در آیات دیگر نیز به مسئله عدم ربایش به عنوان یکی از نشانه های جامعه سالم و پاک اشاره می کند که این خود شاهدی بر این مطلب است که چگونه اعتماد به دیگری می تواند جامعه ای را به سوی سلامت کامل سوق دهد.

از دیگر مسایلی که قرآن در این حوزه بدان اشاره می کند اعتماد و اطمینان به دیگری در حوزه اخبار و اطلاعات است. بسیاری از مردم به عنوان درددل و تخلیه فشارهای مختلف روحی، سخنان و اطلاعاتی را در اختیار دیگری قرار می دهند که ریشه در اعتماد به دیگری دارد. از این رو هرگونه افشای اخبار و اطلاعاتی که فرد به سبب اطمینان خاطر و اعتماد به دیگری در اختیار وی گذاشته است می تواند عامل بحران بی اعتمادی اجتماعی و فروپاشی آن شود. قرآن با توجه به آسیب های جدی که افشای اسرار خصوصی و شخصی به اعتماد اجتماعی و عمومی وارد می سازد در آیات بسیاری، پخش هرگونه مسئله خصوصی را به عنوان پخش راز و افشاگری، زشت شمرده و از آن بازداشته است. تاکید بر حرمت غیبت از آن روست که شخص با توجه به تعاملات خاص، اطلاعاتی از رفتار و گفتار دیگری بیان می کند که پخش آن می تواند به بی اعتمادی اجتماعی دامن زند.

در حوزه عمل اجتماعی نیز پخش هرگونه اخبار و اطلاعات نادرست و ارزیابی نشده که زمینه نفوذ دشمنان انسانیت از شیطان های جنی و انسی را سبب می شود و موجبات بی اعتمادی را فراهم می آورد به عنوان گناه وجرم تلقی شده و به شدت از آن نهی گردیده است. (نساء آیه ۸۳)

در همین راستا، نسبت به شایعه پراکنی و دامن زدن به آن هشدار داده شده و از مردم خواسته شده تا در برخورد با مسایل به گونه ای عمل کنند که به بی اعتمادی اجتماعی دامن زده نشود و امنیت روحی و روانی جامعه را با خطر مواجه نسازد (احزاب آیه ۶۰)

امنیت اجتماعی، تبلور رحمت خداوند

از نظر قرآن امنیت اجتماعی از نعمت های بزرگ خداوند به هر جامعه ای است و جامعه ای که از چنین نعمتی برخوردار است باید همواره شکرگزار خداوند باشد که از چنین خیر بزرگی برخوردار است (نحل آیه ۱۱۲) اهمیت و ارزش امنیت اجتماعی است که حضرت ابراهیم(ع) را وادار می سازد تا برای ایجاد چنین امنیتی در مکه حتی برای غیراهل ایمان، دعا کند. (بقره آیه ۱۲۶)

در همین راستا می توان به مطلوب بودن امنیت اجتماعی در جوامع اشاره کرد که حضرت یوسف(ع) در هنگام پناه دادن خانواده خویش در مصر به آنان یادآور می شود که اگر وارد مصر شوید ان شاء الله درامنیت قرار خواهید گرفت. (یوسف آیه ۹۹)

اصولاً آن چه دغدغه اصلی حضرت یعقوب(ع) و حضرت یوسف(ع) بوده، مشکل امنیت انسانی است که شامل همه انواع و اقسام امنیت (مائده آیه ۲ و قصص آیه ۵۷ و عنکبوت آیه ۶۷ و آیات دیگر) بوده که امنیت اجتماعی دردرجه نخست اولویت قرار دارد. از این رو حضرت یوسف(ع) امنیت آل یعقوب(ع) را در مصر تضمین می کند.

خداوند در آیات ۹۴ تا ۹۸ سوره کهف امنیت اجتماعی را تبلور رحمت و مظهر مهر الهی دانسته است. بنابراین هر جامعه ای که از امنیت انسانی برخوردار نباشد از رحمت و مهر الهی دورافتاده و از سلامت برخوردار نیست.

هرگونه ناامنی راه ها (اعراف آیات ۸۵ و ۸۶) و محیط (آل عمران آیات ۹۶ و ۹۷ و بقره آیه ۱۹۱) می تواند امنیت روانی جامعه را مختل کند که نتیجه ای جز فروپاشی درونی جامعه نخواهد داشت.

اهمیت بسیار اساسی امنیت انسانی در جوامع، چنان است که دشمنان، بیشترین هزینه را در این بخش می کنند؛ زیرا فقدان هرگونه ناامنی می تواند موقعیت های چشم گیری را نصیب آنان کند.

برای دست یابی به امنیت افزون بر توحید و ایمان خالص (انعام آیه ۸۱ و ۸۲) باید با هرگونه فسادانگیزان و آشوبگرانی که سلامت جامعه ایمانی را در معرض خطر قرار می دهند مبارزه و آنان را سرکوب کرد (مائده آیه ۳۳) و با تقویت عده و عده نظامی و بنیه دفاعی کشور (انفال آیه ۶۰) و جهاد در راه خدا (نساء آیه ۸۴) مرزهای بیرونی راتقویت کرد و با مبارزه باعلل و عوامل آسیب زا به اعتماد اجتماعی چون افشاگری و شایعه پراکنی، غیبت، چک بی محل کشیدن، پیمان شکنی و زیرقول و قرارهای شفاهی زدن و مانند آن، ضریب امنیت روحی و روانی جامعه را افزایش داد.

عوامل تهدید امنیت روانی جامعه

جامعه همانند انسان نیازمند امنیت کامل و جامع است. همان گونه که انسان در یک امنیت جامع انسانی می تواند احساس این را در خود بیابد که از امنیت روانی برخوردار می باشد ، هر جامعه ای در صورتی احساس امنیت روانی می کند که همه انواع امنیت را احساس کند و تهدیدی متوجه هیچ یک از امنیت های وی نباشد.

به سخن دیگر، امنیت روانی هر جامعه ای به تحقق امنیت همه جانبه و جامع و کامل بستگی دارد و هر تهدید و یا احساس تهدید و خطری می تواند امنیت روانی جامعه را مختل و یا با بحران مواجه کند. این گونه است که تهدید غذایی و احساس ناامنی در این حوزه همانند تهدیدات نظامی در روحیه انسانی تاثیرگذار بوده و جامعه را با فقدان امنیت روانی مواجه می سازد.

انسان ها هر چند نسبت به یک دیگر متفاوت می باشند ولی همگی در برخی از امور مشترک هستند. از این روست که انگیزه و یا دغدغه های مشترکی دارند و همگان به اسباب و علل درونی و بیرونی دغدغه های خویش را اولویت بندی می کنند. برخی از دغدغه های بشری چون امنیت غذایی ( ترس از گرسنگی و تشنگی) ، امنیت جانی، عرضی و مالی در مرتبه متقدم تری است. با این همه دیده می شود که برای برخی از جوامع بشری امنیت دینی و آزادی های مذهبی از ارزش و اعتبار بیش تری برخوردار می باشد. از این روست که ملت وجامعه ای همه چیز خویش را در دفاع از عقیده و ارزش های معنوی خویش می دهد و برای وی امنیت معنوی و عقیدتی مهم تر و اساسی تر است.

بر اساس معیارهای غربی امنیت غذایی در درجه نخست از اهمیت است چنان که امنیت های جانی و مالی در درجه های بعدتر قرار می گیرد و امنیت های معنوی در درجه آخر و پایین تر قرار داده می شود. روان شناسی امروز ایران و جهان بر این پایه شکل گرفته و قوام یافته است. اما اگر به فرهنگ اسلامی مراجعه شود دیده می شود که از نظر مومنان که جامعه واحد عقیدتی به نام امت را پدید می آورند، دغدغه نخست ایشان معنویت و امنیت روحی و روانی است. این گونه است که همه چیز از جمله مال و جان را در راه کسب آن فدا می کنند و امنیت روانی و معنوی را بر هر چیزی مقدم می شمارند.

بر این اساس امنیت اجتماعی برای ایشان معنا و مفهوم دیگری می یابد. البته این بدان معنا نیست که مولفه های امنیت در جوامع متفاوت و یا متضاد باشد؛ بلکه به این معناست که در ارزش گذاری و اولویت بندی نمی توان همه جوامع انسانی را همانند یافت و تفاوت های اساسی و ماهوی میان جوامع از نظر ارزش گذاری وجود دارد.

نکته دیگر آن که علل و عوامل تهدیدی هر جامعه با توجه به شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی و امور دیگر، متفاوت است و نمی توان آن را یکسان بر شمرد. با این همه می توان به دور از شرایط و مقتضیات به وحدت علل و عوامل نیز قایل شد. به این معنا که به دور از شرایط و مقتضیات هر جامعه ، به سبب اشتراکات انسانی و فرهنگی، نوعی اتحاد در کلیت علل و عوامل ایجاد و زوال امنیت انسانی وجود دارد که می بایست بدان ها پرداخته شود.

در این جا به عنوان نمونه به برخی از علل و عوامل بحران زا در این حوزه پرداخته می شود. از جمله می توان بی اعتمادی اجتماعی به عنوان یکی از علل و عوامل زوال امنیت روانی جامعه اشاره کرد.

انسان ها در یک فضای تعامل در کنار اجتماع را ایجاد و حفظ می کنند. هر چیزی که این تعامل اعتدالی را تهدید کند به معنای تهدید اجتماع تلقی می شود. اگر افراد و اشخاص برای پاسخ گویی به نیازهای فردی و جمعی خویش به سوی یک دیگر گرایش می یابند و در یک فضای متعادل به داد و ستد در همه حوزه ها و بده و بستان می پردازند، هر گونه حرکت و یا عاملی که به این فضای اعتماد ضربه وارد سازد می تواند به عنوان عامل بحران شناسایی و ردگیری شود؛ زیرا بنیاد اجتماع بر اساس اعتماد به یک دیگر بنا می شود و آدمی بر اساس قول و قرارهای شفاهی و کتبی به زندگی در کنار هم و تبادل امور می پردازند.

اگر به برخی از عللی که در قرآن به عنوان عوامل سلب آرامش توجه شود به خوبی روشن می شود که چگونه قرآن ارتباط تنگاتنگی میان امنیت و اعتماد برقرار کرده است. به عنوان نمونه به مساله آدم ربایی در جامعه اشاره می کند و می گوید که یکی از علل سلب آرامش و امنیت فردی و اجتماعی ،‌ آدم ربایی است. اگر انسان در جامعه ای زندگی کند که احتمال ربایش وی وجود داشته باشد و نتواند در خانه و خیابان و یا حتی جنگل و بیابان آن در آرامش زیست کند ، نمی توان امید به وجود اجتماعی داشت. اعتماد به دیگری در عدم تعرض به وی است که وی را مطمئن و آرام می سازد که در یک جامعه با آرامش و امنیت زندگی کند. بنابراین هر گونه احساس خطر و بی اعتمادی نسبت به دیگری و احتمال ربایش موجب می شود که بی اعتمادی در جامعه و نیز فقدان آرامش و امنیت پدید آید و جامعه از درون دچار بحران و فروپاشی شود.

آیات ۲۶ سوره انفال و ۵۷ سوره قصص و نیز ۶۷ سوره عنکبوت به آدم ربایی به عنوان عامل سلب آرامش و نگرانی آور توجه می دهد و تحلیل می کند که چگونه انسان در چنین فضای بی اعتمادی نمی تواند زندگی کند.

خداوند در آیات دیگر نیز به مساله عدم ربایش به عنوان یکی از نشانه های جامعه سالم و پاک اشاره می کند که این خود گواه و شاهدی بر این مطلب است که چگونه اعتماد به دیگری می تواند جامعه ای را به سوی سلامت کامل سوق دهد.

از دیگر مسایلی که قرآن در این حوزه بدان اشاره می کند اعتماد و اطمینان به دیگری در حوزه اخبار و اطلاعات است. بسیاری از مردم به عنوان درد دل و تخلیه فشارهای مختلف روحی، سخنان و اطلاعاتی را در اختیار دیگری قرار می دهند که ریشه در اعتماد به دیگری دارد. از این رو هر گونه افشای اخبار و اطلاعاتی که فرد به سبب اطمینان خاطرو اعتماد به دیگری در اختیار وی گذاشته است می تواند عامل بحران بی اعتمادی اجتماعی و فروپاشی آن شود. قرآن با توجه به آسیب های جدی که افشای اسرار خصوصی و شخصی به اعتماد اجتماعی و عمومی وارد می سازد در آیات بسیاری پخش هر گونه مساله خصوصی را به عنوان پخش سر و راز و افشاگری زشت شمرده و از آن باز داشته است. تاکید بر حرمت غیبت از آن روست که شخص با توجه به تعاملات خاص اطلاعاتی از رفتار و گفتار دیگری به دست می آورد که پخش آن می تواند به بی اعتمادی اجتماعی دامن زند.

در حوزه عمل اجتماعی نیز پخش هر گونه اخبار و اطلاعات نادرست و ارزیابی نشده که زمینه نفوذ دشمنان انسانیت از شیطان های جنی و انسی را سبب می شود و موجبات بی اعتمادی را فراهم می آورد به عنوان گناه و جرم تلقی شده و به شدت از آن نهی شده است.(نساء آیه ۸۳)

در همین راستا ، نسبت به شایعه پراکنی و دامن زدن به آن هشدار داده شده است و از مردمان خواسته شده تا در برخورد با مسایل به گونه ای عمل کنند که به بی اعتمادی اجتماعی دامن زده نشود و امنیت روحی و روانی جامعه را با خطر مواجه نسازد(احزاب آیه ۶۰)

از نظر قرآن امنیت اجتماعی از نعمت های بزرگ خداوند به هر جامعه ای است و جامعه ای که از چنین نعمتی برخوردار می باشد می بایست هماره شکرگزار و سپاسگزار خداوند باشد که از چنین خیر بزرگی برخوردار می باشد (نحل آیه ۱۱۲) اهمیت و ارزش امنیت اجتماعی بوده است که حضرت ابراهیم (ع) را وادار می سازد تا برای ایجاد امنیت اجتماعی در مکه حتی برای غیر اهل ایمان ، دعا و نمایش کند(بقره آیه ۱۲۶)

در همین راستا می توان به مطلوب بودن امنیت اجتماعی در جوامع اشاره کرد که حضرت یوسف (ع) در هنگام پناه دادن خانواده خویش در مصر به آنان یادآور می شود که اگر وارد مصر شوید ان شاء الله در امنیت قرار خواهید گرفت. ( یوسف آیه ۹۹)

به نظر می رسد که آن چه دغدغه اصلی حضرت یعقوب (ع) و حضرت یوسف (ع) بوده، مشکل امنیت انسانی است که شامل همه انواع و اقسام امنیت (مائده آیه ۲ و قصص آیه ۵۷ و عنکبوت آیه ۶۷ و آیات دیگر) بوده که امنیت اجتماعی در درجه نخست اولویت است. از این روست که حضرت یوسف (ع) امنیت آل یعقوب (ع) را در مصر تضمین می کند.

