آداب برخورد با ارباب رجوع  

یکی از هدف های تحول اداری، ارتقاء و حفظ کرامت مردم در نظام اداری می باشد. سازوکار های لازم در ارائه خدمات مطلوب ومناسب و موثر به مردم تحت عنوان طرح تکریم مردم و جلب رضایت ارباب رجوع در نظام اداری، دارای اهمیت ویژه ای است زیرا علت وجودی هر سازمان و دستگاهی به خدماتی است که به افراد مختلف ارائه می دهد. ما از این افراد در سازمان به عنوان ارباب رجوع یاد می کنیم.

با توجه به اينكه كاركنان در سازمان‌ها ارتباط مستقيم با ارباب‌رجوع و مشتري دارند در مشتري‌مداري و تكريم ارباب‌رجوع نقش كاركنان سازمان‌ها و شركت‌ها نقش مؤثري است. سازمان‌هايي كه به دنبال مشتري‌مداري و افزايش رضايت ارباب‌رجوع هستند بايد مهارت‌هاي ارتباطي مؤثر و همراه با ادب و احترام و نزاكت را در كاركنان خود نهادينه كنند. نحوه برخورد با ارباب‌رجوع از ساير فاكتورهای  مؤثر در رضايت آنها تأثير بيشتري دارد.

اكرام ارباب رجوع و مشتري نبايد انتزاعي، ساختگي، ظاهري و مقطعي باشد بلكه تلاش شود تا در همه جاي سازمان نهادينه گردد. يكي از آفت‌هاي تكريم در برخي از سازمان‌ها اين است كه به صورت مقطعي شعارها و رفتارهايي دور از باور و اعتقاد مطرح مي‌شود كه با گذشت مقطع خاص دوباره به بوته فراموشي سپرده مي‌شود و اگر نهادينه گردد به صورت مستمر و دائمي خواهد بود. خلاصه اينكه طرح تكريم طرح بسيار مؤثري است به شرط آنكه مانند ديگر طرح‌ها به صورت مقطعي مورد توجه قرار نگيرد اگر اين طرح نیز مانند سایرطرحها فقط در مقاطعي مورد توجه قرار گرفته و بعد به فراموشي سپرده شود، مسلم است كه اين طرح همانند بسياري ديگر از طرح‌ها ناموفق خواهد بود.

     طرحي مي‌تواند موفق باشد كه مستمر و بلند مدت باشد. در اين صورت بازنگري و كنترل صورت خواهد گرفت و دوره‌هاي خاص اجراي آن با يکديگر مقايسه مي‌شوند به طور قطع طرح‌هاي اوليه همواره با كاستي‌هايي همراه هستند و از جمله اين كاستي‌ها مقطعي بودن آنهاست.

 براي عملي كردن طرح تكريم ارباب‌رجوع دو دسته پيش نياز لازم است، يكي اينكه ساختارها و سازوكارهاي لازم طراحي و اجرا شود كه كار زياد مشكلي نيست و بخشي از آن انجام و به راحتي مي‌توان آن را تكميل كرد و ديگري بسترسازي فرهنگي است كه كار دشواری است ولي در عين حال اگر بتوان فرهنگ‌سازي لازم را انجام داد، اجراي طرح تكريم ساده شده و تأثير مطلوبي در ارتقاي عملكرد سازمان‌ها خواهد داشت. تكريم ارباب‌رجوع بايستي به صورت يك نگرش و باور درآيد. برخي از دلايل عدم نهادينه شدن فرهنگ مشتري مداري در سازمان ها عبارت است از:

- عدم شناخت دقيق از نيازها، خواسته ها و انتظارات ارباب رجوع نزد تصميم گيرندگان و سياست گذاران سازمان.

- عدم باور مديران به اهميت تكريم ارباب رجوع.

- عدم توجه به كيفيت خدمات در سازمان.

- ناكارآمدي سيستم هاي مديريت منابع انساني (استخدام، گزينش، آموزش، جبران خدمات و ارزيابي عملكرد)

- عدم وجود ارتباطات سازماني مناسب و كارآمد.

برخورد با ارباب رجوع از هر گروه و صنفی که باشد و با هر روحیه ای اعم از ناراحت، عصبانی،خوشحال و ... زمانی که وارد دفتر کارمان می شود تابع شرایط خاصی است که تحت عنوان”آداب برخورد با ارباب رجوع“به تشریح آن می پردازیم.

1. شرط اول برخورد کارکنان با ارباب رجوع آنست که با رویی گشاده با او برخورد نماییم، حتی در سلام کردن از مراجعین سبقت بگیریم و با چهره ای بشاش از آنان احوالپرسی کنیم چرا که اینگونه برخوردها باعث می شود ارباب رجوع حتی اگر کارش انجام نشدنی و یا بدون جواب باشد از این که مورد احترام واقع شده است، با رضایت کامل اتاقمان را ترک کند. در واقع یک تبسم کافی است تا احساس محبت و صمیمیت را در مراجعین به وجود آورد و اصولاً برخورد خوب با هر ارباب رجوعی همیشه خاطره خوبی در ذهن آنان باقی می گذارد.

2. صبر وحوصله شرط دوم برخورد با ارباب رجوع است.

بدین معنی که باید به حرف های آنان دقیقاً گوش سپرده و با اشاراتی که حاکی از میل و رغبت باشد به آنان اجازه داد تا تمام حرفهای خود را بزنند و بعد از آن با ملایمت جواب مناسب وسنجیده ای به آنان داده شود. به همین منظور کارمندان در مواجه با مراجعین باید شکیبا و بردبار باشند زیرا ارباب رجوع صرف نظر از هر طبقه و صنفی که باشد با روحیات متمایزی اعم از ناراحت، خوشحال، عصبانی و ...به ما مراجعه می نماید و ضمن آنکه تمامی ناراحتی ها، عصبانی ها و ناکامی ها و ...بیرون را با خود به مؤسسه آورده، در برخورد با کارکنان آن را منعکس می کنند و انتظار دارند تا خواسته هایشان با سرعت و دقت انجام پذیرد. بنابراین برآورده کردن خواسته های مراجعین با صبر و شکیبایی اهمیت بسیار دارد.

3. امروزه جامعه شناسان بر این باورند که برای نفوذ در مردم باید از راه زبان آنان وارد شد و به عبارتی دیگر به زبان عامه سخن گفت . بنابراین در برخورد با ارباب رجوع باید به گونه ای سخن گفت که برای آنان قابل فهم ودرک باشد و از به کار برد ن الفاظ و اصطلاحاتی که فهم آن سنگین است خودداری شود زیرا اگر با آنان با زبانی سخت و توام با فخر وتکبر و بی اعتنایی روبرو شوید هرچند خواسته آنان برآورده شود اما هرگز با رضایت دفتر کارمان را ترک نخواهند کرد.

البته این نکته فراموش نشود در برخورد با مراجعین باید به فراخور شخصیت و میزان آگاهی افراد با آ نان برخورد نمود و از روش های سازنده و معقول استفاده کرد.

4. اهمیت یک سازمان امروزه به میزان اعتمادی است که مردم به آن دارند، داشتن ساختمان های بزرگ و مجلل و امکانات گسترده به هیچ وجه بر این اعتماد نمی افزاید و این مهم تحقق نمی یابد مگر با جلب رضایت مراجعین که از طریق برخوردهای صمیمی و سازنده هر دستگاه با ارباب رجوع ممکن می شود.

بنابراین کارمندان هر دستگاه باید تمام سعی و کوشش خود را در جهت تاٌمین خواسته های مراجعین به کار گیرند و اگر خود توان آن را ندارند از دیگر همکاران و افراد مافوق استمداد جویند تا در نهایت پاسخی پخته و منطقی به آنان داده شود و به طور حتم اگر خودسرانه و عجولانه پاسخی داده شود در انجام وظیفه سستی شده است.

كاركنان اگر ويژگي‌هاي ذيل را داشته باشند در زمره كاركنان مشتري‌مدار قرار خواهند گرفت :

•        وظيه خود را با مهر و علاقه و اشتياق انجام مي‌دهد.

•        درهمه حال خود را به جاي مشتري قرار مي‌دهد.

•        شنونده خوبي است.

•        با ميل و رغبت پاسخگواست.

•        مردم را دوست دارد.

•        هميشه حق را به مشتري مي‌دهد.

•        خدمات بدون منت ارائه مي‌كند.

•        خدمت به مشتري و ارباب رجوع رانعمت خدا تلقي مي‌كند.

•        منظم و آراسته است.

•        انگيزه و روحيه بالايي دارد.

•        مهارت‌هاي ارتباطي متعالي دارد.

•        همواره انرژي‌هاي مثبت انتقال مي‌دهد.

•        انرژي منفي دريافت شده را به ديگران منتقل نمي‌كند.

•        خوش برخورد، خوش رفتار و خوش گفتاراست.

•        به ارزش‌هاي متفاوت مشتريان احترام قائل است.

•        مثبت انديشند و تبسم همواره درچهره‌شان نمايان است.

•        همواره در دسترس مشتري و ارباب است.

•        با همه به صورت عادلانه رفتار دارد و در ارائه خدمات تبعيض انجام نمي‌دهد.

•        هيچ وقت با مشتريان مجادله و تندي نمي‌كند.

•        انتقاد مشتري را به حساب پيشنهاد آنها مي‌گذارد.

•        مشكلات زندگي خود را بر سر مشتري خالي نمي‌كند.

•        با مشتريان صادق و راستگو است...

نحوه برخورد با یک کارمند تازه وارد


ولی تاثیر گذاری اولیه طول مسیر کارمند مورد نظر مارا مشخص میکند لذا

۱-با خوش‌آمد گویی گرم، باکارمند جدید در روز اول کاری  استقبال کنید. برای این‌کار باید فردخاصی را انتخاب کرد. این کار را می‌تواند یکی از کسانی‌که با او مصاحبه می‌کرده انجام دهد.باید یک نفر را که با کارمند در وقت‌ استراحت، غذا و... ارتباط دارد، موظف کرد به سؤالات کارمند جدید . پاسخ دهد. واوراراهنمائی کند.درمورد او در روز اول قضاوت نکنید.


 ۲-دراولین روز سؤالات زیادی در ذهن  کارمند جدید  به‌وجود می‌آید. سؤالات و جوابهای اورا باوی مرور کنید. هر شخصی که برای اولین بار به مکانی نامانوس میرود با محیط خود مشکل دارد. حتی انسان در لحظات اولیه پس از مرگ گیج است.

۳-در خلال چند هفته اول، نظر نهایی و تجربیات یک کارمند درتصمیم‌گیری او برای ماندن یا رفتن، بسیار تأثیرگذار است وهمگی دراین زمان  شکل می‌گیرد. .  درخصوص استانداردهای شرکت، حجم کار، فرصت رشد، اخلاق کاری همکاران و ارتباطات با مدیران بالاتر،به وی توضیح دهید. 

۴-باید ویژگی‌های کار را به کارمند جدید آموزش داد. همچنین باید از مهیا بودن وسائل و امکانات مورد نیاز او، اطمینان حاصل کرد.

۵-کلیه وظایفی را که باید کارمند جدیددر هفته‌های نخست  انجام دهد،  به صورت فهرست در اختیار او قرار دهید.

۶-با کارمند جدیددر خلال هفته اول، به‌صورت روزانه کارها را چک کنید تا مطمئن شوید امور به‌خوبی پیش می‌رود. این کار ممکن است به‌صورت هفتگی تا پایان ماه اول یا دوم ادامه یابد. 

۷-ساختار سازمانی را برای کارکنان جدید توضیح دهید و بگذارید دریابند کار آن‌ها چگونه با مأموریت سازمان متناسب است. اگر فرصت‌های پیشرفت وجود دارد برای او روند ترقی و مراحل رشد و آموزش را تشریح نمایید. 

۸-در صورت لزوم سازمانهای رسمی وغیر رسمی رابرای وی تشریح کنید

۹- هر بچه ای که بدنیا می اید چشمانش را بسته نگه میدارد وفقط گریه میکند .چون اواز محیطی تاریک به دنیای روشن امده .یک کارمندجدید نیز در روز اول کز(kez) میکند.هوای اورا داشته باشید.

دقت به مواردبالا به شما اطمینان می‌دهد که کارمند جدید روشی پایدار را با سازمان شما آغاز خواهد کرد.

با کارمندان و مدیران متخلف چه برخوردی می شود؟


با کارمندان و مدیران متخلف چه برخوردی می شود؟  یکی از راهکارهای اصلی که برای مقابله با فساد اقتصادی مورد تاکید کارشناسان قرار دارد نظارت دقیق‌تر بر عمل کارکنان دولت است. عده‌ای بر این عقیده هستند که در قوانین و مقررات کشور سازوکارهای نظارتی کاملی برای نظارت بر کارمندان دولت وجود دارد که اگر به صورت دقیق و کامل به اجرا درآید زمینه لغزش و خطا در نظام اداری به حداقل خواهد رسید.
  

پایگاه آموزشی مهداد (www.mahdad.ir):

یکی از راهکارهای اصلی که برای مقابله با فساد اقتصادی مورد تاکید کارشناسان قرار دارد نظارت دقیق‌تر بر عمل کارکنان دولت است. عده‌ای بر این عقیده هستند که در قوانین و مقررات کشور سازوکارهای نظارتی کاملی برای نظارت بر کارمندان دولت وجود دارد که اگر به صورت دقیق و کامل به اجرا درآید زمینه لغزش و خطا در نظام اداری به حداقل خواهد رسید. آنها معتقدند نظارت دقیق و بدون گذشت بر کارکنان باعث خواهد شد که از میزان تخلفات اداری کاسته شود.

به گزارش پایگاه آموزشی مهداد، برای بررسی موضوع تخلفات اداری با یکی از اساتید برجسته در حوزه حقوق اداری کشورمان و مدرس دانشگاه تهران پرداخته‌ایم. دکتر ولی رستمی در مورد نحوه نظارت بر کارکنان دولت، مراجع نظارتی و قوانین حاکم به سوالات ما پاسخ داده است.

به طور کلی بر چه اساس و طبق چه قوانینی بر عملکرد کارکنان دولت نظارت می‌شود و برای متخلفین امر چه مجازات‌هایی مد نظر قانون‌گذار قرار گرفته است؟

در ابتدا با این سوال باید بگویم که یکی از بحث‌هایی که در مورد نظارت بر اعمال و رفتار کارکنان به ویژه مسئولیت اداری آنان مطرح است، بحث تخلفات در حیطه مسئولیت و فعالیت اداری آنان است. به طوری که برای تخلفاتی که یک کارمند در حیطه وظایف خود مرتکب می‌شود، ساز و کارهای قانونی توسط قانون‌گذار پیش‌بینی شده است.

در قانون اساسی ایران نیز به این اشاره شده همچنین قانون رسیدگی به تخلفات اداری در سال 1382 به تصویب رسیده است. در این قانون انواع تخلفات کارکنان در ماده 8 و انواع مجازات‌های آن در ماده 9 قانون مذکور پیش‌بینی شده است. در ماده 9 قانون رسیدگی به تخلفات اداری مجازات‌هایی از قبیل: الف- اخطار کتبی بدون درج در پرونده استخدامی. ب- توبیخ کتبی با درج در پرونده استخدامی. ج- کسر حقوق و فوق العاده شغل یا عناوین مشابه حداکثر تا یک سوم، از یک ماه تا یک سال. د- انفصال موقت از یک ماه تا یک سال. هـ- تغییر محل جغرافیایی خدمت به مدت یک تا پنج سال. و- تنزل مقام و یا محرومیت از انتصاب به پست‌های حساس و مدیریتی در دستگاه‌های دولتی و دستگاه‌های مشمول این قانون. ز- تنزل یک یا دو گروه و یا تعویق در اعطای یک یا دو گروه به مدت یک یا دو سال. ح- بازخرید خدمت در صورت داشتن کمتر از 20 سال سابقه خدمت دولتی در مورد مستخدمین زن و کمتر از 25 سال سابقه خدمت دولتی در مورد مستخدمین مرد با پرداخت 30 تا 45 روز حقوق مبنای مربوط در قبال هر سال خدمت به تشخیص هیات صادرکننده رای. ط- بازنشستگی در صورت داشتن بیش از 20 سال سابقه خدمت دولتی برای مستخدمان زن و بیش از 25 سال سابقه خدمت دولتی برای مستخدمان مرد بر اساس سنوات خدمت دولتی با تقلیل 1 یا 2 گروه. ی- اخراج از دستگاه متبوع. ک- انفصال دایم از خدمات دولتی و دستگاه‌های مشمول این قانون، مد نظر قانون‌گذار قرار گرفته است.

این نظارت توسط چه ارگانی صورت می‌پذیرد؟ 

مرجع رسیدگی به تخلفات کارکنان همان هیات‌های رسیدگی به تخلفات اداری مورد بحث است. علاوه بر آن در ماده 90 قانون مدیریت خدمات کشوری نکاتی در خصوص تخلفات کارکنان به ویژه بحث ممنوعیت اخذ رشوه و سوءاستفاده از مقام اداری توسط کارمندان پیش‌بینی شده است. در متن ماده 90 قانون مذکور و تبصره‌های آن آمده است: کارمندان دستگاه‌های اجرایی موظف هستند که وظایف خود را با دقت‌، سرعت‌، صداقت‌، امانت‌، گشاده‌رویی‌، انصاف و تبعیت از قوانین و مقررات عمومی و اختصاصی دستگاه مربوطه انجام دهند و در مقابل عموم مراجعین به‌طور یکسان و دستگاه ذی‌ربط پاسخگو باشند. هرگونه بی‌اعتنایی به امور مراجعین و تخلف از قوانین و مقررات عمومی ممنوع است. ارباب رجوع می‌توانند در برابر برخورد نامناسب کارمندان با آن‌ها و کوتاهی در انجام وظایف به دستگاه اجرایی ذی‌ربط و یا به مراجع قانونی شکایت کنند. همچنین در ماده 91 و تبصره‌های قانون مذکور آمده است که اخذ رشوه و سوء‌استفاده از مقام اداری ممنوع است. استفاده از هرگونه امتیاز، تسهیلات، حق مشاوره‌، هدیه و موارد مشابه در مقابل انجام وظایف اداری و وظایف مرتبط با شغل توسط کارمندان دستگاه‌های اجرایی در تمام سطوح از افراد حقیقی و حقوقی به ‌جز دستگاه ذی‌ربط خود تخلف محسوب می‌شود.

تبصره 1 این ماده مقرر می‌کند: دستگاه‌های اجرایی موظفند علاوه بر نظارت مستقیم مدیران از طریق انجام بازرسی‌های مستمر داخلی توسط بازرسان معتمد و متخصص در اجرا این ماده نظارت مستقیم کنند. چنانچه تخلف هر یک از کارمندان مستند به گزارش حداقل یک بازرس معتمد به تایید‌ مدیر مربوطه برسد بالاترین مقام دستگاه اجرایی یا مقامات و مدیران مجاز، می‌توانند دستور اعمال کسر یک سوم از حقوق، مزایا و عناوین مشابه یا انفصال از خدمات دولتی برای مدت یک ماه تا یک سال را برای فرد متخلف صادر کنند. تبصره 2نیز در ادامه می‌گوید: در صورت تکرار این تخلف به استناد گزارش‌هایی که به تایید بازرس معتمد و مدیر مربوطه برسد پرونده فرد خاطی به هیات‌های رسیدگی به تخلفات اداری ارجاع و یکی از مجازات‌های بازخرید، اخراج و انفصال دایم از خدمات دولتی اعمال خواهد شد.  تبصره 3 مقرر می‌کند: دستگاه‌های اجرایی موظفند پرونده افراد حقیقی و حقوقی رشوه دهنده به کارمندان دستگاه‌های اجرایی را جهت رسیدگی و صدور حکم قضایی به مراجع قضایی ارجاع کنند. و در تبصره 4 گفته شده است: سازمان موظف است اسامی افراد حقیقی و حقوقی رشوه دهنده به کارمندان دستگاه‌های اجرایی را جهت ممنوعیت عقد قرارداد به کلیه دستگاه‌های اجرایی اعلام کند.

علاوه بر مواردی که در بالا به آن‌ها اشاره شد، قانون دیوان محاسبات کشور نیز در خصوص تخلفات مدیران مخصوصا تخلفات مالی و یا خرج اعتبارات دولت در مصارف غیر تخصیص یافته، هیات‌هایی تحت عنوان هیات‌های مستشاری پیش‌بینی کرده که دادستان دیوان محاسبات کشور تخلفات مالی کارکنان و مدیران را بررسی و طی ادعانامه‌ای جهت رسیدگی هیات‌های مذکور به رئیس دیوان ارسال می‌کند و با ارجاع رییس دیوان هیات مستشاری مربوط پس از رسیدگی و احراز تخلف مجازات‌های اداری از قبیل کسر حقوق و اخراج و انفصال موقت یا دایم از خدمت اعمال می‌کند. در ارتباط با بازرسی کل کشور باید گفت که این سازمان نمی‌تواند مجازات صادر کند. در صورت کشف تخلف، اگر تخلف مالی باشد به دیوان محاسبات کشور و اگر غیرمالی باشد به هیات رسیدگی به تخلفات اداری ارجاع می‌کند. پس در نتیجه دو ساز و کار برای تخلفات اداری کارکنان پیش‌بینی شده است، اول سازوکار هیات‌های رسیدگی به تخلفات اداری و دوم سازوکار دیوان محاسبات کشور.

با توجه به اینکه بر نحوه عملکرد کارکنان دولت در سایر کشورها نظرات‌هایی وجود دارد، در ارتباط با این نوع نظارت و برخورد با آن در سایر کشورها توضیح دهید؟

در خصوص قوانین سایر کشورها باید گفت که این به سلامت اداری در آن کشور مربوط می‌شود. البته سلامت اداری دغدغه‌ تمام نظام‌هاست و پاکدستی مدیران و کارکنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به طور کلی تمامی کشورها مجازات‌ها و جرایم خاصی برای نظارت بر عملکرد مدیران و کارکنان خود دارند. کشور ما نیز در ارتباط با این موضوع قانونی تحت عنوان قانون ارتقای سلامت اداری و مبارزه با فساد اداری تصویب کرده است. که شایان ذکر است قانون خوب و مناسبی به شمار می‌رود. البته با توجه به اینکه تعداد کارکنان در کشورها بسیار است، در نتیجه جرایم ارتکابی آنان نیز بالا خواهد بود. در کشورهای دیگر در خصوص تخلفات اداری کارکنان نیز ساز و کارهایی پیش‌بینی شده است. شیوه‌ای که در کشور ما در حال اجراست، برگرفته از سایر کشورهاست. به طور کلی در خصوص اعمال مجازات‌ها باید این نکته را مد نظر قرار داد که نوع اعمال مجازات بستگی به نوع تخلف دارد. به عنوان مثال در مجازات کیفری باید به قوانین کیفری مراجعه کرد. در مثالی دیگر برای روشن شدن بحث لازم به ذکر است که اگر مدیری مرتکب اختلاس، ارتشا و کلاهبرداری شود، مجازات شدیدتری را در بر دارد. همچنین مجازات برای مقامات کشوری در خصوص این گونه از جرایم، سنگین‌تر و شدیدتر پیش‌بینی شده است.

آیا مدیر سازمان دولتی به دلیل جرم کارمند خود مورد بازخواست قرار می‌گیرد؟

برخی از تخلفات مربوط به مدیران، گزارش نکردن تخلف زیر مجموعه است. طبق بند15 ماده 8 قانون تخلفات اداری، سهل‌انگاری روسا و مدیران در ندادن گزارش تخلفات کارمندان تحت امر یکی از تخلفات اداری به شمار می‌رود به علاوه ماده 92 قانون مدیریت خدمات کشوری در این خصوص مقرر می‌دارد: مدیران و سرپرستان بلافصل‌، مسئول نظارت و کنترل و حفظ روابط سالم کارمندان خود در انجام وظایف محوله هستند و در مورد عملکرد آنان باید پاسخگو باشند. در صورتی که کارمندان مزبور با اقدامات خود موجب ضرر و زیان دولت‌ شوند و یا تخلفاتی نظیر رشوه و یا سوءاستفاده در حیطه مدیریت مسئولین مزبور مشاهده و اثبات شود، علاوه بر برخورد با کارمندان خاطی با مدیران و سرپرستان کارمندان (حسب مورد) نیز که در کشف تخلف یا جرایم اهمال کرده باشند مطابق قوانین مربوط، با آنان رفتار خواهد شد. 

به عبارت دیگر نظارت بر عملکرد و رفتار کارکنان از وظایف مدیران اداره به شمار می‌رود و اگر کارمندی تخلفی را مرتکب شود و مدیر آن از بازگو کردن تخلف کارمند خود خودداری کند، آن مدیر توسط مقامات مربوطه مورد بازخواست قرار می‌گیرد. در خصوص مجازات‌هایی که برای مدیران در این زمینه مشخص شده باید گفت که نوع مجازات کارمند با مدیر تفاوتی ندارد. در ماده 8 قانون رسیدگی به تخلفات اداری طی 38 بند انواع تخلفات اداری و در ماده 9 مجازات‌های مشخص شده در 11 بند پیش‌بینی شده است. به طور کلی این هیات رسیدگی به تخلفات اداری است که با توجه به نوع تخلف، سابقه متهم و سایر موارد یکی از مجازات‌ها را متناسب با تخلف ارتکابی تعیین می‌کند. 

علاوه بر موارد فوق طبق قانون سازمان بازرسی کل کشور مصوب سال 1387، رسیدگی به تخلفات مدیران در هیات رسیدگی به تخلفات اداری مستقر در ریاست جمهوری بررسی می‌شود. به عبارت دیگر گزارش سازمان بازرسی در مورد تخلفات مدیران (البته مدیران مربوط به قوه قضاییه و قوه مقننه از این امر مستثنی هستند.) باید در هیات رسیدگی به تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری بررسی شود. بنابراین با توجه به مطالبی که در بالا به آن‌ها اشاره شد، قانون‌گذار تاکید کرده که چه نوع مجازاتی برای کارمند و یا مدیر متخلف صادر شود.

بنابراین با توجه به آنچه که این استاد حقوق اداری کشورمان در گفت‌وگو با حمایت مورد تاکید قرار داد، ساز و کار برخورد با تخلفات کارکنان دولت پیش‌بینی شده است. در این شرایط می‌توان ادعا کرد که آنچه بیشتر مورد نیاز و محتاج توجه است، اهتمام و عزم جدی در اجرای قوانین و برخورد قاطع با متخلفان است تا قاطعیت و سرعت برخورد با متخلفان بتواند مشکل بروز مفاسد اداری و اقتصادی را حل کند.

طرز برخورد مدیر آی بی ام در برخورد با اشتباه کارمند

طرز برخورد مدیر آی بی ام در برخورد  با اشتباه کارمند

سالها قبل یکی از کارکنان شرکت آی بی ام اشتباه بزرگی مرتکب شد و ده میلیون دلار به شرکت آی بی ام ضرر زد…..

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

این کارمند خاطی به دفتر بنیانگذار آی بی ام آقای تام واتسون احضار شد . هنگام ورود به دفتر آقای واتسون ضمن ابراز ندامت و پشیمانی از این اشتباه گفت : گان می کنم باید استعفا دهم.

واتسون گفت:

شوخی می کنی؟

 

همین الان 10 میلیون دلار برای آموزش تو خرج کرده ام.

انواع تخلفات اداری -قانون کار و ایین نامه

  

1- اعمال و رفتار خلاف شئون شغلی یا اداری:

هر فعل یا ترک فعلی که مغایر با شئونات شغلی یا اداری مستخدم دولت است مشمول این بند قرار می گیرد، با این توضیح که ممکن است مستخدم دولت مرتکب فعلی گردد که به حیثیت شغلی وی خدشه وارد شود و یا عملی انجام دهد که شان اداری و صنفی وی را زیر سئوال ببرد اعمالی همچون سرقت، کلاهبرداری، دادن رشوه، کشیدن چک بلامحل و یا اشتغال به کارهایی که حیثیت شغلی او را خدشه دار سازد مصادیقی از اعمال و رفتار خلاف شئون شغلی هستند.

2- نقص قوانین و مقررات مربوط:

چنانچه کارمند دولت با علم و عمد قوانین و مقررات مربوط به شغل خود را در مقام اجراء نادیده بگیرد مرتکب تخلف شده است.

3- ایجاد نارضایتی در ارباب رجوع یا انجام ندادن یا تاخیر در انجام امور قانونی آنها بدون دلیل:

هرگاه کارمند دولت وظایف محوله خود را در ارتباط با ارباب رجوع انجام نداده و یا تعمدا در انجام این وظایف تعلل یا تاءخیر نماید و هیچ گونه دلیل و یا توجیه قانونی نیز نداشته باشد عمل وی مصداق تخلف فوق است.

4- ایراد تهمت و افترا و هتک حیثیت:

هرگاه کارمند دولت دروغ و یا عمل مجرمانه ای را به شخص حقیقی نسبت دهد و به توهین و هتک حیثیت افراد مبادرت نماید متخلف محسوب می شود.

5- اخاذی:

چنانچه کارمند دولت به قصد تصاحب مال افراد به نفع خود یا دیگری مبادرت به تهدید مالی، جانی یا شرفی فرد یا افرادی نماید مشمول این تخلف قرار می گیرد.

6- اختلاس:

برداشت و تصاحب اموال دولتی یا اشخاص توسط کارمند دولت که بر حسب وظیفه به وی سپرده شده به نفع خود یا دیگری، مصداق اختلاس است.

7- تبعیض یا اعمال غرض ورزی یا روابط غیراداری در اجرای قوانین و مقررات نسبت به اشخاص:

منظور از تبعیض این است که کارمند دولت برای اجرای قوانین در ارتباط با اشخاص که حائز امتیازی برابر باشند، بدون دلیل موجه یکی را بر دیگری ترجیح دهد، هم چنین اظهار نظر مغرضانه کارمند دولت در ارتباط با افراد مشمول این بند قرار می گیرد.

8- ترک خدمت در خلال ساعات موظف اداری:

در صورتی که کارمند دولت، در طول ساعات اداری بدون کسب مجوز و دلیل قانونی خدمت خود را ترک نماید متخلف محسوب شده و مشمول این بند قرار می گیرد.

9- تکرار در تاخیر ورود به محل خدمت یا تکرار خروج از آن بدون کسب مجوز:

اگر کارمند دولت کرارا با تاخیر در محل کار خود حاضر شده و در هنگام خروج نیز مکررا تعجیل نماید متخلف محسوب می گردد.( با عنایت به آئین نامه مربوط به حضور و غیاب کارکنان دولت)

10- تسامح در حفظ اموال و اسناد و وجوه دولتی، ایراد خسارات به اموال دولتی:

چنانچه، اموال، اسناد، اوراق و وجوه دولتی که بر حسب وظیفه به کارمند دولت سپرده شده باشند و کارمند در حفظ و نگهداری آنها مسامحه و سهل انگاری نماید متخلف محسوب می شود، هم چنین ورود خسارت عمدی یا سهوی از ناحیه کارمند به اموال دولتی نیز از مصادیق تخلف فوق است.

11- افشای اسرار و اسناد محرمانه اداری:

چنانچه کارمند دولت هر گونه اطلاعات و اسرار محرمانه اداری خود را مستقیم یا غیرمستقیم، عمدی یا سهوی افشا نماید و یا در اختیار اشخاص قرار دهد متخلف محسوب می شود.

12- ارتباط و تماس غیرمجاز با اتباع بیگانه:

مراد مقنن از این بند، برقراری و ایجاد رابطه با اتباع کشورهای بیگانه به صورت مختلف از جمله مکاتبه ای، تلفنی، حضوری و ... است که قوانین و مقررات جاری کشور آن را منع کرده باشد.

13- سرپیچی از اجرای دستورهای مقامهای بالاتر در حدود وظایف اداری:

چنانچه کارمند دولت نسبت به فرمان و دستور مقامات مافوق خود بی اعتنا بوده و از انجام آنها سرباز زند مشمول این بند از تخلفات اداری قرار می گیرد. نکته قابل توجه اینکه دستور مقام مافوق باید در حدود وظایف کارمند باشد.

14- کم کاری یا سهل انگاری در انجام وظایف محول شده:

اگر کارمند در انجام وظایف مسلم اداری خود مسامحه نماید به نحوی که موجب تضییع حقوق اشخاص گردد حتی اگر عمد و یا علم نسبت به موضوع نیز نداشته باشد مشمول تخلف این بند می گردد.

15- سهل‌انگاری روسا و مدیران در ندادن گزارش تخلفات کارمندان تحت امر:

اگر مدیری تعمدا تخلف کارمند تحت امر خود را به مراجع ذیصلاح منعکس نکند مرتکب تخلف نقص قوانین و مقررات شده و اگر سهوا از انجام این کار سرباز زد تخلف او با بند فوق یعنی سهل انگاری در انجام وظایف تطبیق داده می شود.

16- ارائه گواهی یا گزارش خلاف واقع در امور اداری:

غالب صاحب نظران اعتقاد دارند که اگر کارمند دولت اوراق خلاف واقع را که قبلا توسط دیگری تنظیم شده باشد به مرجع اداری ارائه نماید مشمول این بند قرار می گیرد.

17- گرفتن وجوهی غیر از آنچه در قوانین و مقررات تعیین شده یا اخذ هر گونه مالی که در عرف رشوه خواری تلقی می شود. این بند دو شق دارد:

الف- اخذ هر گونه مال یا وجه توسط مسئولین مربرط که موجبات آن در قانون و مقررات پیش بینی و تبیین نگردیده است.

ب- اخذ هر گونه مال منقول یا غیر منقول توسط کارمند دولت جهت انجام کار اداری، بر این اساس صرف اخذ مال موجبات بروز تخلف خواهد بود.

18- تسلیم مدارک به اشخاصی که حق دریافت آن را ندارد یا خودداری از تسلیم مدارک به اشخاصی که حق دریافت آن را دارند:

چنانچه مامور دولت، اوراق، مدارک، اسناد و ... که حسب وظیفه در اختیار اوست تحویل اشخاصی دهد که موجب قوانین و مقررات صالح به تحویل آن مدارک نیستند و یا برعکس از تحویل آن به اشخاصی که صالح به تحویل مدارک هستند خودداری نماید مرتکب تخلف شده است.

19- تعطیل خدمت در اوقات مقرر اداری:

وقوع این تخلف در زمانی است که کارمند دولت از انجام محوله استنکاف نموده و عملا کار را تعطیل نماید.

20- رعایت نکردن حجاب اسلامی:

اگر مستخدم حجاب اسلامی را رعایت نکند مرتکب عمل تخلف شده است. رعایت حجاب اسلامی تنها منحصر به محیط اداری نیست و چنانچه کارمندی در خارج از محیط اداری نیز حجاب اسلامی را رعایت نکند مرتکب تخلف شده است.

21- رعایت نکردن شئون و شعائر اسلامی:

رعایت نکردن شئونات و شعائر مقدس دین مبین اسلام توسط کارمند دولت تخلف محسوب می شود. نظیر روزه خواری در ماه مبارک رمضان.

22- اختفاء ، نگهداری، حمل، توزیع و خرید و فروش مواد مخدر:

مخفی کردن، نگهداری، حمل نمودن، توزیع و خرید و فروش هر گونه مواد افیونی که طبق قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر به عنوان مواد مخدر تعریف شده مانند تریاک، هروئین، بنگ، چرس، ... تخلف اداری محسوب می شود.

23- استعمال یا اعتیاد به مواد مخدر:

استفاده مواد مخدر به هر طریق ( دود کردن، خوردن، تزریق کردن و ...) بصورت تفننی و یا استفاده بصورت دائم و متداول توسط کارمند دولت تخلف محسوب می شود.

24- داشتن شغل دولتی دیگر به استثنای سمت های آموزشی و تحقیقاتی:

طبق قانون هر فرد حق داشتن یک شغل دولتی دارد. بنابراین داشتن دو شغل دولتی تمام وقت که مستلزم داشتن پست های سازمانی، ردیف استخدامی و ... باشد تخلف محسوب می شود. البته به سبب شرایط خاص سمت های آموزشی و تحقیقاتی برای این دو سمت استثناء قائل شده است.

25- هر نوع استفاده غیرمجاز از شئون یا موقعیت شغلی و امکانات و اموال دولتی:

اگر کارمند دولت از امکانات و وسائل و اموال دولتی که بر حسب وظیفه در اختیار اوست و یا از موقعیت شغلی خود استفاده غیرمجاز نماید ( یعنی غیر از مواردی که قوانین و مقررات مشخص نموده است)

مشمول تخلف این بند می باشد.