خداوند در آیات ۹۴ تا ۹۸ سوره کهف امنیت اجتماعی را تبلور رحمت و مظهر مهر الهی دانسته است. بنابراین هر جامعه ای که از امنیت انسانی برخوردار نباشد می توان گفت که از رحمت و مهر الهی دور افتاده و از سلامت برخوردار نمی باشد.

هر گونه ناامنی راه ها(اعراف آیات ۸۵ و ۸۶) و محیط ( آل عمران آیات ۹۶ و ۹۷ و بقره آیه ۱۹۱) می تواند امنیت روانی جامعه را مختل کند که نتیجه ای جز فروپاشی درونی جامعه نخواهد داشت.

اهمیت بسیار اساسی امنیت انسانی در جوامع چنان است که دشمنان بیشترین هزینه را در این بخش می کنند ؛ زیرا فقدان هر گونه ناامنی می تواند موفقیت های چشم گیری را نصیب دشمنان نماید.

برای دست یابی به امنیت می بایست افزون بر توحید و ایمان خالص (انعام آیه ۸۱ و ۸۲) با هر گونه فسادانگیزان و آشوبگرانی که سلامت جامعه ایمانی را در معرض خطر قرار می دهند مبارزه و آنان را سرکوب کرد( مائده آیه ۳۳) و با تقویت عده و عده نظامی و بنیه دفاعی کشور (انفال آیه ۶۰) و جهاد در راه خدا (نساء‌آیه ۸۴) مرزهای بیرونی را تقویت کرد و با مبارزه با علل و عوامل آسیب زا به اعتماد اجتماعی چون افشاگیری و شایعه پراکنی ، غیبت ، چک بی محل کشیدن ، پیمان شکنی و زیر قول و قرارهای شفاهی زدن و مانند آن، ضریب امنیت روحی و روانی جامعه را افزایش داد.

مفهوم شناسی امنیت اجتماعی


برای امنیت اجتماعی معانی متفاوتی بیان شده است. با این همه در یک تعریف کوتاه و جامع ، امنیت اجتماعی را می‌توان به عنوان ایمنی خاص مردم تعبیر کرد.

این مفهوم دو وجه قابل تفکیک دارد. در یک وجه امنیت اجتماعی در قالب ایمنی خاطر یک شهروند به عنوان نماینده (representative) تمامی مردم مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این بررسی امنیت اجتماعی یک جامعه (یک کشور، یک شهر و یا یک محله) بر اساس میزان رضایتمندی satisfaction)) و آرامش خاطر یک عضو نمونه آن جامعه بررسی و ارزیابی می‌شود. در این نوع مطالعه، جامعه مجموعه‌ای همگنhomogenous) ) تلقی شده و از تفاوت‌ها، نابرابری‌ها و ناهمگنی های(heterogeneity) درون جامعه صرفنظر می‌شود.

وجه دوم امنیت اجتماعی به تعامل((interaction افراد جامعه با یکدیگر نظر دارد. در این بعد، رابطه مردم یک جامعه با دولت، نهادها(institutions ) و مردم دیگر جوامع مدنظر می‌باشد.

اما به صورت اجمال می توان امنیت اجتماعی را چنین تعریف کرد: "امنیت اجتماعی توانائی جامعه برای حفظ هویت، منافع و ویژگی های اساسی خود در برابر شرایط متحول و تهدیدات و نیز توانائی ارتقای وضعیت اجتماعی به سمت ارزش ها و آرمانهای جامعه است"

امنیت اجتماعی  (Societal Security)

امنیّت که حاصل و اسم مصدراست، از واژه «أمن» گرفته شده است. «أمن» ضدّ ترس و به گفته برخى نقیض آن است.(لسان العرب ؛ ابن منظور؛ ذیل واژه امن) بنابراین امنیّت به معنای آرامش و نبود ترس و وحشت می باشد.

امنیت اجتماعی هر چند در زیر مجموعه مفهوم گسترده ای به عنوان امنیت انسانی قرار می گیرد، ولی به عللی می توان گفت به معنا و مفهوم امنیت انسانی است؛ زیرا امنیت اجتماعی زمانی تحقق می یابد که همه مجموعه امنیت انسانی تحقق یابد. امنیت انسانی شامل امنیت روانی فردی و اجتماعی و امنیت ملی و بین المللی و اقتصادی و سیاسی و نظامی و امور دیگری می شود. بر این اساس نمی توان امنیت اجتماعی را در محدوده امنیت اقتصادی و یا نظامی و یا روانی و مانند آن خلاصه کرد.

به سخن دیگر، همان گونه که انسان موجودی پیچیده و شگرفی است ، امنیت وی نیز از پیچیدگی خاص و شگرفی برخوردار می باشد. این مساله به ویژه در بخش امنیت روانی خود را بیش از پیش نشان می دهد؛ زیرا روان آدمی تحت تاثیر همه علل و عوامل درونی و بیرونی واکنش نشان می دهد. از این روست که در بهداشت و سلامت روانی شخص و یا اجتماع می بایست به همه علل و عوامل توجه و اهتمام خاص شود.

امنیت واژه‌ای پیچیده و به لحاظ کاربرد از گستردگی وسیعی برخوردار است. از درونی ترین افکار و احساسات بشری گرفته تا مهمترین مسائل بین دولت ها دربرگیرنده مفهوم امنیت است. فرهنگ لغت آکسفورد امنیت (security) را چنین معنا می کند "رهایی از نگرانی‌ها و ایمنی در مقابل خطرات و هم چنین معیارهایی قراردادی برای تضمین ایمنی یک کشور، شخص یا چیزی که از ارزشی برخوردار است. در همین راستا ، فرهنگ معین امنیت را " ایمن شدن، بی بیمی و در امان بودن" معنا کرده است.

ازآن هنگام که انسان برای بقا و تامین معاش خود با وسایل ابتدایی و دست ساز به مقابله با عوامل طبیعی پرداخت تا اکنون که به دنبال عصر صنعتی شدن، سرعت و فن آوری رویای برتری بر همنوعان و جهان پیرامون خود را از طریق وسایل پیشرفته نظامی و اتمی در سر می پروراند، امنیت چه در بعد روانی آن و چه در بعد فیزیکی همواره یکی از دغدغه های همیشگی او بوده است.

حوادث پس از جنگ سرد، فروپاشی کمونیسم و جنگ جهانی دوم و غالب شدن ادبیات و رویکرد آمریکایی در حوزه علوم سیاسی و استراتژیک جهان، مفهوم امنیت ملی (National Security) را در ادبیات سیاسی اکثر کشورهای جهان وارد کرد.

متناسب با پیچیده تر شدن روابط اجتماعی در عصر مدرنیته و خارج شدن این روابط از حالت های ساده اولیه که جنبه فیزیکی و محسوس داشت، عوامل پنهان و غیر فیزیکی امنیت در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند. به همین دلیل مقوله امنیت اجتماعی که مهمترین مولفه تشکیل دهنده امنیت ملی است در سالهای اخیر در سطح ملی و بین المللی مورد توجه جدی قرار گرفته است. نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که روز به روز از اهمیت وجوه سخت افزاری امنیت کاسته می شود و بر وجوه نرم افزاری آن افزوده می گردد. به این مفهوم که اگر در گذشته عوامل اجرایی و فیزیکی امنیت مانند پلیس، قاضی، اسلحه، حفاظت فیزیکی و…. بیشترین اهمیت را در تامین امنیت داشتند امروزه علاوه بر تمام این عوامل وجوه نرم افزاری از قبیل مشروعیت نظام سیاسی، یکپارچگی اجتماعی، توان تصمیم سازی و تصمیم گیری، مدیریت قوی اقتصادی و توسعه، امور فرهنگی، اطلاعاتی…… حرف اول را در مباحث امنیتی می زنند. امروزه سیاستمداران و نظریه پردازان دریافته اند که تضمین امنیت ملی یک کشور که عمدتا ناظر بر امنیت سیستم حکومتی و کارکرد درست نهادهای "دفاعی – امنیتی" در کشور است در گرو فراهم آوردن امنیت اجتماعی است که عمدتا ناظر بر امنیت مردم است و به هر میزان که این مولفه در میان سایر مولفه ها نقش بیشتری داشته باشد، امنیت ملی پایدارتر، کم هزینه تر و بالنده تر خواهد بود.

سخن گفتن از امنیت انسانی نمی تواند در یک مجموعه بسته و با متغیراتی ثابت انجام پذیرد و آن را یک مجموعه بسته آزمایشگاهی محدود ساخته و به تحلیل داده ها پرداخت. از این روست که درک و فهم و نیز تحلیل رفتارهای فردی و اجتماعی شخص و یا جامعه بسیار سخت و دشوار است؛ زیرا هر متغیری می تواند آثار شگرفی در حالات انسان و یا جوامع انسانی پدید آورد که گاه به نظر غیر قابل پیش بینی است. در یک کلام انسان موجودی غیر قابل پیش بینی است و هر متغیری می تواند در شرایط متغیر انسانی واکنش های متفاوت و حالات گوناگونی را در انسان بر انگیزد.

با این همه به نظر می رسد که برخی از علل و عوامل به عنوان متغیرات اساسی تر قابل شناسایی و ردگیری می باشد. این مساله موجب می شود تا بتوان گامی بزرگ به جلو در فهم مفهوم امنیت انسانی و علل و عوامل آن برداشت. همین مساله نیز خود مهم ترین دلیل و انگیزه برای شناسایی و ردگیری علل و عوامل ایجادی امنیت انسانی شده است و قرآن نیز بر اساس همین مساله است که به تحلیل و تبیین آن ها پرداخته است.

امنیت اجتماعی  (Societal Security)

به نظر می‌رسد پس از اینکه امنیت فردی مورد شناسایی قرار گرفت، افراد برای تحقق و تحکیم امنیت و جایگاه خود ناگزیر از عضویت در اجتماعات یا گروههای مختلف اجتماعی هستند. این سطح از امنیت تحت عنوان امنیت اجتماعی  (Societal Security) مورد توجه و بحث قرار می‌گیرد. امنیت اجتماعی، نوع و سطحی از احساس اطمینان خاطر است که جامعه و گروه در آن نقش اساسی دارد.
 
تفاوت امنیت اجتماعی و تامین اجتماعی
در مقابل مفهوم امنیت اجتماعی که ناظر بر تدارک سلامت افراد جامعه در مقابل اقدامات خشونت آمیز و رفع دغدغه‌های ذهنی (احساس عدم امنیت) شهروندان است، مفهوم تامین اجتماعی((Social Security فقط به نگرانی‌ها و معضلات جامعه در موارد و مواقع خاص می‌پردازد. 
بنابراین ناامنی اجتماعی موردنظر این پژوهش عبارت است از مجموعه حرکت های عمدی و تحولات عادی که اطمینان خاطر افراد و انسجام گروه های اجتماعی را مخدوش می‌سازند.
براساس چهار مولفه مذکور می‌توان تصریح نمود که امنیت اجتماعی مفهومی کاملاً متمایز از تامین اجتماعی می‌باشد. مرجع تامین اجتماعی فقط بخشی از افراد جامعه است در حالیکه امنیت اجتماعی، کلیت جامعه را مد نظر دارد که در قالب گروههای مختلف اجتماعی خود نمایی می کنند.
 
تفاوت امنیت انسانی و امنیت اجتماعی
در مفهوم امنیت انسانی بر مرجعیت فرد تاکید می‌شود و عنصر اساسی مورد نظر در این مفهوم، فرد است نه گروه و حتی جامعه.
 
تفاوت امنیت اجتماعی و امنیت ملی
امنیت ملی و امنیت دولت لزوماً به معنای امنیت جامعه نیست.
با وجود همپوشانی معنایی بین امنیت ملی، امنیت اجتماعی و امنیت فردی، باید توجه داشت که مرجع آن سه مفهوم متفاوتند؛ بدین مضمون که مرجع اصلی امنیت ملی، دولت و حاکمیت ملی است، مرجع امنیت اجتماعی، جامعه است و مرجع امنیت فردی عبارت است یکایک شهروندان. در امنیت اجتماعی بر احساس امنیت گروه های اجتماعی، معیار سنجش، سطح امنیت است.
 
اگر جمعیت تشکیل‌دهنده یک کشور نسبت به ارزشهای حیاتی مانند تمامیت ارضی و رژیم سیاسی احساس تعلق کرده و در احیاء و ارتقای هویت ملی بکوشند، انسجام اجتماعی وجود دارد. اما اگر گروههای مختلف جامعه، اطمینان خاطر خود نسبت به سلامت جامعه را از دست بدهند و  با تکیه بر وجوه تمایز مذهبی، دینی و قومی، در مشروعیت ارزش‌های حیاتی تردید کنند، آنگاه نظام اجتماعی جامعه از هم گسیخته می‌شود و زمینه برای جنگ داخلی، مداخله خارجی، بی اعتمادی و امنیتی شدن مسائل عادی مهیا می‌شود.
 
امنیت اجتماعی به معنای تمهید فضا و ابزارهای لازم برای ابراز وجود و طرح نظر گروه های مختلف اجتماعی از قبیل زنان، جوانان، اقوام و اقلیت‏ها، هنگامی موثر و مطرح است که به عنوان یک امر گریزناپذیر یا یک ارزش پذیرفته شود.
امنیت اجتماعی مورد نظر، اطمینان خاطر جامعه در قبال تحولات عادی و تحرکات عمدی معطوف به سلامت و هویت خود است. همانگونه که دیده می شود در این تعریف، هویت گروهی فقط یکی از منابع نگرانی جامعه است.
 
غالب اندیشمندان غربی – از جمله اندیشمندان مکتب کپنهاگ – موضوع یا مرجع اصلی امنیت اجتماعی، را ارزش های سنتی و از پیش موجودِ (Primordial) گروه های اجتماعی می‏دانند (ویور: 1993، 10). این ارزش های سنتی مانند عقاید دینی، زبان و نوع پوشاک، در مجموع "هویت" گروه های مختلف را تشکیل می‏دهند. از این منظر، تصریح می‏شود که دولت، یگانه مرجع امنیت نیست، چه بسا هیچ تهدیدی تشکیلات دولتی و رسمی را تهدید نکند، اما در عین حال گروه های مختلف جامعه از هم گسیخته شوند و جلوه‏هایی از نارضایتی در قالب اعتراض، اعتیاد، بی‏اعتمادی، جنایت های سازمان یافته و یا موردی پشتوانه اجتماعی دولت را فرسوده ‏کنند. برخورداری از اهمیت برابر (با دولت) یکی از مسائل مورد تاکید در امنیت اجتماعی (نزد اندیشمندان غربی) است. بر این اساس، نابرابری باید تا حدی وجود داشته باشد که به نفع محروم ترین گروه های جامعه باشد و آزادی نباید به حدی برسد که برابری را فقط کانون های ثروت (سرمایه گذاران)، قدرت (حکام) و ایدئولوژی (کلیسا) تعریف کنند. 
 
آخرین نکته در گفتمان غربی امنیت اجتماعی، (علاوه بر برابری خواهی، اصالت هویت و ذهنی بودن بسیاری از دغدغه ها) ماهیت نسبی (Relational) ارزش های اساسی گروه ها است. بدین مضمون که ارز شهای اساسی یک گروه در یک کشور متفاوت از ارزش های اساسی یک گروه در کشور دیگر شمرده می شود. ممکن است گروهی نسبت به اعتقادات دینی و گروهی دیگر نسبت به زبان خود حساسیت فوق‏العاده‏ای داشته باشد. این نکته را نباید فراموش کرد که در برداشت غربیان از امنیت اجتماعی، تحدید یا گسترش ارزش های حیاتیِ متعلق به گروه های خاص در جامعه، ربط وثیقی با معادلات قدرت در سطح منطقه و نظام بین‏الملل دارد.
 
طی دوران جنگ سرد (1990 – 1945) بین دولت (State) و جامعه (Society) وجه فارقی وجود داشت و اساساً، این دولت بود که هم تهدید می‏کرد و هم تهدید می‏شد. اما طی دو دهه اخیر با دگرگونی غیرقابل انکار وزن و رابطه جامعه – دولت و توانمند شدن زایدالوصف جوامع در قبال دولت‏ها، امنیت جامعه (Community Security) اعتبار شایانی یافته و حتی مقوله مستقل و جدیدی به نام «امنیت اجتماعی» پدیدار شده است. نکته دیگر اینکه، مفهوم رضایت اجتماعی نه تنها خاستگاه و پایگاه اجتماعی امنیت را برجسته ساخته، بلکه درجه قوت دولت ها هم به مشروعیت سیاسی و آنها بستگی یافته است. نارضایتی شهروندان، خود به خود نوعی آسیب پذیری درونی است که زمینه تهدید از بیرون را  مهیا می‏سازد.
 
ویور در رساله دکتری خود عنوان کرد که امنیت اجتماعی عبارت است از توانایی گروه های مختلف صنفی، قومی، ملی، جنسی و ... در حفظ و هویت یا ارزش های سنتی و ازلی خود. تعریف ویور مشخصاً برداشت غربی و یا اروپایی امنیت اجتماعی را منعکس می سازد.
 
همانطور که در امنیت ملی، دولت مرجع امنیت به شمار می‏آید و در امنیت فردی، فرد به عنوان مرجع امنیت  تلقی می شود در امنیت اجتماعی، مرجع امنیت گروه است.
بر این اساس در گفتمان غربی و به ویژه اروپایی مهمترین مساله «امنیت اجتماعی» بقای هویت گروهی است. به عبارت دیگر در جهان جدید، گروه ها تمایل ندارند هویت یا مایی(we-ness) خود را در هویت یا ماهای دیگر هضم کنند بلکه به واسطه دسترسی به امکاناتی که پیش از این در انحصار دولت بود (مانند اطلاعات)، می‏خواهند از حالت من منفعل (Me)  به صورت من فعال (I)  درآمده و هستی و بالندگی خود را تثبیت کنند.
با تغییر کانون توجه مباحث امنیتی از کشورهای غربی به کشورهای جهان سوم، به نظر می‏رسد که این تعریف، برخاسته از مسائل جهان سوم نیست و  دشواری های پیش‏روی جهان سوم قدری متفاوت و در عین حال پیچیده‏تر است.
 
یزید سایق در کنار دانشمندانی چون محمد ایوب و باری بوزان معتقد است که دولتهای جهان سوم برخلاف کشورهای پیشرفته غربی معضلات امنیتی حادی دارند، در این کشورها «آنچه در معرض خطر است تبار یک گروه یا حکومت خاص نیست بلکه بقای کشور است یعنی موجودیتی که تجلی کنش متقابل مردم، سرزمین و قدرت می‏باشد...
بوزان، محمد ایوب و یزید سایق، ادبیات مربوط به مکتب رئالیسم را خاص غرب می‏دانند و تعمیم بی حساب و کتاب آن به کشورهای جهان سوم را ناروا می‏شمارند. از این منظر، انباشت، حفظ و گسترش قدرت نظامی علاج همه مشکلات امنیتی جهان سوم نمی‏باشد و بسیاری از معضلات امنیتی کشورهای جهان سوم به لایه‏هایی چون خانواده، گروه، ساختار سنی، جنسی، نسلی و مشروعیت حکومت کنندگان و پاک بودن نیروهای دولتی مربوط است. از دید اینان کشورهای جهان سوم به قدری پیچیده و در مقابل تهدیدات آسیب پذیرند که محقق باید به طیفی از مسائل گوناگون نظر داشته باشد. کشورهای جهان سوم غالباً برای سال های متمادی تحت استعمار و سلطه کشورهای قدرتمند غربی بوده و تجربه‏ زیادی در استعمارستیزی و کسب استقلال ملی دارند. در نیمه دوم قرن بیستم کسانی سکان هدایت جهان سوم را بدست گرفتند که مبارز و ضداستعمار بودند و احتمالاً مورد تعقیب و تهدید استعمارگران بودند. این تجربه، استقلال را به متاعی ارزنده و مفهومی مقدس در قاموس رهبران جهان سومی تبدیل کرده است. درک مستقیم استعمار و چشیدن رنج های ناشی از وابستگی سبب شده تا بسیاری از رهبران نهضت‏های آزادیبخش، تمام توجه خود را به دفاع در مقابل هجوم مجدد استعمار معطوف کرده و چشمان خود را به فشارهای اعمال شده بر اقشار، اقوام و افراد مختلف جامعه ببندند. توجه بیش از حد به استقلال ملی موجب نحیف شدن امنیت اجتماعی در کشورهای جهان سوم گردیده است. دولت های پرقدرت جهان سوم بیش از هر چیز در صدد جذب سرباز، جهت جنگیدن در بحران ها برآمدند، نیروهای نظامی – امنیتی را بر نیروهای اجتماعی مقدم شمردند، هرگونه مخالفت با قدرت دولت را خیانتی به آرمان استقلال تلقی کردند، کشور را به سنگری بزرگ برای مقاومت در قبال تجاوز خارجی تبدیل کردند و توجه خاصی به پایه های اجتماعی قدرت و دغدغه های جامعه نکردند. همه این باورها و پنداشته‏ها باعث شد تا دولت به عنوان یگانه و مهمترین بازیگر عرصه قدرت، وجه اجتماعی امنیت و به طور کلی آسیب‏پذیری داخلی در تولید خطر را، نادیده بگیرد.
 
گروه های اجتماعی – یعنی مهمترین هواداران تغییر یا تثبیت وضع موجود. بحران های جاری در کشورهایی چون اوکراین، لبنان، عراق و افغانستان و نیز امریکا ستیزی پنهان که در آسیا و سایر قاره‏ها ریشه دوانده، نتیجه بی‏توجهی به بافت گرو ههای اجتماعی است، گروههایی که ارزش های سیاسی را تعریف می‏کنند و نسبت به گذشته نقش برجسته‏ای در تعریف و اجرای سیاست های دولت ها پیدا کرده‏اند. بسیاری از کشورهای جهان سوم شاهد حجم عظیمی از ناامنی اجتماعی مانند حذف هویت‏ها، بی‏اعتمادی، اعتیاد، ابتلاء به بیماری های خطرناک و کشنده، باندهای تخریب و کشتار و دزدی و مواردی از این دست می‏باشند. آمارها نشان می‏دهند که کشورهای جهان سوم با دشواری های قابل توجهی در شناسایی، ایجاد و توسعه امنیت اجتماعی مواجه هستند. هرچند بسیاری از این ناامنی‏ها حاصل شکل‏بندی جامعه شناختی و تاریخی ساکنان این کشورها است، اما با این حال به نظر می‏رسد ورود به عرصه جدید مناسبات جهانی و برخورداری از تکنولوژی های پیشرفته سبب کاهش کنترل های اجتماعی دولت شده و نوع، میزان و اثرگذاری آسیب‏ها و ناامنی‏های اجتماعی بیشتر شده است. هرچند بسیاری از این ناامنی‏ها حاصل شکل‏بندی جامعه شناختی و تاریخی ساکنان این کشورها است، اما با این حال به نظر می‏رسد ورود به عرصه جدید مناسبات جهانی و برخورداری از تکنولوژی های پیشرفته سبب کاهش کنترل های اجتماعی دولت شده و نوع، میزان و اثرگذاری آسیب‏ها و ناامنی‏های اجتماعی بیشتر شده است. گسیختگی از کانون های کنترل سنتی (مانند سست شدن کنترل والدین بر فرزندان) و افزایش چشمگیر رسانه‏های آسان، ارزان و پرسرعت سبب شده‏اند تا کشورهای جهان سوم در کنار مجموعه‏ای از معضلات ملی، گرفتار دغدغه‏های اجتماعی هم بشوند. این دغدغه‏ها، همان گونه که گفته شد جامعه و به طور واضح  گروه های مختلف اجتماعی را هدف گرفته است. به عنوان مثال گروه زنان، گروه جوانان، گروه های قومی – مذهبی و یا گروه بازنشستگان و سالخوردگان در معرض آسیب‏های خطرناکی چون فریب، اسارت، اعتیاد، حذف، تحریف و محرومیت قرار دارند. با تغییر نقش و وزن گروه های مرجع و به طور کلی زوال رضایت باطنی (امید، عشق و تواضع)، رفتارهای خشن را در جوامع جهان سوم به مرز غیرقابل مهاری رسانده است. علاوه بر خشونت‏ها و کشمکش‏های آشکار، بیشتر کشورهای در حال توسعه به مکانی ناامن برای زندگی بدل گشته‏اند و علت کلیدی آن هم وجود فقر مزمن، نداشتن افق روشن (Vision) برای زندگی، تبعیض‏های گسترده بین ساکنان جامعه، آلودگی، رشد سریع جمعیت و کیفیت وخیم زندگی می‏باشد.
 
مطالعه معضلات فوق و مقایسه آن ها با معضلات جاری کشورهای پیشرفته غربی از تفاوت های اساسی در مسائل امنیتی غرب - جهان سوم خبر می‏دهند. این تفاوت علاوه بر سطح ملی در سطح اجتماعی هم به چشم می‏خورد. اصلی‏ترین معضل کشورهای جهان سوم نه پیری که جوانی جمعیت است. در غالب کشورهای جهان سوم بیش از نیمی از جمعیت زیر 32 سال سن دارند. این بافت جوان، نیازها و سیاستگذاری خاصی را ایجاب می‏کند. نیازهایی از قبیل اشتغال، تحصیل، تربیت بدنی، مهاجرت و مسافرت، تفریح مناسب، یادگیری اجتماعی و نیازهای متعدد دیگر، تبعات امنیتی غیرقابل کنترلی برای کشورهای جهان سوم دارند. اما سیاستگذاران جهان سومی معمولاً از فرصت و قدرت لازم برای پرداختن به این آسیب‏پذیری ها برخوردار نیستند و به واسطه سلطه درک رئالیستی و اولویت امنیت (وجودی) بر آینده نگری، اغلب دغدغه‏ها به حملات نظامی خارجی و براندازی خشن قدرت های رقیب معطوف است. مطالعه سیاستگذاری امنیت ملی در کشورهای غربی و جهان سوم و بررسی مقایسه ای آن دو، این نتیجه را بدست می دهد که موضوع امنیت اجتماعی در نزد آن دو، مجموعه متفاوتی است.
 
ریشه های ظهور و شیوه های بروزSocietal Security   
مفهوم  Societal Security (امنیت اجتماعی) برای اولین بار و به مفهوم فنی کلمه در سال 1993، توسط اندیشمندانی چون باری بوزان (Barry Buzan)، ال ویور (Ole Waever) و لمیتر (Lemaiter) تحت عنوان مکتب کپنهاگ مطرح گردید. انگیزه طرح این عبارت امواج تهدید آمیزی بود که «هویت گروهها» را در معرض خطر قرار داده بودند. بدین معنا که از یکسو با رشد فناوریهای نوین و مجتمع های صنعتی، هویت بعضی گروهها در هویت های مسلط هضم می شد (مانند غیر اقتصادی و در نتیجه نابود شدن آموزش فرهنگ و زبان اوکراینی در روسیه یا پر هزینه بودن آموزش و پژوهش به زبان کردی در ترکیه) و از سوی دیگر با گسترش مهاجرت از کشورهای فقیر و جهان سوم به کشورهای صنعتی و پیشرفته، نوعی آشفتگی و آنومی در تمایزهای هویتی پدیدار می گردید. (مانند اقامت و اشتغال سیاهپوستان آفریقایی تبار در فرانسه یا قاچاق کارگران به کشورهای اسکاندیناوی). بوزان و ویور و بعضی دیگر از محققان اروپایی در سال 1993 با تعریف Societal Security  به عنوان «دستور کاری جدید برای امنیت در اروپا» پیشگامان مبحثی در مطالعات راهبردی شدند که امروزه به موضوعی جذاب و مناقشه انگیز مبدل شده است. 
 