26- جعل یا مخدوش نمودن و دست بردن در اسناد و اوراق رسمی یا دولتی:

تعریف جعل در ماده 523 قانون مجازات اسلامی آمده است. معمولا جعل دو نوع است

الف) جعل مادی به معنی قلب حقیقت بوسیله یک عمل مادی در نوشتجات رسمی یا عادی دولتی

ب) جعل مفادی به معنی قلب حقیقت در مضمون و ماهیت یک عمل حقوقی بدون اینکه با عمل مادی همراه باشد. هم چنین هر گونه تغییر یا درج نوشته ای خلاف واقع در اسناد و اوراق رسمی مشمول دست بردن در اوراق و اسناد است.

27- دست بردن در سئوالات، اوراق، مدارک و دفاتر امتحانی افشای سئوالات امتحانی یا تعویض آنها:

هر گونه تعویض، تغییر، اضافه یا کم نمودن سئوالات امتحانی اوراق، مدارک، دفاتر امتحانی توسط کارمند دولت تخلف است، هم چنین باز کردن و در اختیار دیگران گذاشتن سئوالات امتحانی لاک و مهر شده تخلف است و با کارمند خاطی برابر قانون برخورد می شود.

28- دادن نمره یا امتیاز بر خلاف ضوابط:

کم و زیاد دادن نمره یا امتیاز برخلاف ضوابط و مقررات که موجب ایجاد حق کاذب و یا تضییع حق برای فرد گردد از سوی کارمند دولت تخلف محسوب می گردد.

29- غیبت غیرموجه بصورت متوالی یا متناوب:

عدم حضور در محل خدمت بدون داشتن مجوز و یا دلیل سند موجه بصورت منقطع و یا متوالی تخلف محسوب می گردد.

30- سوء استفاده از مقام و یا موقعیت اداری:

هرگونه سوء استفاده از مقام و موقعیت اداری کارمند دولت که موجبات تضییع حقوق معنوی یا مادی دولت یا سایر اشخاص را فراهم نماید تخلف محسوب می گردد.

31- توقیف، اختفاء، بازرسی یا بازکردن پاکتها و محمولات پستی یا معدوم کردن آنها و استراق سمع بدون مجوز قانونی:

توقیف، مخفی کردن، بازنمودن، بررسی کردن، معدوم یا امحا کردن پاکت های پستی توسط کارمندان دولت تخلف محسوب می گردد. هم چنین هر نوع استراق سمع بدون کسب مجوز کتبی از مقامات صلاحیت دار توسط کارمند دولت از مصادیق تخلف فوق است.

32- کارشکنی و شایعه پراکنی، وادار ساختن یا تحریک دیگران به کارشکنی یا کم کاری و ایراد خسارت به اموال دولتی و اعمال فشارهای فردی برای تحصیل مقاصد غیرقانونی:

ارتکاب هر گونه اعمال، رفتار و حرکات توسط کارمند دولت بصورت مستقیم یا غیرمستقیم که موجبات کارشکنی، شایعه پراکنی و تحریک دیگران به کارشکنی و کم کاری در وظایف اداری را فراهم نماید تخلف محسوب می شود. هم چنین هر گونه اعمالی که موجبات بروز خسارت به اموال دولتی برای تحصیل مقاصد غیرقانونی را فراهم کند به عنوان تخلف قلمداد می گردد.

33- شرکت در تحصن، اعتصاب و تظاهرات غیرقانونی یا تحریک به برپائی تحصن، اعتصاب و تظاهرات غیرقانونی و اعمال فشارهای گروهی برای تحصیل مقاصد غیرقانونی:

شرکت در تحصن، اعتصاب و تظاهرات غیرقانونی تخلف محسوب می شود. شرط وقوع تخلف در این جا وجود شخص یا اشخاص دیگر و هم چنین داشتن علم و اطلاع از موضوع و انجام عملیات اجرائی است. هم چنین تحریک به برپائی تحصن و اعتصاب و تظاهرات غیرقانونی و اعمال فشارهای گروهی برای تحصیل مقاصد غیرقانونی از مصادیق تخلف محسوب می شود.

34- عضویت در یکی از فرقه های ضاله که از نظر اسلام مردود شناخته شده اند:

گر مستخدم دولت در یکی از فرقه های ضاله همچون بهائیت که از نظر اسلام مردود شناخته شده اند عضویت داشته باشد متخلف محسوب می شود. با توجه به بکار بردن واژه " عضویت " به نظر می رسد که طرفداران و فعالیت به نفع یکی از فرقه های ضاله از شمول این بند خارج است.

35- همکاری با ساواک به عنوان مامور یا منبع خبری و داشتن فعالیت یا دادن گزارش ضد مردمی:

اگر کارمند دولت با ساواک منحله به عنوان مامور یا منبع خبری همکاری داشته و یا اگر کارمند دولت گزارش ضد مردمی به ساواک داده باشد متخلف محسوب می شود.

36- عضویت در سازمان هایی که مرامنامه یا اساس نامه آنها مبتنی بر نفی ادیان الهی است یا طرفداری و فعالیت به نفع آنها:

این بند نه تنها عضویت در این نوع سازمانها را تخلف دانسته بلکه طرفداری و فعالیت به نفع آنها را نیز تخلف اداری محسوب کرده است. در این جا صرف فعالیت تخلف است ولو اینکه فعالیت چندان هم موثر نباشد.

37- عضویت در گروه های محارب یا طرفداری و فعالیت به نفع آنها:

محاربه عبارت است از اختلال در امنیت عمومی بوسیله اسلحه. طبق تبصره یک ماده 183 قانون مجازات اسلامی کسی که به روی مردم سلاح بکشد ولی در اثر ناتوانی موجب هراس فردی نشود محارب نیست.

38- عضویت در تشکیلات فراماسونری:

عضویت مستخدم در تشکیلات فراماسونری تخلف محسوب می گردد و متخلف به یکی از مجازاتهای مقرر در ماده 9 قانون رسیدگی به تخلفات اداری محکوم می گردد.

نحوه برخورد با همکاران در محیط کار!  


نحوه برخورد با همکاران در محیط کار!
نتایج تحقیقات جدید نشان می دهد كه آن دسته از كارمندان كه نسبت به نیازهای دیگران حساس بوده، با وجدان و وظیفه شناس باشد ،بسیار كمتر از دیگران شانس ترفیع مقام خواهد داشت.

 

نتایج تحقیقات جامعه شناسی و روانشناسی سازمانی و شغلی نشان میدهد كه آن دسته از كارمندان دفتری كه نسبت به نیازهای دیگران حساس بوده، با وجدان و وظیفه شناس باشد و در كل شخصی مطبوع به نظر برسد، بسیار كمتر از دیگران شانس ترفیع مقام خواهد داشت.

دكتر نیكوس بوزیونلوس (Nikos Bozionelos) از دانشگاه شفیلد انگلستان در این زمینه تحقیقات گسترده ای انجام داده است و میگوید دلیل این امر این است كه كارمندان مذكور، نیازهای خود را در اولویت قرار نمیدهند. " افراد ملایم و مطبوع استعداد فراوانی در از خودگذشتگی دارند و مصالح خود را به خاطر دلخوشی دیگران به خطر می اندازند. وی در اینجا به نكته بسیار مهمی اشاره میكند:" از آنجایی كه افراد " خوب" تنها برای رظایت دیگران كار میكنند، معمولا وظایفی كم ارزش و پر زحمت كه هیچكس دیگر انجام نمیدهد، به آنان واگذار میشود و این عده در نهایت تنها به انجام اموری می پردازند كه در ارتقا حرفه ای آنان هیچ تاثیری ندارد.

اصولا فرهنگ غالب بر محیط كار نیز، اقتدار و حتی تهاجم را بیشتر میپسندد." گری نامی (Gary Namie) محقق و نویسنده نیز چنین نظری دارد، به گفته او " گاهی خوب بودن آدم را در دردسر میاندازد و موجب استثمار شدن است."

به گفته دكتر لویس فرانكل (Lois Frankel) ، افراد خوب به چند روش مختلف پایه كار خود را تحلیل میبرند كه در اینجا به پنج مورد از رایج ترین آنها و روشهایی برای خارج شدن از این دایره اشاره شده است. شما ...
1.اجازه می دهید اشتباهات دیگران موجب دردسرتان شود:
قبل از اینكه برای هماهنگی با اشتباه شخصی دیگر، كل برنامه زندگی خود را تغییر دهید، نقاط ضعف و قوت پذیرفتن یك خواسته نامعقول را بسنجید. گاهی اوقات برای خاموش كردن آتش شما انتخابی ندارید جز اینكه به سرعت وارد عمل شوید. اما در مقابل زمانهایی نیز وجود دارند كه شما در آن حد آزادی عمل دارید كه بایستید و بگویید :" این آن چیزی نیست كه ما از ابتدا درباره اش گفتگو كرده و به توافق رسیده ایم. از آنجایی كه من باید برای انجام این برنامه جدید زمان بیشتری را به بررسی و كار اختصاص دهم، نمیتوانم آنرا در زمان پیشنهادی به پایان برسانم." نظر خود را طوری بیان كنید كه شخص مقابل متوجه شود كه قصد شما ارایه بهترین خدمات ممكن است و شما به همین دلیل به دنبال زمان و امكانات بیشتر هستید.
 
2. می گذارید دیگران به خاطر ایده های شما امتیاز بگیرند:
تا كنون پیش آمده پیشنهاد جالبی را مطرح كنید و هیچ كس به آن توجهی نكند؟ و آیا متوجه شده اید كه این پیشنهاد اجرا شده و شخص دیگری از مزایای آن برخوردار شده است؟ برای جلوگیری از دزدیده شدن ایده هایتان، حتما آنها را به صدای بلند و با اعتماد به نفس بیان كنید یا آنها را به صورت مكتوب برای مقام مسئول بفرستید.
اگر در جلسه ای بودید كه كسی پیشنهاد شما را از طرف خود بیان كرد، با گفتن چیزی مانند این " به نظر میرسد كه شما هم با آنچه من قبلا گفته ام موافق هستید، متشكرم و همینجا اعلام میكنم كه در اینباره میتوانید روی كمك من هم حساب كنید." توجه دیگران را به خود جلب كنید.
 
3. در مواقع غیرضروری عذرخواهی  می كنید:
معذرت خواهی را برای زمانی كه واقعا خرابكاری كرده اید نگهدارید. اگر دچار اشتباهی شدید كه واقعا ارزش عذرخواهی داشته باشد، تنها یك مرتبه پوزش بخواهید و سپس وارد مرحله رفع مشكل شوید. مشكل پیش آمده را به طور واقع بینانه ارزیابی كنید و روشهای برای رفع آن بیاندیشید. همواره از جایگاه برابر با قضیه برخورد كنید.
برای مثال : " با درنظر گرفتن اطلاعاتی كه در ابتدا در اختیار من قرار گرفته بود، من به هیچ وجه نمیتوانستم حدس بزنم كه شما چنین انتظاری داشته اید. اگر درباره آنچه درنظر دارید اطلاعات بیشتری به من بدهید، من اصلاحات لازم را اجرا خواهم كرد."

4. بدون وقفه كار می كنید:
از تعطیلات خود استفاده كنید و همچنین ناهار خوردن را فراموش نكنید. بی وقفه كار كردن موجب میشود كه سراسیمه، بی كفایت و فاقد مهارت به نظر برسید. این كار بازده شما را هم كم میكند. به گفته كارشناسان برای برخوردار بودن از حداكثر تمركز و دقت باید هر 90 دقیقه یكبار به خود استراحت بدهید.

 5. كار دیگران را برایشان انجام می دهید.
مواقعی كه دیگران بدون اینكه واقعا نیازی باشد، شما را مامور انجام كارهایشان میكنند تشخیص دهید و با تمایل خود برای رفع مشكل همه، مبارزه كنید. تمرین كنید بدون اینكه ناراحت یا عذرخواه به نظر برسید بگویید" خیلی دلم میخواست كمك كنم اما واقعا درگیرم." و گفتگو را ادامه ندهید.

شكی نیست كه خوب بودن به هیچ وجه بد نیست بلكه اگر متوجه اعمال خود باشید و بتوانید تمایل طبیعیتان به كم ارزش دانستن و بی توجهی به نیازهای خود را كنترل و تعدیل كنید، میتواند محسناتی هم داشته باشد. اما آیا واقعا می خواهید روی سنگ قبرتان بنویسند :"در اینجا كسی آرمیده كه همواره در محل كار نیازهای دیگران را به خواسته های خود ترجیح میداد."؟

 

برخي از اشتباهات تكراري در مديريت مديران

 

منبع:http://nazemimodir.blogfa.com/post-68.aspx

خلاصه:امروزه بسياري از سازمان‌ها در دنيا رشد بالايي دارند و روزانه ارزش سهامي آنها روند صعودي طي مي‌نمايد. در اين ميان نيز سازمان‌هايي وجوددارد كه در آستانه ورشكستگي هستند و يا وضعيت مطلوبي در ميان رقيبان ندارند. يكي از عوامل اصلي و مهم در بروز اين ناهنجاري‌ها كه كمتر در سازمان‌ها مورد توجه قرار مي‌گيرد مديران سازمان‌ها مي‌باشند

ناتواني اغلب مديران شركت‌ها و انجام برخي از اشتباهات كه عموما به‌صورت تكراري در نحوه مديريت آنها صورت مي‌گيرد باعث كاهش اثربخشي نحوه فعاليت آنها مي‌گردد. پنج شرط اوليه موفقيت تجاري در سازمان‌ها كيفيت يا محصول منحصربه‌فرد، زمان‌بندي مناسب، سرمايه كافي، منابعانساني و مديريت كارآمد مي‌باشد. متاسفانه اغلب مديران داراي اشتباهاتي در نوع و نحوه انجام فعاليت‌هاي خود مي‌باشند كه در هر 5 شرط ياد شده سبب اختلالاتي مي‌گردد كه ميزان اين موفقيت را كاهش مي‌دهد. در ذيل برخي از اشتباهات تكراري مديران بيان مي‌گردد كه به‌نظر مي‌رسد دوري جستن از آنها در اداره كردن سازمان و كيفيت آن موثر است.

1 - عدم مسووليت‌پذيري:
مديران لايق درون‌گرا هستند و همواره مسووليت‌هاي شكست‌ها، موفقيت‌ها و ... را خود مي‌بينند نه ديگران. يك مدير خوب بايد داراي ويژگي داشتن اعتماد به‌نفس كافي براي پذيرش اشتباهات خود باشد و بداند كه اين خطاها باعث بي‌آبرويي او نمي‌شود و بايد بدانند كه همه عالم نيستند. زيرا چنين تصوراتي باعث بي‌اعتباري زودهنگام خواهد شد.
يك مدير بايد براي انجام هر كاري يك اصل را بسنجد و آن اين است كه انجام آن فعاليت به نفع كارمندانش است يا خير. چرا كه مديريت، مهارت رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده، از طريق يا با همكاري داوطلبانه و سعي افراد ديگر است. 
2 - عدم موفقيت در ايجاد پيشرفت در كارمندان:
مديران بايد سبب شكوفا شدن استعدادهاي كاركنان شوند. در كارمندان انگيزه ايجاد كنند تا بتوانند 90درصد از استعدادهاي بالقوه خود را شكوفا كنند. عدم پذيرفتن تجربه شخصي زيردستان سبب گرفتن فرصت پيشرفت و مايوس شدن آنها مي‌شود. مديران بايد باغبانان بذرهاي در حال رشد و پيشرفت باشند (ماري كي اش).
سازمان‌ها بايد طوري شكل بگيرند كه در صورت غيبت طولاني يا كوتاه‌مدت كارمندان يا مديران فلج نشوند و بدون مشكل به كار خود ادامه دهند. در غير اين صورت، به‌عنوان مدير، تعهد خود را ناديده گرفته‌ايم. يكي از عواملي كه عمدتا سبب كاهش عمر شركت‌ها (حدودا يك نسل و نيم) شده است. ناديده گرفتن كارمندان مي‌باشد.
3 - سعي در كنترل نتايج به جاي تاثير بر فكر:
«هنگامي كه انسان با تمام وجود فكر مي‌كند، انسان است» (انجيل)
اغلب مديران در سازمان‌ها سعي دارند تا نتايج هر فعاليت را پايش نمايند و عوامل اصلي ديگر كه تفكر و فقدان يك فكر مناسب است نمي‌بينند.
4 - پيوستن به يك گروه نامناسب: 
گاهي مديران، خود و گروه خود را از ساير قسمت‌هاي سازمان جدا مي‌بينند و سعي مي‌كنند ساير فعاليت‌هاي سازمان را براي خود و كارمندان بيهوده جلوه دهند و خط مرزي ميان واحد خود و ساير واحدها بكشند.
5 - مديريت يكسان بر افراد:
مديري كه سعي مي‌كند به كارمندان خود به يك طريق و با استفاده از يك روش سرپرستي كند، بايد خود را آماده رويارويي با ناكامي‌ها كند. چنين فردي هرگز در كار خود موفق نخواهد شد يك مدير موفق، تفاوت‌هاي ذاتي شخصيت افرادش را مي‌شناسد و با آگاهي از نقاط ضعف و قوت آنها به صورت نفر به نفر بر آنها رياست مي‌كند. برخي از دام‌هايي كه مديران به‌دليل ضعف و فقدان آگاهي، درون آن مي‌افتند عبارتند از: رداي مديريت، مديريت گروهي، حمله به بي‌گناه و گناهكار، به اسم خواندن كسي در انظار عمومي و ... . 
6 - فراموش كردن اهميت سود:
در تمام سازمان‌ها واحدهاي مختلفي در كنار هم قرار گرفته و فعاليت مي‌نمايند. مدير يك سازمان تمامي واحدهاي سازمان را همانند شعبده‌بازي كه گوي‌هاي زيادي در دست دارد هدايت مي‌نمايد هيچ يك از اين گوي‌ها نبايد به زمين بيفتد، يكي از اين گوي‌ها سود است. اين شاخص، شاخصي است كه حتي عملكرد مديران را مي‌سنجد. ذكر اين نكته ضروري است كه نمي‌توان بدون سود به حيات ادامه داد و پذيرفتن مسووليت محدوديت زماني نيز عاملي اصلي در ميزان خرج بودجه و سوددهي مي‌باشد. همچنين مديران بايد رابطه بين فعاليت خود و سود را ببينند تا مانع از افتادن گوي سود در هر شرايطي شوند.
7 - تكيه بر مشكلات به جاي اهداف:
يكي از دلايل عدم كارايي در حوزه بسياري از مديران اين است كه آنها روي مسائل بسيار جزئي تكيه مي‌كنند. بسياري از مديران 90درصد وقت خود را صرف بررسي مشكلاتي مي‌نمايند كه تنها روي 10درصد از ميزان بهره‌وري شركت موثر است. فراموش كردن اهداف و تكيه بر مشكلات ابتكار عمل را سركوب مي‌كند. ديدن هدف همانند ديدن ساحل از ديد شناگري است كه در فاصله با ساحل قرار گرفته است اگر به‌طرف هدف و بدون جنگيدن با آب حركت نمايد به ساحل خواهد رسيد. به‌عبارتي گاهي به‌علت پرداختن زياد به كارهاي اضطراري سبب دور شدن و عدم تحقق كارهاي مهم گردد.
8 - دوست به جاي رييس:
رفتار دوگانه دوست و رييس براي مدير صحيح نمي‌باشد. يك مدير نمي‌تواند براي ساعت‌ها دوست يك فرد باشد و سپس بر او مديريت نيز نمايد. براي يك مدير در هر وضعيتي حضور در ميان كارمندان حكم يك رابطه‌ حرفه‌اي را دارد. يك مدير بايد حداقل روابطي را كه براي ارباب‌رجوع يا مشتريان ثابت خود روا نمي‌دارد براي كارمندان نيز انجام ندهد. اهميت اين موضوع زماني آشكارتر مي‌گردد كه فاصله سني ميان مدير و كارمند كم باشد. در خصوص افرادي كه طي فرآيند اداري به مدارج بالاتري رسيده‌اند و مدير همكار‌هاي قبلي و هم‌درجه خود شده‌اند كار بسي مشكل است. آنها نيز بايد با ترفند زيركانه‌اي بدون ناراحت شدن كارمندان و بدون اينكه احساس مغرور شدن پيدا كند روابط رييس و مرئوسي را پياده نمايند.
9 - ناتواني در ايجاد استانداردها:
استاندارد در هر سازماني وجود دارد كه به‌وسيله آن افراد و عملكرد آنها سنجيده مي‌شود. عملكرد افراد عمدتا از روي 4 زمينه اصلي كميت، كيفيت، وقت و هزينه سنجيده مي‌شود هر سازماني مي‌بايست در هر گروه ذكر شده استانداردي داشته باشد و از آن تبعيت كند. تبعيت از اين استانداردها به معني احترام گذاردن به حقوق كليه اعضاي شركت مي‌باشد و عدم رعايت آن پاس و نااميدي براي كاركنان به همراه دارد. همچنين استانداردها مي‌تواند هرگونه نظر شخصي را از تصميم‌گيري‌هاي دشوار مديران دور بدارد. به‌عبارتي استانداردها مي‌خواهند تعادل كار مديريتي خود را حفظ نماييم.
10 - عدم موفقيت در آموزش به كاركنان:
يكي از وظايف اصلي مدير و همچنين يكي از تعهدات اصلي مديران به كاركنان، آموزش و هدايت آنها مي‌باشد. اگر يك مدير در انتخاب كارمند خود اشتباه نكند، تنها سه دليل باقي مي‌ماند كه چرا شخص كار خود را درست انجام نمي‌دهد:
1) يك كارمند، نمي‌داند كه شغل مورد نظر او چيست! 2) كارمند، نمي‌داند چگونه آن كار را انجام دهد ! 3) كسي يا چيزي باعث مي‌شود، او نخواهد يا نتواند كار مورد نظر را به‌درستي انجام دهد. مادامي‌كه اين سه سر مشق را به كارمندان نگوييم و اطمينان از آگاهي آنها نجوييم به عنوان يك مدير تعهد خود را در قبال آنها انجام نداده‌ايم. چهار عامل عمدتا سبب مي‌شود كه مديران وظيفه خود را در آموزش ناديده بگيرند:
1) فكر مي‌كنيم افراد مهارت لازم را دارند چون قبلا شغل مشابه داشته‌اند. 2) هيچ‌كس يك مدير را آموزش نداده است و او به خاطر استعداد و نظم شخصيتي تا اين حد ارتقا يافته است. براي چنين افرادي درگير شدن با افراد تازه‌كار ناراحت‌كننده است.
3) ما نمي‌دانيم چه موردي براي اصلاح كردن رفتار و شكوفا كردن مهارت‌ها لازم است
4) فكر مي‌كنيم آموزش وظيفه ما نيست و اين كار واحد ديگري است.
11 - ناديده گرفتن بي‌كفايتي كارمندان:
به سه دليل اين اشتباه توسط مديران رخ مي‌دهد: 1) چون به دنبال محبوبيت در اداره مي‌گرديم. 2)اميدواريم اگر از اين مشكل چشم‌پوشي كنيم به خودي خود حل مي‌شود. 
3)توان يا ميل برخورد با ديگران را نداريم. يك مدير نياز به محبوبيت را بايد در خارج از اداره دنبال نمايد و در اداره تنها به دنبال احترام باشد و هرگز وظايف او تحت‌تاثير قرار نگيرد، زيرا چنين مديري ضعيف و بي‌اراده جلوه مي‌كند برخورد با بي‌كفايتي كارمندان، نيازمند مهارت و وقت‌شناسي است. مهارت به اين مفهوم كه در هنگام برخورد هرگز با عصبانيت به كارمند حمله نكنيم و وقت‌شناسي يعني در ابتدا جلوي مشكلات بايستيم.
12 - قدرداني صرف از كارمندان برجسته
بسياري از مديران شركت‌ها عمدتا سعي دارند كه تنها از كارمندان برجسته خود قدرداني كنند و ساير كارمندان كه در توليد و سودآوري نقش دارند را نمي‌بينند، اين عمل يك اشتباه است كه سبب خلق برنده و بازنده مي‌شود. اما در عوض ميان كارمندان تفاوت‌هايي نيز وجود دارد كه ناديده‌گرفتن آنها منجر به بي‌حالي و كسل‌شدن سريع افراد مي‌گردد. راه‌حل اين مشكل اين است كه بايد از هر كسي به ميزان موفقيت و پيشرفتش قدرداني كرد و البته اين كار به معناي دادن يك پول هنگفت نيست، بلكه به تشخيص شخص مدير بستگي دارد.
13 - سعي در تحت نفوذ قراردادن ديگران:
رياست كارآمد نيازمند همكاري داوطلبانه افراد شما است، نه ناشي از تحت نفوذ قراردادن آنها، انسان يك پيكره يكپارچه است و نمي‌تواند آن را به بخش‌‌هاي مختلف تقسيم كرد. در هر زمينه كه براي انسان مشكلي پيش بيايد در تمام قسمت‌هاي زندگي اثرگذار خواهد بود. بنابراين مدير بايد افراد خود را كاملا بشناسد. مشكلات مالي و اقتصادي و خانوادگي بر عملكرد افراد تاثير دارد. به ياد داشته باشيد يك مدير بايد جلوي اشتباهات خود را بگيرد، زيرا اگر اين كار را نكند اين اشتباهات هستند كه درنهايت جلوي او را خواهند گرفت.
چند توصيه
امتحان يك مدير كاري كه او به تنهايي مي‌تواند انجام دهد نيست، بلكه كاري است كه كاركنانش بدون حضور او مي‌توانند انجام دهند. مديران نبايد خود را در مقام كاپيتان فوتبال ببينند، بلكه آنان يك مربي هستند و بايد قبل از بازي مشكلات را شناسايي و آموزش‌هاي لازم را دهند. مربيان هرگز به توپ دست نمي‌زنند و وظيفه بازيكنان را انجام نمي‌دهند. بسياري از محدوديت‌هاي موجود در سازمان‌ها مثل سيم‌خاردار اطراف كارمندان را احاطه نموده است، ولي اين محدوديت‌ها الان وجود ندارد. اين محدوديت‌ها را شناسايي كنيد و به افراد نشان دهيد كه وجود ندارند، اين كار سبب پيشرفت افرادتان مي‌گردد. هر كليدي براي دري است، بايد كليد مناسب را يافت. به ياد داشته باشيد افرادي كه هرگز مسووليت تصميم‌گيري كه براي ادامه كار يك شركت يا موسسه ضروري است را به عهده نمي‌گيرند. يكي از بزرگ‌ترين تجربيات زندگي خود را از دست مي‌دهند مديران موفق از دل تهديد‌ها فرصت مي‌آفرينند و مديران ناموفق فرصت‌ها را به تهديد تبديل مي‌كنند.جلوگيري از هزينه‌هاي زائد يعني پس‌انداز ايكس ريال و در حقيقت يعني به دست آوردن ايكس ريال. 
هيچ چيز خطرناك‌تر از اين فكر نيست كه تنها يك پاسخ و راه صحيح براي كارها وجود دارد. مديراني موفق هستند كه نه تنها ياد مي‌گيرند از محيط به عنوان وسيله‌اي براي رسيدن به هدف خود سود ببرند،‌ بلكه به افراد خود مي‌آموزند كه از اين فكر خلاق استفاده نمايند. يك مدير هيچ‌گاه نبايد نقش پدر يا مادر، كشيش، دوست يا روان‌پزشك را ايفا كند. اين نقش‌ها متعلق به ديگران هستند، وظيفه يك رييس، مديريت بر زندگي كاري يك كارمند است و نه بيشتر. يك مدير نبايد هرگز بيشتر از خود كارمندان نگران موفقيت يا شكست آنها باشد، بلكه مسووليت پيروزي يا ناكافي كارمندان، به عهده خود آنها است نه مدير. اين درس را خوب ياد بگيرد: شما مسوول افراد نيستيد،‌ اما به طور قطع نسبت به آنها وظايفي داريد. به عنوان يك مدير هرگز خود را در انجام وظايف محدود نكنيد با كارمندان مثل يك فرد بالغ برخورد كنيد نه به چشم فرزندان. اين كار سبب مي‌شود كه شما برخي از قصور آنها را نبينيد، زيرا مسووليت كاري هر فرد به عهده او است. اگر مديري نتواند وسيله‌اي براي تشخيص ميزان كارايي خود و كاركنانش طرح كند، بازدهي ضعيفي خواهد داشت. اين مقياس اندازه‌گيري، بايد واقع‌گرايانه و صادقانه باشد و ارتباط زيادي با حفظ توپ يا همان سود داشته باشد.استاندارد‌هاي هر سازماني مي‌بايست براي تمامي كاركنان، با عبارات مثبت و واضح بيان شده باشد. ارتباط با شناخته شدن شروع نمي‌شود، بلكه بايد ابتدا ديگران را شناخت. پاداش با كيفيت و كميت خدمات ارائه شده، نسبت مستقيم دارد. در حالت كلي وظيفه يك مدير را مي‌توان در دو تلاش خلاصه نمود:
1) سوق دادن افراد از سطح ابتدايي به عملكرد در سطح استاندارد‌هاي حداقل يا بالاتر از آن.
2)‌حفظ كارايي افراد در سطح استاندارد‌هاي حداقل يا بالاتر به هنگام رسيدن به آنها.
اين وظيفه يك مدير است كه به كارمندان جهت دهد. كافي است تنها به آنها بگوييم كه دقيقا چه مي‌خواهيم تا انجام دهند.
چند توصيه براي جذب كارمندان جديد:
1) از ابتدا بايد به جاي كارمندان خود فكر كرد، زيرا باعث مي‌شود به او خط و راه را نشان داده و مزيتي نيز براي برنده شدن به او مي‌دهيد. اين كار باعث كاهش استرس‌هاي غيرضروري مي‌شود.
2) هر كارمند جديد بايد ترجيحا حداقل سه‌بار با مدير يا سرپرست خود نشست داشته باشد يا در صورتي كه دور از هم مي‌باشند، به صورت تلفني صحبت كنند.
3) جهت اطمينان از اينكه كارمندتان به درستي فهميده است كه كار خود را چگونه انجام دهد، درباره فعاليت او پرسش‌هايي داشته باشيد.
عدم‌پيگيري فعاليت‌ها از كارمندان همانند دادن تكليف سخت به دانش‌آموز مي‌باشد، اگر معلم آن را از او نگيرد او ديگر تكاليف خود را انجام نمي‌دهد.
4) هرگز به كارمندتان توصيه غيرعملي نكنيد، زيرا نه تنها كمكي به شما و سازمان نمي‌كند بلكه سريعا از كار زده مي‌شود.
5) همكار، زندگي را براي يك تازه‌وارد سخت مي‌كند. براي رفع هر گونه اذيت و ابهام، يك فرد با تجربه‌اي را براي نظارت‌بر هر كارمند تازه‌ استخدام‌ شده‌اي قرار دهيد كه او را در زمينه‌هاي مختلف كمك كند.
6 ) به جز همكاران، دوستان، مشتريان، خانواده و مديران نيز مي‌توانند عواملي باشند كه مانع از انجام صحيح كارها توسط كاركنان مي‌شوند.
7) پس از مسووليت‌سپاري كتابچه شرح وظايف را كه دقيقا مي‌گويد چه انتظاري از او داريد به او بدهيد، به ياد داشته باشيد عنوان يك شغل، به طور دقيق بيانگر تمامي وظايف صاحب آن عنوان شغلي نمي‌باشد.
در صورت نياز به برخورد با كارمندان موارد ذيل را رعايت كنيد:
1) هرگز با عصبانيت با كارمندان برخورد نكنيد زيرا اين عمل باعث واكنش از سوي كارمند شده و احترام در نزد ساير كارمندان نيز از بين مي‌رود.
2) جهت جلوگيري از وقوع مشكلات بزرگ‌تر، در صورت نياز به برخورد با كارمند، بلافاصله برخورد كنيد و زمان آن را به عقب نيندازيد.
3) در خلوت با شخص خاطي برخورد كنيد و هرگز با حضور كارمند به اتاق، درب اتاق را نبنديد زيرا اين كار سبب مي‌شود ديگران احساس كنند مسوولي را به خاطر اشتباهش به دفتر خوانده‌ايد.
4) دقيق باشيد و صريحا كاري را كه انجام نداده است به او يادآور شويد. مثلا نگوييد شما سهل‌انگار هستيد بلكه بگوييد شما دو روز پيش اين گزارش را بايد مي‌داديد.
5) از اطلاعات استفاده نماييد، با بيان اعداد و ارقام به نفع خود استفاده نماييد. مثلا عملكرد افراد را از ديدگاه كميت، كيفيت، زمان و هزينه ارزيابي كنيد و از اين ابزار هم براي اصلاح فرد استفاده نماييد.
6) واضح سخن بگوييد و اگر كسي را توبيخ كرديد، اطمينان يابيد كه او مي‌داند مورد توبيخ قرار گرفته است. هرگز از توبيخ و تعريف با هم استفاده نكنيد زيرا تسكين دادن درد توبيخ يا تعريف باعث گيجي فرد مي‌شود و فكر مي‌كند با اين كار او را تمجيد مي‌كنيد.
7) تغيير رفتار كارمند را با يادآوري رفتارهايي كه از او مي‌خواهيد انجام دهيد. از او بخواهيد نه تنها كار موردنظر را بلكه مدت زمان لازم براي اصلاح رفتارش را براي خود منظور نماييد.
8) تقويت رفتاري را در كارمند پيگيري كنيد و از يادآوري كوتاهي‌ها خودداري نمايند.
در آخر يادآور مي‌شويم پيروي و الگو‌گيري از فعاليت‌هاي خوب ديگران هميشه خوب نيست و سبب بالا رفتن اثربخشي كارها نمي‌گردد ولي دوري جستن از هر نوع اشتباه همواره

اسماعيل شايسته

اگر مايليد تمام كار هاي اداره يا شركت خود را به تنهايي انجام دهيد

پیشنهاداتی به مدیران جهت بهبود وضعیت اداره،چگونه مدیر موفقی باشیم،فشار و استرس های مدیران،

اگر مايليد تمام كار هاي اداره يا شركت خود را به تنهايي انجام دهيد ... - با افراد مشكل ساز چگونه بر خورد كنيم ؟ در محیط کار سخت نگيريد همه ما اشتباه مي كنيم -معايب کمال گرايي-مدیریت کارکنان نامتعارف - مديريت كاركنان راحت طلب - نحوه بر خورد با مشكلات شخصي كاركنان


مديران اختاپوسي

هنوز افرادى هستند كه واقعا اعتقاد دارند اگر مى‏خواهى كارى به درستى انجام شود، بهتر است خودت آن را انجام دهى. افرادى از اين قبيل، خيلى بندرت مى‏توانند مديران خوب و لايقى باشند، چون در زمينه واگذارى مسووليتها و تفويض اختيار به زيردستان دچار مشكل هستند همه ما احتمالاچند نفرى از آنها را ديده ‏ايم:
آنان صرفاً وظايف بى اهميتى را به ديگران واگذار مى‏كنند كه هر فرد بى تجربه يى ميتواند آن را انجام دهد، ولى تمامى وظايف مهم را خود به تنهايى متقبل مى‏شوند در نتيجه شبها و روزهاى تعطيل هم كار مى‏كنند و حتى قسمتى از كارهاى ناتمام مانده راهم به منزل مى‏برند. البته نبايد منكر اضافه كارى شد، زيرا همه ما بايد وقت بيشترى به كار خود تخصيص بدهيم، اما اشخاصى كه هميشه اين كار را مى‏كنند، و به قولى اين امر جز زندگى كارى آنها شده است، مديران نالايقى هستند. اين گونه مديران به زيردستان خود اعتماد ندارند و نمى‏دانند چگونه زيردستان خود را بطور مناسبى آموزش دهند. اين مديران معمولاً با مشكل تبديلات (استعفا،تقاضاى بازنشستگى، تقاضاى انتقال، تقاضاى خريدخدمت و...) روبرو هستند. كارمندان زيردست آنها معمولاً لايق‏تر از آن چيزى هستند كه آقاى مدير اختاپوسي فكر مى‏كند و خيلى زود از انجام امور بى اهميت 
خسته مى‏شوند. احتمالاشما نيز در سازمان خود نمونه هايى از اين مديران اختاپوسى داريد. كارمندانى 
كه با اين دسته از مديران كار مى‏كنند، در زمينه ارتقاى مقام، معمولاًدچار مشكل هستند. زيرا وظيفه دشوارى به آنها محول نمى‏شود، نتيجتا فرصتى براى نشان دادن و  اثبات توانايى خود ندارند. بنابراين وقتى با مديران اختاپوسى كار مى‏كنيد، بندرت بايد منتظر ارتقا باشيد. اين گونه مديران معتقدند به دليل اينكه زيردستانشان قبول مسووليت نمى‏كنند، خود بايد تمامى كارها را انجام دهند. اينگونه مديران هيچگاه نمى‏پذيرند كه امتناع آنها از واگذارى امور به زيردستان، دليل ضعف مديريت آنها تلقى مى‏شود. افراد اختاپوسى را هرگز نبايد به پست‏هاى مديرتى ارتقا داد، زيرا وقتى اينگونه افراد مدير مى‏شوند بيشتر از بقيه كار مى‏كنند و به اصطلاح كار را قبضه مى‏كنند و دراين صورت مورد تنفر زيردستان قرار مى‏گيرند، زيرا عملا راه ارتقا براى افراد زيردست مسدود ميشود. www.zibaweb.comبنابراين به خاطر داشته باشيد كه اگر ارتقا يافتيد، در اين دام گرفتار نشويد، چون اگر روش اختاپوسى را در پيش گيريد، احتمالاروى آخرين پله ترقى قرار خواهيد گرفت و از آن بالاتر نخواهيد رفت، مگر اينكه مديران ارشد سازمان شما خود نيز از جمله مديران اختاپوسى باشند دراين صورت تمام تشكيلات و كل سازمان دچار مشكل اساسى خواهد بود، و اين احتمال قوى وجود خواهد داشت كه مديرعالى سازمان و سپس ساير مديران (به علت كار زياد) كمتر عمر كنند. يكى ديگراز ويژگيهاى مديران اختاپوسى، اين است كه بندرت به مرخصى طولانى مى‏روند. آنها هر چند وقت يكبار، يك يا دو روز به مرخصى مى‏روند، زيرا در غير اين صورت سازمان به دليل متمركز بودن تمام كارها در دست اينگونه مديران، بدون آنهانمى تواند به كار خود ادامه دهد.