گفتنی است طرح مفهوم  Societal  به عنوان مبحثی امنیتی ( Security ) حاکی از وزن بالا و اهمیت والای آن مفهوم است. امنیتی دیدن (Securitization)  یک مفهوم یا وضعیت (Situation ) از اعتبار بسیار زیاد یک مفهوم یا وضعیت حکایت می کند. معمولاً موضوع عادی هنگامی امنیتی دیده می شود که یک یا چند مؤلفه از ارزشهای اساسی (Vital Values) در معرض تهدید یا آسیب پذیری قرار گرفته باشد. از این رو به خاطر اینکه موضوع  Societal Security، ارزشهای اساسی (که عبارتند از انسجام اجتماعی، تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی) را مورد مخاطره قرار می دهد و با آن ارزشها سرو کار می یابد، از اهمیتی فراگیر و مداوم برخوردار می باشد. 
در سال 1993 یعنی در پایان رقابت ایدئولوژیک شرق و غرب، مرکز ثقل رقابت از ایدئولوژی به تعلقات قومی و مذهبی سرایت کرد و  همزیستی اقوام مختلف و رابطه گروههای مذهبی، دینی و قومی با دولت به عنوان یک معضل مطرح گردید. فعالان قومی در نقش رهبران رهایی بخش از یکسو و دولتهای مرکزی که به مشارکت سیاسی شهروندان احتیاج مبرم داشتند، از سوی دیگر، خواسته و ناخواسته سبب تولید متون قابل توجهی در زمینه امنیت اجتماعی شدند. سطح تحلیل این مفهوم نه دولت بود و نه یکایک شهروندان، بلکه افراد متشکل در قالب گروه که دغدغه حفظ هستی و خصایص خود را داشتند اصلی‌ترین موضوع امنیت اجتماعی شدند و تلاش گسترده‌ای در پردازش این رهیافت بین رشته‌ای (Interdisciplinary approach) آغاز گردید. تاکید بر این نکته همچنان ضروری است که امنیت اجتماعی به معنای Societal آن، به‌هرحال خاستگاه غربی داشته است، اما این خاستگاه مانع از توجه محققان کشورهای جهان سوم به رهاوردهای آن نیست.   
به عقیده‌ بوزان، اگر امکانات مقابله بیش از امکانات تهدید باشد، امنیت حاصل است، اما اگر تراکم، حجم و شدت تهدید بیش از امکانات مقابله باشد، آن تهدید موجد ناامنی خواهد بود.
 
از نگاه علمای مکتب کپنهاگ هم، امنیت مطلق قابل تصوّر نیست و وجود درصدی از ناامنی و بحران، عامل بالندگی و پویایی حیات بشری است. منابع تهدید به تحرکات نظامی، تزلزل سیاسی، دغدغه اجتماعی، بی‌ثباتی اقتصادی و آلودگی زیست محیطی اطلاق می‌شود که شیوه‌ عمل آنها از طریق مولفه هایی چون مشخص بودن هویت، قریب‌الوقوع بودن، شدّت احتمال وقوع، عواقب احتمالی و پیشینه تاریخی آنها بررسی می‌شود.
 
تهدید اجتماعی: تهدید اجتماعی به هویت و ارزش‌های مورد احترام مربوط می‌شود و طی آن «ما» یی یک هویت توسط هویت دیگر مورد حمله واقع می‌گردد. این قبیل تهدیدات، در محدوده‌ داخل کشور اتفاق می‌افتد، اما اخیراً با گسترش فرآیند جهانی شدن، تهدید اجتماعی معنای بین کشوری و فراملّی را هم یافته است. موج فزاینده مهاجرت، مسافرت، تجارت، ارتباطات و هژمونی زبان انگلیسی باعث تلقی تهدید اجتماعی، به مثابه تهدید سیاسی و حتی تهدید امنیت ملّی، شده است. بر این اساس، هویت در کانون توجه مطالعات و بازیگران قرار می گیرد. ویور بر آن است که ایده‌ امنیت، ماهیت اجتماعی (Societal) داشته و در بستر جامعه ساخته و پرداخته می‌شود. تحلیل‌های امنیتی مناطق به شکل متفاوتی صورت می‌پذیرد و یکسان انگاری نظری و عملی به هیچ وجه روا نیست. نهایت اینکه هر مجموعه منطقه ای، فرمول ویژه خود را دارد. یک کشور را باید در کد منطقه‌ای خود قرار داد و امنیت-  ناامنی آن را مطالعه کرد. تجویز رویکرد امنیتی یکسان، برای مناطق مختلف، نتیجه‌بخش نیست.
 
محمد ایوب آسیب‌پذیری داخلی کشورهای جهان سوم را بیش از تهدیدات خارجی و امنیت سیاسی، و ثبات حکومتی را بیش از مؤلفه‌های زیست محیطی در امنیت پایدار سهیم می‌داند.
مکتب کپنهاگ به جای جامعه‌ پلیسی (Policing Society) از پلیس اجتماعی یا جامعه مسئول حمایت می‌کند.
تدارک مذاکره و حل مسالمت‌آمیز بحران، مهم ترین رویکرد و تجویز این مکتب است. مکتب کپنهاگ، به خصوص طی سال‌های اخیر، تلاش کرده تا از غلظت امنیتی مسائل کاسته و آن را به حوزه مدیریت سیاسی بکشاند. نهایت اینکه، خطر مورد نظر اندیشمندان مکتب کپنهاگ، در درجه اول نه تهدید خارجی که آسیب‌پذیری و شکنندگی داخلی است. بر این‌ اساس، مؤلفه‌هایی مانند انسجام و مدارای قومی، مشروعیت سیاسی، توانمندی اقتصادی در عرصه داخلی، مهم‌ترین عوامل ائتلاف و اقتدار بین‌المللی به شمار می‌آیند.
 
امنیت اجتماعی در ایران
پس از مرور و تبیین مفهوم و نظریه‌های امنیت اجتماعی، این پرسش قابل طرح است که آیا مضمون امنیت اجتماعی و اشکال بروز و ساماندهی آن در همه جوامع یکسان است؟ چگونه می‌توان ضمن استفاده از تجربه‌ها و یافته‌های جهانی، ملاحظات بومی را در طراحی و تفسیر امنیت اجتماعی دخیل نمود؟ فرض بر آن است که ریشه‌های بروز و شیوه‌های مدیریت امنیت اجتماعی در جوامع گوناگون، متفاوت است. این فرض را نظریه‌پردازان اولیه امنیت اجتماعی نیز می‌پذیرند.
 
ریشه روش شناختی تامل در معنای غربی امنیت اجتماعی به این پرسش مربوط است که آیا در ایران هم عدم اطمینان خاطر افراد و گروهها به دلیل احتمال زوال هویت ایرانی است؟ سهم و وزن دغدغه هویت در احساس ناامنی اجتماعی چقدر است؟ آیا مسائل دیگری وجود دارند که مسأله هویت خواهی را تحت الشعاع قرار می‌دهند؟ آیا می‌توان گفت که ایرانیان نسبت به هویت، هیچ دغدغه‌ای ندارند؟ 
 
به نظر می‌رسد هویت خواهی اولین اولویت مبحث امنیت اجتماعی (به تعریفی که گذشت) در ایران نیست. در پژوهشی که با عنوان «مسائل اجتماعی ایران» انجام گردیده است، گروهی از محققان علوم اجتماعی به استخراج عینی مسائل اجتماعی در ایران پرداخته‌اند. این گروه پژوهشی با تهیه پرسشنامه‌ای، مهمترین عوارض اجتماعی،‌اولویت و موضوعیت آنها را از عامه مردم، مسئولان و مطلعین جویا شده‌اند. مهمترین مسأله اجتماعی از دید سه گروه مذکور، صبغه اقتصادی دارند و به فقر و اشتغال مربوطند. در این تحقیق هویت‌خواهی مقام پنجم و افسردگی روانی آخرین مسأله اجتماعی ایرانیان ذکر شده است. (محمدی: 1383)
 
همانگونه که گذشت خاطرنشان ساختیم که امنیت اجتماعی عبارت است اطمینان خاطر افراد جامعه و نیز گروههای اجتماعی نسبت به موجودیت و انسجام خود در قبال تحرکات عمدی (مانند کوچاندن هوشمند یک قوم) و تحولات عادی(مانند زلزله یا گسست نسلی).
 بر اساس این تعریف، موضوع امنیت اجتماعی در ایران فقط گروه نیست بلکه فرد نیز به عنوان عضو گروه و مولفه‌ سازنده جامعه در شمول امنیت اجتماعی قرار می‌گیرد. همچنین افراد و گروهها، هم دغدغه موجودیت خود را دارند و هم نگران هویت و انسجام جمعی خود می‌باشند. 
 
عناصر اصلی امنیت اجتماعی در ایران با فرض نسبی بودن، تنوع، قابل کنترل بودن، تغییر و چند وجهی بودن مفهوم امنیت اجتماعی در ایران، مهمترین دغدغه‌های ایرانیان (در سطح فردی و گروهی) به ترتیب وزن و نقش موثر، عبارتند از:

  1. فقر اقتصادی
  2. اعتیاد
  3. خشونت خانوادگی
  4. فساد و فحشا
  5. بی‌اعتمادی
  6. هویت خواهی
  7. تبعیض
  8. نظام تأمین اجتماعی
  9. جنایات سازمان یافته
  10. مسائل زنان
  11. بیماریها و اختلالات روانی

امنیت اجتماعی و مولفه‌های آن مانند انسجام گروهی، نظم عمومی، سلامت و مهارت افراد، امید به زندگی و امنیت هویت، نقش مهمی در بقاء و بالندگی ملتها دارند.

نقش توسعه منابع انسانی در امنیت شغلی کارکنان

عنوان مقاله: نقش توسعه منابع انسانی در امنیت شغلی کارکنان

مولف/مترجم: دکتر ایرج سلطانی

موضوع: مدیریت منابع انسانی

سال انتشار(میلادی): 2000

وضعیت: تمام متن

منبع: ماهنامه تدبیر-سال یازدهم-شماره 105

تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت

چکیده:

در زندگی سازمانی امنیت شغلی ازجمله مسائلی است که کارکنان سازمانها را به خودمشغول می کند و بخشی از انرژی روانی وفکری سازمان صرف این مسئله می شود.درصورتی که کارکنان از این بابت به سطح مطلوبی از آسودگی خاطر دست یابند با فراغ بال توان وانرژی فکری و جسمی خود را دراختیار سازمان قرار می دهند و سازمان نیزکمتر دچار تنشهای انسانی می گردد، وقتی بحث امنیت شغلی می شود موضوع رسمی شدن وتضمین حقوق و مزایا در ذهن تداعی می شود درصورتی که در دنیای امروز امنیت شغلی درگرو رسمی شدن و استخدام مادام العمر نیست بلکه تواناسازی کارکنان محورامنیت شغلی است . بنابراین باتوجه به اهمیت تواناسازی کارکنان در ثبات و امنیت شغلی در این مقاله سعی بر آن است که مفهوم امنیت شغلی ، مفهوم توسعه منابع انسانی تبیین ونقش توسعه منابع انسانی و تواناسازی کارکنان در ابعاد تخصصی ، تجربه آموزی ، رضایت شغلی ، رفتاری ، ارتباطی ، تفکر و وجدان کار در امنیت شغلی پایدار تبیین شود.

 

مفهوم امنیت شغلی

در مفهوم امنیت شغلی موضوعاتی چون تغییرات شغلی ، از دست دادن شغل ، عدم دستیابی به شغل مناسب گنجانده شده است .بنابراین اعتقاد روان شناسان صنعتی و سازمانی امنیت شغلی یکی از عوامل بوجودآورنده رضایت شغلی است ."1" نیازهای تامینی کاملاآشکار و در بین اغلب مردم بسیار متداول اند.همه ما میل داریم از آسیبهای زندگی نظیرتصادف ، جنگها، امراض ، و بی ثباتی اقتصادی وشغلی در امان باشیم . از این رو افراد و سازمانهاعلاقه مندند که تا اندازه ای اطمینان فراهم کنند که از این قبیل فاجعه ها حتی الامکان مصون خواهندبود."2"

به طورکلی مولفه های مفهوم امنیت شغلی رامی توان در شکل شماره 1 نشان داد.

 

شکل شماره 1 - بیان کننده مفهوم امنیت شغلی

 

همانطوری که در شکل نشان داده شده است مولفه های امنیت شغلی در دایره ها نشان داده شده و آثار هرکدام از مولفه در شکل گیری امنیت شغلی و استحکام آن در مستطیلها نشان داده شده است که در زیر هرکدام از مولفه ها بطورمختصر بیان می گردد.

- تمرکز بر شغل توسط افراد بیانگر وجود ثبات شغلی است که این تمرکز از دو شغله شدن افرادجلوگیری و بخشی از امنیت شغلی را شکل می دهد.

- جابجایی کمتر در شغل بیانگر وجود امنیت شغلی است که حاصل آن تخصصی و خبرگی است و زمانی که افراد در یک شغل خبرگی وتخصص پیدا کردند بخشی از امنیت شغلی آنهاشکل می گیرد.

- انتخاب شغل مناسب زمینه ساز بروز و تقویت علاقه مندی از کار است که با امنیت شغلی رابطه مستقیم دارد.

- رضایت در شغل موجب بروز خلاقیت در کارشده و نهایتا خلاقیتها استحکام بخش امنیت شغلی کارکنان خواهدبود.

- رضایت اقتصادی موجب دلگرمی فرد در کارشده و احساس برابری در کارکنان شکل می گیردکه خود احساس برابری در سازمان نقش موثری در امنیت شغلی ایفا می کند.

- ازجمله مولفه های امنیت شغلی ، عاطفی بودن محیط کار است که به ساختن روان سالم انسانهاکمک می کند و زمانی که انسانی ازطریق کارشخصیت و روان خود را تکامل بخشند امنیت شغلی آنها نیز تامین می شود.

- احساس آرامش در کار منجر به رهایی از فشارشغلی گردیده و درنتیجه بخشی از امنیت شغلی کارکنان که از طریق فشارهای شغلی تهدیدمی شود، تامین می گردد.

- وابسته شدن فرد به سازمان بیانگر وجودامنیت شغلی است که حاصل آن تعهد سازمانی است .

- زمانی که کارکنان یک سازمان از سازمان خوددفاع کنند بطور مستقیم و غیرمستقیم اعتبارسازمان را تقویت کرده که در سایه آن امنیت شغلی افراد تامین می گردد.

 

مفهوم توسعه منابع انسانی

درمورد توسعه منابع انسانی بحث فراوان است ولی آنچه در این راستا اهمیت دارد این است که امروزه توسعه منابع انسانی تنها باآموزشهای تخصصی و فنی حاصل نمی شودبلکه باید ازطریق نظام آموزش جامع به پرورش کارکنان سازمان پرداخت ، یعنی کارکنان سازمان در ابعاد مختلف پرورش یابند. برای مثال اگر یک نفر مهندس یا کاردان ازنظر فنی و تخصصی دارای مهارت زیادی باشد ولی قوانین سازمان راخوب نداند، در برقراری روابط انسانی ضعف داشته باشد، یا وظایف خود را نداند، فردتوسعه یافته ای نیست زیرا باتوجه به نارسائیهای سازمانی که در آن است نمی تواند توان وتخصص خود را به نحو مطلوب دراختیارسازمان گذارد و به کار گیرد."3" توسعه منابع انسانی باید به دنبال ایجاد هدفهای زیر باشد.

ایجاد آگاهی علمی و ارتقای سطح اطلاعات ودانش کارکنان ;

ارتقای قابلیتها و توانائیهای کارکنان وسازمانها;

ارتقای سطح آگاهی اجتماعی کارکنان سازمانها;"4"

توسعه مهارت و توانائیهای انجام کار;

بهبود عملکرد;

به روز کردن اطلاعات کارکنان ;

ترفیع شغل و آماده سازی برای ترفیع ;

حل مسائل ;

آشناکردن کارکنان جدید با هدفهای سازمان وآشناکردن کارکنان قبلی با هدفهای جدیدسازمان ;"5"

رشد شخصیت ، ارزشها و اخلاقیات برای رسیدن به نظام مطلوب ."6"

 

نقش توسعه منابع انسانی

وقتی بحث امنیت شغلی پیش می آید درذهن اکثر افراد این امر تداعی می شود که بایستی افراد در سازمان از وضعیت استخدامی رسمی وپروپاقرصی برخوردار باشند تا امنیت شغلی آنهاتضمین شود. یا به عبارت دیگر افراد بصورت عمری به استخدام ثابت سازمانها درآیند، این ذهنیت از این بابت که امنیت اقتصادی کارکنان تاحدودی تضمین می شود به ظاهر مفیدند. از بعددیگر استخدام ثابت و رسمی گرچه به ظاهرامنیت شغلی را تضمین می کند ولی این نارسایی را به دنبال دارد که کم کم افراد سازمان از فکر ترقی و توسعه و بالندگی دور می شوند و این امرامنیت شغلی آن را به خطر می اندازد. در دنیای امروز امنیت شغلی بدین معنا کاربرد دارد که بجای وابستگی افراد به سازمان بایستی سازمانهاوابسته به افراد باشند و این درگرو این است که سازمانها بستر لازم را فراهم کنند تا کارکنان ازابعاد مختلف بالندگی لازم را کسب کنند. بنابراین در سازمانهای عصر حاضر دیگر رسمی شدن واستخدام ثابت تضمین کننده امنیت شغلی نیست بلکه کارایی ، تخصص و بالندگی ، تفکر خلاق ،نوآوری و مولفه هایی از این قبیل هستند که امنیت شغلی کارکنان را تضمین می کنند. به عنوان مثال اگر یک نفر به استخدام ثابت سازمان دربیاید ولی نتواند انتظارات تخصصی واجتماعی سازمان را برآورده کند پس از مدتی ازسازمان منفک می شود و برعکس اگر کسی بطورموقت به استخدام سازمان درآید و درحدانتظارات تخصصی و اجتماعی سازمان حرکت کند و روزبه روز رضایت سازمان از او بیشتر شوداین فرد ازنظر ماهیتی به استخدام دائم سازمان درآمده است و امنیت شغلی او تضمین شده است .

منظور از امنیت شغلی این است که سازمان موجبات تواناسازی فرد را فراهم کند، بطوری که ازنظر تخصصی و توان مندی ، سازمان وابسته به فرد شود و در بیرون نیز به تخصص و توانمندی فرد نیاز باشد.

 

شکل شماره 2 - تبیین کننده امنیت شغلی ازطریق توسعه منابع انسانی

 

همانطوری که در شکل نشان داده شده است ابعاد امنیت شغلی که ازطریق پرورش منابع انسانی حاصل می شود عبارتند از:

1 - تواناسازی تخصصی : توان و ظرفیت تخصصی افراد یکی از مولفه های امنیت شغلی است ، وقتی سازمان موجباتی فراهم کند که دائماتوان تخصصی افراد تقویت شود، حاصل آن انجام کارهای کیفی است که منفعت سازمان وفرد در آن تضمین می شود و یک رابطه دوطرفه بین فرد و سازمان ایجاد می شود. بدون اینکه بحث استخدام دائم و رسمی در میان باشدسازمان وابسته به تخصص فرد می شود ودرنتیجه امنیت شغلی فرد تضمین می شود.ازطرف دیگر فردی که دارای توان تخصصی بالایی باشد در بیرون از سازمان از جایگاه مناسبی برخوردار خواهدبود.

2 - تواناسازی در جسارت و عمل : داشتن توان تخصصی بالا برای امنیت شغلی کافی نیست بلکه تخصص به مصداق "دوصدگفته چون نیم کردار نیست " بایستی بکارگرفته شود. بکارگیری تخصص خود نیاز به تخصصی دارد. یعنی افرادسازمانها بایستی درعمل آموزش ببینند و تواناشوند. پرورش جسارت در کارکنان موجب کارگشایی در سازمان می شود و سازمانها به افرادکارگشا وابسته هستند. بنابراین ازطریق تواناسازی در جسارت می توان امنیت شغلی درون سازمانی و برون سازمانی کارکنان را تامین کرد.

3 - تواناسازی در تجربه آموزی : امنیت شغلی یکباره حاصل نمی شود بلکه فرایندی است که به مرور زمان شکل می گیرد. افرادی که دارای توان تجربه آموزی هستند پس از مدتی امنیت شغلی خود را ازطریق مدون کردن تجارب تضمین می کنند. تجربه آموزی این حسن بزرگ را داردکه در سازمان از دوباره کاریها، اتلاف انرژی ، وقت وهزینه ها جلوگیری می کند. بنابراین تواناسازی کارکنان در تدوین تجارب می تواند امنیت شغلی درون سازمانی را تضمین و ازطریق بکارگیری این تجارب در بیرون سازمان امنیت شغلی برون سازمانی نیز تامین می شود.

4 - تقویت رضایت شغلی : رضایت شغلی چیزی نیست که بتوان سریع ایجاد کرد بلکه فرایندی است که تحت تاثیر عوامل مختلف شکل می گیرد. در سایه رضایت شغلی ، امنیت شغلی کارکنان تضمین می شود و این بخاطر این است که در اثر رضایت شغلی :

1-4 - کارکنان بطور قبلی راضی می شوند که فعالیتهای کاری را درجهت افزایش کمی و کیفی انجام دهند;

2-4 - درجهت رشد کمی و کیفی خود گام برمی دارند;

3-4 - جو عاطفی مطلوبی دربین خود ایجادمی کنند;

4-4 - درجهت رشد اجتماعی خود گام برمی دارند.

5 - تواناسازی در مهارتهای رفتاری : اینکه کارکنان سازمان بتوانند درحد انتظارات سازمانهای بیرون ایفای نقش کنند، بیانگر وجودامنیت شغلی و امنیت اجتماعی است . سازمانهابایستی قابلیت انعطاف پذیری را در کارکنان خودتقویت کنند تا آنها بتوانند با اندک جرح و تعدیل در توانمندیهایشان نیاز سایر سازمانها را برآورده واز این بابت امنیت شغلی داشته باشند. تواناسازی کارکنان در مهارتهای رفتاری موجب جذب آنهاتوسط بازار کار می شود و از این طریق امنیت شغلی تامین می شود.

6 - تواناسازی در مهارتهای ارتباطی : آنچه درتجربه آموزی دارای اهمیت است تبادل تجارب است . تبادل تجارب ، خود به تخصص نیاز دارد.اینکه کارکنان در داخل و خارج سازمان دست به تبادل تجارب بزنند تضمین کننده امنیت شغلی است . اگر افراد سازمان دارای تجربه باشند ولی نتوانند آن را بیان کنند سازمان و افراد دیگرنمی توانند از آن استفاده کنند. بنابراین سازمانهابایستی توانمندی تبادل تجارب را در کارکنان تقویت کنند تا با بیان تخصصی ، توانمندی ، هنرو... برای خود بازاریابی کنند.

7 - تواناسازی در تفکر: فکرکردن ، فن و هنری است که باید آموخت ، تفکر سبب شناخت ارزشهای اجتماعی ، فلسفی و درک روابط علت ومعلولی و نیز معرفت به پیوستگی کلیه مسائل مادی و معنوی که زندگی انسان را دربرگرفته است می شود. تفکر منطقی عامل درک علتها ورفع موانع و گشایش راهها و مایه پیشرفت وسازندگی جهان است ."7"

وقتی سازمان زمینه تفکر افراد را فراهم کند،کارکنان ایده های جدید را تولید و کاربردی می کنند و نحوه تفکر را می آموزند، فن و هنرفکرکردن تضمین کننده امنیت شغلی افراد است .وقتی کارکنان سازمانی بتوانند خوب فکر کنندهم در داخل سازمان و هم در خارج سازمان ازموقعیتهای خوبی برخوردار می شوند و این بخاطر این است که سازمانهای عصر حاضر به انسانهای متفکر و خلاق نیاز دارد.

8 - تواناسازی وجدان کاری کارکنان : وجدان کاربا امنیت شغلی رابطه مستقیمی دارد. سازمانهای عصر حاضر به کارکنانی نیاز دارند که شاخصهای وجدان کار در آنها تجلی عملی پیدا کرده باشد.سازمانها وابسته به انسانهای باوجدان هستند ویکی از راههای توجه به امنیت شغلی کارکنان فراهم کردن بستر لازم برای ایجاد، پرورش وکاربردی کردن وجدان کار است . وقتی وجدان کاری افراد سازمان توانا شده باشد هم در داخل سازمان و هم درخارج سازمان از امنیت شغلی تضمین شده ای برخوردار هستند.

باتوجه به الگوی تبیین کننده امنیت شغلی ازطریق توسعه منابع انسانی و توضیح مولفه های مربوطه لازم به یادآوری است ، امنیت شغلی تنهابا استخدام رسمی و ثابت امکان پذیر نیست بلکه بایستی کارکنان یک سازمان در ابعاد مختلف پرورش یافته و توانمند گردند و مهارتهای لازم راکسب کنند تا به امنیت شغلی درون و برون سازمانی به شرح زیر دست یابند.

امنیت شغلی درون سازمانی : یعنی اینکه سازمان به تعهد کاری ، نظام کاری ، کارکیفی وجسارت و تخصص کارکنان وابسته باشد نه اینکه افراد و کارکنان سازمان ازطریق استخدام رسمی وابسته به سازمان باشند. زمانی که کارکنان یک سازمان خوب پرورش یافتند حتی اگر افرادبطور موقت هم استخدام شده باشند به لحاظ نیازسازمان به آنها امنیت شغلی تضمین شده است .

امنیت شغلی برون سازمانی : یعنی اینکه یک سازمان علاوه بر انجام کارهای جاری خودتوسط کارکنان بایستی نقش یک دانشگاه علمی و کاربردی را در پرورش کارکنان ایفا کند و افراد رادر تفکر، وجدان کار، مهارتهای ارتباطی ومهارتهای مختلف تقویت سازد. زمانی که کارکنان یک سازمان در این ابعاد رشدیافته شدند، بازارکار بیرون سازمان به تخصص ، مهارت ، دلسوزی و کارکیفی کارکنان وابسته شده و افراد می تواننداندوخته های کمی و کیفی خود را به کارگیرند،بنابراین از این طریق نیز امنیت شغلی افرادتضمین می گردد.

 

جمع بندی و نتیجه گیری

امنیت شغلی یکی از دغدغه های مهم کارکنان سازمان است که قسمت زیادی از انرژی روان کارکنان صرف آن می شود و گاهی اوقات برای سازمانها مشکل آفرین است . در گذشته وقتی بحث امنیت شغلی می شد استخدام رسمی و دائم تداعی می گردید ولی در دنیای امروز که امنیت شغلی با امنیت اجتماعی گره خورده است ، امنیت شغلی از دیدگاه نوینی موردتوجه است و آن توجه به امنیت شغلی ازطریق تواناسازی و پرورش انسانها است . در مفهوم جدید امنیت شغلی سازمانها بایستی به افرادوابسته شوند، یعنی سازمانها بایستی بستر لازم برای تواناسازی کارکنان خود را در ابعادتخصصی ، جسارت عملی ، تجربه آموزی ،رضایت شغلی ، رفتاری ، ارتباطی ، تفکر و وجدان کار فراهم کنند تا کارکنان بتوانند انتظارات تخصصی و اجتماعی سازمان را برآورده سازند واز این بابت ازثبات شغلی برخوردار باشند.تواناشدن کارکنان یک سازمان بدین صورت تضمین کننده امنیت شغلی است که کارکنان سازمان در بازار کار خارج از سازمان نیز به لحاظتوانمندیهای کسب شده می توانند جذب شوند.

 

منابع و ماخذ

1 - ایرج ، شاکری نیا، امنیت و رضایت شغلی وبهداشت روانی ، مجله تدبیر شماره 72، خردادماه 76، ص 32

2 - پال ، هرس و کنت بلانچارد، مدیریت رفتارسازمانی ، ترجمه علی علاقه بند، تهران : انتشارات امیرکبیر، 1375، ص 36

3 - ایرج ، سلطانی ، نقش توسعه منابع انسانی درارتقای بهره وری سازمانها، مجله مدیریت دولتی ،شماره 39، بهار 77، ص 60

4 - سیاوش ، گلابی ، سازمان مدیریت و توسعه منابع انسانی ، تهران : 1376، ص 55،54

5 - بهزاد پوراحسن ، آموزش نیروی انسانی فراگردی پیوسته در افزایش بهره وری سازمانها،مجموعه مقالات سمینار شیوه های عملی ، ارتقای بهره وری نیروی انسانی ، تهران : مرکز آموزش مدیریت دولتی ، 1375، ص 305

6 - سیدمحمد، میرکمالی ، مدیریت نیروی انسانی ،جزوه منتشر نشده دور کارشناسی ارشد، 1371

7 - فرشید، اسلام دوست ، فکرکردن چیست ، مجله تدبیر شماره 84، مردادماه 77، ص 81

 

جزوه کنترل شرکت از نفوذ رقباوکارمندان


تذکر فرمانده کل سپاه در خصوص امنیت کاروان‌های راهیان نور

سرلشکر جعفری کاروانهای راهیان نور را از جمله مولفه‌های افزایش امنیت ملی عنوان و بر حفظ امنیت این کاروانها و لزوم رعایت مقررات ایمنی در سفرها تاکید کرد. 


به گزارش فارس به نقل از روابط عمومی کل سپاه، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جمع مسئولین ستادهای راهیان نور، حرکت کاروان راهیان‌نور را احیاگر ارزش‌های دفاع مقدس توصیف کرد و اظهار داشت: عزت و افتخار امروز کشور مرهون جانفشانی‌ها و خون‌هایی است که شهیدان گرانقدر تقدیم اسلام و انقلاب کرده‌اند و برماست که به درستی از این گنجینه‌ها پاسداری کرده و پیام‌شان را به نسل‌های آینده منتقل کنیم. 