---------------------------------------


تعامل با اشخاص مشکل ساز






بسیاری از افراد در محیط کار شما هستند که کنار آمدن با آنها مشکل است. آنها بخشی از کار خود را به دوش شما می اندازند وبرای شما مشکلاتی را فراهم می کنند . . . اما به راستی برخورد درست با این افراد چیست؟ 
همسایه شمابا سرو صدای زیاد برای شما مزاحمت ایجاد می کند و نیمه شب شما را بیدار می کند به راستی شما چگونه باید با آنها رفتار کنید؟ این مشکلات قسمتی از زندگی هر شخصی است. ما در محیط کار در زندگی تنها نیستیم و با انسانها در ارتباطیم. ارتباط ما با همکاران، فرزندان، همسر، دوستان، پدر و مادر باید بر پایه درستی استوار باشد. اگر شما مشکلاتتان را با دیگران حل نکنید این مشکلات روز به روز حادتر می شود. به عنوان یک کارمند ممکن است اخراج شوید. به عنوان یک کارفرما ممکن است کارمندان خوب خود را از دست بدهید و به عنوان یک همسر ممکن است ازدواج شما دچار بحران شود. 

راه حلی که اکثر افراد در مقابل مشکلاتشان با انسانها به آن تن در می دهند تحمل کردن است ولی از آنجایی که هر فرد یک ظرفیت تحمل دارد بعد از مدتی مشکلات بیشتر می شود وشما دچار استرس و اضطراب ناشی از این فشارهای روانی می شوید راه حل درست مواجه نشدن با مشکل و فرار از آن نیست بلکه راه حل درست، روبرویی صحیح با مشکلات است. وقتی با مشکلات مواجه می شوید و آنها را حل می کنید احساس شگفت انگیزی خواهید داشت چرا که از عهده حل مشکلات بر آمده اید و بر ترس خود غلبه کرده اید. البته مواجهه با افراد و مشکلات نیاز به برنامه ریزی دارد و شما باید خود را برای این مسئله از قبل 
آماده سازید. در ادامه 7 مرحله که شما باید در رفتار با افرادی که برای شما مشکلاتی ایجاد می کنند انجام دهید آورده شده است :
1-تصمیم بگیرید که مشکلاتتان را با آن فرد خودتان به طور مستقیم و بدون دخالت دادن 
دیگری حل کنید. 
2-قبل از روبرو شدن با آن فرد مشکل را به صورت دقیق بنویسید و هدف خود را نیز برای 
حل آن مشکل و رویارویی با آن فرد مشخص کنید. www.zibaweb.com
3-نکات و دلایل مورد نیاز برای اثبات حرفتان را یادداشت نمائید. واقعیت ها و دلایل 
و شواهدی هست که ممکن است نیاز باشد شما برای آن فرد مطرح کنید قبل از شروع صحبت 
این مسائل را برای خود روشن سازید.
4-واکنشها و مخالفتهایی را که انتظار می رود آن فرد در مقابل شما اعمال نماید، 
یادداشت کنید: یعنی تمام نگرانیهایتان را از نصیحت با آن فرد و یا حتی واکنشهایی که 
او ممکن است در طول صحبت داشته باشد را بنویسید تا این نگرانی ها در شما کم رنگ تر 
شود.
5-یادداشتهای خود را سازماندهی کنید و دلایلی کافی به آن اضافه کنید. 
6-مکان صحبت را در جایی در نظر بگیرید که کسی مزاحم شما نشود و در فضایی که کاملا 
بتوانید خودرا کنترل کنید. 
7-صحبت خود را با آن فرد آغاز کنید. در ابتدا مستقیما به چشمان آن فرد نگاه کنید، 
مشکل اصلی را که شما در صدد حل آن هستید را برای او کاملا شرح دهید، به صحبتهای او 
به طور کامل گوش کنید و مطمئن شوید که منظور شما را خوب فهمیده است، روی نکات اساسی 
مورد نظرتان تاکید کنید، اگر او در مقابل شما واکنشهایی نشان داد راه حلهایی را که 
قبلا در مورد واکنشهای او در نظر گرفته اید اعمال کنید، صحبتهای خود را ادامه دهید 
و به صحبتهای او به طور کامل گوش کنید.
تسلیم نشوید آنقدر مکالمه را ادامه دهید و در جهت درست آن را رهبری کنید تا به 
اهداف از پیش تعیین شده خود برسید.
هر چقدر بیشتر بتوانید افراد مشکل ساز را آرام کنید در این کار ماهر تر می شوید و زمان لازم برای مکالمه شما با آنها کاهش می یابد. زمانی که در رام کردن افراد مهارت پیدا کنید افراد احترام بیشتری برای شما قائل می شوند و شما را شجاع و با صداقت خواهند دانست وبه این ترتیب دوستان شما بیشتر می شوند، دشمنان شما با شما دوست می شوند و همکاران و کارمندان شما فعال تر خواهند شد.
این را بدانید که افراد شجاع با کنترل ترسهایشان به اهداف خود می رسند و کنترل امور را به دست می گیرند.
مترجم: صفورا پاکیزه کار

--------------------------------------------------------


مدیران !سخت نگیرید ، همه ما اشتباه ميکنيم!


ضرب المثل معروفی است که دو گروه از افراد اشتباه نمی کنند "مردگان در گور" و "کودکان خوابیده در گهواره"، برخی نیز بر این باورند "مشق نانوشته غلط ندارد!".چنانچه بپذیریم که این ضرب المثل‌ها در باور و تجارب انسانها ریشه دارند این پرسش ممکن است در ذهن شما نیز مطرح شود که اگر در مقام یک مدیر در کاری مرتکب اشتباه شوید آیا به آن اعتراف می‌نمائید؟ آیا پذیرش این واقعیت که اشتباه نموده اید دشوار 
است؟ 

یقیناً پذیرش اشتباه حتی به عنوان یک مدیر چندان دشوار نمی باشد. مطمئن باشید هیچیک از کارمندانی که با شما کار می‌کنند صرفاً به این علت که مدیر هستید شما را مصون از خطا نمی‌دانند. زیرا تمام انسانها بطور طبیعی ممکن است در فعالیت‌های روزانه خود دچار اشتباه شوند. 
بنابراین ، در صورت انجام کار اشتباه، سعی نکنید برای توجیه اشتباه خود به اظهارات نامعقول متوسل شوید. بلکه بهتر است برای پیشرفت کار و کاهش خسارات احتمالی مادی و 
اعتباری اشتباه خود را بپذیرید. 

آیا می دانید پس از بروز اشتباه در کار، اگر آن را با انواع ترفندها برای کارمندان خود صحیح جلوه دهید علاوه بر خسارات احتمالی چه اتفاق دیگری خواهد افتاد؟ در این صورت مخاطبین شما کم و بیش متوجه می‌شوند آنچه را که توجیه می‌کنید در اساس غلط است. در واقع این کار نتیجه ای ندارد جز سلب اعتماد کارمندان نسبت به مدیریت یک سازمان. 
از این رو، موجه جلوه دادن اشتباهی که در پروسه کار پیش آمده است، تسلط شما را بر کارمندانتان که برای پیشبرد کار لازم است کاهش می دهد و توان شما را برای رهبری آنان تضعیف خواهد نمود. بنابراین، در چنین مواقعی تنها راه برای کسب اعتبار نزد دیگران و حفظ احترام خود و در نهایت، تشویق کارمندان به احساس مسئولیت آن است که با فروتنی اظهار کنید که اشتباه کرده‌اید و حتی بگوئید: "فلان شخص این اشتباه را به من تذکر داده و آن را تصحیح نموده است". 
اگر انسان در چنین مواقعی غرور کاذب را در خود سرکوب نماید و نظیر این جمله را بر زبان آورد کار معقولی انجام داده است. به‌خصوص اگر کارمندان شما مخاطب این سخن باشند در این حالت تحت تأثیر شخصیت قابل ستایش شما قرار خواهند گرفت. زیرا با این رفتار نشان داده‌اید که نمی خواهید آنچه را که همه نادرست می دانند به آنها تحمیل کنید. بطور کلی، این روش دو مزیت به همراه دارد: نخست اعتراف مدیر به اشتباه خود موجب می شود که اعتماد کارمندان به انصاف و قضاوت صحیح او جلب شود و هنگامی که مدیر خطای یکی از کارمندان را مطرح می کند به راحتی استدلالهای او را بپذیرند.
از سوی دیگر کارمندان نیز رفتار شایسته مدیر را الگوی خود قرار خواهند داد. برای نمونه چنانچه قسمتی از گزارشی را که به مدیر داده اند ناقص یا اشتباه باشد و آنها بعداً متوجه آن نقص یا اشتباه شوند، بدون آنکه خود را ببازند و یا احساس شرم کنند، با مراجعه به مدیر اطلاعات نادرست را تصحیح خواهند کرد. www.zibaweb.com
بنابراین، اگر فرهنگ اعتراف به خطا را از طریق انتقاد سازنده از خود در میان کارمندان ترویج کنید، چه بسا با این روش بتوانید از وارد آمدن خسارات یا صدماتی به مؤسسه یا اداره ای که سرپرستی آن به عهده شماست جلوگیری کنید و در ضمن موفق به ریشه یابی مشکلاتی شوید که همواره بر سر راه پیشبرد امور در مؤسسه تان وجود دارد. اگر می‌خواهید کارمندان شما به راحتی اشتباهات خود را تصحیح کنند از خطاهای آنها چشم پوشی کنید و سعی نمائید به راهنمائی آنان بپردازید. مثلاً اگر مطلبی را که یکی از کارمندان برای شما تهیه کرده‌است مبهم یا حاوی نکاتی نادرست است، نباید به گونه‌ای رفتار نمائید که کارمند احساس کند شما مستمسکی جهت تخطئه کارهای محوله به او بدست آورده اید. زیرا این رفتار، شایسته یک مدیر مجرب نمی‌باشد!. 
در ضمن اگر دو کارمند بدون اطلاع از کار یکدیگر دو پیشنهاد متفاوت و احیاناً متناقض به شما ارائه نموده‌اند، بجای آنکه آنها را موأخذه کنید که چرا هماهنگی بین آنها وجود نداشته است، بررسی نمائید کدام پیشنهاد درست است و آن را بپذیرید. با این عمل، آنها بجای آنکه درمورد خطای خود موضع تدافعی بگیرند، با اطمینان خاطر نسبت به عکس‌العمل شما، به خطای خود اعتراف خواهند نمود. بنابراین از امروز تصمیم بگیرید جهت ارتقاء کیفی و کمی کار به اشتباهات خود اعتراف نمائید.
----------------------------------------------------------

مديريت کارکنان راحت طلب

افراد راحت طلب كسانى هستند كه داراى مدرك يا تخصص بالاهستند،اما حال و حوصله ى كاركردن را ندارند. تعداد اين دسته از كاركنان زياد است، اما تقريباهيچكدامشان به اين مساله اعتراف نمى‏كنند. 
يكى از نشانه‏هاى اصلى اين افراد، اين است كه درصدد متقاعدكردن شما برمى آيند كه شغلى كمتر از حد توانايى و ظرفتيشان به آنها بدهيد. امااغلب اينان ضرر مى‏كنند، زيرا در مشاغلى كه خودشان مى‏خواهند، به كار گرفته نمى‏شوند. بنابراين چنين افرادى از ذكر شايستگى‏هاى خود در تقاضانامه ى كارى پرهيز مى‏كنند. مثلا پرستارى، كه مايل نيست در شغل پرستارى كه طى كرده است، خوددارى مى‏كند و در عوض به آن دسته از شايستگى‏هاى خود، كه مناسب شغل دفترى است، اشاره مى‏كند. يا معلمى، كه تحمل بچه‏هاى شيطان و كنجكاو درمحيط مدرسه وكلاس درس را ندارد، از ذكر شايستگى‏هاى معلمى خود پرهيز مى‏كند . بنابراين، تجربه ى كارى قبلى در تقاضانامه، به طور واقعى بيان نمى‏شود و مثلا معلمى كه تمايل به كار در امور دفترى دارد ، بجاى اينكه تجربه‏ى شغل معلمى رادرتقاضانامه‏ى شغلى خود مورد اشاره قراردهد، صرفا خود را به عنوان عضو كادر دفترى مدرسه معرفى مى‏كند.از آنجائيكه شما به عنوان مدير ، علاقه‏مند به مديريت برافراد هستيدنمى توانيد متقاضيانى با اين نوع شخصيت را مورد تجزيه و تحليل قراردهيد ، اما گاهى نبايداين افراد را دست كم گرفت ، زيرا شايد آنقدرهاهم بى عرضه نباشند. آنها كار را از زاويه ديگرى ، متفاوت از نقطه نظر شما مى‏بينند.
اين نوع وضعيت‏ها شايد درست مانند وضعيت دندانپزشك راحت طلب 45 ساله‏يى است كه ديگر نمى‏خواهد بقيه عمر خود را با نگاه كردن به دهان مردم و پر كردن دندان‏هاى فاسد آنها بگذراند. 
اما انسانهاى زيادى درمشاغل نامناسبى مشغول كار هستند و بايد آنها را تشويق كرد كه جرات تغيير وضعيت خود را پيدا كنند. انسانها معمولا در برابر تغيير مقاومت مى‏كنند بنابراين مقاومت در برابر تغيير از يك سو و لزوم تغيير از سوى ديگر منجر به تضادى درونى مى‏شود. اين حالت را روانشناسان"خوددارى " ( يا بهتر بگوييم تضاد خوددارى) مى‏نامند زيرا در اين حالت ، فرد برسر يك دو راهى قرارگرفته كه هيچ يك از آنها برايش كاملا خوشايند نيست .www.zibaweb.com
معمولا افراد راحت طلب در تلاش يافتن راهى مناسب براى جلوگيرى از ايجاد دو راهى فوق الذكر هستند. لذا اينان مشاغلى را انتخاب مى‏كنند كه ممكن است موقتى باشد زيرا در پى موقعيتى هستند كه بتوانند خود را مجددا مورد ارزيابى قرار دهند.اين افراد غالبا دنبال شغلى هستند كه آنها را از جستجوى خود - براى موقعيت دلخواه - منحرف نكند. يعنى شغلى راحت و بى دردسر برمى گزينند تا فرصت تفكر و جستجو را داشته باشند (البته در اينجا صحبت از افرادى است كه تخصص لازم را دارند، اما حال و حوصله كاركردن را در خود نمى‏بينند. آن گروهى كه مدرك بالاى تحصيلى دارند اما فاقد تخصص لازم و فاقد حال و حوصله هستند حكايت ديگرى دارند.) اغلب اين افراد متخصص بى حال و حوصله ، در پى مشاغل كم زحمت هستند تا فرصت خيال پردازيهاى خود را نيز داشته باشند. بنابراين توجه داشته باشيد: مشاغل خاصى هستند كه بدون شك پس از مدت كوتاهى شما را از كار دلسرد مى‏كنند،اما كاركنانى هم هستند كه از انجام همان كار لذت مى‏برند ، پس مسئله اصلى در اينجا تناسب فرد باشغل است .
----------------------------------------------------------------------------------


نحوه برخورد با مشکلات شخصي کارکنان



بعضى از کارکنان از نوعى مشكلات شخصى رنج مى‏برندكه مانع حضور به موقع و عملكرد خوب آنهامى شود. اگر بگوئيد اعتياد يا گرفتارى‏هاى جدىخانوادگى بر مسئوليت‏هاى مديريتى شما تاثير نمى‏گذاردكاملا ساده انديشانه برخورد كرده‏ايد . 
صرفا بدليل اينكه مدير هستيد نمى‏توان گفت كه به كليه ابزار لازم براى رسيدگى به تمامى مشكلات موجود بر سر راهتان مجهز هستيد. بسيارى از سازمانهاى داراى مديران فهيم و هوشيار به اين حقيقت پى برده‏اند و اقدام به اجراى برنامه‏هاى مساعدت به كاركنان كرده‏اند. معمولا اين برنامه‏ها از سوى جامعه مورد حمايت قرار مى‏گيرند. در اين گونه برنامه ‏ها اغلب منابع حرفه‏اى و تخصصى در دسترس است و كليه‏ى خدمات موجود در جامعه از طريق آنها ارائه ميشود. اين فكر ساده لوحانه است كه شما به عنوان مدير ظرفيت و منابع لازم براى حل كليه مسائل و مشكلات را در اختيار داريد. اگرتلاش كنيم كه.وضعيتى يا مشكلى را وراى شايستگى حرفه‏يى و تخصصى خود مورد رسيدگى قرار دهيد به احتمال زياد اوضاع را وخيم‏تر خواهيد كرد. 
به عنوان مثال مديران بى تجربه سالهاست كه درحل مسئله ى اعتياد زيردستان (به الكل يا مواد مخدر) با شكست روبرو شده ‏اند. وظيفه و مسئوليت شما به عنوان مدير نظارت بر اين مسئله است كه آيا كار ، در حيطه‏ى مديريت شما ، سالم و صحيح انجام مى‏شود يا خير ؟ در حاليکه اعتياد كارمند با انجام اين هدف منافات داردو اگر چه نجات يك انسان بعنوان هدفى قانونى و شرعى محسوب مى‏شود اما اين كار شما در اغلب اوقات همانند شنادر نقطه‏يى نامعلوم در دريا است! در اينگونه موارد احتمالا لازم است كه با كارمند مسئله دار خود مستقيما مواجه شويد اما بايد قبل از هرچيز هدف كلى خود را توصيف كنيد. هدف شماعبارت از رفع يك مشكل كارى است پس ضرورى است بر اين نكته اصرار ورزيد كه كارمند مشكل آفرين به حل مشكل خود بپردازد؛ و در اين ميان ميتوانيد اورا به سوى واحد مساعدت به كاركنان ، راهنمايى كنيد. 
بايد اين نكته را كاملا مشخص كنيد كه اگر كارمند مورد نظر اقدام به رفع مشكل خود نكند از كار اخراج خواهد شد. مراقب باشيد كه اين نكته را ظالمانه و با بى تفاوتى بيان نكنيد اما در عين حال اطمينان حاصل كنيد كه قاطعانه بيان شودتا جاى هيچگونه شك و شبهه‏ ايى باقى نماند.
افرادى كه به دام الكل يا مواد مخدر گرفتار شده‏اند، ميتوانند بهترين هنرپيشگان روى زمين باشند. پس اگر مراقب ومحتاط نباشيد اينگونه افراد با گريه و زارى ، تظاهر ، حيله و نيرنگ حتى پيراهنتان را از تن شما بيرون ميآورند.بايد به شنيدن حرفهاى آنها علاقه نشان دهيد، اما نه تا آن حد كه كاركنان مشكل دار به جاى كار كردن ، وقت زيادى را در اتاق شما به صحبت كردن تلف كنند. ميتوان در زمان صرف چاى يا ناهار به صحبت‏هاى آنان گوش داد. با طرح مسئله اعتيادبه 
الكل يا مواد مخدر منظور اين نبوده است كه بگوييم اين دو مسئله تنها مسائل شخصى كاركنان هستند كه شما با آن مواجه ميشويد. دير يا زود در حيطه ى مديريت خود، هرنوع مشكل ممكن و قابل تصور و حتى غير قابل تصور را خواهيد ديد.كاركنان براى خود زندگى تمام عيارى دارند و مشكلاتى باهمسر،فرزندان،والدين، بستگان،همكاران،اعتقادات،رژيم غذايى،عقده‏هاى مختلف و . . . حتى خودشان دارند. www.zibaweb.com

قانون کلي

قانون كلى براى مواجهه با ناتوانى‏هاى انسانى كه هميشه به نجات شما خواهد آمد اين است كه هرگز قضاوت نكنيد. 
مشكلات كارى را حل وفصل كنيد و كاركنان را براى حل مشكلات شخصى و خانوادگى شان به جاهاى مناسب و ذيربط راهنمايى كنيد. در برخى موارد ميتوانيد از آنها بخواهيد كه مشكل خود را سريعا حل كنند؛ زيرا عدم حل مشكل باعث خدشه آوردن به محيط كار خواهد شد. بازهم تكرار ميكنيم كه قضاوت نكنيد تا زندگى ارزش زيستن را داشته باشد.

****************


مدیریت کارکنان نامتعارف

ارزش یک سازمان به دارایی های آن وابسته است و هیچ سرمایه ای بالاتر از نیروی انسانی نمی باشد. در حقیقیت چگونگی استخدام و مدیریت کارکنان در یک شرکت، نکته مهمی است که برنده ها را از بازنده ها، و مدیران را از دنباله رو ها، متمایز میسازد. با وجود ارزش آشکار نیروی انسانی، باز هم جمع کثیری از مدیران توانایی درک این مطلب، که انسانها سرمایه های بیجانی نبوده و نیازمند مراقبت، هدایت و رهبری هستند، را ندارند. در این وضعیت کارفرما باید قادر باشد تا کارکنانی که کمی با سایرین فرق دارند را در جایگاه مناسب خودشان قرار دهد، تا منجر به بروز مشکل نشوند. اغلب افرادی که از نظر مهارت و توانایی های انجام کار حرف اول و آخر را در سازمان ها میزنند، کارهای خود را مستقیم و بی پرده انجام داده و معمولا باعث به وجود آمدن ناراحتی برای سایرین (وایجاد تنش در سازمان) می شوند. یک مدیر موفق کسی است که بتواند با هشیاری کامل این افراد نا متعارف و غیر عادی را رهبری و هدایت نماید. افراد نامتعارف در کار و تجارت را می توان به افراد مشابه در ورزش تشیبه نمود. هم در ورزش و هم در عرصه کار و تجارت باید به صندلی خود تکیه دهیم و لذت ببریم، البته تا موقعی که کار نادرستی از این افراد نا متعارف سر نزده باشد. مدیریت شاغلین و به ویژه کارکنان نامتعارف به اندازه مدیریت یک سوپر استار راک دشوار است. به همان حالتی که مدیر یک خواننده باید با او به مهربانی رفتار کرده و مراقبش باشد (چرا که او برایش خیلی با ارزش است) کارخانه ای که از این نوع کارکمندان دارد نیز باید با توجه کامل به مدیریت و هدایت انها بپردازد. اغلب هدایت این گونه این افراد ارتباط مستقیمی با هدایت منیت های انها دارد. 
منیت ها به زمین فرود می آیند

هر کسی دارای میزانی خودپرستی و منیت می باشد. اما پیش از اینکه بخواهیم به این مطلب بپردازیم، باید به این نکته اشاره داشت که تواضع و فروتنی در انسان ها خیلی بیشتر از منیت هایشان است. در حالی که یک کارخانه در فکر اداره کردن متعادل و متوازن کارکنان خود است، برای شما نیز نباید هیچ چیز مهم تری از کنترل شخصیت خودتان وجود داشته باشد. در دنیای کاری همانند قرارهای ملاقات اگر بتوانید بدون خودخواهی، اعتماد به نفس خود را به فرد مقابل نشان دهید به راحتی می توانید ارتباطات گسترده ای برقرار کنید، با افراد با نفوذ دمخور شوید، حسابی پول در بیاورید، و در جایگاهی قرار بگیرید که چیزی جز موفقیت در انتظارتان نباشد. باید توجه داشته باشید که نشان دادن فروتنی و تواضع بیش از حد، شما را تبدیل به فردی می کند که دیگران به راحتی از او سوء استفاده می کنند. 

جمع دو نفره، شلوغ است 

زمانی که نوبت به منیت ها و استعداد های موجود در یک کارخانه می رسد، دو شعبه هستند که مورد توجه قرار می گیرند: بخش سرمایه گذاری و بازاریابی. باید همواره توجه داشت که تفاوت هایی جزئی میان این دو مقوله وجود دارد. بر شمردن برخی تفاوت ها و شباهت هایی که سرمایه گذاری وبازیابی با هم دارند، می تواند به شما کمک کند تا در شغل خود فرد موفق تری شوید. هر دوی این موارد به شما گزینه های شغلی پر سودی را ارئه می کنند. این امر غیر طبیعی نیست که یکی از سرمایه گذاران سطح بالای شرکت درامد بالاتری از رییس شرکت داشته باشد. و زمانیکه اعداد و ارقام دست کاری می شوند کاملا عادی است که سرمایه گذاران به دنبال توضیح از هیئت مدیره باشند. امکان بروز چنین مسئله ای در بخش بازاریابی نیز وجود دارد. در هر دو مسیر امکان بروز پسرفت وجود دارد و هر دو راه به طور ذاتی سرشار از ریسک های بیشماری می باشند. به دلیل وجود ریسک بالا، سرمایه گذاران و بازاریاب ها ترجیح می دهند قدری نامتعارف عمل کنند. اما زمانی که نوبت به بروز دادن رفتار نامتعارف می رسد تفاوت های بسیار زیادی آشکار می شود. 
مقایسه ذاتی دو مقوله

کار و تجارت مملو از اعداد و ارقام است؛ بله، اما بسیاری از تصمیم هایی که منجر به پایین آمدن قیمت ها می شود بدون فکر گرفته می شود. همین امر تفاوت میان سرمایه گذار و بازاریاب را مشخص می کند.تصمیمات بزرگی که در خود استراتژی هایی را نیز جای می دهند، از یک غریزه ذاتی که وابسته به نوعی نظام خاص احساسی در خود فرد است، نشات می گیرند. و همانطور که می دانید تصمیمات کم اهمیت تر باید بر اساس چهار چوب های منظم و از روی نظام خاص آموزش داده شده، اتخاذ شوند. این قوانین هم در بخش سرمایه گذاری و هم در قسمت بازاریابی کاربرد دارند. بدون توجه به شباهت ها باید اذعان داشت که سرمایه گذاران به طور طبیعی ترجیح می دهند از نظام های آموزش داده شده و چهاچوب های منظم پیروی کنند. بازاریاب ها نیز تا حدی از این روند بهره می برند، اما بیشتر حرف هایی که می زنند و کارهایی که انجام می دهند، برگرفته از احساساتشان می باشد. یک فروشنده نمونه کوچکی از یک بازاریاب است. او می تواند تمام اعداد و ارقام موجود بر روی زمین را در نظر خریدار بیاورد و بعد تمام مزایای انرا در جنس خود جمع کند و عاقبت نیز کالای خود را بر اساس احساسی که به وجود آورده به فروش برساند. از سوی دیگر یک انبار دار ( نمونه ای از سرمایه دار) باید احساسات را کنار بگذارد و حقیقت را ببیند. او می تواند شرکت هایی که با آنها کار می کند را دوست بدارد اما زمانی که آمار و ارقام به او می گویند که کالا ها باید فروخته شوند، هیچ احساسی در این امر کارگر نخواهد بود و او باید مطابق با کارشناسی های انجام شده پیش رود. www.zibaweb.com

آمیزه ای از هر دو

در آخر به نظر می رسد که موفقیت از آن کسانی است که می توانند هر دو نوع روند فکری خود را به درستی مدیریت کنند. در زندگی زیاد مهم نیست که ببینید دیگران از کارهای شما چگونه نتیجه گیری می کنند. زمانی که فکر می کنید باید به کسی کمک کنید، از احساستان کمک گرفته و او را به سمت مسیر مناسب هدایت کنید؛ اما زمانیکه از نظر منطقی از تصمیم گیری عاجز می شوید، بهتر است به اعداد و ارقام رجوع کنید.
----------------------------------------------------


معايب کمال گرايي



برخى از مديران از كارمندان خود انتظار کيفيت محض در کار را دارند، گر چه مى‏دانند كه هرگز به آن دست نمى‏يابند، اما گمان مى‏كنند با اصرار و ابرام به آن حد كمال نزديكتر خواهند شد. متاسفانه مدير ارشد سازمان واقعا به اين امر اعتقاد دارد، اما شما به عنوان مدير تازه كار بايد بدانيد با پافشارى و اصرار بر كمال گرايى در رسيدن به اهداف خود، با شكست مواجه مى‏شويد و با اين انتظار از كارمندان، برخى از آنها چنان در مورد ارتكاب اشتباه، نكته سنج مى‏شوند كه سرعت كار خود را تا حداقل كاهش مى‏دهند تا مبادا خطايى از آنها سربزند. در نتيجه، عملكرد به حداقل مى‏رسد (و در مراكز توليدى بايد گفت كه توليد سير نزولى طى مى‏كند). هرگز فراموش نكنيد كه برخوردارى از توليد صددرصد با پنج اشتباه، خيلى بهتر از توليد بيست درصد با يك اشتباه است. زيان ديگر ناشى از كمال گرايى اين است كه همه از شما مدير تازه كار متنفر مى‏شوند و زيردستان به اين اعتقاد مى‏رسند كه جلب رضايت شما غير ممكن و امرى محال است. اگر به اين شيوه (كمال گرايى) ادامه دهيد،زيردستان بيشتر در اعتقاد خود مطمئن و پابرجا مى‏شوند.شما مى‏دانيد كه استانداردها و معيارهاى قابل قبول، براى عملكرد زيردستان، چه هستند و كسى نمى‏تواند شما را براى تلاش جهت بهتر شدن كار، سرزنش كند، اما اگر كاركنانتان را در تصميم‏گيرى در مورد چگونگى بهبود عملكرد دخيل كنيد، موفقيت بيشترى كسب خواهيد كرد. به عبارت ديگر، اگر زيردستانتان، خود طرحى را براى بهبود كار پيشنهاد كنند و به تصويب شما برسانند، مطمئنا شانس بيشترى براى دستيابى به هدف خود خواهيد داشت. همچنين مى‏توانيد در حيطه كارى خود به ايجاد اعتماد بپردازيد، اما اطمينان حاصل كنيد كه ايجاد اعتماد در جهت جهت اهداف شركت باشد. 
------------------------------------------------------

چگونه کارمند خود را اخراج کنیم؟


هنگام دادن خبر بد سعی کنید خیلی سریع، واضح و مختصر به اصل موضوع بپردازید.
اکثر مدیران به جز دونالد ترامپ (یکی از موفق‌ترین مدیران آمریکایی) معتقدند اخراج کارمندان یکی از دشوارترین کارهایی است که همواره با آن درگیر هستند. برای اینکه بتوانیم راهکارهایی هم به مدیران و هم به کارمندان از کار بر کنار شده ارائه دهیم، با متخصصان حوزه‌های استخدامی و درمانی صحبت کردیم.
تاریخ انتشار:-

روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:

اولین دستور: هنگام دادن خبر بد سعی کنید خیلی سریع، واضح و مختصر به اصل موضوع بپردازید. جفری گاربر موسس یک سایت خدمات شغلی می‌گوید: یادم می‌آید یک بار یک طراح گرافیکی را اخراج کردم و چون متوجه موضوع نمی‌شد می‌گفت: من می‌توانم خودم را تغییر دهم، تقریبا نیم ساعت طول کشید تا توانستم او را متوجه این موضوع کنم که اخراج او تصمیم نهایی است.
دیوید نوئر مدیر اجرایی، مشاور Greensboro،NC و نویسنده کتاب «التیام زخم: غلبه بر ضربه روحی اخراج و احیای سازمان‌های تعدیل نیرو شده» توصیه می‌کند اگر لازم می‌بینید از بیان برخی مطالب پرهیز کنید این کار را انجام دهید، اما نقش بازی نکنید. بیشتر مدیران جوان با متوسل شدن به لیست‌های موجود در بخش منابع انسانی یا کمک گرفتن از شرکت‌هایی که وظیفه اخراج افراد را به عهده دارند، سعی می‌کنند استرس ناشی از عزل کارکنان را از بین ببرند. وی خاطرنشان کرد: استفاده از چنین شیوه‌هایی در برقراری ارتباط با کارکنان این خطر را به همراه دارد که مدیران مانند شخصیت آقای اسپاک (محبوب‌ترین شخصیت فیلم پیشتازان فضا که واکنش‌های احساسی اطرافیان را درک نمی‌کرد) از انتقال پیام خود به دیگران ناتوان بمانند.

جین پراگر مدیر رسانه در نیویورک می‌گوید: همدلی با کارمند اخراجی امری ضروری است. وی همچنین افزود: به این فکر کنید که مخاطب شما به چه چیزی نیاز دارد و سعی کنید در کمال آرامش و سکوت و به جای توجیه قضیه و سعی در بی‌اهمیت جلوه دادن آن، با وی همدردی کنید. آنچه مردم در مکالمات بیش از هر چیز نیاز دارند یاد بگیرند در واقع خوب گوش کردن است. پل براد روانپزشک منهتنی می‌گوید: کنار آمدن با خشم کارمندان از هنرهای یک مدیر موفق است و برای کارمند اخراجی خیلی مهم است که با آرامش و تحمل درکش کنند. براد پس از صحبت با مدیران و کارمندان اخراجی می‌گوید: اخراج شدگان اغلب پس از شنیدن این خبر ناگوار هیچ گونه نگرانی از اینکه به ريیس‌شان بگویند چقدر مبهوت و مستاصل هستند، ندارند. همچنین یک مدیر باید یاد بگیرد که بدون تجزیه و تحلیل طرف مقابل، خوب گوش کند وباید رفتارش بیشتر شبیه پزشکی باشد که خبر بدی را می‌دهد و احساس دلسوزی داشته باشد حتی اگر آن را بیان نکند.

اما اگر مدیری مجبور باشد تعدادی از کارمندان را یک‌جا اخراج کند، چه باید کرد ؟ براد می‌گوید لازم است که مدیر، گروه را دور هم جمع کند تا بتواند تک‌تک کارمندان را زیر نظر داشته باشد و بهتر است برای کمک گرفتن با یک دوست دلسوز، راز دار و قابل اعتماد، خارج از سازمان تماس فوری بگیرد.
هنگامی که تعداد اندکی از کارمندان را اخراج می‌کنید سعی کنید نظريه بدیع ایلین ولکستین مشاور شغلی منهتن را نیز در نظر بگیرید که معتقد است، باید از جلسه تشکیل شده برای دادن حکم اخراج به عنوان فرصتی برای یادآوری توانایی‌های فرد استفاده کنید. ولکستين می‌گوید: افرادی را می‌شناسم که پس از اخراجشان تشکر هم می‌کنند. در شرایطی که فرد سابقه کاری خوبی داشته و اخراج وی صرفا به‌دلیل کاهش هزینه‌ها باشد می‌توانید از او تعریف کرده و حتی موقعیت‌های دیگری را پیشنهاد دهید.

اما ملاحظات قانونی را چگونه باید لحاظ کرد؟ کاترین پارکر که وکیل در امور مربوط به استخدام بخش مدیریت است، می‌گوید: مهم‌ترین نکته‌ای که مدیر باید در نظر بگیرد داشتن دلایل اقتصادی قانع‌کننده برای اخراج است. احتیاجی نیست آن را مفصلا در زمان اخراج بیان کنید، اما باید بتوانید در صورت بروز شرایط خاص و چالش‌های قانونی دلایل خود را ارائه دهید. طبق قانون فدرال هر گونه تبعیض بر اساس سن، نژاد، جنسیت، معلولیت یا مذهب ممنوع است. دلایل قانونی اخراج طیف وسیعی را از نارضایتی از عملکرد گرفته تا نیاز به کاهش هزینه‌ها یا ایجاد تغییر در ساختار مدیریتی شرکت شامل می‌شود. به هر حال همه ما امیدواریم که در آینده نزدیک و با حل تدریجی مشکل بیکاری، نیاز به چنین توصیه‌هایی کمتر شود.

بهترین روش های اخراج کارمندان!


اخراج کردن هم برای خودش راه و رسمی دارد و نه کارفرما و نه کارمند، هیچکدام از این قضیه خوشحال نیستند. باید با حفظ اخلاق و انسانیت این خبر بد را به کارمند داد تا عزت و احترام او خدشه دار نشود.

برترین ها: اخراج کردن هم برای خودش راه و رسمی دارد و نه کارفرما و نه کارمند، هیچکدام از این قضیه خوشحال نیستند. باید با حفظ اخلاق و انسانیت این خبر بد را به کارمند داد تا عزت و احترام او خدشه دار نشود. رابرت ساتون، استاد دانشگاه استنفورد و مؤلف کتاب "رئیس خوب، رئیس بد" راهنمایی هایی برای اخراج کارمند توصیه کرده است که در زیر می خوانید:

«اولین کاری که باید بکنید این است که به او پیش بینی پذیری بدهید. اخراج یک نفر بدون هشدار قبلی و اخراج در جا گاهی رخ می دهد، ولی رئیس خوب رئیسی است که قبل از اخراج به کارمندش هشدار بدهد. دومین کاری که باید بکنید این است که تا جائیکه امکان دارد او را درک کنید. مطالعات نشان می دهند که وقتی به کارمندی گفته می شود که اخراج او ضروری است، او استرس کمتری در این مورد دارد. سوم اینکه به او اختیار بدهید تا نحوه فاش کردن این خبر را خودش انتخاب کند. و آخرین مورد اینکه همدردی و دلسوزی داشته باشید.»


نکات زیر را نیز در هنگام اخراج یک کارمند در نظر داشته باشید:

پنج شنبه ها کسی را اخراج نکنید. این کار باعث می شود که فرد اخراج شده، پنج شنبه و جمعه اش را با حس بسیار بدی بگذراند. او در این مدت، عصبانیت و استرس و ناراحتی را تجربه می کند و منابع و مراجعی را در دسترس ندارد تا با آنها مشورت کند.

سعی کنید شنبه یا یکشنبه این کار را انجام دهید. هرچه عمل اخراج در روزهای اول هفته باشد بهتر است، زیرا کارمند اخراج شده بهتر و زودتر می تواند برای آینده اش اقدام کند و فرصت دسترسی به موقعیت های شغلی دیگر در اوایل هفته را خواهد داشت.

با ترتیب دادن جلسه ای بعد از اخراج، این موضوع را به کارکنان دیگر نگویید. اینکه به صورت رسمی جلسه ای ترتیب دهید تا در مورد اخراج یکی از کارمندان به کارکنان دیگر حرف بزنید، سوالات ناخواسته ای مطرح می کند در این باره که چه اتفاقی رخ داده و این کمی شوم و ناراحت کننده به نظر می رسد. هیچ راهی بهتر از این نیست که این خبر بد را با صحبتی کوتاه و سریع با کارکنان در صبح روز بعد، منتقل کنید. نباید کاری کنید که این خبر خیلی مهم به نظر برسد.

به بعضی از کارکنانی که باید در جریان باشند، قبل از اخراج اطلاع دهید. بعضی از همکاران هستند که باید قبل از اخراج کارمند مربوطه در جریان ماجرا باشند، مانند ناظر مستقیم (که به احتمال زیاد باید اخراج او را تأیید کند)، کارکنان منابع انسانی و حتی مدیر دفتر. بسته به فرهنگ اداری و سطح امنیتی سازمان، ممکن است لازم شود به اداره فناوری اطلاعات هم خبر داده شود.


بدون نقشه و آمادگی قبلی سخنرانی نکنید. با منابع انسانی یا حتی با وکیل شرکت مشورت کنید و ببینید که باید چه بگویید و چه نگویید. در مورد بعضی از شغل ها یا کشورها، مطالبی هست که نباید فاش شود و یا کارمند نباید دلیل اخراجش را بداند تا نتواند شکایتی بکند. یادتان باشد گاهی گفتن دو کلمه "شما اخراجید" کافی است.

چگونگي رفتار با کارکنان مشکل ساز

انسان ها اسا‏ساً بایکدیگر متفاوت‏اند.خواسته های آنها یکسان نبوده و ارزش‏ها ،هنجارها ، و اعتقاداتشان نیز با یکدیگر تفاوت دارد . پس این وظیف? ماست که به افراد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‎‎‎‎‎‎‎‎‎پیرامون خود به این شکل بنگریم که هرکس مانند خود ما دارای نقایص و معایبی است و اگردیگران برای ما مهم هستند ، باید دررفع و تصحیح معایب آنها تاحدامکان ، تلاش کنیم. یک سازمان و یا یک شرکت مانند واحد اجتماعی خانواده ، از این قاعده خارج نیست ‏‏، چرا که آرامش ، امنیت ، همدلی و یکدستی ، اگر مهم‏‏‏‏‏‏‏‏‏ترین عامل موفقیت در هرسازمان و یا شرکتی نباشد ، حتماً یکی از مهم ترین آنها خواهد بود. لذا علاوه بر نقشی که همه کارکنان یک مجـموعه نسبت به هم دارند ، مدیر هر واحد و یا مجـموعه‏‏‏‏ای نیز با مسئولیتی والاتر و تأثیرپـذیرتر باید ‏‏‏‏‏این درک و تـوان را داشته باشدکه معایب و مشکلات مجمـوعه خود را شناخته و با تدبیر و درایت ، به حل معضـلات و موانـع اقدام کند . همیشه اولین و بهترین اقدام برای رسیدن به آرامش و ثبات ، حذف عوامل مشکل‏ساز نیست. چه بسا بتوان با اصلاح این افراد ،علاوه بر ایجاد الگویی مناسب برای سایرین ، درطول مسیر شغلی و مدیریتی خود تجربیات گرانبها و مفیدی آموخت . با این مقدمه باید دانست که هم? مدیران در حرفه و مسیر شغلی‏شان حتماً با کارکنان مشکل‏ساز ، برخورد خواهند کرد ، زیرا همیشه کارکنان مشکل‏ساز وجود دارند و همچنین این طبیعت شغل یک مدیر است که به عنوان مدیر با این افراد برخورد داشته باشد.

1. چرا کارمندان مشکل ساز این گونه هستند ؟
کارمندان مشکل‏ساز این راه را ساده‏ترین روش رفتاری می دانند ، چرا که احتمالاً درگذشته برای‏آنها کارساز بوده است . آنها ممکن است چیزی در خصـوص رفتارهای دیگر ندانند و یا اینکه این مدل رفتارها را آگاهـانه انتخاب کنند ، چرا که تصور می‏کنند این گونه رفتارها می‏تواند تأثیرگذار باشد .
زمانی شما در برخورد با کارکنان موفق خواهید بود که با این دید به موضوع نگاه کنید که شما می‏بایست تأثیرات این دست رفتارهای نامطلوب را کاهش دهید. به دلایل مختلف این موضوع مشابه طرز رفتار با کودکان است . برای مثال اگر هروقت که کودکی فریاد کشید و والدینش به او آبنبات دادند ، وقتی آبنبات می خواهد چه باید بکنند ؟ البته که او دوباره فریاد خواهد کشید . این تشابه دقیقاً برای این دسته ازکارکنان نیز مصداق دارد . زمانی که کسی با آنها در محیط کار مخالفتی می‏کند از عصـبانیت منفجر می‏شوند و پس ازاینکه اطرافیان دست از مخالفت برداشتند ، آنها خود را برنـد? بازی قلـمداد می‏کنند .

2. یک مدیر چگونه می تواند با این دسته از کارمندان رفتار کند ؟
1-2 - ارزیابی
ابتدا باید بدانیم چه زمانی برخورد با این افراد ، واکنش بهتری در برخواهد داشت . اغلب اوقات ضروری است که شما خیلی سریع اقدام لازم صورت دهید تا احتمال وقوع‏یک وضعیت خطرناک دیگر را خنثی کنید . به هرحال بهتر است قبل از هر اقدامی‏ راجع به آن خوب فکر کنید . واضح است " وقتی کارمندی با تفنگ وارد محل کار می‏شود " باید عکس العمل سریع‏‏تری ، نسبت به زمانی‏که یکی از آنها به دلیل اینکه همکارش اعتبار او را زیرسـؤال می برد و به شما شکایت می کند ، نشان داد! در چنین مواردی حتماً باید قبل از هرگونه اقدامی ، وقت مناسبی را برای ارزیابی وضعیت به‏وجود آمده‏ در نظربگیرید ، چرا که شما قصد ندارید مشکل را حادتر کنید !
بایدپذیرفت که اغـلب کارمـندان در زمـان‏های مخـتلف ، ممکـن است به دلیل اسـترس‏های شغـلی و یا غیر شغـلی( خانوادگی و غیره ) مشکل ساز باشند . این را هم بدانید که همیشه نیروهای کم بازده ، حتماً نیروهای مشکل‏ساز نیستند ، پس لازم است برای هر مورد و مسئله مشخصی ، وقتی برای ارزیابی در نظر گرفته شود .

2-2- تکلیف و وظیفه خود را انجام دهید
همیشه براساس واقعیت‏ها عمل کنید . پای? رفتار خود را براساس شایعه و غیبت بنا نکنید . فردی که شایعه پراکنی ‏می‏کند خودش نیز به نوب? خود ، کارمندی مشکل ساز است . اگرشما با چشم خودتان رفتار ناشایستی را ندیده‏اید ، آن را بیشتررسیدگی کنید . از افرادی که ماجرا را می دانند گزارش و توضیح بخواهید و هرچه را که قبل از اقدام ، لازم است جمع آوری کنید .
براساس وقایعی که احساس می‏کنید می‏توانند تصمیم گیری شما را به تعویق بیندازند ، عمل نکنید . بنابراین از این موضوع اطمینان حاصل کنید تا شما خودتان بخشی از این مشکل نشوید ، چرا که درچنین وضعیتی که خود شما نیز به نوعی مسئول هستید ، آرام و بی طرف ماندن بسیار بسیار سخت و مشکل است .

3-2 - تصمیم خود را گسترش دهید
شمایک مدیر هستید و ارزش یک تصمیم درست را به خوبی می دانید . موقعیت شما هم چیزی را عوض نمی‏کند . شما در مواجهه با مشکلات باید تصمیم بگیرید . شاید لازم است جایی آرام و خصوصی ، که هیچ گونه مزاحمتی در آن وجود نداشته باشد را برای تصمیم گیری خود انتخاب کنید .
شما نیازمند تصمیم‏گیری هستید ، خواه با کمک و مشاور? یک کارشناس نیروی انسانی و خواه به وسیل? ایراد یک سخنرانی طی یک جلسه. به یادداشته باشید که برای مقابله با یک مشکل ابتدا طرح یک راه حل را بریزید ، سپس آن را به اجرا درآورید ، یعنی زمانی که آماده شدید ، اقدام کنید . لزومی به واکنش آنی و تحریک‏آمیز نیست ، باید اقدام خود را با سرعت مناسب ، صورت دهید . به خاطرداشته باشید هرچه رفتار نامناسب بیشتر ادامه یابد ، تغییر یا توقف آن نیز مشکل‏تر خواهد بود .

4-2 - با مشکلات دست و پنجه نرم کنید و با آنها روبرو شوید
از مشکلات طفره نروید . ممکن است این مسئله خیلی خوشایند شما نباشد ، اما به هرحال این بخش مهمی از شغل شماست . این گونه مشکلات به خودی خود حل نخواهند شد ، چه بسا بدتر و حادتر هم بشوند . شما تصمیم گرفته‏اید پس عمل کنید .

5-2- با رفتارها برخورد کنید نه با آدم‏ها
هدف نهایی شما ترویج و توسع? یک تفکر و پیدا کردن راه حل است نه پیروزی در یک بازی ! پس روی رفتارهای نامطلوب متمرکز شوید نه اینکه به آدم ها حمله ور شوید . به جای جملاتی که " شما" دارد مثل : شما همیشه دیر در محل کار حاضر می‏شوید ، از جملاتی که " من " دارد استفاده کنید ، مثلاً بگویید : من به افرادی در این شرکت نیاز دارم که سروقت در محل کار حاضر شوند تا بتوانیم به اهدافمان برسیم . رفتارهای تند و نامطـلوبی را که بدون قصد و نیت منفی از سوی برخی کارکنان می‏بینید ، به خودتان نگیرید ، چرا که این واکنش‏ها ممکن است براثر ترس ، سردرگمی ، فقدان انگیزه ، مشکلات شخصی و امثال آنها باشد .به افرادشانس مجددی برای حل مشکلاتشان بدهید . بدانید که اگر آنها در این مقوله احساس مسئولیت کنند، احتمالاً راه حل‏های بهتری را دردرون خود می یابند .

6- 2- سعی کنید دلایل پشت پرده هر مشکل را کشف کنید
زمانی که در حال گوش‏کردن به حرف‏های این دسته از کارکنان هستید ، کاملاً به آنها گوش دهید . آرام و مثبت باشید، بی‏طرفانه به موضوع نگاه کنید و قضاوتی نکنید . سؤالاتتان را به صورت کلی بپرسید که فرد نتواند آنها را دریک یا دو کلمه پاسخ دهد . به هیچ وجه صحبت‏های او را قطع نکنید .


هنگامی که درمقـام پاسخ برمی‏آیید ، کامـلاً راحت و آرام باشید و با بازگو کردن خلاصـه‏ای از حرف‏های فرد مانند : من می فـهم شما چه می گویید ، به او بفهمانید شما کاملاً به صحبت‏های او گوش می‏دهید .
اگر شما منبع و منشأ رفتارهای نامطلوب این گونه کارکنان را دریابید ، قطعاً بهتر می توانید دررابطه با آنها ، به راه حل مناسبی دست یابید.
درپاره‏ای از اوقات نتیجه گیری از این مواجهه‏ها بسیار ملایم و یا با سرعت کمتری اتفاق می افتد و در مقابل ممکن است برای حل یک موضوع نیاز به جلسات متعددی وجود داشته باشد .

7-2 - در صورت لزوم موارد مورد نیاز را تکرار کنید
مشکـلات کوچکی مانند دیرآمـدن ، ممکن است با یک گفـت وگوی کوتاه و مفـید در اتاق شما حل شود ، اما پیداکردن راه حل برای برخی ازکارکنان سرکش و بی‏‏منطق ، که حتی از دوران کودکی و مدرسه این قبیل رفـتارها را به نوعی از خود بروز داده‏اند ، بسیار سخت و نیازمند برگزاری جلسات بیشتری است ، پس صبور باشید و در بدست آوردن نتیجه‏ عجله نکنید . هدف‏گذاری برای دستیابی به یک موفقیت به صورت پیوسته و آرام ، بسیار بهتر از تلاش برای کسب نتیجه و بازخوردهای فوری و عجولانه است.

8-2 - میزان توانایی خود را در حل مشکلات بشناسید
بعضی اوقات رفـع مشکلات به وجـود آمده به دلیل برخی رفتارهای مبـهم و نامشهود که به وسیله کارکنان سر می زند ، در حدود صلاحیت و توانایی شما نیست ، زیرا ممکن است آنها مشکلات روانی داشته باشند که حتی برای حل مسئله ، نیاز به یک روانشناس حرفه‏ای باشد . دقت کنید که چه زمانی می‏توانید خودتان شخـصاً وارد عمـل شوید و چه موقع باید این گونه افراد را برای کمک های تخصصی‏تر به دیگران واگذار کنید .

9-2 - حد پایان خود رابدانید
درهرحال رسیدن به هدف ، همواره در گروی برقراری یک ارتباط و تعامل متقابل است که باعث می‏شود رفتارهای نامطلوب یک کارمند اصلاح شده و برای شما ، موفقیت حاصل شود ، ولی گاهی هم این موضوع غیر ممکن است . وقتی شما به بن بست می رسید و در وضعیتی دشوار و بغرنج قرار می‏گیرید و از طرفی آن کارمند هم در جهت اصلاح رفتارهای خود تلاشی‏ نمی‏کند ، اینجاست که شما نیاز پیدا می‏کنیدکه موضوع را طبق مقررات و ضوابط موجود در شرکت‏ حل کنید.

10-2 - دستیابی به راه حل مناسب
نتیج? آرمانی در برخورد با کارکنان مشکل‏ساز ، رسیدن به یک راه حل توافقی است و حتماً می‏دانید این گونه رفتارهای ناهنجار همچنان ادامه پیدا خواهد کرد‏ مگر اینکه شما در این رابطه به یک تعامل دست پیداکنید . کارکنان لازم دارند بدانند چه رفتارهایی مطلوب و چه رفتارهایی نامطلوب هستند. بیان آنها به صورت شفاف از سوی یک مدیر، همیشه کاری متعالی و ایده آل بوده است . پس باید مطمئن شوید که کارکنان این الزامات ، خواسته‏ها و نتایج مثبت را ازطریق شما دریافت کرده اند .
بنابراین می شود این طور نتیجه گرفت که حذف کارکنان مشکل‏ساز همیشه اولین و بهترین تصمیم نیست . راه های مختلفی وجود دارد که به کمک آنها می‏توان مشکلات را حل کرد ولی اگر نهایتاً چیزی عوض نشد ، آن وقت ... .

چگونگی آموزش کارمندان تازه وارد


با توصیه‌های زیر، موفقیت بیشتر خود را در استخدام‌های بعدی سازمان تضمین کنید. در اینجا تجربیات خود را درباره نحوه برنامه‌ریزی رسمی آموزش برای کارمندان جدید با شما در میان می‌گذاریم.
دنیای اقتصاد: با توصیه‌های زیر، موفقیت بیشتر خود را در استخدام‌های بعدی سازمان تضمین کنید.

بسیاری از سازمان‌های کوچک، کارمندان تازه وارد خود را با کار در «زیر دست» کارمندان مجرب‌تر آبدیده می‌کنند. شاید این روش در سازمان‌های کوچک یا شرکت‌های نوپا کارآیی داشته باشد، اما زمانی که تعداد کارمندان شرکت به بیش از 25 نفر برسد، مساله بسیار مشکل خواهد شد.

در اینجا تجربیات خود را درباره نحوه برنامه‌ریزی رسمی آموزش برای کارمندان جدید با شما در میان می‌گذاریم.

چگونگی آموزش کارمندان تازه وارد
1- یک هفته کامل را برای آموزش کارمندان جدید در نظر بگیرید.

شاید این فرآیند در ابتدا برای کارفرمایان ملال آور باشد چرا که آنها می‌خواهند کارمندانشان هر چه زودتر به بهره‌وری برسند. اما همین سرمایه‌گذاری کوچک، نه تنها باعث می‌شود کارمندان جدید شما بهره‌وری بیشتری داشته باشند بلکه به حفظ بهره‌وری کارمندان دیگر نیز خواهد انجامید؛ چرا که دیگر لازم نیست کارمندان، ساعت کاری خود را به آموزش کارمند جدید اختصاص دهند. ما به این نتیجه رسیده ایم که معرفی کامل کارمندان به سازمان و درک کامل برند یک هفته طول می‌کشد.



2- آموزش برند، صادقانه باشد.

آموزش برند یک گام مهم در جهت حفظ ثبات سازمان است.این کار باعث می‌شود کارمندان جدید بتوانند از صمیم قلب درباره برند صحبت کنند، در حالی که تصور عمومی این است که این ویژگی فقط در کارمندان با سابقه وجود دارد. آموزش صادقانه برند به کارمندان جدید این امکان را می‌دهد كه به صورت هوشمندانه درباره برند شما صحبت کنند و حتی قادر خواهند بود برای اضافه کردن مطالب جدید به سایت شرکت‌ایده‌های جدید بدهند.

ابتدا به طور مدون یک راهنمای برند تهیه کنید که شامل شرح جزئیات برند شما باشد، مثل خط مشی شرکت، دیدگاه‌ها، ارزش‌ها و شخصیت سازمان. همچنین جزئیاتی را درباره پیام برند خود در آن بگنجانید، برای این کار از «ایده بزرگ» خود شروع کنید و خلق ارزش، تاریخچه برند و جزئیات درباره «افراد خود» و مشتریان ‌ایده‌آل را به آن اضافه کنید.

باید یکی از اعضای مشتاق و مجری در واحد منابع انسانی این راهنما را برای فرآیند آموزش برند سازمان شما تهیه کند.

چگونگی آموزش کارمندان تازه وارد


3- کارمندان طراز اول خود را به عنوان مربی به کار گیرید.


برای شرکت‌هایی با کمتر از 100 نفر کارمند، داشتن یک کادر آموزشی تمام وقت برای آموزش افراد جدید ضروری نیست. اغلب کارمندان طراز اول در هر واحد قادر به آموزش افراد جدید هستند. از هر واحد، مشتاق‌ترین، سرگرم‌کننده‌ترین، مجرب‌ترین و علاقه‌مندترین کارمند طراز اول خود را انتخاب کنید. این کار برای سازمان شما خلق ارزش به دنبال خواهد داشت.



4- معرفی افراد جدید به هر واحد، جداگانه صورت پذیرد.


ما دریافتیم زمانی که کارمندان جدید را آموزش نمی‌دادیم، بسیاری از این کارمندان حتی پس از گذشت ماه‌ها، اطلاعات کمی درباره سایر واحدها در سازمان داشتند. این عدم ارتباط، باعث بروز انزوا در سازمان می‌شود که می‌تواند به کاهش همکاری منجر شود. بنابراین طی فرآیند آموزش، افراد را به واحدهای مختلف معرفی کنید و اجازه دهید کارمندان تازه وارد درک کنند در کجای تصویر کلی سازمان قرار گرفته‌اند.

نماینده هر واحد باید عملکرد، اهداف و موضوعات کلی آن واحد را به کارمندان جدید معرفی کند. وقتی این اطلاعات با آموزش برند ترکیب می‌شود، یک دیدگاه روشن از سازمان برای کارمند جدید ایجاد می‌شود.

چگونگی آموزش کارمندان تازه وارد


5- در آموزش‌های خود رویکردهای نوآورانه داشته باشید.
آموزش کارمندان جدید می‌تواند هم سودمند و هم الهام بخش باشد. این کار می‌تواند با ترکیب موضوعات، آزمون و فیدبک در کل فرآیند آموزش صورت گیرد تا کارمندان جدید احساس مسوول بودن و هیجان نسبت به کار داشته باشند. در سازمان ما، در روز آخر آموزش یک بازی ترتیب داده می‌شوداین بازی یا چالش، یک روش توام با سرگرمی برای امتحان کردن کارمندان درباره ارزش‌های برند و فرآیندهای واحد‌ها است.

اکنون ما اطمینان حاصل می‌کنیم که به کارمندان جدید اطلاعات لازم داده شده و آنها مشتاق پیوستن به تیم هستند. اگر شرکت شما تازه تاسیس یا در حال رشد است، زمان و تلاش برای آموزش کارمندان جدید به آنها کمک می‌کند به سرعت و به طور کارآمد فعالیت خود را دنبال کنند. 

آموزش کارکنان

آموزش اساساَ یادگیری است. سازمان در تلاش این است که تجاربی فراهم آورد تا فرد را در انجام اثر بخش تر وظایف شغلی یاری رساند. هدف برنامه آموزشی آن است که این تجارب را به نحوی ساخت دهد که نگرشها یا مهارتهای مناسب و مقتضی کسب شوند و گسترش یابند. بنابراین، آموزش را می توان به عنوان تلاشی از سوی سازمان برای تغییر رفتار اعضای خود از رهگذر فرایند یادگیری به منظور افزایش اثربخشی تلقی کرد.                                                                                        

"(ترنس آر.میچل،519:1383)"

                                                                  

هدف از آموزش                                                                                                     

آموزش در شرایط مطلوب دو نقش مهم بر عهده دارد:                                                         

الف)توانایی کاربرد                                                                                               

ب)ایجاد انگیزه                                                                                                    

آموزش با بالا بردن توانایی کارکنان شرکت در انجام وظایف محوله امکان استفاده بهتر از منابع انسانی را پدید می آورد.با ایجاد احساس تسلط در انجام کار و تایید آن توسط مدیریت ، رضایت شغلی کارکنان افزایش می یابد و اگر شرایط مساعد نباشد ، چنین نتایجی حاصل نخواهد شد. مثلاَ وقتی که کارآموز هدف از آموزش را درک نکند و یا هنگامی که آموزش با نیازهای کاری کارآموز ارتباطی نداشته باشد، آن را تنبیه یا نشانه ناخشنودی از خود تلقی می کند.                                                             

"(اچ.تی.گراهام251:1377)"

به طور کلی هدف از آموزش دستیابی به موارد زیر است:                                                    

الف) بازدهی و ارتقا کیفیت                                                                                        

ب)ضایعات و نقائص کمتر                                                                                        

پ) قابلیت و انطباق بیشتر با روشهای جدید                                                                      

ت) نیاز کمتر به نظارت دقیق                                                                                     

ث) سوانح کمتر                                                                                                     

ج) رضایت شغلی بیشتر که بازتاب آن عدم درخواست تغییر کار و غیبت کمتر است.                      

"(اچ.تی.گراهام252:1377)

 

مراحل آموزش كاركنان

1ـ تعيين نيازهاي آموزشي:

 

 نخستين گام براي آماده كردن برنامه‌‌هاي آموزش و توسعه منابع انساني عبارت است از تعيين نيازهاي آموزشي كاركناني كه بايد در برنامه‌هاي آموزشي شركت جويند. تعيين نيازهاي آموزشي مي‌تواند محتواي دوره‌هاي آموزشي را بر اساس حل مشكلات كاري تنظيم كند. نیازهای آموزشی ممکن است به دلایلی مانند آنچه در ذیل می آید ، در کارکنان ایجاد شوند:

 

·        ارائه محصولات و یا خدمات جدید

·        تغییرات در محیط خارجی سازمان

·        افزایش سوانح و حوادث در محیط کار

·        افزایش زیان و کاهش سوددهی

·        پایین بودن انگیزش

"(دکتر سید حسین ابطحی،128:1386)"

 

 

به هر حال هرچند که آموزش دارویی برای همه ی دردهای سازمان نیست ، ولی تعیین نیازهای آموزشی می تواند در شناخت بسیاری از مشکلات سازمان موثر باشد.بنابراین برای اثربخشی بیشتر آموزش باید نیازهای تک تک کارکنان را برای آموزش تعیین کرد. این عمل ممکن است به دست سرپرستان مستقیم و کارشناسان امور پرسنلی و یا حتی خود کارکنان مشخص گردد.

"(دکتر سید حسین ابطحی،128:1386)"

روشهای گوناگونی برای تععین نیازهای آموزشی کارکنان وجود دارد که بهترین آنها استفاده از فرمهای شرح شغل و نتایج ارزشیابی هایی است که سالانه در مورد کارکنان می شود.

"( دکتر سید حسین ابطحی،129:1386)"

 

اولین قدم در تجویز آموزش به عنوان راه حل ، تشخیص مسائل موجود در سازمان و نوع و ماهیت آنهاست. معمولاَ از طریق می توان به نیازهای آموزشی سازمان پی برد:

*مطالعه مسائل مربوط به تولید و بهره وری:

از قبیل پایین بودن سطح تولید ؛ بالا بودن هزینه های تولید ؛ نامرغوب بودن و کیفیت بد تولیدات؛ ضایعات بیش از اندازه خصومت و کشمکش بیش از اندازه میان کارگر و کارفرما؛ شکایت و نارضایتی بیش از اندازه ؛ تخلفات بیش از اندازه و ...

*نظر خواهی از مدیران ، سرپرستان و کارکنان:

با توزیع پرسشنامه یا به وسیله مصاحبه ،مسائل و مشکلاتی که به نظر آنها از فقدان آموزشی ناشی می شود مشخص و نیازهای آموزشی معین می گردد.

*مطالعه پروژه هایی که سازمان برای آینده طراحی نموده است:

از قبیل گسترش فعالیتها؛ ارائه خدمات یا تولیدات جدید؛احداث کارگاهها و کارخانه های جدید؛استفاده از تکنولوژی جدید ؛ تجدید ساختار سازمان ،استخدام نیروهای جدید.

"( دکتر اسفندیار سعادت،177:1386)"

 

*تجزیه و تحلیل شغل ،مطالعه و بررسی و ارزیابی عملکرد شاغل در شغل و برگزاری آزمونهای مختلف:

 

تجزیه و تحلیل شغل فرایندی است که به وسیله آن ماهیت و ویژگی های هر یک از مشاغل در سازمان مورد بررسی قرار گرفته ،اطلاعات کافی درباره آن جمع آوری و گزارش می شود. به وسیله تجزیه و تحلیل شغل مشخص می شود که یک شغل شامل چه وظیفه ای است و برای احراز موفقیت آمیز آن ،چه مهارتها،دانش و توانایهایی لازم است.

"( دکتر اسفندیار سعادت،177:1386)"

 

2 ـ تعیین اهداف آموزشی:

 نيازهاي آموزشي تعيين شده,‌ منتج به هدفهاي آموزشي و توسعه منابع انساني مي‌شوند. اين هدفها بايد بصورتي تدوين شوند كه بتوان از آنها به عنوان معيارهاي ارزشيابي پايان دوره استفاده كرد. به عبارت ديگر مي‌توان چنين گفت كه هدفهاي آموزش و توسعه منابع انساني عبارت است از رفتارهاي مورد نظر سازمان در آموزش و توسعه منابع انساني و شرايطي كه رفتار‌هاي مورد نظر بايد در آن تجلي يابد.

"( دکتر سید حسین ابطحی،129:1386)"

 

هدف ا ز برگزاری هر دوره آموزشی در نهایت،افزایش کارایی عمومی در سازمان از طریق بالا بردن کیفیت کار نیروی انسانی شاغل در آن می باشد.بنابراین ، اهداف دوره های آموزشی معمولاَ بر حسب رفتار و عملکرد ی که کارمند باید بعد از طی دوره از خود نشان دهد معین می گردد.

 

"( دکتر اسفندیار سعادت،187:1386)"

 

فرض می کنیم که می خواهیم یک دوره ی آموزشی برای آموزش فروشندگان بلیت هواپیما برگزار کنیم .هدفهای خاص آموزشی را که از وظایف شغلی شرکت کنندگان ناشی می شود ، می توان به شرح زیر تدوین کرد:

الف) دادن اطلاعات پرواز به مراجعان در عرض 3 ثانیه با استفاده از کامپیوتر

ب) تععین جا برای رفت و برگشت در عرض 2 دقیقه پس از کسب اطلاعات کامل از سفر

این هدفهای آموزشی ، مساله را از طرفی برای شرکت کنندگان در دوره های آموزشی و از طرف دیگر برای استادان ، مربیان و کارشناسان آموزشی کاملاَ مشخص می کند و آنان را از سردرگمی می رهاند. علاوه بر این، می تواند معیارهایی برای سنجش نوع و میزان یادگیری در پایان دوره باشد.

"( دکتر سید حسین ابطحی،130:1386)"

محتواي دوره‌هاي آموزشي براساس هدفهايي كه از تعيين نيازهاي آموزشي منتج شده‌اند,‌ تهيه و تنظيم مي‌شود كه ممكن است براي ايجاد دانش و مهارت يا رفتار خاصي در شركت‌كنندگان باشد. لازم به تذكر است كه شركت‌كنندگان در دوره‌هاي آموزشي بايد بتوانند, محتواي دوره‌ها را با نيازهاي شغلي خود تطبيق دهند. در غیر این صورت ، انگیزه ی چندانی برای یادگیری در آنان ایجاد نخواهد شد.

"( دکتر سید حسین ابطحی،130:1386)"

 

3ـ‌ انتخاب  روش آموزش

 

  تاکنون برای آموزش کارکنان سازمان‌ها، از روش‌های گوناگونی استفاده شده است که هر روش آموزشی نیز مزیت‌ها و محدودیت‌های خاص خود را دارد. از وظایف مهم مدیر و کارشناس آموزش و به‌ویژه آموزش‌دهنده آن است که برای هر دوره آموزشی خاص، مناسب‌ترین و اثربخش‌ترین روش آموزشی را به‌کار گیرند. بعد از گزینش افراد شایسته و مناسب برای تصدی مشاغل مورد نظر در یک سازمان، نوبت به آموزش آنان می‌رسد.                                                                           

" )www.pajoohe.com"(

 

 زیرا اولا اغلب داوطلبان شغل، نخستین بار است که می‌خواهند یک فعالیت شغلی را آغاز ‌کنند. ثانیا حتی فارغ‌التحصیلان مراکز آموزش عالی هم، در طی دوره تحصیلی خود با همه جنبه‌های عملی و عوامل مؤثر در اجرای فعالیت‌هایی که رشته تخصصی آنان می‌باشد، آشنا نیستند.   روان‌شناسان استخدامی، وقت خود را صرف آموزش و بالا بردن مهارت‌های کارکنان جدید و قدیمی می‌کنند. آموزش مهارت‌ها می‌تواند فنی و کاملا به شغل اختصاص داشته باشد. برای مثال، ممکن است شما آموزش دیده باشید که چگونه می‌توان فرآورده‌های شرکت را به فروش رساند یا سرویس کرد، یا چگونه باید از نظام ارتباطی استفاده کرد. علاوه بر این، آموزش کلی می‌تواند برای بهبود مهارت‌های بین‌فردی به‌کار رود. در چنین مواردی آموزش مشتمل است بر این که چگونه می‌توان یک شنونده مؤثر بود و چگونه می‌توان افکار خود را با دیگران در میان گذاشت.                                                                        

" )www.pajoohe.com"(

به طور کلی روشهای آموزشی را می توان به سه گروه اصلی تقسیم نمود که عبارتند از:

گروه اول: روشهایی که منظور از آنها دادن اطلاعات به کارمند است.

گروه دوم: روشهای شبیه سازی.

گروه سوم: روشهای ضمن خدمت.

"( دکتر اسفندیار سعادت،187:1386)"

 

گروه اول: روشهایی که منظور از آنها دادن اطلاعات است:

 

هدف اصلی در این روشها آموختن مفاهیم ، واقعیات،مهارتها و دانستنیهای مربوط به کار است، بدون اینکه از شاغل خواسته شود عملاَ نیز کاربرد آنچه را که آموخته است تمرین و تجربه کند.

"( دکتر اسفندیار سعادت،188:1386)"

 

 

متداول ترین روشهایی که در این گروه قرار دارند عبارتند از:

1.     سخنرانی                                 2-سمینار

 

سخنرانی:

متداول ترین روش آموزشی ، سخنرانی و ارائه مطالب به صورت شفاهی است. در جلسه یا جلسات سخنرانی ، مطالبی که باید آموخته شود به وسیله متخصص یا کارشناس برای کارکنان ارائه می گردد. معمولاَ سخنرانی به شکل زنده یعنی با حضور شخص سخنران ، برگزار می شود با وجود این از فیلم ، ویدئو، تلویزیون مدار بسته و ماهواره نیز می توان برای ارائه مطالب استفاده نمود. از جمله مزایای این روش آموزشی ، مقبولیت زیاد و همچنین اقتصادی بودن آن است، زیرا می توان اطلاعات زیادی را در زمان کوتاهی در دسترس انبوهی از کارآموزان قرار داد. به علاوه در پایان سخنرانی زمانی برای پاسخ به سوالات اختصاص داده می شود تا ابهامات برطرف و نکات اصلی کاملاَ برای کارآموزان روشن شود. همچنین در خاتمه جلسه ، معمولاَ امتحانی از کارآموزان به عمل می آید تا کیفیت و کمیت اطلاعاتی که کسب نموده اند ، سنجیده و ارزیابی شود.