وی ادامه داد: ارزشمندی و بزرگی دوران دفاع مقدس هرگز فراموش نمی‌شوند بلکه با گذشت زمان فضیلت آن هرچه بیشتر برای ما آشکار می‌شود. 

سردار جعفری اعزام کاروان‌های راهیان نور و حضور آحاد جامعه بویژه نسل جوان در مناطق عملیاتی را به مثابه بیمه کردن جوانان در مقابل جنگ نرم عنوان کرد و افزود: عینیت‌سازی واقعیات جنگ تحمیلی در ذهن و شخصیت جوانان، تصویر زیبایی از جاودانگی مردانی است که برای حفظ ارزش‌ها و عقاید خود و لبیک به ندای ولی امرشان جان خود را در طبق اخلاص نهاده و برگ‌های زرین تاریخ پرافتخار جمهوری اسلامی شدند. 

وی در بخش همچنین با تاکید بر لزوم رعایت مقررات ایمنی در اعزام کاروانهای راهیان نور گفت: سازمان‌ها و نهادهای مرتبط با اعزام زائران، سپاه‌های استانی و ستادهای پشتیبانی کاروانها موظفند برای تامین ایمنی و سلامت اعضای کاروان‌ها و پیشگیری از وقوع هر گونه حادثه و سانحه احتمالی کلیه مقررات و نکات ایمنی که به آنها ابلاغ می‌شود را رعایت کنند. 

سردار جعفری ادامه داد: بیمه تمام افراد حاضر در کاروان، تعیین مسئول برای هر کاروان برای توجیه، تذکر و هشدار برای رعایت مقررات، حصول اطمینان از سلامت افراد در طول سفر، کنترل ایمنی وسائل نقلیه و همراه داشتن تجهیزات ایمنی، کمک‌های اولیه و اطفاء حریق در خودروها و محل‌های استراحت کاروان از جمله نکاتی است که باید در دستور کار متولیان برگزاری این اردوها قرار گیرد. 

وی افزود: توجیه اعضای کاروان‌ها در خصوص امتناع از ورود به مناطق ممنوعه، محصور شده و آلوده به مین، اجتناب از پرتاب سنگ یا اشیاء دیگر به سوی مهمات، عدم استفاده از غذای فاسد و همراه داشتن دفترچه بیمه ضروری بوده و از بروز حوادث احتمالی پیشگیری خواهد کرد. 

فرمانده کل سپاه در پایان، کاروان‌های راهیان نور را از جمله مولفه‌های افزایش امنیت ملی عنوان کرد و گفت: اهتمام ویژه مسئولین و دست‌اندرکاران کاروان‌های راهیان نور به رعایت نکات ایمنی و بهداشتی در طول سفر زائران مناطق عملیاتی نقشی موثر در عمق بخشی و اثربخشی معنوی سفر و انتقال ارزشها و آرمان‌های راستین انقلاب اسلامی به جوانان خواهد داشت.

امنیت غذایی یکی از مولفه های مهم قدرت ملی است

رحمانی‌فضلی در کنگره خانه کشاورز:امنیت غذایی یکی از مولفه های مهم قدرت ملی استوزیر کشور با تاکید بر اینکه امنیت غذایی یکی از مولفه های مهم قدرت ملی می باشد گفت: جامعه کشاورزی باید با اصلاح رویکردها و روش های بهره برداری و نگاه علمی به سمت رقابت با دیگر حوزه ها پیش برود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور؛ عبدالرضا رحمانی‌فضلی وزیر کشور طی سخنانی در چهارمین کنگره سراسری خانه کشاورز، با بیان اینکه عرصه روابط بین‌الملل، عرصه بر سر منافع است، اظهار داشت:اگر قدرت ملی بالایی داشته باشیم در صیانت و حفاظت از منافع ملی قوی عمل خواهیم کرد و لذا ناگزیر هستیم که به قدرت ملی توجه ویژه ای داشته باشیم.
رحمانی‌فضلی با تاکید بر اینکه قدرت ملی به دو دسته مادی و معنوی تقسیم می‌شود، گفت: پایه هر دو مورد نیروی‌انسانی و جمعیت است، یعنی انسان‌هایی که در یک چارچوب مشخص تحت عنوان یک کشور ملت را تشکیل می‌دهند و اساس قدرت ملی، ملت‌ها هستند.
وی تصریح کرد: اگر مدیریت ملی مبتنی بر استفاده درست و صحیح از قدرت ملت‌ها باشد، موفق خواهد بود و هر دو بعد مادی و معنوی قدرت ملی در ملت‌ها متبلور می‌شود و بنابراین اگر به دنبال قدرت ملی هستیم، باید به مردم خود توجه کنیم.
وزیر کشور با اشاره به اینکه اسلام بعد معنوی قدرت ملی به شمار می‌رود، افزود: اسلام نیز در وجود مردم متبلور می‌شود، چرا که اسلام اندیشه و رفتار یک ملت است.
رحمانی‌فضلی تاکید کرد: اگر خواهان قدرت اقتصادی به عنوان یکی از مولفه‌های قدرت مادی نیز هستیم، باید در رفتار و اقدامات یک ملت متبلور شود، یعنی از هر طرف که برویم به ملت می‌رسیم.
با بیان اینکه پایه و اساس انقلاب اسلامی نیز ملت بود و اگر امام‌خمینی(ره) به عنوان یک راهبر، پیش‌رو و مدیر انقلاب مطرح می‌شود، هنرشان بسیج ملت بود.اگر آمریکا نیز طی 34 سال گذشته در مقابل جمهوری اسلامی موفق نبوده، به دلیل این است که ملت در برابر آمریکا ایستاده است.

وی با بیان اینکه خانه کشاورز یکی از نهادهای جوشیده از متن مردم است تصریح کرد: این تشکل از بدو خلقت و تولد علیرغم فراز و فرودهایی که بر آن حاکم بوده، موفق بوده و با پرهیز از سیاسی‌کاری، حاشیه‌پردازی و اهمیت به افراد در موقعیت بسیار مطلوبی قرار گرفته که انشاءالله با نگاه دولت آقای روحانی مبنی بر اعتدال و تدبیر و امید موفق‌تر عمل خواهد کرد.
وی اضافه کرد: پرداختن به امنیت غذایی در قالب اولویت‌بندی و اهمیت دادن به موضوعات خاص نباید باشد و ما باید با در نظر گرفتن چتر کلی موضع امنیت غذایی با رویکرد رقابتی به مسئله توجه کنیم.
وزیر کشور با بیان اینکه در کشور باید به صورت یکسان به حقوق کشاورز و تولیدکنندگان و مردمی که آن کالا را مصرف می‌کنند، توجه کنیم. افزود: نمی‌توانیم به کشاورز بگوییم که به نفع امنیت ملی و قدرت ملی حرف خود را مطرح نکند و خواسته‌هایش را نگوید. ما باید اقدامی کنیم که هر دو طرف معامله در حوزه امنیت غذایی منتفع شوند.
رحمانی فضلی با تاکید بر اینکه در عرصه اقتصادی تولید ملی حرف اول را می‌زند، افزود: ما در عرصه تولید ملی باید به صنعت، کشاورزی و دیگر حوزه‌ها توجه کنیم و در این نگاه سنتی کشاورزی به عنوان یکی از مقوله‌های حوزه تولید اهمیت بسیار بالایی دارد. 
وی افزود: باید در حوزه کشاورزی تولید ملی را به گونه‌ای ببینیم که ارزش افزوده آن بتواند قدرت رقابت و قابلیت رقابت را با حوزه صنعت، تجارت و خدمات داشته باشد. اگر این کار را انجام ندهیم حتما شما کشاورزان در طول مسیر ضعیف و ضعیف‌تر خواهید شد.
وزیر کشور با تاکید بر اینکه خانه کشاورز به عنوان اتاق‌فکر جامعه کشاورزی باید دستورالعملی برای رقابت‌پذیری عرصه کشاورزی در مقابل صنعت و خدمات پیدا کند. گفت: ما نباید تنها به وضعیت موجود اکتفا کنیم و یا راضی به تغییرات جزئی باشیم. کشاورزان ایران باید با نگاه رقابت‌جویانه در عرصه داخلی و بین المللی داشته باشند.
رحمانی فضلی با تاکید بر اینکه رقابت‌جویی در عرصه اقتصاد کشاورزی بسیار مهم است، اظهار داشت: خانه کشاورز باید این موضوع را به عنوان یک اصل کلی مدنظر داشته باشد.
وی یکی از مشکلات عرصه کشاورزی را غیرعلمی بودن جامعه کشاورزان عنوان کرد و حاکمیت نگاه سنتی در عرصه کشاورزی و ضعف بهره وری از جمله مشکلات کشاورزان دانست.
وزیر کشور با بیان اینکه سیستم کشاورزی کشور باید مکانیزه شود، گفت: حتی آن بخش‌هایی که مکانیزه شده به صورت کامل مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و در روش‌های بهره‌براری کشاورزی نیز مشکل داریم. 
وی با بیان اینکه در حال حاضر زنگ خطر آب در کشور به صدا درآمده و دریاچه ارومیه خشک شده است، تصریح کرد: ما باید بتوانیم روش‌های بهره‌برداری را به گونه‌ای پیش ببریم که این اتفاق بیفتد و هم آب داشته باشیم و هم کشاورزی و باید بر روی الگوهای کشت کار کنیم.
رحمانی‌فضلی ادامه داد: شما کشاورزان با یک مسئولیت مهم تاریخی روبه‌رو هستید و باید سهم خود را در قدرت ملی به خوبی ایفا کنید و نه‌ تنها باید در قدرت ملی کشور ایران، بلکه در قدرت ملی حکومت اسلامی نیز نقش داشته باشید.
وی با اشاره به اینکه حکومت اسلامی همان چیزی است که جمهوری اسلامی برای آن هزاران شهید داده که برای آن استقامت و مبارزه می‌کنیم، گفت: لذا وظیفه ما و شما ایجاد حکومت اسلامی در گستره بین‌المللی و زمینه‌سازی برای ظهور حضرت ولی‌عصر (عج)‌است. 
وی اضافه کرد: این اقدام باید از طریق قدرتمند کردن مولفه‌های ملی و تقویت اقتصاد کشاورزی انجام شود و شما کشاورزان می‌توانید در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موثر واقع شوید به شرطی که حرفی برای گفتن داشته باشید.
وزیر کشور در پاسخ به درخواست اعضای خانه کشاورز مبنی بر اینکه اعضای این تشکل مشاوران کشاورزی استانداران باشند، گفت: در شرایط کاملا برابر از نظر شاخص‌هایی که ما دنبال می‌کنیم، حتما اعضای خانه کشاورز در اولویت خواهند بود و بنده این را می‌پذیرم.