"( دکتر اسفندیار سعادت،188:1386)"

آموزش به شیوه سخنرانی دارای معایبی نیز هست از جمله اینکه مطالب برای تمام اعضای گروه تهیه و ارائه می گردد و تفاوتهایی که معمولاَ از لحاظ توانایی یا سرعت یادگیری میان اعضا وجود دارد ، در نظر گرفته نمی شود. نکته دیگر اینکه اگر چه می توان وقتی را برای پاسخگویی به سوالات معین کرد ، ولی معمولاَ تعداد کسانی که سوالات خود را مطرح می کنند کم و محدود است . حتی کسانی هم که سوالاتی را مطرح می کنند اغلب به خاطر خودنمایی و اظهار وجود است و نه برای رفع ابهام.

"( دکتر اسفندیار سعادت،188:1386)"

 

سمینار

در سمینارها کارآموزان به مشارکت در مباحث و تبادل نظر میان خود و معلمتشویق می شوند .در این روش تلاش بر این است که مطالب جدید طوری به کارآموز آموخته شود که بینش و نگرش او در جهت مطلوب تغییر کند . همچنین هدف این است که او قدرت تشخیص مسائل را پیدا نموده ، بتواند با تجزیه و تحلیل درست  درباره انها تصمیم گیری نماید. روش آموزشی مذکور دارای مزایایی است. برای نومنه شرکت کنندگان در دوره باید مشارکت فعالی در جلسات داشته باشند .

"( دکتر اسفندیار سعادت،189:1386)"

 

 همچنین از آنجا که اظهار نظر های هر یک از اعضای گروه ، بلافاصله مورد بحث سایر افراد  قرار می گیرد و پاسخ داده می شود، فرد در موقعیت بسیار خوبی است که بازخور گرفته، میزان یادگیری خود را بسنجد و ارزیابی نماید. به علاوه در این روش ، تفاوتهای  میان افراد از نظر توان و سرعت  یادگیری در نظر گرفته می شود ، یعنی آموزش متناسب با قدرت فراگیری هریک از افراد خواهد بود. معلم سعی می کند نوع سوالاتی که از فردی با قدرت یادگیری کمتر می نماید به گونه ای باشد که به او در فهم مطالب کمک نماید.

"( دکتر اسفندیار سعادت،189:1386)"

 

 با وجود این مزایا، روش سمینار کاستیهایی نیز دارد . این روش زمانی دارای بیشترین کارایی است که تعداد شرکت کنندگان معدود باشد . از این رو ، هنگامی که تعداد شرکت کنندگان زیاد است ، معمولاَ افراد را به گروه های کوچک تقسیم می کنند .  در این  موارد گروه های کوچک میان خود بحث و تبادل نظر می کنند و نتیجه را به جمع گزارش می دهند. طبیعی است که در چنین حالتی ارزیابی عملکرد تک تک افراد در هر از گروهها امکان پذیر نیست . نکته دیگر اینکه شرکت کنندگان باید دارای اعتماد به نفس بوده و توانایی بیان نظرهای خود را داشته باشند و از مشارکت در بحث و صحبت در جمع نهراسند.

 

"( دکتر اسفندیار سعادت،190:1386)"

 

 

گروه دوم: روشهای شبیه سازی

این گروه خود به چهار دسته تقسیم می شود:

1.     بررسی موارد خاص 

2.     ایفای نقش

3.     تمرین شغل

4.     بازیهای مدیریتی

 

"( دکتر اسفندیار سعادت،190،1386)"

بررسی موارد خاص:

در این روش شرح مبسوطی از یک واقعه یا وضعیت خاص به کارآموز داده و از او خواسته می شود تا با تجزیه و تحلیل آن ، مشکل را بیابد و برای رفع آن راهی را پیشنهاد نماید. معمولاَ  کارآموز باید نتیجه بررسی خود را به صورت گزارشی کتبی، برای بحث در اختیار گروه کارآموزان قرار دهد.

"( دکتر اسفندیار سعادت،190،1386)"

 

طرفداران این روش آموزشی معتقدند که بدین وسیله ، اولاَ می توان مطالب بیشتری آموخت و ثانیاَ حجم بیشتری از آنچه آموخته شده در ذهن ثبت می گردد. ولی انتقادی که به این روش وارد شده این است، عدم توانایی آموزش اصول و قواعد کلی با استفاده از این روش است. همچنین معمولاَ معلم نمی تواند با قاطعیت معین کند که آیا  تجزیه و تحلیل مساله و استنباط و نتیجه گیری کارآموز از آن واقعاَ صحیح است یا خیر.

"( دکتر اسفندیار سعادت،190،1386)"

ایفای نقش

در این روش به هریک از اعضای گروه ، نقش خاصی واگذار می شود که آن را بازی کنند. خصوصیات شخصیتی بازیگران، در حرکات آنها ، پاسخها و عکس العملهایی که در مقابل دیگران از خود نشان می دهند ظاهر می شود. به وسیله این روش به کارکنان آموخته می شود که چگونه با یکدیگر رابطه برقرار نمایند و چگونه مسائلی  را که معمولاَ در ارتباطات انسانی به وجود می آید ، حل نمایند.

"( دکتر اسفندیار سعادت،191:1386)"

 در روش ایفای نقش کارآموزان تنها با مساله ای انتزاعی رو به رو نیستند  که به آن بیندیشند و به طریقی عقلایی حلش کنند، به عبارت دیگر در روش ایفای نقش علاوه بر تفکر و اندیشه احساسات نیز نقش مهمی پیدا می کنند. فرورفتن در نقشی بخصوص و از زبان شخص دیگری سخن گفتن و از چشم وی به مسائل نگریستن به کارآموز بصیرتی می دهد که انگیزه ی رفتار خود و دیگران را بشناسد  و این بزرگترین مزیت ایفای نقش به عنوان یک روش آموزشی است. باید توجه داشت که استفاده  ازاین روش هنگامی موثر خواهد بود که افراد ، نقشی را که به عهده آنها گذارده شده است با میل و رغبت پذیرفته باشند. به علاوه نقشها باید با واقعیت منطبق باشد تا جدی گرفته شود.

"( دکتر اسفندیار سعادت،192:1386)"

تمرین شغل

آموزش از این طریق بدین شکل است که کارآموز نقش مدیری را به عهده می گیرد که باید در زمان و مهلتی معین ، به نامه یا پرونده ای که به او داده می شود ، رسیدگی کند و تصمیم مناسبی اتخاذ نماید . برای کارآموز مسائلی مطرح می شود که انتظار می رود در ضمن انجام شغلش با آنها مواجه شود . هدف اصلی از این تمرینات ، پرورش مهارت و قدرت تصمیم گیری کارآموز است ، نه آموختن چیزهای تازه . این روش آموزش طوری طراحی گردیده است که برای پاسخ  به مسائل همیشه به زمانی بیش از آنچه به کارآموز داده شده نیاز هست. بنابراین ، کارآموز باید اولاَ اولویت مسائل را به درستی  تعیین کند و ثانیاَ به سرعت درباره آنها تصمیم بگیرد. از این رو این روش را یکی از موثرترین روشها برای آموزش تصمیم گیری در شرایط بحرانی به شمار آورده اند.

"( دکتر اسفندیار سعادت،192:1386)"

بازیهای مدیریتی

یکی از روشهای بسیار متداول و نسبتاَ جدیدی که برای تربیت مدیر به کار گرفته می شود ، بازیهای مدیریتی است. درسال 1957 برای اولین بار از این روش استفاده شد. از آن زمان تا کنون ، بیش از هزار برنامه کامپیوتری برای آموزش کارمند نوشته شده و در بازار موجود است. در این برنامه ها مدلی براساس فعالیتها و عملیات یک سازمان فرضی ، طراحی و از کارآموزان خواسته می شود تا در نقش مدیران مسئول قرار بگیرند و با تصمیمات خود عملیات را هدایت و سازمان را اداره نمایند.معمولاَ کارآموز باید درباره مسائل گوناگون در حوزه های مختلف عملیاتی  تصمیم گیری کند.

 

"( دکتر اسفندیار سعادت،192:1386)"

در طراحی این روش آموزشی باید نخست تصمیم گرفت که:

*آیا می خواهیم کل سازمان موضوع بازی باشد یا بخشی از آن؟

*آیا می خواهیم صنایع به طور کلی ، یا صنعت خاصی موضوع بازی باشد؟

* آیا می خواهیم بازی ، انفرادی یا گروهی باشد؟

در جایی که می خواهیم افراد توان و مهارت تصمیم گیری در سطح مدیران ارشد به دست آورند ، کل سازمان موضوع بازی قرار می گیرد. ممکن است که هدف از آموزش ، آشنایی کارآموز با مسائل ویژه ای در یکی از حوزه های عملیاتی ، مثلاَ تولید، بازاریابی یا مالی باشد. در این صورت ، بازی طوری طراحی می گردد که کارآموز بیاموزد چگونه درباره این مسائل خاص تصمیم بگیرد.

"( دکتر اسفندیار سعادت،193:1386)"

 بازی می تواند برای یک کارآموز یا گروهی از کارآموزان طراحی گردد.هنگامی که چند کارآموز با یکدیگر گروهی را تشکیل می دهند و با گروههای دیگر به رقابت بر می خیزند، علاوه بر آموختن فنون تصمیم گیری درباره مسائل مدیریتی ، چگونگی ایجاد رابطه و مراوده با یکدیگر را نیز می آموزند.بازیهای مدیریتی به عنوان روشی برای آموزش از این مزیت بزرگ برخوردار است که نسبت به سایر روشهای آموزشی ، دارای پویایی بیشتری است و کارآموز خیلی زود از نتایج و آثار تصمیماتی که اتخاذ نموده است آگاه می شود. ولی این روش بسیار پر هزینه است و امکان دارد کارآموز بازی را به جای دنیای واقعی بگیرد ، غافل از اینکه به احتمال زیاد ، عوامل و متغییر های بسیار مهمی یا درست در آن منعکس نشده و یا از قلم افتاده است.

"( دکتر اسفندیار سعادت،194:1386)"

گروه سوم: روشهای ضمن خدمت

  یکی از قدیمی‌ترین روش‌های آموزشی است که طی آن، کارکنان از همان آغاز ورود به سازمان و در حین کار، با شیوه‌های درست انجام دادن وظایف شغلی آشنا می‌شوند. آموزش افراد جدید به وسیله عضو قدیمی‌تر سازمان و با نظارت و راهنمایی سرپرست و در مواردی نیز به وسیله مربی، انجام می‌گیرد. یکی از مزایای این روش کم‌هزینه بودن آن است. برای ارائه این نوع آموزش نیازی به سرمایه‌گذاری جهت محل آموزش، ابزار و وسایل آموزش، دعوت از آموزش‌دهندگان متخصص و نظایر آن، نیست. اما این روش معایب خاص خود را نیز دارد.                                                                         

" )www.pajoohe.com"(

چند نمونه از این معایب عبارتند از اینکه؛ وقت سرپرست یا متصدی قدیمی‌تر که به راهنمایی عضو جدید می‌پردازد، گرفته می‌شود .سرعت کار عضو جدید کم است، به ابزار و وسایل کار صدمه وارد می‌آید، کیفیت و کمیت کالای تولیدشده کاهش می‌یابد. برای رفع این مشکل می‌توان موجباتی را فراهم ساخت که این دوره بسیار کوتاه باشد و از درگیر ساختن باتجربه‌ترین و بهترین کارکنان سازمان جهت آموزش و یادگیری فرد تازه‌وارد، اجتناب شود و به آنان اجازه داده شود به انجام وظایف خود بپردازند. بهترین راه حل آن است که آموزش افراد تازه‌وارد به کارشناسان واحد آموزش سازمان سپرده شود و در صورتی که این امکان نیز وجود ندارد، سرپرست واحد، مسئولیت آموزش آنان را به عهده گیرد.        

" )www.pajoohe.com"(

                                         

آموزش ضمن خدمت یکی از متداول ترین رویه ها طی سالیان دراز بوده است . که فرد را در حین اشتغال به کار آموزش دهیم. دلیل عملی کاربرد این شیوه این است که فرد در حالی که آموزش می بیند تولید هم می کند. هیچ گونه فضا یا تجهیزات خاصی لازم نیست. با وجود این ،نارسائیهای چندی در رابطه با این شیوه وجود دارد. آموزش دهنده یا مربی لایق و شایسته ای باید از درون سازمان پیدا شود. اگر آموزش بیننده با سرعت کمتری کار کند ، آن  گاه تجهیزات یا تسهیلات خاصی ممکن است عاطل و باطل بکانند. در حالی که آموزش بیننده برای یادگیری تلاش می کند باید فشار و زحمت ناشی از شغل را نیز تا اندازه ای تحمل کند.                                                                                     

    "(اچ.تی.گراهام527:1377)"

 

مقاصد آموزش ضمن خدمت

 

مهم‌ترين مواردي كه به‌عنوان مقاصد نسبتاً مشترك سازمانها و نظام‌هاي مختلف در خصوص آموزش ضمن خدمت قابل ذكر است بشرح زير مي‌باشد:

 

*هماهنگ و همسو نمودن كاركنان با سازمان:

 

اين امر از يك سو براي تحقق اهداف سازمان و دستيابي به سياستها و خط‌مشي‌هاي تعيين شده براي مؤسسه داراي اهميت است و از سوي ديگر پيشرفت شغلي و حرفه‌اي فرد در سازمان در گرو آگاهي وي از انتظارات مقامات مافوق و نحوه انجام تكاليف و مسئوليت‌هاي شغلي است.

)"www.mgtsolution.com"(

 

*افزايش رضايت شغلي و بهبود روحيه كاركنان:

 

 مسئله برانگيختن كاركنان براي انجام وظايف شغلي يكي از مهمترين دلمشغولي‌هاي مديران سازمانها مي‌باشد. براي آنكه روحيه كاركنان تقويت شود و رضايت آنان از حرفه‌اشان افزايش يابد، نظريات گوناگوني ارائه شده است. از جمله اين نظريات، نظريه هرم سلسله مراتبي نيازهاي مازلو است. از نقطه نظر وي، برطرف كردن نيازهاي سطوح بالا نقش بسيار مهمي در انگيزش و فزوني رضايت شغلي افراد در جهت انجام وظايف شغلي دارد.

)"www.mgtsolution.com"(

*كاهش حوادث و ضايعات كاري:

 

 در بسياري از مؤسسات، حوادث كاري عمدتاً بواسطه عدم آگاهي و مهارت‌ كافي كاركنان رخ مي‌دهد. اين بيان خصوصاً در مورد كساني كه با ابزارها و تجهيزات حساس و توام با خطر در كارخانجات سروكار دارند، مصداق بيشتري دارد. علاوه بر حوادث مختلف كه بواسطه فقدان مهارت و دانش افراد بوجود مي‌آيد، ضايعات كاري و افزايش هزينه‌هاي سازمان نيز از جمله نتايج نقصان دانش و توانش نيروي انساني در سازمان‌ها مي‌باشد. بنابراين ضرورت دارد با توجه به مسائل مطرح شده و همچنين عواقب آنها نظير تنبيه، توبيخ، اخراج و… كه عمدتاً بواسطه عدم آگاهي افراد از سياستها، انتظارات و توقعات سازمان و نيز عدم آشنائي با انجام بهينه وظايف و تكاليف شغلي است، آموزش ضمن خدمت بطور جدي مورد توجه سازمانها قرار گيرد.

)"www.mgtsolution.com"(

 

*بهنگام سازي دانش و توانش نيروي انساني در سازمان:

 

 شالوده افزايش بهره‌وري در سازمان‌ها مستلزم تاكيد بر نيروي انساني از نظر كيفي و ممانعت از نابهنگام شدن افراد در حرفه‌شان مي‌باشد. بنا به تعريف، نابهنگامي در حرفه عبارت است از تقليل كارآيي در انجام كار در طول زمان و بالاخره فقدان دانش يا مهارت نوين است. اين مسئله باعث مي‌شود كه فرد به دلايل مختلف از لحاظ حرفه‌اي فرسوده شود و قادر به انجام وظايف و تكاليف سازماني نباشد. اگر چه تمامي عوامل ايجاد‌كننده نابهنگامي در حرفه را نمي‌توان از طريق آموزش برطرف ساخت، اما بدون شك آموزش ضمن خدمت كاركنان از طريق بهسازي و نوسازي دانش و توانايي افراد، نقش مهمي در بهنگام‌سازي آنان دارد.

)"www.mgtsolution.com"(

*كمك به تغيير و تحولات سازماني:

 

تغيير و تحولاتي كه در محيط سازمان بوقوع مي‌پيوندد، عمدتاً مستلزم آماده‌سازي پرسنل و نيروي انساني است. نكته اساسي در ارتباط با تغييرات سازماني، مقاومت كاركنان در مقابل آن است. كاركنان سازمان‌ها ممكن است به دلايل مختلفي نظير دلمشغولي اطلاعاتي، نگراني درباره موفقيت، مقام و وضعيت مالي خود در وضعيت جديد، نگراني درباره ناتواني در انجام وظايف، و دلايل متعدد ديگر در مقابل تغييرات مقاومت كنند. به اين دليل به غير از تدابير ديگر نظير مشاركت كاركنان در برنامه‌ريزي تغيير و … آموزش و توجيه پرسنل نيز نقش بسيار مهمي را در موفقيت تغييرات ايفاء مي‌نمايد. بنابراين از جمله مهمترين وظايف آموزش ضمن خدمت در سازمانها، كمك به تغييرات سازماني است.

انطباق با شرايط، اوضاع و احوال اجتماعي: تمامي سازمانهاي معاصر در محيطي فعاليت مي‌كنند كه از لحاظ فرهنگي داراي ارزشها و ايدئولوژي ويژه‌اي هستند. موفقيت بسياري از آنها در گرو شناخت اين چگونگي اجتماعي و انطباق بهينه با آن است. محيط اجتماعي سازمان‌ها كه مي‌توان آنرا فراسيستم اجتماعي در عين حال حوزه عمل و ميدان فعاليت سازمان‌ها را تا حدود زيادي تعيين مي‌نمايد، دانست. بنابراين شناخت اين فراسيستم و درك عميق آن براي تمامي كاركنان سازمان‌ها خصوصاً مديران و تصميم‌گيرندگان سطوح عالي سازمان از اهميت فوق العاده‌اي برخوردار است.

)"www.mgtsolution.com"(

*تقويت روحيه همدلي و همكاري در بين كاركنان سازمان:

 

در حقيقت توفيق سازمان در دستيابي به اهداف تعيين شده تا حد زيادي تابع فضاي اعتماد و تفاهم متقابل در محيط كار، افزايش ميزان همكاري كاركنان با يكديگر، افزايش ميزان همكاري كاركنان با سرپرستان و مديران و مهمتر از همه ايجاد هماهنگي در نحوه انجام امور سازمان در واحدهاي مختلف مي‌باشد. به نظر مي‌رسد يكي از راههاي ايجاد هماهنگي و همدلي، استفاده از آموزشهاي ضمن خدمت مي‌باشد كه از يكسو زمينه تماس متقابل كاركنان با يكديگر در محيط آموزشي را فراهم مي‌سازد و از سوي ديگر و از طريق افزايش دانش و اطلاعات شغلي، برداشتها و علايق حرفه‌اي تقريباً يكساني را در آنها ايجاد مي‌كند.

 

)"www.mgtsolution.com"(

 

 

مراحل آموزش ضمن خدمت:

تحقیقات نشان میدهد که بهترین نتایج هنگامی به دست آمده که برنامه های آموزشی ضمن خدمت طی مراحل چهارگانه زیر به اجرا در آمده اند:

 

مرحله اول: آماده سازی کارآموز

در مرحله اول باید از تشویش و اضطرابی که ممکن است کارآموز دچارش باشد کاست و او را آرام نمود و برایش توضیح داد که چرا برای گذراندن دوره آموزشی انتخاب شده است. باید او را تشویق کرد که اگر مساله یا موضوعی برای او روشن نیست ، سوال بکند و با سوالاتی که خود از او می کنیم ،دریابیم چه چه چیزهایی را درباره کار می داند و چه چیزهایی را نمی داند . همچنین لازم است ماهیت و اهمیت کاری که انجام می دهد و ارتباط آن را با سایر مشاغل برای او روشن کرد و در حد امکان سعی نمود که آموزش ،روال عادی کار را بهم نریزد .                                                         

                                                      

مرحله دوم : نشان دادن نحوه انجام کار به کارآموز                                                           

نخست نحوه انجام کار را با سرعت عادی برای کارآموز نشان داده می شود . سپس بار دیگر به آهستگی برای او تکرار می شود و در صورت نیاز توضیحات لازم داده می شود. در هر مرحله از عملیات ، قسمتهای دشوار کار یا جایی که احتمال اشتباه وجود دارد ، به دقت برای کارآموز تشریح می شود . این عمل چندین بار تکرار می شود  . در نهایت با توضیح خواستن و طرح سوالاتی از کارآموز  می توان مطمئن شد که مطالب را درست فهمیده است.                                                                  

مرحله سوم: انجام آزمایشی کار به وسیله کارآموز                                                             

از کارآموز خواسته می شود که کار را چندین بار به طور آهسته انجام دهد و ضمن آن توضیحات لازم را بدهد. اشتباهات کارآموز به او تذکر داده می شود و اگر لازم باشد ،بعضی از مراحل پیچیده کار دوباره برای او انجام داده می شود.                                                                             

مرحله چهارم: پیگیری                                                                                           

باید کسی را به کارآموز معرفی کرد که در صورت نیاز بتواند از او کمک بگیرد. باید به تدریج نظارت بر کار او را کاست و فقط هر چند مدت یکبار کار او را نسبت به استانداردهای کمی و کیفی سنجید.     

 

"( دکتر اسفندیار سعادت،197:1386)"

روشهای آموزش ضمن خدمت

آموزش استاد – شاگردی

  احتمالا قدیمی‌ترین روش آموزش که اکنون نیز به‌کار گرفته می‌شود، برنامه استاد – شاگردی یا کارآموزی در امور فنی و تجارت است. در این روش، کارآموزان به طور متوسط چهار سال و در مواردی نیز به مدت هفت سال تحت نظارت افراد متخصص در رشته مورد نظر، به کار و کسب تجربه می‌پردازند. معمولا از کارآموز تعهد گرفته می‌شود تا در ازای مدت معین که به کارآموزی اشتغال داشته و نیز در مقابل حقوق معینی که در طی این دوره دریافت کرده است برای مدت زمان خاصی که در قرارداد مشخص شده است، به کار خود در سازمان ادامه دهد. در بعضی از کشورها، قبل از آنکه درخواست افراد برای عضویت در اتحادیه مربوط پذیرفته شود، باید دوره کارآموزی را طی کرده باشند و افرادی نیز به استخدام سازمان‌ها درمی‌آیند که عضو اتحادیه باشند. یکی از دلایل عمده تشکیل چنین دوره‌هایی آن است که در همه حال نیروی انسانی آموزش‌دیده در بازار کار وجود داشته باشد.           

" )www.pajoohe.com"(

آموزش به سبک استاد –شاگردی در حرفه هایی از قبیل نجاری،لوله کشی ،آهنگری و مکانیکی معمول است. در این روش شاگرد نزد استاد کاری ماهر ،کار را یاد گرفته و پس از مدتی ، از نو آموزی مبتدی و تازه کار به صنعتگری ماهر تبدیل می گردد. روش استاد –شاگردی برای یاد دادن مهارتهای دشوار و پیچیده بسیار مناسب است و اگر در طراحی و اجرای آن دقت لازم به عمل آمده باشد ،می تواند بسیاری از مهمترین ویژگی های سایر روشهای آموزشی را یکجا داشته باشد. در این روش از یک طرف ،شاگرد در حالی که کار یاد می گیرد دستمزد نیز دریافت می نماید و این امر در افزایش انگیزه او موثر است، و از طرف دیگر سازمان نیز از اینکه با پرداخت مبلغ ناچیز به شاگرد از نیروی او استفاده می کند راضی است.

"( دکتر اسفندیار سعادت،202:1386)"

 

 از مزایای این روش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:                                                                     

1·   ترکیب "آموزش کلاسی" و "تجربه عملی" در کار واقعی، بیشتر برای کسب مهارت‌های بسیار پیچیده، مناسب است.

2·   اگر برنامه‌های کارآموزی انعطاف‌ پذیر باشد و بتواند با تغییرات سریع صنعت هماهنگ شود، می‌تواند به عنوان یک روش آموزشی اثربخش، به کار گرفته شود.

 " )www.pajoohe.com"(

معایب این روش عبارتند از:

1·   اگر کیفیت سازمان آموزش‌دهنده درسطح پایین باشد، چون سازمان استخدام‌کننده تنها به افزایش تولید می‌اندیشد و به آموزش مجدد افراد جدید توجه ندارد، بنابراین، کارآموزان پس از اتمام دوره کارآموزی و در هنگام استخدام، با مشکلاتی مواجه می‌شوند.

2·   وقتی تعداد افرادی که دوره کارآموزی را طی کرده‌اند از حد معینی تجاوز کند، مدیران نیازی به پرداخت حقوق بالا به افراد متخصص شاغل در سازمان محل کار خود، احساس نمی‌کنند.

3·   اگر دوره کارآموزی طولانی باشد، ممکن است قبل از اینکه کارآموزان، دوره را به اتمام برسانند، روش انجام کارها تغییر کند و بنابراین، آموخته‌های قبلی آنان بی‌ثمر شود.

 " )www.pajoohe.com"(

 

گردش شغلی:

بنابه تعريف، جابه‌جايي دوره‌اي كاركنان از وظيفه‌اي به وظيفه ديگر را گردش شغلي مي گويند. مديران بايد كاركنان را تشويق كنند تا با تغيير متناوب حيطه هاي كاري و تنوع بخشيدن به فعاليتها، سطح دانش و مهارتهاي موجود خود را ارتقا دهند. نقشهاي جديدي را فرا گيرند، به كسب تجاربي در مشاغل جديد توفيق يابند و قابليتهاي خود را توسعه بخشند.

)"www.imi.ir/ tadbir-169"(

در واقع گردش شغلی یکی از روشهای بسیار موثر برای گسترش افق دید مدیر یا هر کسی است که برای مدیر شدن تربیت می شود. گردش شغلی روشی است که به وسیله ی آن می توان متخصصانی را که جزئی نگر هستند و دیدشان تنها به حوزه تخصصی خودشان محدود می گردد ، تبدیل به افرادی کل نگر ی کرد که مسائل را در ابعاد وسیعتر می بینند و درک می کنند.علاوه بر اینکه چرخش در مشاغل مختلف باعث افزایش دانش و تجربیات فرد می گردد، از خستگی و ملالت روحی نیز می کاهد.

"( دکتر اسفندیار سعادت،198:1386)"

در مقابل این قبیل مزایا گردش شغلی دارای معایبی نیز هست. نخست اینکه، طبیعتاَ هیچ کس در ابتدای تصدی شغل با ریزه کاریهای آن آشنا نیست و آموزش و یادگیری نیز به زمان نیاز دارد. پس بدیهی است که تا مدتی تولید و کارایی در سطح بهینه نخواهد بود. احساس موقتی بودن شغل نیز یکی دیگر از معایب روش گردش شغلی است. عیب دیگر این است که اگر برای تربیت و آموزش کارکنان ، تنها از این روش استفاده شود ، نتیجه به وجود آمدن کادری در سازمان خواهد بود که اگر چه درباره همه چیز ، کم و بیش اطلاعاتی دارد ولی هیچ چیزی را عمیقاََََ نمی داند.

"( دکتر اسفندیار سعادت،199:1386)"

آموزش کارگاهی

در محلی خارج از محیط کار ، کارگاهی با همان ویژگی ها و با همان وسایل و ماشین آلات و موادی که کارآموز در شغل اصلی خود از آنها استفاده می کند ، بر پا می شود. این روش برای مواقعی که باید تعداد زیادی از کارکنان  را یکجا و در یکزمان برای شغلی خاص آموزش داد و تربیت نمود مناسب است. هزینه این روش نسبت به روش گردش شغلی بالا است ، زیرا باید وسایل و تجهیزاتی را به طور جداگانه برای آموزش کارآموزان فراهم آورد. با این حال در جایی که اشتباه در کار می تواند خسارتهای سنگینی به بار آورد ، آموزش کارگاهی شیوه مناسبی به شمار می آید، زیرا بعد از کارآموزی از این طریق ، احتمال ارتکاب این قبیل اشتباهات در شغل واقعی تا حدود زیادی از میان می رود.

"( دکتر اسفندیار سعادت،200:1386)"

مربی گری

مربی گری روشی است که در آن رئیس خود مانند یک معلم ، آموزش و تربیت مرئوس را به عهده می گیرد.چون در این شیوه ی آموزشی مطالب مشخصی نسل به نسل از رئیس به مرئوس منتقل می شود، این خطر وجود دارد که اگر مربی گری تنها شیوه آموزش در سازمان باشد، همان شیوه مدیریت قبلی با جنبه های مثبت و منفی آن ادامه یابد و سنت شود. به علاوه شرط مهم در موثر بودن این روش ، کاردانی مربی است.

"( دکتر اسفندیار سعادت،201:1386)"

 

جانشینی  موقت

هنگامی که شغلی به دلایلی ، برای مدت زمانی بدون متصدی می ماند ، فردی را که فکر می کنیم می تواند در نهایت به آن شغل ارتقا یابد ، به طور موقت به جای او می گماریم.این روش وقتی موثر است که اولاَ جانشین تنها به ظواهر امر نپردازد و واقعاَ کار متصدی دائمی شغل را انجام دهد و ثانیاَ این خطر نباید وجود داشته باشد که جانشینی موقت به تصاحب دائمی شغل و در نتیجه سرگردانی متصدی اصلی منجر گردد. برای جلوگیری از چنین وضعی معمولاَ در سازمانهای پیشرو ، شرط ارتقای افراد را پیدا کردن و تربیت جانشینی لایق برای تصدی شغل فعلی آنها قرار می دهند.

 "( دکتر اسفندیار سعادت،201:1386)"

 بدین ترتیب متصدی فعلی شغل نه تنها احساس خطر نمی کند ، بلکه این انگیزه نیز برای او به وجود می آید که هر چه زودتر جانشینی لایق برای خود بیابد.

"( دکتر اسفندیار سعادت،201:1386)"

فوايد آموزش ضمن خدمت را مي توان فهرست وار به شرح زير ارائه نمود : 

1. تسهيل در راه رسيدن به اهداف سازماني 

2. بهبود كمي و كيفي محصولات يا خدمات ارائه شده توسط سازمان 

3. ايجاد هماهنگي در نحوه انجام كارها در سازمان 

4. تقليل سطح حوادث و سوانح در محيط كار 

5. تقويت روحيه پرسنل و ايجاد ثبات در سازمان 

6. كاهش در نظارت هاي مستقيم و غيرمستقيم 

7. كاهش ميزان تمرد و نزاع و كشمكش ، غيبت ، تأخير و ساير رفتارهاي نابهنجار گروهي در محيط كار . 

8. تقليل ميزان هزينه هاي عمومي در سازمان از قبيل هزينه هاي خدماتي ، قيمت تمام شده كالا ، كارگزيني و ... 

9. افزايش ميزان سوددهي و اثرات استفاده از سود حاصل شده جهت رفاه كاركنان 

10. تقويت حس وفاداري و همبستگي كاركنان نسبت به سازمان 

11. جلوگيري از تداخل مسووليت ها و وظايف و كاهش دوباره كاري ها در سازمان 

12. شكوفا كردن استعدادهاي نهفته كاركنان 

13. ايجاد حس انعطاف پذيري لازم در كاركنان 

14. ايجاد زمينه رشد و موفقيت در امور شغلي 

15. ايجاد زمينه موفقيت در امور اجتماعي ،‌انفرادي و خصوصي 

)"www.dralavi.ir"(

 

4ـ  برنامه ریزی برای برگزاری دوره آموزشی

قبل از برگزاری دوره آموزشی باید درباره مسائلی از این قبیل تصمیمات لازم اتخاذ شده باشد:

*معلمان یا مربیانی که آموزشهای لازم را می دهند ، چه کسانی خواهند بود؟

* دوره در کجا برگزار می شود؟

* تاریخ شروع و خاتمه دوره کی خواهد بود؟

*سقف بودجه و هزینه ای که سازمان می تواند برای برگزاری دوره های آموزشی متحمل شود چه قدر است؟

"( دکتر اسفندیار سعادت،203:1386)"

در مواردی ، پاداش و آموزش یکجا و با هم به کارمند داده می شود. به این شکل که دوره های آموزشی در منطقه ای تفریحی و خوش آب و هوا برگزار می شود تا آموزش با تفریح توام گردد. البته باید دقت داشت که چنین جو صمیمی و بی تکلفی در دوره ی آموزشی تاثیر سوء نداشته باشد و طوری نشود که کارآموز احساس کند برای استراحت آمده است.

"( دکتر اسفندیار سعادت،203:1386)"

5ـ اجرا و ارزشيابي:

 ارزشيابي غلط و يا بي‌توجهي به نتايج آنها مي‌تواند يكي از آفت‌هاي برنامه‌هاي آموزش و توسعه منابع انساني باشد. در بسياري از موارد يا برنامه‌هاي آموزشي و توسعه منابع انساني ‌ارزشيابي نمي‌شوند و يا نتايج آنها ‌چندان مورد توجه مديران و مسئولان آموزش و يا مديران پرسنلي قرار نمي‌گيرد.

"( دکتر سید حسین ابطحی،131:1386)"

 معیارهایی که باید در ارزشیابی برنامه های آموزشی و توسعه ی منابع انسانی مورد توجه قرار گیرند عبارتند از:

·        عکس العمل شرکت کنندگان در برنامه های آموزشی در قبال محتوای روشها و امکانات آموزشی

·        بررسی نوع و میزان یادگیری حاصل از این برنامه ها

·        بررسی تغییرات رفتاری ایجاد شده در منابع انسانی در نتیجه ی شرکت در این برنامه ها

·        بررسی نتایج فردی و سازمانی حاصل از شرکت در برنامه های آموزش و توسعه، از قبیل افزایش کیفیت و کمیت کارها، تقلیل حوادث و سوانح در محیط کار و کاهش غیبتهای غیر مجاز.

"( دکتر سید حسین ابطحی،132:1386)"

معمولاَ سودمندی و اثربخشی دوره های آموزشی براساس چهار معیار اصلی ،ارزیابی و سنجیده می شود که عبارتند از:

 

·        رضایت کارآموزان از دوره:

با کسانی که در دوره آموزشی شرکت داشته اند صحبت می گردد و سوال می شود که تا چه اندازه از آن راضی هستند. البته این نظر خواهی ،تنها میزان رضایت افراد از دوره را می سنجد در حالی که رضایت از دوره الزاماَبه معنای موفق و موثر بودن آن در انتقال مفاهیم نیست. بنابراین ،تنها با چنین گفتگویی نمی توان بدرستی مشخص کرد که دوره آموزشی تا چه اندازه در نیل به اهداف سازمان موثر بوده است.

"( دکتر اسفندیار سعادت،203:1386)"

 

·        میزان یادگیری بر اثر شرکت در دوره:

با تدبیری که در برنامه آموزشی پیش بینی می گردد، میزان یادگیری بر اثر شرکت در دوره تعیین می شود. مثلاَ می توان دو گروه را انتخاب کرد و به یکی آموزش داد و به دیگری نداد. هرگونه تفاوتی از نظر مهارت و دانش جدید میان دو گروه، پس از خاتمه دوره ، ناشی از آموزش است.

"( دکتر اسفندیار سعادت،203:1386)"

·        بررسی تغییر رفتار کارآموز:

بعد از خاتمه دوره و پرداختن به کار معین می شود چه اندازه تغییر رفتاری که در کارآموز مشاهده می شود ،بر اثر آموزشی بوده که به او داده شده است. طبیعتاَ هر اندازه که تغییر رفتار ،بیشتر در جهت مطلوب باشد ، دوره آموزشی موفق تر ارزیابی می گردد.

·        بررسی نتایج:

بعد از خاتمه دوره معین می شود تا چه اندازه ، آموزش کارکنان به نتایج مطلوبی چون کاهش ضایعات و شکایات، افزایش تولید و کیفیت بهتر کار منجر گردیده است.