مولفه‌های ‌امنیت‌ ملی


مولفه‌های ‌امنیت‌ ملیامنیت مفهومی غیر توسعه یافته، مبهم، نارسا، ماهیتا جدال برانگیز و شخصیتا متباین و متناقض است. از این رو امنیت ملی را نمی‌توان تعریف کرد، بلکه در موارد مشخصی می‌توان آن را تببین کرد. 
امنیت در زبان عربی به معنای بی‌هراس بودن و آرامش است. امنیت حرکتی است ضد ترس، ضد ضعف و مکان امن، همچنین جایگاهی است که عالی‌ترین احساس و عواطف انسانی در آن رشد و نمو کرده است. دایره‌المعارف بزرگ لاروس ذیل واژه security آورده است: وضعیتی که شخص در آن از خطر واهمه ندارد و آرامش نفسانی از آن حاصل می‌شود. در واژه‌نامه دبو هم از امنیت این مفاهیم به دست می‌آید: حالت نفسانی قابل اعتماد و آرام که انسان خود را مصون از خطر می‌یابد و وضعیت و حالت آرامی که از فقدان خطر به دست می‌آید . در زبان انگلیسی نیز ذیل واژه امنیت، حالت یا احساس آزاد بودن از ترس و بیمناکی، آمده است. 
هرچند کلمات ملی و امنیت و نیز معادل‌های آنها در زبان‌های دیگر، هر دو جزو کلمات قدیمی هستند، ولی ترکیب آنها با یکدیگر یک پدیده جدید محسوب می‌شود.
واژه امنیت ملی از همان آغاز دوران رواج خود، همانند بسیاری دیگر از اصطلاحات عینی، طوری به کار گرفته شده است که گویی مفهومی روشن و بدیهی دارد، اما امنیت ملی مانند دیگر مفاهیم علوم انسانی، دارای مفاهیمی متعدد و پیچیده است که ریشه آن در تلقی و برداشت متفاوت افراد، گروه‌ها و کشورها از این مفهوم است. بر همین اساس، آرنولد ولفرز می‌گوید: امنیت ملی نماد ابهام‌آمیزی است که اصلا ممکن نیست دارای معنای دقیق باشد. 
بوزان هم می‌گوید: سیاستمداران از این که مفهوم امنیت را مبهم و نامشخص نگه دارند، کاملا خوشحال هستند چرا که در حمایت از اهداف متنوع بهتر می‌توان بدان تمسک کرد.
امنیت ملی در معنی عام کلمه به معنای آزادی از ترس و فقدان خطر جدی از خارج نسبت به منافع حیاتی و اساسی مملکت است. یکی از هدف‌های اصلی هر کشوری تامین امنیت است و این به آن معناست که یک کشور سعی کند خطر جدی متوجه ارزش‌های حیاتی آن نشود. در دایره‌المعارف علوم اجتماعی، امنیت ملی چنین تعریف شده است: توان یک ملت در حفظ ارزش‌های داخلی از تهدیدات خارجی.
امنیت در زندگی بشر یک پدیده حیاتی است که بدون آن، ادامه حیات انسان با دشواری‌های جدی روبه رو خواهد بود. اهمیت امنیت از دیدگاه امام علی(ع) به گونه‌ای است که مناطق فاقد امنیت از دیدگاه ایشان بدترین مناطق معرفی می‌شود، یا این ‌که اگر امر دایر شود میان امنیت نداشتن و پذیرش حکومت ظالم، امام پذیرش حکومت جابر را بر ناامنی ترجیح می‌دهد و می‌فرماید مردم ناگزیرند که حکومتی هر چند بدکاره و ظالم داشته باشند، تا امنیت را در جامعه حاکم گرداند. بنابراین همچنان که درحوزه داخلی تامین امنیت مورد توجه قرار می‌گیرد، در بعد خارجی نیز تامین و رسیدن به جامعه امن بشری هدفی است که دولت اسلامی امام علی(ع) به سوی آن حرکت می‌کند؛ زیرا در پرتو وجود امنیت منطقه‌ای و جهانی است که زمینه‌های دعوت دینی فراهم می‌آید و مردم می‌توانند با آرامش به کارهایشان بپردازند.
امنیت دارای صفات و ویژگی‌های زیر است:
- امنیت امری نسبی است.
- امنیت پدیده‌ای ذهنی است.
- بین امنیت و قدرت رابطه منطقی و همیشگی وجود دارد.
- نامشخص و گسترده بودن عرصه، قلمرو و حریم امنیتی.
امنیت پدیده‌ای ثابت و مشخص نیست بنابراین عامل زمان، ایدئولوژی، اوضاع و احوال بین‌المللی، موقعیت کشور و دید و نظر رهبران، نخبگان و مردم در کیفیت و کمیت امنیت و نحوه تحصیل و حفظ آن تاثیر بسزایی دارد. دولت‌ها برحسب مقام و موقعیتی که در عرصه مناسبات بین‌المللی دارند و نیز براساس مبانی ارزشی خود، تصورات و تلقی‌های متفاوتی از مفهوم امنیت دارند. یکی دیگر از صفات مسلم امنیت ذهنی بودن آن است. ذهنی بودن امنیت را می‌توان ناشی از ۴ امر دانست: 
الف - میزان اعتباری که نخبگان و تصمیم‌گیرندگان یک کشور برای نیروهای تهدیدکننده قائل می‌شوند. 
ب - میزان ارتباطی که آنان می‌توانند با عامل یا عوامل تهدیدزا برقرار کنند. 
ج - میزان توانایی (محدودیت و مقدورات) خودی در مقابله با دیگری (تهدید.) 
د - میزان و درجه اعتبار، فوریت، اولویت و مرکزیت ارزش‌ها و منافع مورد تهدید.
دامنه امنیت یک کشور با قدرت آن کشور ارتباط مستقیم دارد و قدرت کشورها نیز متفاوت است. هرچند بیشتر متخصصان علم سیاست بر این اعتقادند که تفاوتی آشکار میان دولت‌ها در عرصه سیاست بین‌الملل از نظر ماهیت، اندازه و نفوذ آنها وجود دارد؛ اما درباره چگونگی دسته‌بندی آنها نیز اختلافات درخور توجهی به چشم می‌خورد. با توجه به این که امنیت ملی دارای دو بعد داخلی و خارجی است که به یکدیگر مرتبط هستند. 
انقلاب اسلامی ایران یکی از معدود انقلاب‌ها در تاریخ جهان است که همزمان علیه استعمار و استبداد شکل گرفتمی‌توان گفت: امنیت ملی یعنی دستیابی به شرایطی که به یک کشور امکان می‌دهد از تهدیدهای بالقوه یا بالفعل خارجی و نفوذ سیاسی و اقتصادی بیگانه در امان باشد و در راه پیشبرد امر توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی و تامین وحدت و موجودیت کشور و رفاه عامه فارغ از مداخله بیگانه گام بردارد.
بقا و حفظ و افزایش قدرت، حفظ جان مردم، حفظ تمامیت ارضی، حفظ نظام اقتصادی و سیاسی و همچنین حفظ استقلال و حاکمیت کشور را می‌توان جوهره امنیت ملی به شمار آورد. براساس نامشخص بودن حریم امنیتی، مفهوم امنیت در سیر تطور و توسع خود در زمینه‌ها و عرصه‌های متنوع و متعددی به کار گرفته شده است. ویژگی‌های دیگری ازجمله تحول‌پذیر بودن، احساسی و اداری بودن و غیرقابل اندازه‌گیری بودن را برای امنیت برشمرد.
ساختارهای سنتی امنیت عبارتند از:
۱ ) دفاع جمعی: دفاع جمعی یا اتحاد، شکل امنیت در سده‌های ۱۹ و ۲۰ بوده است. در غالب این ساختار واحدهای سیاسی در پی یافتن متحدانی از میان دولت‌هایی بودند که درباره وجود تهدید یا دشمن مشترک هم نظر باشند.
۲ ) امنیت جمعی: در امنیت جمعی در برابر هر خشونتی واکنشی جمعی نشان داده می‌شود و بر خلاف دفاع جمعی که تعهدات در جهت مقابله با متجاوزان شناخته شده یا احتمالی است ، در این ساختار نسبت به یک متجاوز یا قربانی ناشناخته تعهد وجود دارد. 
دستیابی شوروی به سلاح هسته‌ای و آشکار شدن خطر آن در جنگ باعث شد کشور‌های اروپای غربی که خود را در معرض تهدیدات شوروی می‌دیدند، برنامه خلع سلاح پس از جنگ را کنار گذاشته و تصمیم به تشکیل سازمانی به منظور دفاع مشترک و امنیت دسته جمعی بگیرند. نتیجه این تفکر این بود که ارنست بوین وزیر امور خارجه انگلیس پیشنهادی برای ایجاد یک اتحادیه متشکل از کشورهای اروپای غربی ارائه کرد که مورد استقبال واقع شد. در نهایت این روند به شکل‌گیری پیمان نظامی بروکسل با عضویت ۵ کشور اروپایی انگلیس، فرانسه، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ در مارس ۱۹۴۸ شد. کشورهای عضو با این پیمان نظامی به فکر ایجاد یک نظم امنیتی بودند. در سال ۱۹۴۸ با دعوت وزیران خارجه کشورهای انگلستان، فرانسه، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ از ایالات متحده آمریکا و کانادا جهت پیوستن به اتحاد، امنیت و دفاع دو جانبه صورت گرفت و در پاییز سال ۱۹۴۸ مذاکرات مربوط به امضای پیمان آتلانتیک شمالی در واشنگتن آغاز و سرانجام در آوریل ۱۹۴۹ به امضای پیمان آتلانتیک شمالی منجر شد. 
۳ ) امنیت همنوا: این سیستم مانند امنیت جمعی مبتنی بر اقدام جمعی است، اما در امنیت همنوا گروهی کوچک از قدرت‌های بزرگ برای جلوگیری از تجاوز با همدیگر همکاری می‌کنند. کنسرت اروپا نمونه بارز این امنیت است.
● ساختاری بدیل امنیت
۱ ) امنیت مشترک: امنیت مشترک برای نخستین بار در سال ۱۹۸۲ از سوی کمیسیون مستقل مسائل خلع‌سلاح و امنیت بر پایه این باور که امنیت پایدار از راه انباشت جنگ افزارها به دست نمی‌آید مطرح شد. 
۲ ) امنیت فراگیر: ‌این نظام امنیتی درصدد است دامنه امنیت سنتی امنیت ملی را که صرفا جنبه نظامی داشته است گسترش دهد تا ضمن نشان دادن امنیت در سطوح جهانی، منطقه‌ای و داخلی همچنین به مسائل سیاسی و اقتصادی در بعد امنیت نیز توجه کند.
۳ ) امنیت مبتنی بر همکاری: در این ساختار نیز در کنار مباحث مربوط به نظم، توجه خاصی به نگرانی‌های اجتماعی و اقتصادی و محیطی مبذول و همچنین تلاش فراوانی به منظور نشان دادن متقابل بودن امنیت می‌شود. در این الگو پیش از رقابت بر همکاری تاکید و راهکارها و ابزارهای مناسبی برای مقابله برای تهدیدهای تازه ارائه می‌شود. در امنیت مبتنی بر همکاری پیش از رویارویی به مذاکره، پیش از بازدارندگی به اطمینان، پیش از پنهان کاری به شفافیت، پیش از تنبه به پیشگیری و پیش از یکجانبه‌گرایی بر وابستگی متقابل تاکید می‌شود.
وارد شدن در نهضت‌ها و اتحادیه‌های منطقه‌ای مانند نهضت عدم تعهد، ناتو، ورشو و سنتو (منحل شده است) همه ، نوعی تمهیدات عامل یا غیرعامل برای حفظ امنیت کشور است، البته صرف پیوستن به این نهضت‌ها یا اتحادیه‌های سیاسی و نظامی، امنیت خود به خود حاصل نمی‌شود، بلکه کشورها عضو مکلفند در چارچوب قراردادی اقدام به کارهایی کنند که از آنها خواسته شده است.
● عوامل تهدیدکننده امنیت ملی
بوزان با محور قرار دادن دولت تهدیدهای امنیتی را به ۳ دسته تقسیم می‌کند: تهدیداتی که متوجه ایده دولت (ناسیونالیسم) هستند، تهدیدهایی که متوجه وجود فیزیکی و مادی دولت (جمعیت و منابع) هستند و تهدیدهایی که سازمان دولت (سیستم سیاسی) را هدف قرار می‌دهند. از نظر وی، تهدیدات اجتماعی زمانی واقع می‌شوند که اصولا امنیت اجتماعی یک دولت در معرض خطر قرار گیرد. بوزان، امنیت اجتماعی را توان حفظ و ایمنی الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، هویت مذهبی، نژادی یک تحول یا ترتیبات جدید را به عنوان یک تهدید علیه بقایشان (هویت اجتماعی) تعریف کنند. بوزان معتقد است تهدیدات اجتماعی ازنشانه‌های وجود دولت ضعیف است و نمی‌توان آن را یک مساله امنیت ملی محسوب کرد، مگر در مواردی که نزاع بین دولتی را دامن بزند.
کشورهایی که بر وضع بی‌ثبات داخلی خود به وسیله سرکوب و اختناق سرپوش می‌گذارند و خارج از مرزها، با تکیه به قدرت دیگران، کمبود توانایی‌های خود را جبران می‌کنند، با تغییرات ناگهانی عواملی خارج از حیطه پیش‌بینی یا مدیریت آنان دچار ضربه‌پذیری می‌شوند. به عنوان مثال، فروپاشی شوروی، وضع جدیدی پدید آورد. نظام بعثی عراق که در داخل، امنیت را با سرکوب و در محیط بین‌المللی با تکیه بر قدرت‌ها تامین می‌کرد، یکباره خود را در وضعیتی جدید گرفتار دید. خود ‌‌از بین رفت و کشور عراق را به مخاطره افکند. در حوزه اقتصاد نیز بالا رفتن قیمت غله در سطح بین‌المللی، حکومت مصر را دچار مشکل نایابی و گرانی نان کرد که غذای اکثریت مردم تهیدست آن است و از این وضع، گروه‌های مخالف استفاده کردند و با دادن خدمات به محرومان، به افزایش محبوبیت خود میان آنان پرداختند.
داده‌های مربوط به امنیت پایدار در جهان معاصر عبارتند از:
- متکی به یک نظام داخلی مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر و حکومت قانون
- متکی به جامعه‌ای ساختارمند و مدنی
- متکی به ملتی مرفه و اقتصادی توانا و پویا
- دارای مسوولیت‌پذیری در قبال صلح جهانی و امنیت بین‌المللی
- خواهان تعالی همکاری‌های بین‌المللی و منطقه‌ای
- خواهان صلح و همکاری و همزیستی با همسایگان
ایران، کشورهای منطقه، مشارکت سیاسی و امنیت ملی و بین‌المللی
با توجه به تغییرات موجود در نظام بین‌الملل و امنیتی شدن فضای نظام‌ بین‌الملل پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ایران باید با باز تعریف سیاسی، نقش و جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی خود را در سطح منطقه تعریف کند و ارتقا ببخشد. بدون شک یکی از راهکارهای حفظ و ارتقای چنین جایگاهی، ارائه تعریفی جدید از امنیت و دسترسی به یک قدرت منطقه‌ای‌ است. 
هر چه شناخت منطقی انسان‌های جامعه افزایش یابد به همان اندازه بر میزان توانایی امنیت ملی افزوده می‌شود. ملتی در دفاع علیه دشمنان خویش مصمم خواهد بود که هوشمند و آگاه باشدجمهوری‌ اسلامی ایران به عنوان بزرگ‌ترین کشور منطقه خلیج فارس‌ باید مسوولیت‌ بیشتری در قبال ثبات و امنیت منطقه داشته باشد که یکی از لوازم آن ‌سیاست‌های تعاملی ایران با کشورهای منطقه، برقراری روابط دوجانبه‌ و چندجانبه متناسب با چالش‌های جدید بین‌المللی ازجمله تروریسم، جهانی ‌شدن، یکجانبه‌گرایی آمریکا، رفتار سیاسی سازمان‌های بین‌المللی و محیط زیست است. اگرچه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با کسب تجربه‌های عینی و ملموس از جنگ ایران و عراق و تحولات مربوط به آن ازجمله سیاست‌ها و موضعگیری‌های آمریکا و شوروی و همچنین شناخت اهمیت و نقش قدرت صنعتی و فناوری در موقعیت و وزن کشورها، رویکرد قدرت و امنیت محور را پیگیری کرد و در همین‌ خصوص صنایع نظامی و تسلیحاتی ایران گسترش و پیشرفت‌های فوق‌العاده‌ای یافت. دستیابی ایران به دانش صلح‌آمیز هسته‌ای و پیش‌بینی دیگر موفقیت‌های آتی آن در این زمینه، در کیفیت مناسبات سیاسی ایران با کشورهای عربی خلیج فارس و امنیت منطقه، تاثیر ویژه خود را داشته است. 
اما برای حرکت به سوی اهداف چشم‌انداز ۲۰ ساله، علاوه بر دگرگونی‌ در ساختارها و نهادهایی که مانع پیشرفت کشور می‌شوند یا مسیر حرکت رو به ‌جلو را کند می‌کنند، باید شرایط امنیت واقتدار ملی را با تکیه بر رشد اقتصادی، مشارکت سیاسی، تمرکززدایی و تعادل منطقه‌ای تقویت کرد و نظام ‌نهادی و انگیزشی و تقویت مبادلات علمی در سطح ملی، منطقه‌ای‌ و بین‌المللی را به وجود آورد.
برای ارتقای درجه امنیت، بیشتر کشورهای عربی و خاورمیانه مانند بحرین، قطر، کویت، عربستان سعودی، جمهوری آذربایجان، پاکستان، ترکیه، عراق و افغانستان روابط ویژه‌ای با قدرت‌ها برقرار کرده‌اند که با توجه به نظریات ارائه شده در بالا براحتی وابستگی این کشورها برای تامین امنیت خود و متزلزل بودن آن را نشان می‌دهد و چند کشور مانند پاکستان، بحرین و جمهوری آذربایجان برای ایجاد تعادل و تعریف استاندارد روابط با آمریکا، به ناتو نزدیک شده و به عنوان عضو همکار ناتو درآمده‌اند. 
اگرچه وجود دشمن مشترک عاملی مهم در ایجاد همبستگی درونی است، اما مهم‌ترین عامل حفظ و ثبات یک ملت داشتن ادراکی بیدار و آگاهی به هویت خویش است. هر چه شناخت منطقی انسان‌های جامعه افزایش یابد به همان اندازه بر میزان توانایی امنیت ملی افزوده می‌شود. ملتی در دفاع علیه دشمنان خویش مصمم خواهد بود که هوشمند و آگاه باشد. هر چه آگاهی ملی بالاتر باشد، توان امنیت ملی بالاتر خواهد بود. هر چه عمر هنجارهای مفید اجتماعی بیشتر باشد، پس احتمال برقراری امنیت در جامعه بیشتر خواهد بود. تجربه سوئیس که هیتلر با همه آمال سلطه‌جویانه‌اش به آن حمله نکرد، نمونه‌ای موفق در بسیج آگاهانه همه شهروندان در یادگیری فنون مقابله با دشمن است. در این خصوص همچنین لزوم توجه به کاهش ظرفیت‌های درگیری بخصوص از جانب همه جناح‌های سیاسی ضروری است. هر چه فضای دوقطبی و ظرفیت درگیری در کشور بالا باشد، به همان میزان از توان امنیت ملی کاسته می‌شود.
افزایش سطح آگاهی‌های عموم و مشارکت سیاسی از آسیب‌پذیری ارکان نظام در مواجهه با تهدیدات داخلی و خارجی می‌کاهد و از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این خصوص نکاتی مطرح است. ازجمله این که مردم به لحاظ برخورداری از حقوق فردی و اجتماعی احساس امنیت و آن را در ابعاد خرد و کلان امنیت فرد، گروه و دولت مجسم کنند و همچنین با تحقق امنیت داخلی و ایجاد همبستگی ملی، امکان مصون ماندن از تهدیدات خارجی مطرح است. 
نظام اجتماعی حاصل، توافق افراد بر ارزش‌های مشترک به منظور نیل به پیشرفت و دستیابی به اهداف مشترک است، چنان که توسعه انسانی در صدر اهمیت آن قرار دارد؛ بنابراین در استقرار ساز و کارهای امنیت پایدار و در تبیین ضرورت پرداختن به امنیت معطوف به اقتدار فرهنگی نقش مردم پیش از هر اقدام سخت‌افزارانه‌ای حائز اهمیت است، چراکه برآیند مطلوب هر نظام سیاسی که چگونگی فضای امنیتی جامعه نیز متاثر از آن است، عبارت از میزان رضایتی است که آحاد مردم از عملکرد آن نظام در تعامل با محیط پیرامونی دارند.
در شرایط امنیت معطوف به اقتدار فرهنگی زمینه بسط و توسعه آیین‌های مدنی، باورهای مشترک و پیشگیری از ناهنجاری‌های سیاسی و اجتماعی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فراهم شده و با تولید و بازتولید ارزش‌های انسانی در جامعه، بالتبع دیگر ارزش‌های حیاتی که منافع ملی، اهداف ملی، امنیت ملی و... ترجمان آن هستند، تضمین خواهد شد. با ایجاد گسست در مبانی اجتماعی و سیاسی و باورهای عمومی که نتیجه بلامعارض عدم پیوند و تعامل میان مردم و دولت است، امنیت ملی نیز در مقابل انواع آسیب‌ها شکننده بوده و در واقع حساسیت‌هایی که باید به طور متعارف و طبیعی حل و فصل شود به تهدیدی مبدل می‌شود که کل نظام را با مخاطره جدی روبه‌رو می‌کند. بر این اساس، عامل مشارکت سیاسی و حضور گستره در انتخابات و تصمیمات سیاسی و نظارت بر آن در امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در ادوار مختلف مورد واکاوی بوده و هست. انقلاب اسلامی ایران یکی از معدود انقلاب‌ها در تاریخ جهان است که همزمان علیه استعمار و استبداد شکل گرفت. کمتر انقلابی را در جهان می‌شناسیم که مبارزه با استعمار و استبداد را همزمان در خود داشته باشد.
بیشتر انقلاب‌های جهان یا صرفا علیه استبداد داخلی بوده یا فقط استعمار خارجی را هدف گرفته است. حرکت عظیم انقلاب اسلامی علیه استبداد و استعمار تنها در سایه مشارکت واقعی مردم به نتیجه رسید. مشارکت مطلوب و موردنظر انقلاب اسلامی، مشارکت تشریفاتی و تزیینی نیست، بلکه مشارکتی واقعی است که مردم براساس آن باید در تمام مراحل شریک باشند و پس از آن نیز با نظارت بر امور به حضور خود ادامه دهند.
موضوعی که در مشارکت واقعی مطرح می‌شود این است که مردم احساس کنند و مطمئن باشند که آرای آنها با امانتداری به مقصد می‌رسد. در سایه مشارکت واقعی در انتخابات، مطالبات مردمی جایگاه واقع‌بینانه خود را پیدا می‌کند و از افراط و تفریط فاصله می‌گیرد.
مشارکت گسترده مردم باعث افزایش اقتدار و امنیت ملی خواهد شد و نظام و کشور را در مقابل دشمنان خارجی و مشکلات داخلی مصون خواهد کرد. مشارکت مردم در انتخابات همچنین باعث می‌شود مردم نسبت به مسوولان کشور احساس مالکیت و تعلق پیدا کنند و قدرت ملی کشور افزایش یابد.
● عوامل موثر بر امنیت ملی
امنیت ملی برحسب عواملی که در افزایش یا کاهش آن تاثیرگذارند، بررسی می‌شود. پاره‌ای از این موارد، عواملی هستند که در اثر اتفاقات جهانی و فرامنطقه‌ای یا بر اثر حوادث طبیعی، در امنیت ملی موثرند. این دسته از عوامل را عوامل فراگیر یا غیرمستقیم موثر در امنیت ملی می‌نامند.
مثلا کشف یک سلاح جدید مانند بمب اتم در اثنای جنگ جهانی دوم و استفاده از آن در هیروشیما که وضعیتی تعیین‌کننده در جنگ داشت و وضعیت استراتژیک جدیدی را به دنیا حاکم کرد که حاصل آن وضعیت امنیتی جدیدی بود که پس از جنگ مشاهده شد، یا وقوع انقلاب اکتبر در شوروی. این حوادث خارج از کنترل بسیاری از حکومت‌ها بود، ولی در وضع امنیتی آنها اثری فاحش داشت.
دسته دیگر از عوامل ناشی از وضعیت جغرافیایی، سابقه تاریخی، تعداد و بافت و ترکیب جمعیتی، ثروت یا فقر طبیعی واحد جغرافیایی و از این قبیل است که تغییر آنها در زمان محدود و معینی، بسختی ممکن یا ممتنع است. این دسته از عوامل را عوامل پایا یا عوامل دیرپا می‌نامند.
دسته سوم از عوامل موثر در امنیت ملی عواملی هستند که با مدیریت کلان و بهینه دولت و با روش‌های علمی و متدیک، قابل تعدیل و در نتیجه، موجب ارتقای امنیت ملی می‌باشند؛ مانند افزایش اشتغال، ایجاد تعادل سنی، ایجاد رفاه، توسعه، دموکراسی، حقوق بشر، حکومت قانون، امنیت اقتصادی و در بعد خارجی، برقراری صلح، حسن رابطه و همکاری با همسایگان، افزایش توان اقتصادی و نظامی در صحنه بین‌المللی. این عوامل را عوامل بلاواسطه یا مستقیم اثرگذار در امنیت ملی می‌خوانیم. در وجه مستقیم عملی، اعمال قدرت قانونی، جلوگیری از هرج و مرج و بی‌قانونی و ترور و خرابکاری و قهر و خشونت در داخل و تامین صلح و امنیت و جلوگیری از جنگ و تهاجم دیگران در وجه خارجی، بزرگ‌ترین شرط تامین امنیت ملی هر کشور و دغدغه دائمی هر حکومت با تدبیری است.
عباس بشیری 

اقتصاد قوی و پویا ‌امنیت ملی پایدار ایجاد می‌کند / 10 مولفه امنیت پایدار

    جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران وظیفه ذاتی نیروهای مسلح را تامین امنیت کشور عنوان کرد و گفت: امنیت یکی از مقوله‌هایی است که دائما بشر به دنبال آن بوده است.
    خبرگزاری فارس: ‌اقتصاد قوی و پویا ‌امنیت ملی پایدار ایجاد می‌کند / 10 مولفه امنیت پایدار

    به گزارش خبرگزاری فارس از اراک سردار عبدالله عراقی بعد از ظهر امروز در مراسم تودیع و معارفه فرمانده تیپ 71 پیاده روح‌الله یکی از وظایف ذاتی هر حکومت و دولتی را برقراری امنیت ملی برای آن کشور عنوان کرد.

    وی با اشاره به اهمیت امنیت ملی افزود: دولت‌ها همواره به فکر حاکم کردن امنیت ملی در جامعه خود هستند.

    جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران تصریح کرد: مقوله امنیت گفتمانی نیست بلکه احساسی و ادراکی است و تنها با تبلیغات و شعار در رسانه‌ها نمی‌توان آن را  احساس کرد.

    عراقی در بیان اهمیت امنیت اظهار داشت: در دین اسلام به دو مقوله امنیت و سلامت در کنار هم تاکید شده است.

    وی بیان کرد: یکی از مولفه‌های امنیت نیروهای مسلح است که هر چه نیروهای مسلح، آموزش دیده و توانمندتر باشند می‌توانند بهتر این امنیت را برقرار کنند.

    جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران گفت: یکی از وظایف مهم برای ایجاد امنیت ملی پایدار و پویا تقویت نیرو‌های مسلح در حوزه رزم است.

    عراقی با بیان اینکه امروزه نیروهای مسلح به تنهایی نمی‌توانند ضامن امنیت باشند و مقوله‌های دیگر نیز نیاز است، اقتصاد را یکی از مولفه‌های امنیت ملی عنوان کرد.

    وی با توجه به اهمیت اقتصاد در نوسازی تجهیزات نظامی و تامین معیشت و رفاه نیروها خاطر نشان کرد: یک اقتصاد قوی و پویا می‌تواند یک امنیت ملی پایدار ایجاد کند.

    جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه، مدارای قومی مذهبی و تحمل سلایق و سرمایه‌های اجتماعی را از دیگر مولفه‌های امنیت دانست و اظهار داشت: حفظ سرمایه‌های اجتماعی باید مورد توجه جدی قرار گیرد و از افراد معتبر و تاثیر‌گذار در مدار حکومت و حاکمیت استفاده شود.

    عراقی دسترسی به منابع اصلی آب، برق، سوخت و انرژی را از دیگر مولفه‌های امنیت ملی ذکر کرد.

    وی آموزش و اثر بخشی آموزشی، آمادگی جسمانی، تبحر در تیراندازی، نظم و انضباط انفرادی و عملیاتی و آماده به جنگ بودن تمام دارایی‌های یگان را از عوامل موفقیت یگان‌ها عنوان کرد و بیان کرد: در صورت رعایت و کنترل این نکات می‌توانیم به یک امنیت پایدار برسیم.

    جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه با اشاره به اینکه تجلیل از پیشکسوتان جهاد و شهادت قدردانی از سرمایه‌های اجتماعی و امید بخش نسل جوان به شمار می‌رود، تصریح کرد: باید همواره قدردان پیشکسوتان عرصه جهاد و شهادت بود و برای تعظیم آنها تلاش کرد.

    عراقی افزود: اقتدار ایران اسلامی در همه عرصه‌ها مرهون ایثار و مقاومت رزمندگان اسلام است و باید از تجربیات این قشر بیش از پیش استفاده شود.

    در این مراسم  که با حضور پیشکسوتان جهاد و شهادت برگزار شد از خانواده شهدای تیپ پیاده 71 روح‌الله و پیشکسوتان تیپ 71 روح‌الله تجلیل شد.

    در این مراسم از خدمات سردار محسن کریمی قدردانی شد و سرهنگ پاسدار علیرضا داودآبادی به عنوان فرمانده تیپ پیاده 71 سپاه روح‌الله استان مرکزی معرفی شد.

    علل اجتناب ناپذير بودن به‌كارگيري دفاع غيرعامل

    شكاف فناوري (Technological gap) در سيستم‌ها و تسليحات

    1. آسيب‌پذيري سامانه‌هاي پدافند هوايي در برابر جنگ الكترونيك پيشرفته دشمن
    2. فقدان سلاح هاي ضد موشك بالستيك
    3. عدم پوشش كامل پدافندي مراكز حياتي، حساس و مراكز جمعيتي كشور بوسیله سلاح هاي پدافند هوايي موجود

    عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس: موضوع هسته ای از مولفه‌های هویتی ایران نوین است

    عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که معتقد است پرونده هسته ای را در خلاء نمی توان پیش برد، گفت: این پرونده در چارچوب سیاست خارجی کشور و تعاملات ما با دنیا باید پیش برود.

    مهدی سنایی نماینده نهاوند در گفت وگو با خبرآنلاین گفت: امروز بحث هسته ای یکی از مولفه های هویتی ایران نوین است.

     وی افزود: قاعدتا ملت ایران که حاضر نمی شود به راحتی از حق خود بگذرد. چون غرب نگران است ایران بمب هسته ای بسازد؟ خود اگر چیزی در این خصوص وجود داشت در گزارش های آژانس ارائه می شد.
    وی با اشاره به عدم پایبندی غرب به توافقاتش با ایران در خصوص ارسال سوخت 20 درصد براساس معهدات ان. پی . تی، اظهار داشت: غرب فکر می کرد اگر این سوخت را به ایران ندهد، ایران نمی تواند آن را تولید کند ولی ایران تولید کرد. اشتباه بزرگ غرب نوع نگاهش به ایران و جایگاهش است. ایران کشوری است که سالها در مقابل تحریم ها مقاومت کرده و از این تحریم ها هم عبور کرده است. امروز هم قطعا یک قدرت منطقه ای است. 
    وی در پاسخ به اینکه فکر می کنید استراتژی ایران در این مقطع باید حذف تحریم ها باشد یا اینکه پرونده هسته ای ایران از نیویورک -شورای امنیت سازمان ملل- به ژنو و آژانس بین المللی انرژی اتمی باز گردد؟، گفت: اگر بخواهیم واقع بینانه اظهارنظر کنیم ابتدا باید تحریم های یک جانبه برداشته شود. برداشتن تحریم ها می تواند نقطه شروع توافق ایران و 1+5 باشد. نقطه پایان آن هم در یک پروسه دوساله باید این باشد که کل تحریم ها برداشته شود و در نهایت پرونده ایران به آژانس بازگردد.