 

"( دکتر اسفندیار سعادت،204:1386)"

 

دلايل نياز به آموزش كاركنان

*  شتاب فزاينده علوم بشري در تمام زمينه‌ها

* پيشرفت روز افزون تكنولوژي

* پيچيدگي سازمان به دليل ماشيني شدن

* تغيير شغل يا جابجاي شغلي

* روابط انساني و مشكلات انساني

* ارتقاء و ترفيع كاركنان

* اصلاح عملكرد شغلي

* كاركنان جديد الاستخدام

* بهره‌وري كاهش حوادث كاري

* نيازهاي تخصصي و حرفه‌اي نيروي انساني

 

)"www.mgtsolution.com"(

اهميت و نقش آموزش در سازمان ها

در دنياي در حال تغيير كنوني ضرورت آموزش در سازمان ها و نهادها به دلايل فراوان پذيرفته شده است . تغييرات سريع و عميق علمي سبب شده است كه هر از چند گاهي مطالب و نظريه هاي جديدي وارد ميدان زندگي شود كه براي ارائه حيات به ناچار بايد علوم و معارف جديد را آموخت و برخي از نظريه هاي قديمي را كه كارآيي ندارند ، كنار گذاشت . هرچه دانش و مهارت هاي كاركنان با نيازهاي جامعه و پيشرفت هاي علمي ، تغييرات فن آوري هماهنگي و انطباق بيشتري داشته باشد درجه اطمينان از موفقيت فرد و سازمان بالاتر مي رود . در نتيجه كاركنان آموزش ديده نسبت به كاركنان آموزش نديده به تغييرات سازماني و همچنين تغييرات جامعه آگاهانه تر واكنش نشان مي دهند و از آن جا كه حيات و ادامه زندگي سازمان تا حدود زيادي به دانش و مهارت كاركنان آن بستگي دارد ، افراد ماهرتر و آموزش ديده تر نقش مؤثرتري در كارآمدي و بهره وري سازماني خواهند داشت .

نتیجه گیری

اطلاعات حاصله از  این گزارش تحقیقی نشان‌دهنده آن است که آموزش ، نیروی انسانی را برای رسیدن به اهداف و مأموریت‌های سازمان تقویت می‌نماید. آموزش در افزایش مهارت‌های شغلی نیروی انسانی اعم از مدیران و کارکنان مؤثر است. همچنین این آموزشها حیطه دانش و معلومات مربوط به وظیفه کارکنان را گسترش می‌بخشد و بر مهارت‌های شغلی آنان می‌افزاید.

از سوی دیگر مشارکت نیروی انسانی در اتخاذ تصمیمات سازمانی رضایت شغلی آنان را افزایش می‌دهد. همچنین کارکنان سازمان، متمایل به شرکت در دوره‌ها هستند و معتقدند چنانچه شرکت در دوره‌های آموزشی با یک سری امکانات و مزایایی رفاهی همراه باشد، نتایج بهتری حاصل خواهد شد. قابل توجه است که نتایج یادشده نیز در پرتو تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از مصاحبه‌ها تقویت شده و مورد تأکید واقع می‌شود. آموزش یکی از مناسبترین تمهیدات لازم برای هماهنگی نیروی انسانی در سازمان است. همچنین این آموزشها نحوه برخورد کارکنان با ارباب رجوع را بهبود بخشیده و بر دامنه برخوردهای مناسب کارکنان می‌افزاید. دوره‌های آموزشی چنانچه متناسب با نیاز سازمان و منابع انسانی آن طراحی شود و به درستی اجراء گردد اثربخشی سازمان را نیز تقویت خواهد نمود .

 

 

منابع فارسی

1. ابطحی، سید حسین، مدیریت منابع انسانی ، کرج: انتشارات موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت، 1386.

سعادت ، اسفندیار ، مدیریت منابع انسانی ، انتشارات سمت ،1386.2

3.اچ.تی.گراهام ،مدیریت منابع  انسانی ترجمه :

4.ترنس آرمیچل، مردم در سازمان،ترجمه:

كليات نظام آموزش كاركنان

تعاریف و اصطلاحات

آموزش کارمندان:آموزش کارمندان تمامی برنامه ها و فعالیت های آموزشی است که در چارچوب نظام آموزشی کارمندان در راستای افزایش و بهبود سطح شایستگی و توانمندی کارمندان (اعم از کارکنان و مدیران) رسمی، پیمانی و انجام کار معین به منظور ارتقا بهره وری و کارامدی دستگاه های اجرایی طراحی و اجرا می شود.

کارمندان قرارداد کار معین: افرادی که در اجرای تبصره ماده 32 قانون مدیریت خدمات کشوری به کار گرفته می شوند و یا بر اساس مصوبه 84515/ت 34613 ه مورخ 15/12/1384 هیئت وزیران تبدیل وضع گردیده اند.
راهبرد آموزش: به رویکرد های کلی آموزش اطلاق می گردد که چگونگی تحقق اهداف آموزشی یک دستگاه اجرایی را مشخص می کند.

 هدف های کلان آموزش کارمندان
1- افزایش اثربخشی و کارائی در ارائه خدمات دولتی از طریق توسعه بینش، دانش و مهارت های متصدیان مشاغل
2- ارتقاء کیفی سرمایه انسانی بخش دولتی از طریق افزایش سطح توانایی دانش و مهارت کارمندان دولت
3- افزایش سطح باور و اعتقادات کارکنان دولت در ابعاد مختلف فرهنگی و اجتماعی
4- توسعه آگاهی های عمومی کارمندان دولت در ابعاد مختلف فرهنگی و اجتماعی
5- توانمندسازی و توسعه مدیران جهت ایفای مؤثر نقش ها و وظایف مدیریتی
6- آماده سازی کارمندان دولت از بعد دانش، مهارت و شایستگی های شغلی برای ارتقا به رده های شغلی بالاتر
7- توسعه اخلاق اسلامی و فرهنگ سازمانی بر مبنای ارزش های انسانی و کرامت انسانی و بهبود روابط انسانی
8- روزآمدسازی و ارتقا سطح دانش، مهارت و نگرش معنوی و بصیرتی کارمندان

 راهبرد های آموزش کارمندان 
1- ایجاد نگرش راهبردی و همسو سازی برنامه های توانمندسازی و توسعه منابع انسانی با هدف راهبردی سازمانی
2- ایجاد یکپارچگی و تعامل بین عناصر فرایند آموزش به عنوان رویکرد فرایندی – تعاملی
3- ایجاد تناسب بین برنامه ها، فرصت های آموزشی و یادگیری با نیاز های آموزشی شغلی و سازمانی و اجتناب از آموزش های غیر ضرور
4- ایجاد انگیزه خودسازی و رشد معنوی، مادی، مهارتی و دانشی کارکنان بصورت خودکنترلی
5- ارتقاء سطح باور و اعتقاد مدیران به توانمندسازی و ارتقاء سرمایه انسانی از طریق آموزش
6- افزایش اثربخشی برنامه ها و فرصت های آموزشی و یادگیری در سطوح مختلف
7- استفاده از منابع و ظرفیت های درون و برون سازمانی در تعیین و تأمین خدمات آموزشی
8- کاربرد استانداردهای ملی و بین المللی در مدیریت و راهبری فرایند آموزش
9- استفاده از رویکرد ها، مدل ها، روش ها و فناوری های نوین مدیریت برای اجرا و ارزشیابی آموزش
10- واگذاری آموزش به سایر موسسات آموزشی بر اساس توانمندی اجرایی آنها
11- تمرکز بر رویکرد آموزش های کوتاه مدت و کاربردی
12- ارزيابي مستمر آموزش‌ها و استفاده از نتايج آن در بهبود فرآيند برنامه‌ريزي آموزشي

 اصول حاكم برنظام آموزش

 اصل حاكميت نگرش سيستمي: علاوه برتوجه به ارتباط دروني اجزا ئ نظام به ارتباط بيروني نظام با ساير نــظـامهاي پرسنـلي نيــز تـوجـه نـموده اســت.
 اصل توجه به شمول وفراگيري: دربرگير نده كليه كاركنان رسمي وپيماني است 
 اصل جـامعـيـت: كليه نيازهاي آموزشي درجنبه هاي فني ’ انساني و ادراكي مورد توجه است
 اصل نگرش مستمربرپيشرفتهاي علمي وفناوري: با پيـش بيني دوره هاي نوآمـوزي استمرارآمـوزش برپيـشرفتـهاي علــمي و فناوري امكان پذير شده است.

 انواع آموزش:

آموزشهاي نوآمـوزي :ارائه دانش، مهارت و توسعه بينش و نگرش كاركنان و مديران براي اولين بار در معرض اينگونه محتوا قرارمي گيرند .

آموزشهاي بـازآمـوزي :رفع كاستي هاي دانشي، مهارتي و نگرشي كاركنان اين آموزشها در امتداد آموزشهاي قبل است
آموزشهاي آمـاده سازي بر مبناي نتايج ارزشيابي است .

 دوره هاى آموزشى:
 دوره هاي آموزشي توجيهي

 دوره هاي آموزشي شغلي:
* دوره هاي شغلى مشترك ادارى
* دوره هاي شغلى اختصاصى

 دوره هاي عمومي :* دوره هاى فرهنگي واجتماعى
* دوره هاى توانمنديهاى عمومي


 دوره هاي آموزشي بهبود مديريت

 روش‌هاي آموزش: 
روش‌هاي آموزشي به دو صورت ذيل تعيين مي‌شود كه متناسب با محتوا، هدف و تعداد شركت‌كنندگان روش آموزش مناسب استفاده مي‌شود.
الف- روش‌هاي آموزش نظري: روش‌هايي مي‌باشند كه در قالب روش‌هاي تدريس سخنراني، پرسش و پاسخ، بحث گروهي و ... اجرا مي‌شوند.
ب- روش‌هاي آموزش عملي: به روش‌هايي اطلاق مي‌گردد كه بصورت عملي در قالب فعاليت‌هاي فراگيران ارايه مي‌گردد.

 نحوه اجرا:

نحوه اجراي آموزش‌هاي ضمن خدمت به دو صورت ذيل پيش‌بيني مي‌شود.
الف- حضوري: برخي از آموزش‌ها بصورت حضوري ارايه مي‌شود و شركت‌كنندگان ملزم به حضور در كلاس‌هاي درس مي‌باشند.
ب- غيرحضوري: بخشي از آموزش‌ها به شكل غيرحضوري ارايه مي‌شود و نياز به حضور شركت‌كنندگان در كلاس‌هاي درس نمي‌باشد.

 مجري آموزش‌ها: 
وظيفه برنامه‌ريزي، اجرا و ارزيابي آموزش‌هاي ضمن خدمت كاركنان دانشگاه برعهده واحد آموزش كاركنان مي‌باشد

مفهوم و ماهیت امنیت ملی  




مفهوم امنيت ملي داراي وجوه چندگانه مي‏باشد. به همين خاطر تعاريف گوناگوني از آن داده شده است. مقوله كلي امنيت را مي‏توان به احساس آزادي و رهايي از ترس يا \"احساس ايمني\" كه ناظر بر امنيت مادي و رواني است اطلاق كرد كه در آن صورت موجب استقلال رأي يك ملت و دولت گشته و توانايي مقابله با دخالت بيگانگان و نيروهاي خارجي را در امور داخلي خواهد داشت. ‏


دو نوع رهيافت از امنيت ملي وجود دارد. الف) رهيافت سنتي، ب) رهيافت جديد
ا) تعريف سنتي و كلاسيك امنيت ملي؛ اين رهيافت از منظري تك بعدي امنيت ملي را مطالعه تهديد، استفاده و كنترل نيروي نظامي مي‏داند كه در اين صورت عواقب و راههاي برخورد با جنگ و مطالعه اينكه چگونه حكومتهاي ملي از نيروهاي نظامي به صورتي موثر براي رويارويي با تهديدات نظامي خارجي استفاده نمايند مي‏باشد. ‏


آرنولد ولفرز در تحليل كلاسيك خود از مفهوم امنيت ملي مي‏گويد كه امنيت ملي مشتق از ايده منافع ملي است و در اصل نشان‏دهنده تغيير توجه از رفاه به امنيت در حوزه منافع ملي است وي مي‏گويد: \"يك ملت تا به آن حد داراي امنيت است كه اگر بخواهد از جنگ اجتناب كند، اين خواست به قيمت پايمال كردن ارزش‏هاي بنيادينش تمام نشود و اگر درگير جنگي شود بتواند با پيروزي در آن جنگ ارزشهاي مذكور را حفظ كند\". ‏


از اين ديدگاه با تعبيري سخت‏افزاري از امنيت ملي، اولاً تهديدات خارجي را با درجه اهميت و اولويت بيشتري نسبت به تهديدات داخلي مي‏بينند. ثانياً، نظام بين‏المللي در اين ديدگاه نسبت به محيط داخلي قدرت بيشتري بر امنيت كشور داراست. ثالثاً اين رهيافت با ديدي تقليل‏گرا و جزئي‏نگر، امنيت را در چارچوب مرزهاي ملي تعريف مي‏نمايد.


تعريف جديد امنيت ملي؛ اين رهيافت با لحاظ كردن تغيير و تحولات ايجاد شده در محيط داخلي و بين‏المللي و چالش‏هاي ناشي از جهاني شدن، محلي شدن و بين‏المللي شدن مسائلي نظير ايدز، مواد مخدر، محيط زيست، ركود اقتصادي، ظهور بمب اتم، و... مفهوم امنيت ملي را جرح و تعديل كرده و آن را اساساً از جنبه نرم‏افزاري بررسي مي‏نمايد. درنتيجه آن امنيت‌ملي علاوه بر بررسي تهديد، استفاده و كنترل نيروي نظامي شامل اولويت بخشي به تهديدات محيطي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي است كه برخي از اين تهديدات، نه تنها برخلاف گذشته، شكل و ماهيت ابهام‏آميزي پيدا مي‏كنند، بلكه در شرايط ظهور وابستگي متقابل، ارتباط و نزديكي روزافزون كشورها با يكديگر، تهديدات امنيتي شكل و ماهيت جهاني پيدا مي‏كنند. درنتيجه مطابق اين رهيافت، اولاً تهديدات نظامي اولويت و اهميت خود را از دست مي‏دهند، ثانياً تأثير محيط داخلي نسبت به محيط بين‏المللي اگر نگوييم بيشتر مي‏گردد حداقل هم تراز مي‏گردد. ثالثاً اين رهيافت از منظري كلي‏نگر و جامع‏نگر، عرصه و قلمرو را مدنظر قرار داده به نحوي كه تهديدات هم در قالب داخلي و هم در قالب بين‏المللي مطرح مي‏گردند. ‏


از زمان پايان جنگ سرد، تغييراتي در الگوهاي امنيتي دولتها مشاهده مي شود و تحت تاًثير جهاني شدن، تاًکيد بر امنيت نظامي دولت، به سمت \"امنيت بين المللي\" سوق يافته است. در اين چارچوب معناي بين المللي شدن، جهاني شدن يا چند جانبه گرايي است. به اين دليل امنيت جهاني در مقابل امنيت ملي مطرح مي شود که به سطوح بالاي وابستگي متقابل توجه مي کند و اينکه چرا امنيت، ديگر از طريق شيوه هاي يک جانبه به دست نمي آيد. در نتيجه، شاهد کاهش نگرش انفرادي به امنيت ملي هستيم.


البته دلايلي چون پيچيدگي تکنولوژي نظامي و پيامدهاي آن از حيث هزينه ها، تجديد ساختار بنياني صنايع دفاعي، ناتواني اغلب دولتها براي به کارگيري ظرفيت‌هاي نظامي کامل و تمايل به مشروعيت جمعي اقدامات نظامي عواملي هستند که براي علت کاهش نقش دولت به عنوان توليد کننده مستقل امنيت، ذکر مي شوند. ‏

‏استراتژي امنيت ملي بر بالاترين سطح، تمرکز نموده و حسي از کل به دست مي دهد. استراتژي امنيت ملي با هدف حراست از وطن و پيشبرد منافع ملي در خارج و در عين حال پاسخگويي به چالش ها و فرصت ها، ديدگاهها و آمال هر کشور در سرتاسر جهان را بيان مي کند. اين استراتژي تلاش دارد تا تضمين نمايد که اقدامات پر شمار کشورها در خارج، به يک هدف مشترک خدمت کرده و يک ابتکار جمعي را شکل مي دهد. استراتژي هاي امنيت ملي نه فقط بواسطه ارزيابي اهداف جهاني مورد پيگيري، بلکه کارکردهاي استراتژيي که کشور بايد در سرتاسر جهان انجام دهد و ابزارهاي چندگانه قدرتِ در اختيار آن، ايجاد مي گردند. کارکردهاي استراتژي، فعاليت هايي هستند که کشور در راستاي پيگيري اهداف خود در خارج انجام مي دهد و نيز فعاليت هايي که قصد دارند تا بر نحوه سر بر آوردن سيستم بين المللي تاثير بگذارند. ابزارهاي قدرت نيز منابعي هستند که براي انجام اين کارکردها و فعاليت هاي مرتبط با آن، در دسترس مي باشند.


به محض اينکه استراتژي امنيت ملي ايجاد شود، چارچوبي براي طراحي مجموعه اي وسيع از استراتژي ها و خط مشي هاي هاي تبعي فراهم مي کند که هر يک از اينها نيز بايد ويژگي هاي خاص خود را داشته باشند. تدوين يک استراتژي امنيت ملي کارآمد، مستلزم تلفيق کارکردها و ابزارها در راستاي دستيابي به اهداف متعدد مورد پيگيري، هست. انجام اين تلفيق، يکي از مسئوليت هاي مستمر ارزيابي استراتژي مي باشد. اين ارزيابي از يک دولت تا دولت بعدي، خود را به گونه هاي مختلف تکرار مي کند. طراحي استراتژي هاي امنيت ملي همانقدر که اهميت دارد، طاقت فرسا نيز خواهد بود، و مستلزم تعقل عاليرتبه دورانديشانه و آينده نگرانه اي هست.


يک استراتژي امنيت ملي صرفا بواسطه سر هم بندي مجموعه اي از استراتژي هاي فرعي به اميد رسيدن به انسجام، قابل تدوين نمي باشد. ارزيابي استراتژي هاي امنيت ملي با شناخت اوضاع جهان و اهداف جهاني مورد نظر نظام هاي سياسي، آغاز مي گردد. پس اين ارزيابي، مستلزم برآورد چگونگي پيگيري اين اهداف توسط فعاليت هاي کارکردي کليدي است که هريک از اين فعاليت ها توسط مجموعه اي از ابزار ها اجرا مي شوند. چنين برآوردي به طيفي از استراتژي هاي امنيت ملي منتهي مي گردد که به منظور شناخت بهترين گزينه، با بهره گيري از فنون ارزيابي قابل مقايسه مي باشند. در نهايت، عمل تصميم گرفتن راجع به استراتژي امنيت ملي، داوري سياسي در مقياس کلان را نيز ايجاب مي کند. هيچگونه ارزيابي استراتژيکي چه با ضوابط قراردادي يا رياضي، نمي تواند انتظار داشته باشد تا اثبات کند که يک استراتژي، بهتر از ديگري است. ولي ارزيابي استراتژيکي مي تواند به دقيق تر نمودن تعميم ها، پيشنهادات و برآوردهايي که استراتژي هاي بديل را شکل مي دهند، اميدوار باشد. به اين منظور، ارزيابي استراتژيکي مي تواند به تضمين اين مسئله کمک نمايند که استراتژي هاي بديل از نظر دروني، منسجم بوده - و تفاوت هاي بين آنها از جمله بديل هايشان- براي قابل انجام بودن گزينه هاي درست، به روشني توضيح داده شده باشند. ارزيابي اينکه ابزارها و فعاليت هاي کارکردي جهاني در راستاي دستيابي به اهداف کشور چگونه در کنار هم عمل مي کنند، براي برآورد استراتژي هاي امنيت ملي، کليدي مي باشد. ارزيابي استراتژيکي مي تواند گونه هاي مختلف استراتژي امنيت ملي را به منظور پاسخگويي به طيف گسترده اي از شرايط جهاني، شکل دهد، و هر استراتژي نيز مي تواند در راستاي هدايت فعاليت هاي کارکردي و بهره گيري از ابزارها، به مفاهيم استراتژيکي و نظريات خاص خود، مجهز گردد.


اگر يک کشور با يک استراتژي امنيت ملي متشکل از نظريات استراتژيکي منسجم در هر عرصه از فعاليت هاي کارکردهاي مهم پديدار شود، در اين صورت براي شکل دهي به خط مشي ها و استراتژي هاي فرعي در تمامي عرصه هاي کوشش، در موقعيت خوبي قرار خواهد گرفته و همچنين براي بکارگيري خردمندانه ابزارها و منابعش در راستاي پاسخگويي به چالش ها و فرصت هاي جهاني، در موقعيت مناسبي خواهد بود. ‏

فيليپ - استوكز / مصطفي - حسين زاده

مشاوره امنیتی.اطلاعاتی طراحی.پیادهسازی.کنترل امنیت ،دسترسی،استفاده،افشاء،خواندن،نسخه برداری.ضبط.تغییر. ، امنیت فیزیکی.مرکز حساس.خرابکاری،جاسوس.سرقت اطلاعات ، عملیاتی. اطلاعات.امنیت.امنیت رایانه‌ای.امنیت ملی. ، کنترل پرسنل.کنترل, کنترل تردد,تردد پرسنل امنیتی ، انسان.مدیر.رفتار.کنترل.مدارک.اسناد.اوراق.سند ،سیستم.بهره وری.حساسیت.ردیابی.اطلاعات.نگهداری.سالن ، جاسوسی صنعتی.سازمانی.سیستم.هشدار.نفوذ.کامپیوتر.امن ، سرقت اطلاعات.امنیت.کنترل اطلاعات.مدیریت.نگهداری 
مدیران امنیت , امنیت اطلاعات , امنیت شرکت , متخصص تحلیل امنیت 


توصیه گارتنر به شرکت‌ها: کاهش کنترل‏‌های امنیتی گاهی به ارتقای امنیت می‌انجامد

  
ایتنا- تام شولتز معتقد است برخلاف آنچه انتظار داریم،‌گاهی کاهش کنترل‌ها و سیاست‌های امنیتی،‌می‌تواند به ارتقای وضعیت امنیتی شرکت‌ها کمک کند.

توصیه گارتنر به شرکت‌ها: کاهش کنترل‏‌های امنیتی گاهی به ارتقای امنیت می‌انجامد

یکی از تحلیل‏گران ارشد شرکت پژوهشی گارتنر در اظهار نظری گفته است کاهش کنترل‏‌ها و سیاست‏‌های امنیتی شرکت‏‌ها گاهی می‌‏تواند به ارتقای وضعیت امنیتی آن‌ها کمک کند. 


به نقل از وب‌‏سایت zdnet، تام شولتز، معاون پژوهشی شرکت گارتنر در یک سخنرانی گفته است کاهش سیاست‏‌ها و کنترل‏‌های امنیتی از سوی شرکت‏‌ها و کسب و کارهای تجاری می‌‏تواند باعث صرفه‏‌جویی مالی و حتی بهبود شرایط امنیتی آن‌ها شود. 

وی این مطالب را در یکی از نشست‏‌های تخصصی این شرکت که با عنوان «مدیریت امنیت و مخاطره» در سیدنی استرالیا برگزار شده، اعلام کرده است. 

وی گفته است: وضعیت موجود در زمینه امنیتی به گونه‌‏ای است که به رفع چالش‌‏های امنیتی نمی‌‏انجامد و ممکن است بهترین واکنش به این شرایط، حذف برخی کنترل‏‌ها و سیاست‌‏های امنیتی باشد، چون این کنترل‏‌ها و سیاست‏‌ها چندان موثر نیست. 

شولتز افزوده است: من کاملاً مطمئن هستم که در این زمینه که تلاش می‌‏کنیم کنترل‏‌های امنیتی خود را بر هر چیزی اعمال کنیم، شکست خورده‏‌ایم. وی در توضیح این نظر گفته است: ۲۴ ماه قبل وقتی در مورد استفاده از ابزارهای همراه در محل کار برای متخصصان امنیتی صحبت کردم، بسیاری از آن‌ها می‌‏گفتند موافق استفاده از این ابزار‌ها در محل کار نیستند. اما حالا بسیاری از افراد در محل کار از تبلت‌‏های شخصی خود استفاده می‌‏کنند. 

به نظر وی یکی از دلایلی که باعث می‌‏شود کنترل‏‌های امنیتی موثر نباشد، این است که در طراحی آن‌ها به نحوه استفاده کاربران نهایی از فناوری‏‌ها توجه نمی‌‏شود. مثلاً بسیاری از کارکنان شرکت‏‌ها واقعاً نمی‌‏دانند برخی سیاست‏‌ها و کنترل‏‌های امنیتی دقیقاً به چه دلیلی اعمال می‌‏شود. 

در حالی که اگر بدانند این سیاست‏‌ها قرار است از کدام مخاطرات امنیتی پیشگیری کنند، احتمالاً از آن‌ها تبعیت خواهند کرد. 

شولتز استدلال کرده است که حذف برخی کنترل و سیاست‏‌ها باعث می‌‏شود کارکنان و کاربران شخصاً مسئولیت اقدامات خود را بپذیرند. وی به شرکت‏‌ها توصیه کرده است برای ارتقای وضعیت امنیتی خود بیش از هر چیز بر روی کارکنان خود تمرکز کنند. وی از این رویکرد با عنوان «امنیت مردم-محور» (PCS) نام برده است.

کنترل امنیت در شرکت 4076-364-0930 - امنیت شرکت - جلوگیری ازجاسوسی تجاری-صنعتی.حفاظت ازاطلاعات شرکت‌

امنیت اطلاعات یعنی حفاظت اطلاعات و سیستم‌های اطلاعاتی از فعالیت‌های غیرمجاز. این فعالیت‌ها عبارتند از دسترسی، استفاده، افشاء، خواندن، نسخه برداری یا ضبط، خراب کردن، تغییر، دستکاری. واژه‌های امنیت اطلاعات، امنیت کامپیوتری و اطلاعات مطمئن گاه به اشتباه به جای هم بکار برده می‌شود. اگر چه اینها موضوعات به هم مرتبط هستند و همگی دارای هدف مشترک حفظ محرمانگی اطلاعات، یکپارچه بودن اطلاعات و قابل دسترس بودن را دارند ولی تفاوت‌های ظریفی بین آنها وجود دارد. این تفاوت‌ها در درجه اول در رویکرد به موضوع امنیت اطلاعات، روش‌های استفاده شده برای حل مسئله، و موضوعاتی که تمرکز کرده‌اند دارد. امنیت اطلاعات به محرمانگی، یکپارچگی و در دسترس بودن داده‌ها مربوط است بدون در نظر گرفتن فرم اطلاعات اعم از الکترونیکی، چاپ، و یا اشکال دیگر. امنیت کامپیوتر در حصول اطمینان از در دسترس بودن و عملکرد صحیح سیستم کامپیوتری تمرکز دارد بدون نگرانی از اطلاعاتی که توسط این سیستم کامپیوتری ذخیره یا پردازش می‌شود. دولت ها، مراکز نظامی، شرکت ها، موسسات مالی، بیمارستان ها، و مشاغل خصوصی مقدار زیادی اطلاعات محرمانه در مورد کارکنان، مشتریان، محصولات، تحقیقات، و وضعیت مالی گردآوری می‌کنند. بسیاری از این اطلاعات در حال حاضر بر روی کامپیوترهای الکترونیکی جمع آوری، پردازش و ذخیره و در شبکه به کامپیوترهای دیگر منتقل می‌شود.اگر اطلاعات محرمانه در مورد مشتریان و یا امور مالی یا محصول جدید موسسه‌ای به دست رقیب بیفتد، این درز اطلاعات ممکن است به خسارات مالی به کسب و کار، پیگرد قانونی و یا حتی ورشکستگی منجر شود. حفاظت از اطلاعات محرمانه یک نیاز تجاری، و در بسیاری از موارد نیز نیاز اخلاقی و قانونی است. برای افراد، امنیت اطلاعات تاثیر معناداری بر حریم خصوصی دارد. البته در فرهنگ‌های مختلف این مفهوم حریم خصوصی تعبیرهای متفاوتی دارد. بحث امنیت اطلاعات در سال‌های اخیر به میزان قابل توجهی رشد کرده است و تکامل یافته است. راههای بسیاری برای ورود به این حوزه کاری به عنوان یک حرفه وجود دارد. موضوعات تخصصی گوناگونی وجود دارد از جمله: تامین امنیت شبکه (ها) و زیرساخت ها، تامین امنیت برنامه‌های کاربردی و پایگاه داده ها، تست امنیت، حسابرسی و بررسی سیستم‌های اطلاعاتی، برنامه ریزی تداوم تجارت و بررسی جرائم الکترونیکی، و غیره. این مقاله یک دید کلی از امنیت اطلاعات و مفاهیم اصلی آن فراهم می‌کند. ویلیام استالینگز/رمزنگاری وشبکه امن:منبع

امنیت را بسته به زمینهٔ کاربرد می‌توان به چند گروه تقسیم نمود:

امنیت را بسته به زمینهٔ کاربرد می‌توان به چند گروه تقسیم نمود:

  • امنیت فردی: حالتی است که در آن فرد فارغ از ترس آسیب رسیدن به جان یا مال یا آبروی خود یا از دست دادن آنها زندگی کند
  • امنیت خانواده:هنگامی که خانواده و اعضای آن برای ایجاد رفاه و آسایش و امنیت شان از هر گونه مشکل و خطر بیندیشند و به حل هر چه سریع تر آن بپردازند
  • امنیت اجتماعی: حالت فراغت همگانی از تهدیدی است که کردار غیرقانونی دولت یا دستگاه یای فردی یا گروهی در تمامی یا بخشی از جامعه پدید آورد. در نظام حقوقی جدید، فرض بر این است که قانون، با تعریف و حدگذاری آزادی‌ها و حقوق فرد و کیفر دادن کسانی که از آن حدود پافراتر گذشته‌اندف امنیت فردی و اجتماعی را پاسبانی می‌کند
  • امنیت ملی: حالتی است که ملتی فارغ از تهدید از دست دادن تمام یا بخشی از جمعیت، دارایی، یا خاک خود به سر برد. امروزه، کمابیش در همهٔ کشورها نوعی پلیس سیاسی یا امنیتی وجود دارد که مقصود از آن بنا بر فرض، جلوگیری از نفوذ عوامل محرک و ویرانگر و جاسوس به داخل کشور و سرکوبی کسانی که از راه‌های غیرقانونی تهدید کنندهی نظم سیاسی موجود به شمار می‌آیند. هرچه نظامی تمامیت‌خواه‌تر باشد قدرت پلیس سیاسی و شدت و خشونت آن در آن نظام بیشتر است. این گونه نظام‌های سیاسی که مجالی برای مخالفت علنی و قانونی نمی‌گذارند، مخالفان یا دشمنان خود را هخمواره به نام «دشمنان امنیت ملی» یا نام‌های دیگر سرکوب می‌کنند.
  • امنیت بین‌المللی: حالتی است که در آن قدرت‌ها در حالت تعادل و بدون دست‌یازی به قلمرو یکدیگر به سر برند و وضع موجود در خطر نیفتد. هرگاه یکی از قدرت‌ها از محدودهٔ خود پافراتر گذارد، از لحاظ قدرت (و یا قدرت‌های) مخالف، امنیت بین‌المللی «در خطر افتاده‌است».
  • امنیت اقتصادی economic
  • امنیت فرهنگی
  • امنیت روانی
  • امنیت ملی
  • امنیت محلی
  • امنیت شهری
  • امنیت سایبری : با ظهور فضای (دنیای) سایبری ، کاربران یا همان شهروندان سایبری نیاز به احساس امنیت در فضای سایبری برای انجام امور خود دارند که این امنیت ابتدا با افزایش سطح آگاهی و دانش خود کاربران و سپس با کمک شرکت های امنیتی و مراجع قانونی و پلیس های سایبری فراهم می شود.
  • امنیت منطقه ایهنگامی که یک کشور اطراف کشور دیگری را مورد حمله و تهاجم قرار می دهد در این صورت امنیت منطقه ای آن کشور به هم خورده است.

کوچک ترین سطح امنیت فری یا جسمی و بزرگترین آن امنیت جهانی است.

مهم‌ترین مهارت‌های حوزه امنیت اطلاعات در سال2013

موفق‌ترین مدیران امنیت اطلاعات به شما خواهند گفت که ترکیبی منحصربه‌فرد از مهارت‌ها وجود دارد که اتخاذ آنها زمینه اصلی موفقیت و جایگاه شغلی فعلی آنها شده است.
 مهارت‌های تکنیکی قطعا مهم است اما تمرین در کسب‌وکار و موقعیت‌های تجاری و نیز مهارت‌های ایجاد یک ارتباط موفق با مشتریان برای هر مدیر امنیتی در هر مجموعه، امروزه قطعا بسیار مهم و کلیدی بوده و زمینه رشد هرچه بیشتر وی را در آینده فراهم خواهد کرد.
 
هرساله تعدادی مهارت جدید و درعین حال مهم و کلیدی در حیطه امنیت اطلاعات به مجموعه مهارت‌های لازم برای یک مدیر موفق اضافه می‌شود؛ مهارت‌هایی که کسب آنها موجب افزایش جایگاه شغلی وی و مهم‌ترشدن نقش او در سازمان و بین همکاران و کارکنان مجموعه خواهد شد و او را در رأس هرم افراد موفق یک سازمان قرار خواهد‌داد. برای اجرایی‌کردن برخی از این مهارت‌ها گاهی نیاز است تا به جای جذب افراد جدید از نیروی کاری توانمند و موثر فعلی استفاده کرده و آنها را به درستی و متناسب با توانمندی‌هایشان دور هم جمع کرده و مدیریت کنید. در اینجا به چند مورد از مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم:
 
تجربه فناورهای گوناگون
 
طبق نظر کارل یانگ، مدیر امنیت شرکت بین‌المللی مدیریت دیجیتالی سرمایه‌گذاری و بحران، آشنایی با هر دو بعد فناوری اطلاعات و امنیت فیزیکی در بالاترین پله‌های نردبان امنیت قراردارد. وابستگی روزافزون این دو مقوله به یکدیگر موجب نیازمندی مدیران امنیت اطلاعات به دیدی گسترده و تحلیلی عمیق از مدیریت ریسک و خطر است.
 
توانایی پیش‌بینی نیازها
 
با درک نیازهای صنعت و سازمان و با در اولویت قراردادن آنها در صدر تکنولوژی‌ها و تهدیدهای جدید، مدیران امنیت خوب قادر خواهند بود تخصص‌ها و مهارت‌های ویژه‌ای را که در استخدام‌های جدید در حوزه امنیت اطلاعات یا درحوزه امنیت فیزیکی مورد نیاز است (نظیر متخصص تحلیل امنیت یا متخصص بدافزارها)، شناسایی کنند.
 
فصاحت در امنیت فیزیکی
 
تام‌ورزو، مدیر واحد جذب نیروی شرکت مشاوره‌ای SCW می‌گوید به تازگی تقاضای زیادی از سوی شرکت‌ها برای جذب افرادی که در زمینه امنیت فیزیکی و تکنولوژی روز دنیا مهارت دارند به وجود آمده که این تقاضاها در حوزه تحلیل و مدیریت نرم‌افزارهای ویدئویی- دیجیتالی به مراتب بیشتر از سایر حوزه‌هاست. برنت آبرایان، معاون بخش خدمات امنیتی آلایدبارتون تأکید می‌کند که شرکت وی فقط افراد متبحری را که هم در زمینه امنیت اطلاعات و هم امنیت فیزیکی تجربه داشته باشند استخدام می‌کند.
می‌توان گفت اکثر تجهیزاتی که امروزه در امنیت فیزیکی مورد استفاده قرارمی‌گیرند (مانند تلفن‌های هوشمند و سیستم‌های نظارتی دیجیتالی- ویدئویی) برخلاف گذشته حجم زیادی از داده‌ها را تولید می‌کنند. طبقه‌بندی و تجزیه و تحلیل و مفهوم‌دار‌کردن این حجم عظیم از داده‌ها به تخصص و مهارت ویژه‌ای نیاز دارد که هم‌اکنون به شدت از سوی کمپانی‌های بزرگ و کوچک مورد نیاز و تقاضاست.
 
چارلز فولی، رئیس و مدیر اجرایی شرکت نرم‌افزاری واج‌فول می‌گوید: 
« امروزه یکی از راه‌های افزایش ارزش و مهارت‌های خود به عنوان یک متخصص امنیت فیزیکی ماهر و توانمند، سرمایه‌گذاری در امر آموزش و ورود به دنیای شبکه و فناوری سرورهای مایکروسافت و دیگر شرکت‌ها و آموختن مهارت‌های جدید در زمینه تکنیک‌های تحلیل اطلاعات است».
 
مدیرانی که این دو حیطه مهم امنیت اطلاعات را درک کرده و بهتر از دیگران بشناسند قادر خواهند بود ضمن مدیریت‌کردن هزینه‌ها و برقراری امنیت مورد نیاز و افزایش بهره‌وری، اطلاعات جمع‌آوری شده را به سایر قسمت‌های سازمان نیز انتقال دهند.
 
متخصص حفاظت پیشرفته داده‌ها
 
امنیت سخت‌افزاری محیط پیرامون یک امر اساسی و لازم است اما امروزه دیگر کافی نیست. طبق نظر فولی، مهارت‌های حفظ امنیت اطلاعات امروزه بسیار موردتوجه و نیاز است؛ به خصوص مهارت‌هایی نظیر فناوری‌های داده محور مانند مدیریت حقوق سازمان، مدل‌های چندسطحی امنیت، تکنیک‌های طبقه‌بندی داده و بیومتری در حفاظت اطلاعات.
 
به همین دلیل امروزه شاهد افزایش رشته‌ها و تخصص‌ها و مدارک در این زمینه‌ها هستیم. «مهارت‌هایی مانند تجزیه و تحلیل مشکلات تجاری، راهبردهای روشنی را عرضه می‌کنند که برای کاربرعادی نیز قابل درک و فهم است. همچنین این مهارت‌ها طرح‌های آماده‌سازی حساب شده‌ای را ارائه می‌دهند که بدون وجود این مهارت‌ها یافتن آنها بسیار دشوار خواهد بود».
 
ذکاوت مالی و تجاری
 
برای مدیران امنیت دست‌یافتن به خط‌مشی‌های کلیدی تجارت و همچنین شناسایی اینکه نقاط آسیب‌پذیر بالقوه در کدام قسمت سازمان قرار دارد یک امر بسیار مهم و حیاتی به‌شمار می‌رود؛ به طور مثال شناسایی اینکه آیا این تهدیدها از اطلاعات و نرم‌افزارها یا حتی خدمات خارجی مورد استفاده در سازمان منشأ می‌گیرند و اینکه آیا این تهدیدات خطوط تجاری اولیه سازمان را که همیشه هدف خوبی برای حمله سایبری به حساب می‌آید نشانه گرفته‌اند یا خیر، نیازمند توانایی و ذکاوت مالی و تجاری یک مدیر امنیت موفق است.
 
طبق نظر جری ایرواین، عضو گروه ضربت امنیت سایبری ایالات متحده، مدیران امنیتی‌ای که دارای مهارت‌ها و توانایی‌های تجاری نیز هستند و به طور مثال مدارکی مانندMBA دارند در بازار کار امروزه بیشتر از سایرین مورد تقاضا هستند و موقعیت‌های بهتری را نیز کسب می‌کنند.ایرواین می‌گوید: مدیران امنیتی باید تجربه‌های تجاری نیز داشته باشند تا بتوانند محرک‌های اقتصادی، برنامه‌ریزی راهبردی و دیدگاه‌های تجاری را درک کنند. اگر آنها بخواهند که وارد شرکت‌های چندملیتی بزرگ شوند، قطعا به مدرک MBA در مدیریت بازرگانی نیاز دارند.
 
مدارک فنی مانند CISM، CISSPوCTBIT قطعا سودمند و لازم خواهند بود اما در عین حال نیاز داریم که یک مدیر امنیت در مبحث تحلیل مخاطرات بازرگانی سررشته داشته باشد.
 
مهارت‌های برقراری ارتباط موثر
 
توانایی برقراری ارتباط با مخاطبین متعدد بسیار حائز اهمیت است. مدیران امنیتی نه‌تنها باید مشکلات امنیتی پیچیده را برای شرکت‌ها در ابعاد وسیع قابل فهم کنند بلکه باید این مسئله را شفاف سازند که مخاطرات امنیتی تا چه حد در یک بحران امنیت دیجیتالی و به ویژه در بخش مدیران ضروری است. دیوید لوئیزی، مدیر اجرایی ابتکارات امنیتی راهبردی در دانشگاه نورث‌دیاسترن اعتقاد دارد که استنتاج منطقی و توانایی جست‌وجوی نظرهای دیگران نیز جزئی از مهارت‌های مهم و قابل تأمل برای ایجاد یک ارتباط نوشتاری و گفتاری در سطوح مختلف سازمان است.
 
انطباق‌پذیری
 
دیوید فریمیر، مدیر امنیتی یولیزیس که بیش از 3دهه در زمینه فناوری اطلاعات تجربه دارد و طی چند سال اخیر حرفه‌اش در زمینه امنیت اطلاعات بوده، می‌گوید در‌صدد آن نیست که صرفا مدرکی در زمینه MBA بگیرد تا در شغلش پرطرفدار جلوه کند بلکه او به دنبال دست‌یافتن به توانایی خودآموزی است که به عنوان یکی از مهارت‌های عالی امروزه محسوب می‌شود.وی معتقد است برخورداری از توانایی خودآموزی یک نعمت است. همانطور که اطلاعات به سرعت تغییر می‌کند، باید قادر باشید تا در مورد مطالب تازه خودآموزی کنید.
 
هادی احمدی
کارشناس فناوری اطلاعات

مجموعه قوانین و مقررات "امنیت ، اطلاعات و دفاع ملی" منتشر شد

  مجموعه قوانین و مقررات " امنیت ، اطلاعات و دفاع ملی " در قطع وزیری منتشر شد 


     در بخشی از مقدمه این کتاب که به همت همکاران "امور تدوین، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات تهیه و تدوین شده ، آمده است :
"این مجموعه قوانین شامل تمامی مقررات راجع به امور اطلاعاتی، امنیتی و مسایل دفاع از کشور (در مقابل تعدیات خارجی) از قبیل جنگ و صلح و وظایف نیروهای مسلح و شورای عالی امیت ملی و امور مربوط به وظایف گاردهای اختصاصی دستگاه ها است. " 
این کتاب در قطع وزیری در ١٠٢٤ صفحه مشتمل بر بخشای زیر است :
فرامین و قوانین ؛
کنوانسیون ها و موافقتنامه های بین المللی ؛
آیین نامه ها، اساسنامه ها، دستورالعمل ها، تصویب نامه ها و بخشنامه ها؛
مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی ؛
مصوبات شورای عالی اداری؛
نظریات مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه ؛
فهرست های تاریخی ؛
فهرست قوانین منسوخ و غیر معتبر ؛
زیر نویس های توضیحی و تنقیحی ؛
و...
این مجموعه قوانین و مقررات در شمارگان ١٠٠٠ جلد و با بهای ٤٥٠.٠٠٠ ریال عرضه شده است ، علاقه مندان می توانند برای تهیه آن به خانه کتاب معاونت تدوین، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات به نشانی خیابان حضرت ولی عصر(عج) نرسیده به تقاطع خیابان جمهوری اسلامی شماره ١١٥٨ مراجعه نمایند . 

توصیه های حفاظتی و امنیتی

يكي از شاخص هاي رشد و توسعه هر كشوري، ميزان توجه و رعايت مسايل حفاظتي و حراستي است. اين موضوع ارتباط مستقيم با فرهنگ عمومي جامعه دارد و رعايت امور حفاظتي و حراستي يكي از محورهاي پيشرفت جامعه خواهد بود. جوامع توسعه يافته جهت ارتقای خود تلاش مي كنند تا حوزه منافع خود را در سايه اصول امنيتي و هم چنين رعايت ضوابط حفاظتي افزايش دهند و از گزندها و آفت ها مصون بمانند. ايجاد حفظ اصول حراستي و حفاظتي مانند تمامي مقوله هاي فرهنگي و مدني نيازمند آموزش و توجيه و ترويج فرهنگ مربوطه دارد. فرهنگ سازي و آموزش اين قبيل مسايل در آموزه هاي اجتماعي و مذهبي نيز وجود دارد و دين مبين اسلام همواره بر رازداري و حفاظت از جامعه مسلمين در مقابل دشمنان تأكيد دارد.

فرهنگ حراستي و حفاظتي، مجموعه افكار و اعمالي است كه سبب ايجاد آرامش و اطمينان مي گردد و هر جامعه اي نيازمند اعتماد و آرامش و اطمينان است و براي رسيدن به آن ها بايد آسيب ها و تهديدات و خطرات را بشناسد تا واكنشي مناسب نشان دهد.

بنابراين فراگيري و اجرايي كردن توصيه هاي حفاظتي و رعايت اصول و ضوابط حراستي، راهي است براي فرهنگ سازي و آمادگي در مقابل تهديدات گوناگون و هم چنين مركبي براي رسيدن به فضاي امن و آرام جهت فعاليت هاي اجتماعي است.

دانايي اطلاعات امنيتي، از ضرورت هاي نظام مقدس ج.ا.ا است و تمامي كارگزاران و خدمتگزاران اين كشور بايد مجهز و مقيّد به اصول حفاظتي باشند. هر قدر اين دانش و بينش افزايش يابد، نسبت به يكديگر وفادارتر و نسبت به دشمنان هوشيارتر خواهيم بود.

به همین منظور و جهت افزايش سطح آگاهي اطلاعاتي مخاطبان برای حفاظت و صيانت از افراد خاص، اطلاعات، اسناد و... در مقابل تهديدات خارجي و آسيب هاي داخلي، آشنايي با اصول حفاظتي تحت عنوان « توصيه هاي حفاظتي » ارایه مي شود:

ايرانيان عازم به خارج از كشور، بخصوص كاركنان اعزامي دولت بايد توجه داشته باشند كه از لحظه ورود به هر يك از كشورهاي بيگانه، هرگونه تماس اشخاص تحت هر عنوان، درواقع براي مراقبت از اعمال و رفتار آنان بوده و افراد مذكور براي اين امر آموزش ديده اند.

بنابراين نبايد به مهماندار، مترجم، راننده، كارمندان هتل و افرادي كه به مناسبت شغلي با آن ها تماس خواهند داشت، اطمينان كنند.

بايد توجه داشت كه ايرانيان عازم به خارج از كشور بخصوص اعضاي هيئت ها و نمايندگي هاي ج.ا.ا (كارمندان بعثه و حج و زيارت، روحانيون كاروان، مدير راهنما و ... ) از چند جهت مورد توجه سرويس هاي اطلاعاتي قرار دارند.

اقدام هاي ضد جاسوسي

سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه، ايرانيان (بخصوص شاغلان دولت و روحانيون) را مأموران اطلاعاتي، جاسوس و يا بنيادگرا و افراطي تصور مي كنند. به همين جهت، اعمال آن ها براي مدت معيني با وسايل مختلف از قبيل كنترل هاي فني ، تعقيب و مراقبت، استفاده از عوامل انساني، تحت مراقبت بوده و در اين مدت كليه تماس ها، رفتار، اماكن مورد مراجعه و ساير فعاليت هاي آنان شناسايي و در صورتي كه تشخيص دهند فرد يا افراد مورد نظر اطلاعاتي مي باشد، او را دستگير و يا دسترسي او را به منابع كوتاه مي كنند.

اقدام هاي جاسوسي

سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه در صورتي كه تشخيص دهند فرد و يا افراد مورد مراقبت از عناصر اطلاعاتي نمي باشند، خصوصيات، انگيزه و نقاط ضعف و آسيب پذير آن را مورد مطالعه و شناسايي قرار داده، در صورت عدم وجود نقاط آسيب پذير سعي خواهد شد تا به وسيله دام هايي كه در مسير افراد گسترده مي گردد، چنين ظرفيت ها و تمايلاتي را در آنها ايجاد نموده و در فرصت مناسب نسبت به جلب همكاري افراد اقدام نمايند.

با مطالعه و بررسي شگرد كار سازمان هاي اطلاعاتي دنيا مي توان دريافت كه يكي از روش هاي بسيار متداول و تقريبا "سهل الوصول براي استخدام عوامل نفوذي، استفاده از اعضاي سرويس هاي اطلاعاتي از طريق تحبيب، صحنه سازي و ده ها مورد مشابه ديگر، سوژه هاي مورد نظر را به دام انداخته، استخدام مي نمايند.

شنود و استراق سمع

مسؤولان و كارگزاران اعزامي جهت تحقق اهداف از پيش تعيين شده در مأموريت ها، ضرورتاً جهت هماهنگي و يكسان سازي دستورالعمل ها و روش هاي اجرایي، نياز به مشورت و صحبت دارند. دقيقاً به دليل همين ضرورت است كه اطلاعات و اخبار و اعلام نظريات مربوط به موضوع اصلي سفر در بين آنان مطرح و تبادل گردد و اين جاست كه سيستم هاي ضد اطلاعاتي كشورهاي بيگانه از اين ضرورت بهترين بهره برداري را نموده با تجهيز اتاق هاي كار و استراحت داخل اتومبيل ها، رستوران و يا لابي هتل ها حتي با استفاده از تجهيزات ليزري در محيط هاي باز، مبادرت به استراق سمع مي نمايند.

به دليل كارايي مؤثر اين روش در تهيه اطلاعات، عموما" ابزار و تكنولوژي پيشرفته و گران قيمتي نيز در آن به كارگيري مي شود.

امنيت رايانه

در دنياي امروز رايانه به ابزاري معمولي و مرسوم در جامعه تبديل شده و گستره استفاده از آن به نحوي است كه مي توان گفت هر فردي كم و بيش با رايانه سر و كار دارد. در حال حاضر بهره گيري از رايانه در مراكز، جايگاه و اهميت ويژه اي يافته و نقش قابل توجهي ايفا مي كند و اغلب كاركنان و كارشناسان اسناد ديجيتالي خود را پس از توليد، ثبت و ويرايش در اشكال مكاتبات اداري ، پرونده ها ، قراردادها و ... در حافظه رايانه ذخيره مي كنند. بررسيهاي انجام شده نشان مي دهد كه عمده تهديدهاي موجود عليه اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي منشأ داخلي داشته و خواسته و ناخواسته توسط افراد ايجاد مي شود.

از اين رو تمامي كاربران در قبال امنيت رايانه ها و حفاظت از اطلاعات رايانه مسؤول و هر اشتباهي در اين رابطه مي تواند خسارت جبران ناپذيري را در پي داشته باشد.

براي جلوگيري از وقوع جرايم رايانه اي توجه به نكات زير ضروری است:

1- به منظور جلوگيري از سرقت و دسترسي غيرمجاز، ذخيره سازي اطلاعات طبقه بندي شده و حساس روي رايانه هاي قابل حمل و رسانه هاي ذخيره ساز اطلاعات مجاز نمي باشد و تبعات ناشي از آن به عهده فرد مي باشد.

2- تبادل اطلاعات طبقه بندي شده با استفاده از رسانه هاي قابل حمل(مانند: CD، Flapy، حافظه هاي قابل حمل، DVD و ...) مستلزم رعايت نكات ايمني خاصي مي باشد.

3- با توجه به حساسيت هاي سرويس هاي اطلاعاتي و انجام عمليات دستبرد به رايانه هاي همراه (لب تاب) و ويروسي كردن آن در حداقل زمان ، همراه داشتن اين گونه رايانه ها توأم با خطرات حفاظتي مي باشد.

امنيت گوشي همراه

تلفن همراه فراگيرترين ابزار ارتباطي تاريخ است. مزاياي استفاده از تلفن همراه به قدري زياد است كه كمتر قشري از جوامع مختلف را مي توان يافت كه بهره برداري از آن را در برنامه خود نگنجانده باشد. بنابراين تلفن همراه مي تواند زمينه تهديدات و آسيب هاي فراواني را مهيا كند، به ويژه براي افرادي كه در مشاغل حساس و كليدي و پست هاي مديريتي اشتغال دارند.

توصيه هاي حفاظتي

1. تلفن همراه را به عنوان يك وسيله ارتباطي امن انتخاب نكنيد.

2. تلفن همراه را حتي براي مدتي كوتاه در اختيار افراد غير مطمئن قرار ندهيد.

3. هنگام مكالمه تلفني در اماكن عمومي، وسايل نقليه، منزل و... رعايت حفاظت گفتار ضروري است.

4. در سفرهاي خارج از كشور از نصب و بهره برداري از نرم افزارهاي ناشناخته و ارزيابي نشده، در تلفن همراه خود اجتناب كنيد و سعي شود حتي المقدور از گوشي هاي ساده كه قابليت نصب نزم افزار نداشته باشد استفاده شود.

5. در صورت فروش و يا تعويض شماره تلفن همراه خود در اسرع وقت مرتبطين تلفني خود را از اين امر مطلع نماييد.

دسترسي به اسناد طبقه بندي شده

اسناد و اوراق طبقه بندي شده اي كه عمدتا " همراه كارشناسان اعزامي و يا در اختيار كاركنان نمايندگي هاي خارجي است، مورد توجه سرويس ضد اطلاعاتي كشور ميزبان بوده و به همين منظور، مترصّد فرصت مناسبي جهت تصوير برداري از آن ها مي باشند.

همواره به اين نكته توجه داشه باشيد كه استفاده از كارشناسان در زمينه گشايش قفل، كيف رمزدار ، فك پلمپ يا مهر پاكت ها، محتمل و ميسور است و تكنولوژي و ابزار اين نوع اقدامات در كشورهاي جهان سوم نيز به راحتي نيز قابل تهيه و مونتاژ مي باشد.

رعايت توصيه هاي ذیل بخصوص توسط اعضای هيئت هاي اعزامي به خارج از كشور مي تواند از بروز مشكلات بكاهد:

1. هرگونه واقعه یا مسئله مبهم، غيبت همراهان، مفقود شدن وسايل و اسناد همراه و يا تغييرات احتمالي را به مسؤول حراست (حفاظت) هيئت اطلاع دهيد.

2. اقدامات انفرادي که خارج از برنامه رسمي هيئت ممكن است ضروری باشد، با اطلاع قبليي مسؤول مستقيم صورت پذيرفته تا دلايل عدم همراهي او با هيئت و نيز نشانی اماكن مورد تردّد وي مشخص باشد.

3. از دادن تذكر به موقع به همراهان جهت رعايت مسايل حراستي (حفاظتي) غافل نباشيد و به تذكرات مسؤولان ذي ربط در اين گونه موارد توجه فرماييد.

4. قرار دادن علايم سلامتي جهت بررسی محل استقرار، كار، جلسه، كيف و لوازم همراه مي تواند قرايني در جهت كشف ورود احتمالي حريف باشد كه بسته به ذوق افراد مي توان از شگردهاي متنوع در اين زمينه استفاده نمود.

توصيه هاي خصوصي

نقش مأموران در كسب اطلاعات پنهان از ساير روش هاي سنتي و حتي روش هاي مدرن، بيشتر و با اهميت تر مي باشد.

سرويس هاي اطلاعاتي با توجه به توانمندي هاي مأموران، همواره در صدد دستيابي به اطلاعات حريف از طريق مأمور بوده و اين موضوع كار كاركنان ايراني شاغل در خارج از كشور را به مراتب مشكل تر مي نمايد. بنابراین توجه افراد اعزامي به خارج كشور در مأموريت هاي بلند مدت علاوه بر مطالب قبلي به توصيه هايي كه در پي خواهد آمد مفيد مي باشد.

آداب و معاشرت

از آن جايي كه مردم كشور محل اقامت، برخورد و آداب معاشرت كاركنان ايراني را به عنوان يك الگوي رفتاري از كل مردم ايران تلقي مي نمايند، پس نوع و شيوه معاشرت و برخورد ايرانيان در كشور محل اقامت بسيار مهم است. به اين منظور پيشنهاد مي‌شود:

  • آداب، رسوم و مقررات كشور مورد نظر را مطالعه نماييد.
  • اگر به بهانه‌هاي مختلف توسط پليس كشور مقصد دستگير شديد، قبل از پاسخ‌گويي به هرگونه سؤال و امضای هر ورقه‌اي، ضروري است كه نمايندگي ج.ا.ا را بخواهيد و در حضور ايشان اقدامات لازم انجام گيرد. حتماً به اين مسئله مهم، حساس و مُصرّ باشيد.
  • اگر در كشور مقصد به دلايل مختلفي دستگير شديد، پس از آزادي، موضوع را به مسؤولان ذي ربط ج.ا.ا (حراست بعثه) اطلاع داده و در ايران نيز مراتب را به مسؤولان امر گزارش دهيد.
  • به مقررات راهنمايي و رانندگي توجه داشته باشید.
  • در برخوردها، موازين شرعي را رعايت فرمائيد.
  • با روان شناسي رفتاري آن كشور آشنا شويد.
  • با بافت شهر از نظر فرهنگي، ديني و مذهبي در موقع تردد توجه و احترام نماييد.
  • از لباس مناسب استفاده نماييد و آراستگي ظاهري را حفظ فرماييد.
  • افراد همراه خود (خانواده يا همكاران) را نسبت به عدم قبول هر گونه امانت و هديه در زمان غيبت شما توجيه نماييد.
  • از فروشگاه هاي معتبر خريد كرده ودر صورت امكان، رسيد دريافت و تا زمان ترك آن كشور نگهداري كنيد.

ارتباط دوستي

از جمله مسايلي كه در خارج كشور، مأموران اعزامي با آن مواجه اند، ايجاد ارتباط و آشنايي با افراد جديد مي‌باشد. پس قبل از هر گونه ارتباط نزديك با آنان، به نكات ذيل توجه شود:

  • به نوع و طرح سؤالات فرد جديد دقت كنيد و از بيان هر گونه اطلاعات شخصي و اداري جداً خودداري نماييد.
  • با وي ارتباط خانوادگي برقرار نكنيد. به نحوه ارتباط و آشنايي‌ها توجه كامل نماييد.
  • براي خريد و گردش به محل‌هاي نا آشنا نرويد.
  • در حل مشكلات از آنان كمك نخواهيد.
  • وسايل و لوازم شخصي يا اداري خود رادراختيار وي قرار ندهيد و از امكانات او نيز استفاده نكنيد.
  • سابقه فرد جديد را از همراهان بخواهيد و مراحل ارتباط و دوستي با وي را بررسي نماييد.
  • در كشور مقصد در ارتباط با بيگانگان به عنوان دوست و رفيق به ايشان اعتماد نكنيد.
  • در ملاقات‌ها حتي‌الامكان كم‌تر صحبت نماييد و بيش‌تر شنونده باشيد.
  • بدانيد كه بهترين پاسخ در درك صحيح سوال نهفته است.
  • از گفت و گو در مورد مسايل مربوط به نمايندگي و خصوصيات اخلاقي افراد خودداري نماييد.
  • مسايل خصوصي و به طور كلي وابستگي‌هاي ذوقي، هنري و اخلاقي خود را بازگو نكنيد.
  • هرگز از اتباع ايراني مقيم كشور مقصد، البسه، نامه و ... جهت انتقال آن به كشور يا پست نمودن و يا تحويل به صاحبش قبول نفرمائيد.

فناوری‌های امنیت اطلاعات: با یک دیدگاه طبقه‌بندی


فناوری‌های امنیت اطلاعات: با یک دیدگاه طبقه‌بندیمهم‌ترین مزیت و رسالت شبکه‌های رایانه‌ای، اشتراک منابع سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و دستیابی سریع و آسان به اطلاعات است. کنترل دستیابی و نحوه استفاده از منابعی که به اشتراک گذاشته شده‌اند، از مهم‌ترین اهداف یک نظام امنیتی در شبکه است. با گسترش شبکه‌های رایانه‌ای (خصوصاً اینترنت)، نگرش نسبت به امنیت اطلاعات و سایر منابع به اشتراک گذاشته شده، وارد مرحله جدیدی گردیده است. در این راستا لازم است که هر سازمان برای حفاظت از اطلاعات ارزشمند، به یک راهبرد خاص پایبند باشد و براساس آن، نظام امنیتی را اجرا نماید. نبود نظام مناسب امنیتی، بعضاً پیامدهای منفی و دور از انتظاری را به دنبال دارد. توفیق در ایمن‌سازی اطلاعات، منوط به حفاظت از اطلاعات و نظام‌های اطلاعاتی در مقابل حملات است؛ بدین منظور از سرویس‌های امنیتی متعددی استفاده می‌گردد. مقاله حاضر با توجه به این رویکرد به طبقه‌بندی فناوری‌های امنیت اطلاعات، براساس دو ویژگی خواهد پرداخت: مرحله خاصی از زمان که در هنگام تعامل فناوری با اطلاعات، عکس‌العمل لازم در برابر یک مشکل امنیتی، ممکن است کنشی یا واکنشی باشد، و سطوح پیاده‌سازی نظام‌های امنیتی در یک محیط رایانه‌ای. 
● مقدمه
اطلاعات در سازمان‌ها، مؤسسات پیشرفته و جوامع علمی، شاهرگ حیاتی محسوب می‌گردد. دستیابی به اطلاعات و عرضه مناسب و سریع آن، همواره مورد توجه سازمان‌هایی است که اطلاعات در آن‌ها دارای نقش محوری و سرنوشت‌ساز است. سازمان‌ها و مؤسسات باید یک زیرساخت مناسب اطلاعاتی برای خود ایجاد کنند و در جهت سازماندهی اطلاعات در سازمان خود حرکت نمایند. اگر می‌خواهیم ارائه‌دهنده اطلاعات در عصر اطلاعات، و نه صرفاً مصرف‌کننده اطلاعات باشیم، باید در مراحل بعد، امکان استفاده از اطلاعات ذیربط را برای متقاضیان محلی و جهانی در سریع‌ترین زمان ممکن فراهم نماییم.
سرعت در تولید و عرضه اطلاعات ارزشمند، یکی از رموز موفقیت در سازمان‌ها، مؤسسات و جوامع علمی در عصر اطلاعات است. پس از سازماندهی اطلاعات باید با بهره‌گیری از شبکه‌های رایانه‌ای، زمینه استفاده قانونمند و هدفمند از اطلاعات را برای دیگران فراهم کرد. به موازات حرکت به سمت یک سازمان پیشرفته و مبتنی بر فناوری اطلاعات، باید تدابیر لازم در رابطه با حفاظت از اطلاعات نیز اندیشیده شود. 
مهم‌ترین مزیت و رسالت شبکه‌های رایانه‌ای، اشتراک منابع سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و دستیابی سریع و آسان به اطلاعات است. کنترل دستیابی و نحوه استفاده از منابعی که به اشتراک گذاشته شده‌اند، از مهم‌ترین اهداف یک نظام امنیتی در شبکه است. با گسترش شبکه‌های رایانه‌ای خصوصاً اینترنت، نگرش به امنیت اطلاعات و دیگر منابع به اشتراک گذاشته شده، وارد مرحله جدیدی گردیده است. در این راستا لازم است که هر سازمان برای حفاظت از اطلاعات ارزشمند، به یک راهبرد خاص پایبند باشد و براساس آن، نظام امنیتی را پیاده‌سازی و اجرا نماید.
نبود نظام مناسب امنیتی، ممکن است پیامدهای منفی و دور از انتظاری را به دنبال داشته باشد. توفیق در ایمن‌سازی اطلاعات منوط به حفاظت از اطلاعات و نظام های اطلاعاتی در مقابل حملات است؛ بدین منظور از سرویس های امنیتی متعددی استفاده می‌شود. 
سرویس‌های انتخابی باید پتانسیل لازم در خصوص ایجاد یک نظام حفاظتی مناسب، تشخیص بموقع حملات، و واکنش سریع را داشته باشند. بنابراین می توان محور راهبردی انتخاب شده را بر سه مؤلفه حفاظت، تشخیص، و واکنش استوار نمود. حفاظت مطمئن، تشخیص بموقع و واکنش مناسب، از جمله مواردی هستند که باید همواره در ایجاد یک نظام امنیتی رعایت کرد (مدیریت شبکه شرکت سخا روش، ۱۳۸۲). 
خوشبختانه پژوهش‌های زیادی در زمینه امنیت رایانه و شبکه‌ها در رابطه با فناوری‌های امنیتی پیشگیرانه (کنشی) و نیز مواجهه با مشکلات امنیتی (واکنشی) صورت گرفته است. مقاله حاضر در صدد بیان، تعدادی از فناوری‌های موجود در رابطه با امنیت اطلاعات با یک دیدگاه طبقه‌بندی است.
● فناوری‌های امنیت اطلاعات
«امنیت اطلاعات»( Information security) به حفاظت از اطلاعات (Maiwald & Sieglein، ۲۰۰۲) و به ‌حداقل‌رساندن خطر افشای اطلاعات در بخش های غیرمجاز اشاره دارد (King, Dalton, & Osmanoglu، ۲۰۰۱). امنیت اطلاعات مجموعه‌ای از ابزارها برای جلوگیری از سرقت، حمله، جنایت، جاسوسی و خرابکاری (هاشمیان، ۱۳۷۹) و علم مطالعه روش‌های حفاظت از داده‌ها در رایانه‌ها و نظام‌های ارتباطی در برابر دسترسی و تغییرات غیرمجاز است (عبداللهی،‌ ۱۳۷۵). با توجه به تعاریف ارائه شده، امنیت به مجموعه‌ای از تدابیر، روش‌ها و ابزارها برای جلوگیری از دسترسی و تغییرات غیرمجاز در نظام‌های رایانه‌ای و ارتباطی اطلاق می‌شود. «فن آاوری» به کاربرد علم، خصوصاً برای اهداف صنعتی و تجاری (Lexico Publishing Group ، ۲۰۰۲) یا به دانش و روش‌های مورد استفاده برای تولید یک محصول گفته می‌شود.
بنابراین «فناوری امنیت اطلاعات» به بهره‌گیری مناسب از تمام فناوری‌های امنیتی پیشرفته برای حفاظت از تمام اطلاعات احتمالی روی اینترنت اشاره دارد (INFOSEC، ۲۰۰۲). 
● طبقه‌بندی(INFOSEC)
طبقه‌بندی، دسته‌بندی اشیا است در یک فهرست سازمان یافته یا در قالب یا روابط سلسله‌مراتبی که روابط طبیعی بین اشیا را نشان می‌دهد (Conway & Sliger، ۲۰۰۲). طبقه‌بندی به عنوان یک فرایند، عبارت است از ایجاد نظامی منطقی از رتبه‌ها که در آن، هر رتبه از تعدادی اشیا تشکیل شده، به گونه‌ای که در صورت نیاز می‌توان به آسانی به اجزای آن دسترسی پیدا کرد. 
طبقه‌ بندی ارائه‌ شده در مقاله حاضر از فناوری‌های امنیت اطلاعات، در وهله اول براساس دو ویژگی پایه‌گذاری شده:
▪ براساس مرحله خاصی از زمان: بدین معنا که در زمان تعامل فن آوریفناوری با اطلاعات، عکس‌ العمل لازم در برابر یک مشکل امنیتی می‌ تواند کنشگرایانه (کنشی)(Proactive) یا واکنشی (Reactive) باشد (Venter & Eloff، ۲۰۰۳).
غرض از «کنشگرایانه»، انجام عملیات پیشگیرانه قبل از وقوع یک مشکل خاص امنیتی است. در چنین مواردی به موضوعاتی اشاره می گردد که ما را در پیشگیری از وقوع یک مشکل کمک خواهد کرد ( چه کار باید انجام دهیم تا ...؟).
غرض از «واکنشی» انجام عکس‌العمل لازم پس از وقوع یک مشکل خاص امنیتی است. در چنین مواردی به موضوعاتی اشاره می‌گردد که ما را در مقابله با یک مشکل پس از وقوع آن، کمک خواهند کرد (اکنون که ... چه کار باید انجام بدهیم؟).
▪ براساس سطوح پیاده‌سازی نظام‌ های امنیتی در یک محیط رایانه‌ای: فناوری امنیت اطلاعات را، خواه از نوع کنشی باشد یا واکنشی، می‌توان در سه سطح – سطح شبکه(Network Level )، سطح میزبان(Host Level)، سطح برنامه کاربردی(Application Level)- پیاده‌سازی کرد. (Venter & Eloff، ۲۰۰۳). بدین منظور می‌توان نظام امنیتی را در سطح شبکه و خدمات ارائه شده آن، در سطح برنامه کاربردی خاص، یا در محیطی که شرایط لازم برای اجرای یک برنامه را فراهم می نماید (سطح میزبان) پیاده کرد.
الف) فناوری‌های امنیت اطلاعات کنشگرایانه
۱) رمزنگاری (Cryptography)
به بیان ساده، رمزنگاری به معنای «نوشتن پنهان»، و علم حفاظت، اعتمادپذیری و تأمین تمامیت داده‌ها است (McClure, Scambray, & Kurtz، ۲۰۰۲). این علم شامل اعمال رمزگذاری، رمزگشایی و تحلیل رمز است. در اصطلاحات رمزنگاری، پیام را «متن آشکار»(plaintext or cleartext)می‌نامند. کدگذاری مضامین را به شیوه‌ای که آن‌ها را از دید بیگانگان پنهان سازد، «رمزگذاری»(encryption)یا «سِرگذاری» ( encipher)می‌نامند* . پیام رمزگذاری شده را «متن رمزی»(ciphertext)، و فرایند بازیابی متن آشکار از متن رمزی را رمزگشایی( decryption)یا «سِّرگشایی»(decipher)می نامند. 
الگوریتم‌هایی که امروزه در رمزگذاری و رمزگشایی داده‌ها به کار می‌روند از دو روش بنیادی استفاده می کنند: الگوریتم‌های متقارن، و الگوریتم‌های نامتقارن یا کلید عمومی. تفاوت آن‌ها در این است که الگوریتم‌های متقارن از کلید یکسانی برای رمزگذاری و رمزگشایی استفاده می‌کنند، یا این که کلید رمزگشایی به سادگی از کلید رمزگذاری استخراج می‌شود (مثل: DES(Data Encryption Standard)، CCEP(The Commercial Comsec Endoremment Program)، IDEA(International Data Encryption Algoritm)، FEAL ). در حالی که الگوریتم‌های نامتقارن از کلیدهای متفاوتی برای رمزگذاری و رمزگشایی استفاده می‌کنند و امکان استخراج کلید رمزگشایی از کلید رمزگذاری وجود ندارد. همچنین کلید رمزگذاری را کلید عمومی، و کلید رمزگشایی را کلید خصوصی یا کلید محرمانه می‌نامند (مثل: RSA ، LUC). 
تجزیه و تحلیل رمز(cryptanalysis)، هنر شکستن رمزها و به عبارت دیگر، بازیابی متن آشکار بدون داشتن کلید مناسب است؛ افرادی که عملیات رمزنگاری را انجام می‌دهند، رمزنگار(cryptographer)نامیده می‌شوند و افرادی که در تجزیه و تحلیل رمز فعالیت دارند رمزکاو(cryptanalyst)هستند. 
رمزنگاری با تمام جوانب پیام‌رسانی امن، تعیین اعتبار، امضاهای رقومی، پول الکترونیکی و نرم افزارهای کاربردی دیگر ارتباط دارد. رمزشناسی(cryptology)شاخه‌ای از ریاضیات است که پایه‌های ریاضی مورد استفاده در شیوه‌های رمزنگاری را مطالعه می‌کند ("آشنایی با ..."، ۱۳۸۳). 
رمزنگاری یک فناوری امنیت اطلاعات از نوع کنشگرایانه است، زیرا اطلاعات را قبل از آن که یک تهدید بالقوه بتواند اعمال خرابکارانه انجام دهد، از طریق رمزگذاری داده‌ها ایمن می‌سازند. به علاوه، رمزنگاری در سطوح متنوع، به طوری که در طبقه‌بندی شکل ۱ بیان شد، در سطوح برنامه‌های کاربردی و در سطوح شبکه قابل پیاده‌سازی است.
۲) امضاهای رقومی (digital signatures)
امضاهای رقومی، معادل «امضای دست‌نوشت» و مبتنی بر همان هدف هستند: نشانه منحصر به فرد یک شخص، با یک بدنه متنی (Comer، ۱۹۹۹، ص. ۱۹۱). به این ترتیب، امضای رقومی مانند امضای دست‌نوشت، نباید قابل جعل باشد. این فناوری که با استفاده از الگوریتم رمزنگاری ایجاد می‌شود، تصدیق رمزگذاری‌شده‌ای است که معمولاً به یک پیام پست الکترونیکی یا یک گواهی‌نامه ضمیمه می‌شود تا هویت واقعی تولیدکننده پیام را تأیید کند.
امضای رقومی یک فناوری امنیت اطلاعات از نوع کنشگرایانه است، زیرا قبل از وقوع هر تهدیدی، می‌توان با استفاده از آن فرستنده اصلی پیام و صاحب امضا را شناسایی کرد. به علاوه این فناوری در سطح یک برنامه کاربردی قابل پیاده‌سازی است. در این سطح، امضای رقومی در یک برنامه کاربردی خاص و قبل از آن که به یک گیرنده خاص فرستاده شود، ایجاد می‌گردد.
۳) گواهی‌های رقومی(Digital certificates)
گواهی‌های رقومی به حل مسئله «اطمینان» در اینترنت کمک می‌کنند. گواهی‌های رقومی متعلق به «سومین دسته اطمینان»(trusted third parties)هستند و همچنین به «متصدی‌های گواهی» اشاره دارند (Tiwana، ۱۹۹۹). متصدی‌های گواهی، مؤسسات تجاری هستند که هویت افراد یا سازمان‌ها را در وب تأیید، و تأییدیه‌هایی مبنی بر درستی این هویت‌ها صادر می‌کنند. برای به دست‌آوردن یک گواهی، ممکن است از فرد خواسته شود که یک کارت شناسایی (مانند کارت رانندگی) را نشان دهد. بنابراین گواهی‌های رقومی، یک شبکه امن در میان کاربران وب، و مکانی برای تأیید صحت و جامعیت یک فایل یا برنامه الکترونیکی ایجاد می‌کنند. این گواهی‌ها حاوی نام فرد، شماره سریال، تاریخ انقضا، یک نسخه از گواهی نگاهدارنده کلید عمومی (که برای رمزگذاری پیام‌ها و امضاهای رقومی به کار می‌رود) می‌باشند** (Encyclopedia and learning center، ۲۰۰۴).
گواهی‌های رقومی، فناوری امنیت اطلاعات از نوع کنشگرایانه هستند، زیرا از این فناوری برای توزیع کلید عمومی از یک گروه ارتباطی به گروه ارتباطی دیگر استفاده می‌شود. همچنین این روش، قبل از آن که هر ارتباطی بین گروه‌ها اتفاق بیفتد، اطمینان ایجاد می‌کند. این فناوری در سطح برنامه کاربردی قابل پیاده‌سازی است؛ مثلاً قبل از آغاز هر ارتباط مرورگر وب، تأیید می‌کند که آن گروه خاص قابل اطمینان می‌باشد.
۴) شبکه‌های مجازی خصوصی( virtual private networks)
فناوری شبکه‌های مجازی خصوصی، عبور و مرور شبکه را رمزگذاری می‌کند. بنابراین این فناوری برای تضمین صحت و امنیت داده‌ها، به رمزنگاری وابسته است. این شبکه بسیار امن، برای انتقال داده‌های حساس (از جمله اطلاعات تجاری الکترونیکی) از اینترنت به عنوان رسانه انتقال بهره می‌گیرد. شبکه‌های مجازی خصوصی، فناوری امنیت اطلاعات از نوع کنشگرایانه هستند، زیرا داده‌ها قبل از آن که در شبکه عمومی منتشر شوند، با رمزگذاری محافظت می‌شوند و این باعث می‌گردد که تنها افراد مجاز قادر به خواندن اطلاعات باشند. به علاوه این فناوری در سطح شبکه قابل پیاده‌سازی است، و از فناوری رمزگذاری بین دو میزبان شبکه مجازی خصوصی، در مرحله ورود به شبکه و قبل از آن که داده‌ها به شبکه عمومی فرستاده شود، استفاده می‌گردد.
۵) نرم‌افزارهای آسیب‌نما( vulnerability scanners)
نرم‌افزارهای آسیب‌نما برنامه‌هایی برای بررسی نقاط ضعف یک شبکه یا سیستم یا سایت هستند. بنابراین نرم‌افزارهای آسیب‌نما یک نمونه خاص از نظام آشکارساز نفوذی از فناوری امنیت اطلاعات هستند (Bace، ۲۰۰۰، ص ۴-۳). همچنین این نرم‌افزارها به یک پویش فاصله‌مدار اشاره دارند؛ بدین معنا که میزبان‌های روی شبکه را در فواصل خاص و نه بطور پیوسته، پویش می‌کنند. به مجرد این که یک نرم‌افزار آسیب‌نما بررسی یک میزبان را خاتمه داد، داده‌ها در درون یک گزارش، نمونه‌برداری می‌شوند، که به یک «عکس فوری»(snapshot) شباهت دارد (مثل: cybercop scanner، cisco secure scanner، Net Recon).
نرم‌افزارهای آسیب‌نما، فناوری امنیت اطلاعات از نوع کنشگرایانه هستند، زیرا از آن‌‌ها برای کشف عامل‌های نفوذی قبل از آن که بتوانند با عملیات‌های خرابکارانه یا بدخواهانه از اطلاعات سوء استفاده کنند، استفاده می‌شود. نرم‌افزارهای آسیب‌نما در سطح میزبان قابل پیاده‌سازی هستند.
۶) پویشگرهای ضد ویروس(Anti- virus scanner)
در دهه‌های گذشته ویروس‌های رایانه‌ای باعث تخریب عظیمی در اینترنت شده‌اند. ویروس رایانه‌ای یک قطعه مخرب نرم‌افزاری است که توانایی تکثیر خودش را در سراسر اینترنت، با یک بار فعال‌شدن، دارد (McClure et al، ۲۰۰۲). پویشگرهای ضد ویروس، برنامه‌های نرم‌افزاری هستند که برای بررسی و حذف ویروس‌های رایانه‌ای، از حافظه یا دیسک‌ها طراحی شده‌اند. این برنامه‌ها از طریق جستجوی کدهای ویروس رایانه‌ای، آن‌ها را تشخیص می‌دهند. اگرچه برنامه‌های حفاظت از ویروس نمی‌توانند تمام ویروس‌ها را نابود کنند، اما اعمالی که این برنامه‌ها انجام می‌دهند عبارت‌اند از: ۱) ممانعت از فعالیت ویروس، ۲) حذف ویروس، ۳) تعمیر آسیبی که ویروس عامل آن بوده است، و ۴) گرفتن ویروس در زمان کنترل و بعد از فعال‌شدن آن (Caelli, Longley, & Shain ، ۱۹۹۴).
پویشگر ضدویروس، یک فناوری امنیت اطلاعات از نوع کنشگرایانه است. این پویشگرها در سطوح متنوع، و به طوری که در طبقه‌بندی بیان شده در سطح برنامه‌های کاربردی و در سطح میزبان، قابل پیاده‌سازی هستند.
۷) پروتکل‌های امنیتی(security protocols)
پروتکل‌های امنیتی مختلفی مانند «پروتکل امنیت اینترنت»( Internet Protocol Security (IPsec)) و «کربروس»(kerberos)که در فناوری‌های امنیت اطلاعات طبقه‌بندی می‌شوند، وجود دارند. پروتکل‌ها فناوری‌هایی هستند که از یک روش استاندارد برای انتقال منظم داده‌ها بین رایانه‌ها استفاده می‌کنند، یا مجموعه‌ای از مقررات یا قراردادها هستند که تبادل اطلاعات را میان نظام‌های رایانه‌ای، کنترل و هدایت می‌کنند.
پروتکل‌های امنیتی، یک فناوری امنیت اطلاعات از نوع کنشگرایانه هستند، زیرا برای حفاظت از اطلاعات حساس از یک پروتکل خاص امنیتی، قبل از آن که اطلاعات به وسیله خرابکاران به دست آید، استفاده می‌کنند. این فناوری در سطوح مختلف _ سطح برنامه کاربردی و سطح شبکه- قابل پیاده‌سازی است. مثلاً پروتکل «کربروس»، پروتکل و سیستمی است که از آن در تعیین اعتبار سیستم‌های اشتراکی استفاده می‌شود. «کربروس» برای تعیین اعتبار میان فرآیندهای هوشمند (نظیر از خدمت‌گیرنده به خدمت‌دهنده، یا ایستگاه کاری یک کاربر به دیگر میزبان‌ها) مورد استفاده قرار می‌گیرد و این تعیین اعتبار در سطح برنامه کاربردی و شبکه، قابل پیاده‌سازی است.
۸) سخت افزارهای امنیتی(Security hardware)
سخت افزار امنیتی به ابزارهای فیزیکی که کاربرد امنیتی دارند، اشاره می‌کندٍ؛ مانند معیارهای رمزگذاری سخت‌افزاری یا مسیریاب‌های سخت‌افزاری.
ابزارهای امنیت فیزیکی شامل امنیت سرورها، امنیت کابل‌ها، سیستم‌های هشداردهنده امنیتی در زمان دسترسی غیرمجاز یا ذخیره فایل‌ها بعد از استفاده یا گرفتن فایل پشتیبان هستند.
این فناوری یک فناوری امنیت اطلاعات از نوع کنشگرایانه است، زیرا داده‌ها را قبل از آن که تهدید بالقوه‌ای بتواند تحقق یابد، حفاظت می‌کنند. مثلاً از رمزگذاری داده‌ها به‌منظور جلوگیری از اعمال خرابکارانه و جرح و تعدیل ابزار سخت‌افزاری استفاده می‌شود. این فناوری در سطح شبکه قابل پیاده‌سازی است. مثلاً یک کلید سخت‌افزاری می‌تواند در درون درگاه میزبان برای تعیین اعتبار کاربر، قبل از آن که کاربر بتواند به میزبان متصل شود به کار رود، یا معیارهای رمزگذاری سخت‌افزار روی شبکه، یک راه حل مقاوم به دستکاری را فراهم آورد و در نتیجه ایمنی فیزیکی را تأمین نماید.
۹) جعبه‌های توسعه نرم‌افزار امنیتی(security software development kits (SDKs))
جعبه‌های توسعه نرم‌افزار امنیتی، ابزارهای برنامه‌نویسی هستند که در ایجاد برنامه‌های امنیتی مورد استفاده قرار می‌گیرند. «Java security manager» و «Microsoft.net SDKs» نمونة‌ نرم‌افزارهایی هستند که در ساختن برنامه‌های کاربردی امنیتی (مانند برنامه‌های تعیین اعتبار مبتنی بر وب) به کار می‌روند. این جعبه‌ها شامل سازنده صفحه تصویری، یک ویراستار، یک مترجم، یک پیونددهنده، و امکانات دیگر هستند. جعبه‌های توسعه نرم‌افزار امنیتی، فناوری امنیت اطلاعات از نوع کنشگرایانه هستند، زیرا از آن‌ها در توسعه نرم افزارهای متنوع برنامه‌های کاربردی امنیتی (که داده‌ها را قبل از آن که تهدید بالقوه تحقق یابد، حفاظت می‌کنند) استفاده می‌شوند. به‌علاوه این فناوری در سطوح متنوع- سطح برنامه‌های کاربردی، سطح میزبان، سطح شبکه- قابل پیاده‌سازی است.
ب) فناوری‌های امنیت اطلاعات واکنشی
۱) دیوار آتش( firewalls)دیوار آتش
در اینترنت یک ابزار نرم‌افزاری، خصوصاً روی یک رایانه پیکربندی‌شده می‌باشد که به عنوان مانع، فیلتر یا گلوگاه بین یک سازمان داخلی یا شبکه امین و شبکه غیرامین یا اینترنت، نصب می‌شود (Tiwana، ۱۹۹۹). هدف از دیوار آتش جلوگیری از ارتباطات غیرمجاز در درون یا بیرون شبکه داخلی سازمان یا میزبان است (Oppliger، ۱۹۹۸، ص. ۵۸). دیوار آتش به عنوان اولین خط دفاعی در تلاش برای راندن عامل مزاحم، مورد توجه قرار می‌گیرد. اگرچه فناوری رمزگذاری به حل بسیاری از مشکلات ایمنی کمک می‌کند، به یک فناوری ثانوی نیز نیاز داریم. فناوری معروف به دیوار آتش اینترنت کمک می‌کند تا رایانه‌ها و شبکه‌های یک سازمان را از ترافیک نامطلوب اینترنت محافظت کنید. این فناوری برای پرهیز از مشکلات ایجاد شده در اینترنت یا گسترش آن‌ها به رایانه‌های سازمان طراحی می‌گردد. دیوار آتش بین نظام‌های سازمان و اینترنت قرار می‌گیرد. شکل ۲ این مفهوم را نشان می‌دهد (امنیت شبکه...، ۱۳۸۳).
دیوار آتش یک فناوری امنیت اطلاعات از نوع واکنشی است و مهم‌ترین ابزار امنیتی مورد استفاده برای کنترل ارتباطات شبکه‌ای بین دو سازمان که به یکدیگر اعتماد ندارند، می‌باشد. با قراردادن یک دیوار آتش روی هر ارتباط خارجی شبکه، سازمان می‌تواند یک دایره امنیتی تعریف نماید که از ورود افراد خارجی به رایانه‌های سازمان جلوگیری می‌کند. علاوه بر آن، دیوار آتش می‌تواند مانع نفوذ افراد خارجی به منابع موجود در رایانه‌های سازمان و گسترش نامطلوب روی شبکه سازمان شود. این فناوری در سطوح میزبان و در سطح شبکه قابل پیاده‌سازی است.
کنترل دسترسی به مجموعه سیاست‌ها و اقدامات مربوط به دادن اجازه یا ندادن اجازه برای دسترسی یک کاربر خاص به منابع، یا محدودکردن دسترسی به منابع نظام‌های اطلاعاتی برای کاربران، برنامه‌ها، پردازه‌ها یا دیگر سیستم‌های مجاز اطلاق می‌شود. هدف از این فناوری، حصول اطمینان است از این که یک موضوع، حقوق کافی برای انجام عملیات‌های خاص روی سیستم را دارد (King et al.، ۲۰۰۱). این موضوع ممکن است کاربر، یک گروه از کاربران، یک خدمت، یا یک برنامه کاربردی باشد. موضوعات در سطوح مختلف، امکان دسترسی به اشیای خاصی از یک سامانه را دارند. این شیء ممکن است یک فایل، راهنما، چاپگر یا یک فرایند باشد. کنترل دسترسی ابزاری است که امنیت شبکه را از طریق تأمین کاراکترهای شناسایی و کلمه عبور تضمین می‌کند و فناوری امنیت اطلاعات از نوع واکنشی است، زیرا دسترسی به یک نظام را به محض این که یک درخواست دسترسی صورت گیرد، مجاز می‌شمارد یا غیرمجاز. این فناوری در سطوح متنوع- در سطح برنامه کاربردی، در سطح میزبان و در سطح شبکه- قابل پیاده‌سازی است.
۲) کلمات عبور(passwords)
کلمه عبور، یک کلمه، عبارت یا حروف متوالی رمزی است که فرد برای به‌دست آوردن جواز دسترسی به اطلاعات (مثلاً یک فایل، برنامه کاربردی یا نظام رایانه‌ای) باید وارد نماید (Lexico Publishing Group ، ۲۰۰۲). این کلمه برای شناسایی و برای اهداف امنیتی در یک نظام رایانه‌ای به کار می‌رود. به هر کاربر مجموعه معینی از الفبا و عدد اختصاص داده می‌شود تا به تمام یا قسمت‌هایی از نظام رایانه‌ای دسترسی داشته باشد. کلمه عبور، فناوری امنیت اطلاعات از نوع واکنشی است، زیرا به‌منظور گرفتن مجوز و دسترسی به نظام، به محض این که یک فرد یا فرایند بخواهد به یک برنامه کاربردی، میزبان یا شبکه متصل شود، به کار می‌رود. این فناوری در سطوح متنوع- در سطح برنامه کاربردی، سطح میزبان، سطح شبکه- پیاده‌سازی می‌شود.
۳) زیست‌سنجی(biometrics)
زیست‌سنجی، علم و فناوری سنجش و تحلیل‌داده‌های زیستی است. در فناوری اطلاعات، زیست‌سنجی معمولاً به فناوری‌هایی برای سنجش و تحلیل ویژگی‌های بدن انسان (مانند اثر انگشت، قرنیه و شبکیه چشم، الگوهای صدا، الگوهای چهره، و اندازه‌های دست) خصوصاً به‌منظور تعیین اعتبار اشاره دارد. یکی از ویژگی‌های ذاتی علم زیست‌سنجی این است که کاربر باید با یک الگوی مرجع مقایسه شود. اثر انگشت، چهره یا داده‌های زیست‌سنجی دیگر را می‌توان جایگزین کارت هوشمند نمود و کاربران می‌توانند هم از کارت هوشمند و هم از اثر انگشت یا چهره خود برای تعیین اعتبار در امور بازرگانی، بانک‌ها یا ارتباط تلفنی استفاده نمایند (Encyclopedia and learning center، ۲۰۰۴).
زیست‌سنجی فناوری امنیت اطلاعات از نوع واکنشی است، زیرا از آن می‌توان با استفاده از هندسه بخشی از بدن کاربر برای گرفتن مجوز یا برای جلوگیری از دسترسی به نظام، به محض این که کاربر بخواهد به یک برنامه کاربردی، میزبان یا شبکه متصل شود، استفاده نمود. به‌علاوه این فناوری در سطوح متنوع، با توجه به طبقه‌بندی بیان‌شده، قابل پیاده‌سازی است.
۴) نظام‌های آشکارساز نفوذی(intrusion detection systems (IDS))
نظام‌های آشکارساز نفوذی، یک نظام تدافعی است که فعالیت‌های خصمانه را در یک شبکه تشخیص می‌دهد. بنابراین نکته کلیدی در نظام‌های آشکارساز نفوذی، تشخیص و احتمالاً ممانعت از فعالیت‌هایی است که ممکن است امنیت شبکه را به خطر بیندازند. یکی از ویژگی‌های مهم این نظام‌ها، توانایی آن‌ها در تأمین نمایی از فعالیت‌های غیرعادی، و اعلام هشدار به مدیران نظام‌ها و مسدود نمودن ارتباط مشکوک است. نظام‌های آشکارساز نفوذی فرایندی برای شناسایی و تقابل با فعالیت‌های مشکوک است که منابع رایانه‌ای و شبکه‌ها را هدف قرار داده‌اند. علاوه بر این، ابزارها و تجهیزات این نظام می‌توانند بین تهاجم‌های داخلی از داخل سازمان (کارمندان یا مشتریان) و تهاجم‌های خارجی (حملاتی که توسط هکرها انجام می‌شود) تمایز قایل شوند (مثل Snort IDS، ISS Real Secure، Cisco IDS) (سیستم‌های شناسایی...،۱۳۸۳). این فناوری، فناوری امنیت اطلاعات از نوع واکنشی است، زیرا از آن برای کنترل میزبان‌های روی شبکه، آشکارسازی، ثبت گزارش، و متوقف ساختن هر نوع حمله و استفاده غیرقانونی استفاده می‌شود. این فناوری در سطوح میزبان و شبکه، قابل پیاده‌سازی است.
۵) واقعه‌نگاری(logging)
واقعه‌نگاری به ثبت اعمال یا تراکنش‌های انجام‌شده توسط کاربر یا یک برنامه، تولید سابقه، و ثبت نظام‌مند رویدادهای مشخص به ترتیب وقوع آن‌ها برای فراهم‌کردن امکان تعقیب و پیگیری داده‌ها در تحلیل‌های آتی اطلاق می‌شود. واقعه‌نگاری، فناوری امنیت اطلاعات از نوع واکنشی است، زیرا به علت‌جویی حوادث امنیتی بعد از وقوع می‌پردازد. این فناوری در سطوح برنامه کاربردی، میزبان و شبکه قابل پیاده‌سازی است.
۶) دسترسی از راه دور(remote accessing)
«دسترسی از راه دور» به دسترسی به یک سیستم یا برنامه، بدون نیاز به حضور فیزیکی در محل توجه دارد. با این حال معمولاً دسترسی به خدمات از راه دور، کنترل‌شده نیستند، زیرا ممکن است دسترسی به یک خدمت از راه دور به طور ناشناس صورت بگیرد که در این مورد دسترسی به خدمت، خطر جعل هویت را به همراه دارد. در این زمینه با توجه به شرایط و امکانات، باید ایمن‌ترین پروتکل‌ها و فناوری‌ها را به خدمت گرفت. مثلاً تعدادی از نظام‌ها ممکن است به غلط برای مجوزگرفتن اتصال، به صورت ناشناس با یک پیش‌فرض پیکربندی کنند، در حالیکه اتصال ناشناس بر طبق خط‌مشی امنیتی سازمان نباید اجازه یابد که وارد نظام شود. دسترسی از راه دور، فناوری امنیت اطلاعات از نوع واکنشی است، زیرا یک فرد یا فرایند برای اتصال از راه دور، قادر به دستیابی بر طبق امتیازات دسترسی می‌باشد. این فناوری در سطح میزبان قابل پیاده‌سازی می‌باشد.
● نتیجه‌گیری
اگر چه اغلب سازمان‌ها تمایل به داشتن شبکه‌های ایمن دارند، ارائه تعریفی واحد از امنیت که همه نیازهای شبکه را تأمین نماید ممکن نیست. در عوض هر سازمان باید ارزش اطلاعات خود را ارزیابی کند و سپس یک خط‌مشی امنیتی برای مواردی که باید مورد حفاظت قرار گیرند مشخص نماید. مثلاً روش‌های تعیین اعتبار زیست‌سنجی از نظر قدرت و در دسترس بودن، در حال بهبود هستند، اما در حال حاضر با نوعی تردید با آن‌ها برخورد می‌شود و این تردید ناشی از هزینه‌های نسبتاً بالا و مشکلات مرتبط با دغدغه‌های حفظ حریم خصوصی می‌باشد. البته نظراتی وجود دارند که به موجب آن‌ها می‌توان از ترکیب فناوری‌های متنوع امنیتی، برای تشکیل فناوری‌های امنیتی قوی در زمینه امنیت اطلاعات استفاده نمود. مثلاًً در آینده نزدیک با ترکیب دیوار آتش، نظام‌های آشکارساز نفوذی و فناوری‌های پویشگرهای ضد ویروس، به تشکیل یک فناوری نیرومند در زمینه امنیت اطلاعات خواهیم رسید. 
برای یک سازمان، شناختن فناوری‌های امنیت اطلاعات قابل دسترس، مهم است، تا از آن برای تدوین خط‌مشی‌های امنیتی با توجه به نوع و حساسیت اطلاعات سازمان خود، استفاده نمایند. به علاوه، ارائه این طبقه‌بندی از فناوری‌ها، زمینه‌ساز پژوهش جدیدی خواهد بود.

منبع : آژانس خبری هک و امنیت

توصيه هاي حفاظتي:تخليه تلفني

 

هرگاه دو كشور يا دو گروه يا حتي دو طرز تفكر، طوري كنار هم قراربگيرندكه منافع آنها با هم تقابل داشته باشند بخصوص اينكه باهم در تخاصم باشند، مي طلبد كه جهت مقابله با همديگر،اطلاعات و شناخت كافي از اهداف، مواضع، امكانات، توان علمي ياتسليحاتي يا ... وبالاخره كوچكترين مسايل همديگر داشته باشندتا در زمان لازم با برنامه ريزي بر اساس اطلاعات بدست آمده به اهداف خود برسند. كسب اطلاعات و اخبار حوزه تعريف،ازطرق مختلف آشكار و پنهان ميباشد. يكي ازآسان ترين و كم خطرترين شيوه هاي طرف متخاصم براي كسب اطلاعات به صورت مخفيانه استفاده از ابزار فني و مخابراتي مثل تلفن، فاكس،تلكس و اينترنت است و ساده ترين و كم هزينه ترين آن استفاده ازتلفن است. جمع آوري از طريق تلفن را جاسوسي تلفني و به نوعي ديگر كه همراه با فريب باشد تخليه تلفني مي گويند.
از آنجا كه گروهك هاي منافق و برخي عناصر خود فروخته همواره در پي كسب اطلاعات از مراكز دانشگاهي و فعاليت هاي علمي كشور هستند، جهت اطلاع جنابعالي برخي نكات بارز دربرخورد با اين افراد ذكر مي گردد.

 زنگ تلفن هميشه زنگ خبر نيست، 
بلكه گاهي زنگ خطر است.

 

  • هرگونه اطلاعات درون سازمانی که دانستن آن برای عموم جایز نیست، دارای ارزش است و نمی بایست فاشگردد.
  • دادن اطلاعات به تماس گیرنده را موکول به تماس تلفنی خودتان کنید که ضمن اخذ شماره تلفن و چک کردن آن برقرار خواهید کرد.
  • صرف اینکه طرف تماس، به شما یک شماره داد، دلیل صحت او نیست بلکه باید شماره داده شده را بررسی کنید.
  • از دادن شماره تلفن های غیر عمومی به افراد ناشناس خودداری کنید.
  • در صورتی که تماس گیرنده به موارد ضعف شما اشاره کند، یا در صورت ندادن اطلاعات تهدید به از دست دادنشغل یا گزارش به رده های بالاتر نماید، اعتنا نکنید.
  • بعضی وقتها تماس گیرنده، اتفاق مدنظر را به صورتی تعریف می نماید تا مخاطب تحریک شده و اطلاعات جزئی تری بدهد.
  • اگر فردی تماس گرفته و اطلاعات آشکاری راجع به موضوع دارد، دلیل صاحب نظر بودن او نیست، پس به او اعتماد نکنید.
  • جاسوس ها از علاقه نیروهای یک سازمان در جهت راه اندازی کار سازمان های دیگر استفاده کرده و در ساعاتغیر اداری تماس گرفته، خود را مسوول سازمان دیگر معرفی می کنند، پس با سوال و جواب زیرکانه ادعای او را بررسی کنید.

     

 
اساس تخليه تلفني بر غفلت و فريب است، مواظب غفلت خود و فريبكاري دشمن باشيد.
 
 در ادامه برخی روش هایی که منافقین اخیراً از آنها در تماس با افراد نخبه و علمی کشور بهره برده اند، جهت بهره برداری اعلام می شود:

  • تماس گیرنده خود را با هویت فردی دیگر از مراکز علمی و پژوهشی یا ریاست جمهوری یا وزارت علوم معرفی می نماید.
  • موضوع صحبت در محور برگزاری سمینار یا نشست علمی، ارائه مقاله، مصاحبه مطبوعاتی بوده و خواستار اطلاعات از مخاطب پیرامون افراد و پروژه های علمی و اداری می گردند.
  • مشخصات و شماره تماس افراد مختلف و اساتید و پژوهشگران مرتبط با علوم فوق الذکر را خواستار می گردند.
  • مشخصات و شماره تماس افراد مرتبط با صنایع نظامی و یا دانشجویان دوره دکتری یا کارشناسی ارشد نظامی، شاغل به تحصیل در محیط های وزارت علوم را درخواست می نمایند.
  • مشخصات پروژه های مرتبط با پیشرفت های علمی و افراد فعال در آن را درخواست می نمایند.
  • فرد تماس گیرنده، نامه ای رسمی و جعلی به امضای مقامی مسوول می فرستد و خواستار ارسال اطلاعات خاص می شود.

     

 در مكالمات تلفني از بكار بردن اخبار و اطلاعات طبقه بندي شده خودداري فرماييد. 
 
آيا مي دانيد تخليه تلفني، دقيق ترين و آسانترين شيوه جمع آوري دشمن است

نبرد اطلاعاتی در عصر اطلاعات و وظایف ما

مقدمه

فناوری اطلاعات و ارتباطات و انقلاب رایانه ای و اینترنتی در سال های اخیر تغییرات وسیع و سریعی را در همه جوانب زندگی بشر پدید آورده است.به طوری که از سال های پایانی قرن بیستم به عنوان عصر اطلاعات یاد می شود. این نام گذاری تنها به خاطر تحول پرشتاب فناوری اطلاعات و ارتباطات و رشد سرسام آور و بسیار زیاد سرعت تولید و انتشار اطلاعات در این عصر است.

نبرد اطلاعاتی مفهوم جدیدی نیست. بلکه به نوعی می توان شکل فعلی آن را محصول فرعی انقلاب رایانه ای و اینترنتی دانست. نمونه های نبرد اطلاعاتی را نیز می توان در سراسر تاریخ بشر پیدا کرد. اما می توان گفت که با پیدایش فناوری و رسانه های اطلاعاتی نو ظهور در عصر اطلاعات دچار تغییر گشته و راه کنش ها و فنون آن دست خوش تحولات اساسی شده است.

نبرد اطلاعات و عملیات اطلاعاتی                                      

از نظر مفهومی ، نبرد، مجموعه ای از تمامی اقدامات کشنده و غیر کشنده ای است که برای غلبه بر اراده حریف یا دشمن انجام می شود. با این دید، نبرد ، مترادف جنگ و نیازمند اعلام جنگ نیست و در نتیجه ، با شرایطی که وضعیت جنگی نامیده می شود، همراه نمی گردد. در واقع هدف از نبرد، الزاما کشتن دشمن نیست. بلکه مهم، تحت کنترل درآوردن اوست. یعنی زمانی که حریف به شیوه ای عمل کند که ما می خواهیم ، نشان دهنده این است که بر او احاطه داریم و این حالت را می توان اوج مهارت در نبرد به ویژه نبرد اطلاعاتی ، دانست.

وزارت دفاع آمریکا ، نبرد اطلاعات را در سه سطح ملی اشراف اطلاعاتی ، حفاظت از اطلاعات و حمله اطلاعاتی تعریف می کند. بر طبق این تعریف ، نبرد اطلاعاتی ، شامل اقدامات لازم برای حفظ یک پارچگی سامانه های اطلاعاتی خودی در برابر بهره برداری ،آلوده شدن، تخریب و همزمان با آن تلاش برای به دست آوردن اشراف اطلاعاتی در مواقع تهدید است.

اشکال نبرد اطلاعاتی

نبرد اطلاعاتی در عصر اطلاعات را می توان به اشکال مختلف تقسیم بندی کرد. اما به نظر می رسد طبقه بندی زیر از انواع دیگر آن کاربردی تر است:1-جنگ فرماندهی و واپایش(کنترل)،2-جنگ الکترونیکی،3-جنگ روانی،4-جنگ نرم،5-جنگ سایبر،6-عملیات حفاظت اطلاعاتی.

جنگ فرماندهی و واپایش

هدف از این جنگ ، جدا کردن مسیر ساختار فرماندهی دشمن از بدنه تحت فرمان است. این جدا کردن،از طریق دو راه کنش از بین بردن فرماندهی(عملیات ضد سر یا Anti head operation) یا از بین بردن خطوط ارتباطی (عملیات ضد گردن یا Anti neck operation) انجام می شود که در نهایت، هر دو منجر به یک هدف، یعنی قطع زنجیره فرماندهی و اطلاع رسانی متمرکز خواهد شد.

 

جنگ الکترونیکی:

بر طبق تعریف، جنگ الکترونیکی عبارت است از استفاده درست و موثر از طیف الکترو مغناطیسی به منظور حفظ نفرات،تجهیزات، تاسیسات و دارایی های خودی و قطع دسترسی دشمن از این محیط برای ضربه زدن به نیروهای خودی است. از جمله راه کنش های مورد استفاده در این حوزه، می توان اقدامات ضد راداری و ضد ارتباطی در کنار راه کنش های محافظت از منابع خودی مثل رمزنگاری و .... را نام برد.

جنگ روانی:

جنگ روانی، عبارت است از عملیات علیه اراده ملت ها ،علیه فرماندهی دشمن، علیه نیروهای نظامی و در نهایت جنگ فرهنگی، پیروزی در یک نبرد(خواه درگیری نظامی مستقیم،خواه نبرد خاموش دیپلماتیک و پنهان)رابطه مستقیم با برنامه ریزی و تصمیم گیری های قبلی دارد.فرماندهان نبرد،همواره براساس اطلاعات به دست آمده، تصمیم گیری می کنند. اگر واقعیت با آنچه مبنای تصمیم گیری آنها بوده فرق داشته باشد، بازسازی یک ساختار و تصمیم گیری بر مبنای آن مشکل و وقت گیر خواهد بود.این موضوع ، اساس جنگ روانی است. به عنوان مثال ، می توان سلاح ها را کارآمدتر از آنچه هستند ، جلوه داد و یا آمادگی یک کشور را برای جنگ ، می توان کمتر یا بیشتر از حد واقعی نشان داد.

جنگ نرم:

جنگ نرم،عبارت است از مجموعه اقداماتی که به منظور تاثیرگذاری بر عقاید و رفتار مردم ، از رسانه های جمعی در دسترس آنها انجام می گردد. این جنگ هدفی همانند جنگ روانی دارد. اما حوزه عمل آن از جنگ روانی گسترده تر است. در واقع هدف از جنگ نرم ، اثر گذاری بر ارزش ها ، ادراکات و اهداف ملی است. بین جنگ نرم و دیپلماسی نیز تفاوت وجود دارد. در فرایند دیپلماسی ، موضوعی که برای یک طرف دارای منفعت است برای طرف دیگر مطرح می گردد و سعی می شود که او ، نسبت به این موضوع متقاعد گردد. بدین ترتیب ، دیپلماسی علی القاعده شامل دروغ و فریب نیست. در مقابل ، در جنگ نرم، دروغ و فریب از عناصر اصلی هستند. در حقیقت هدف از جنگ نرم این است که یک طرف ، دیگری را به باور کردن چیزی که خود می خواهد،(صرف نظر از ماهیت حقیقی موضوع) متقاعد نماید.

جنگ سایبری:

بر طبق دیدگاه، جنگ های سایبری بعد از زمین، هوا، دریا و فضا ، به بعد پنجم جنگ تبدیل شده اند. بنا به تعریف، جنگ سایبری، عبارت است از بهره برداری از ابزارها و شبکه های اطلاعاتی نظیر اینترنت برای ضربه زدن به دیگران از طریق حمله مخفیانه به زیرساخت ها.

 

عملیات حفاظت اطلاعات

این حوزه تقریبا همه حوزه های نبرد را در بر می گیرد. یعنی شامل کلیه اقداماتی می شود که به دشمن اجازه نمی دهد هر گونه اقدام تخریبی یا سرقت اطلاعات را انجام دهد و بیشتر نبرد سرویس های اطلاعاتی ، در این حوزه است.

انواع نبرد اطلاعات

از دیدگاه عملیاتی، نبرد اطلاعات به دو دسته نبرد اطلاعات تهاجمی و نبرد اطلاعات تدافعی تقسیم بندی می گردد.

نبرد اطلاعات تهاجمی

بر طبق تعریف ، نبرد اطلاعات تهاجمی، مجموعه اعمالی است که برای تحقق اهداف راهبردی، عملیاتی یا راه کنشی صورت می گیرد. این عملیات ممکن است جنبه قانونی یا غیر قانونی و اخلاقی یا غیر اخلاقی داشته باشد  و ممکن است توسط افراد مجاز یا غیر مجاز هدایت شود.علاوه بر این ممکن است این عملیات مداخله جویانه ، باز دارنده و یا حتی تخریب کننده باشد.حملات اطلاعاتی تهاجمی دو عملکرد اصلی را در بر می گیرند:-تصرف اطلاعات و یا تاثیرگذاری بر آن. به طور عمومی این عملکردها برای دست یابی به سطوح بالاتر اهداف عملیاتی و ادراکی، با هم به اجرا در می آیند.

تصرف اطلاعات اگر به صورت غیرقانونی انجام شود، یک عمل سارقانه بر روی اطلاعات است و اگر به صورت قانونی صورت گیرد، بهره برداری فنی به شمار می رود.

تاثیرگذاری بر اطلاعات، یک عمل مداخله جویانه است. با این نیت که باعث تاثیر غیر مجاز می گردد. این تاثیر ، به طور عمومی برای صاحب اطلاعات زیان بار است. تمام فرایندهای عملکردی که اطلاعات را تصرف و یا بر روی آنها تاثیر می گذارند ، اقدامات تهاجمی نامیده می شوند و به منظور نفوذ به قابلیت های امنیت دفاعی و عملیاتی سامانه اطلاعاتی هدف، طراحی و پیاده سازی می شوند.

نبرد اطلاعات تدافعی

نبرد اطلاعاتی تدافعی از اطلاعات و سامانه های اطلاعاتی نگهداری و دفاع می کند و در دسترس بودن ، یک پارچه بودن ، قابل شناسایی بودن و محرمانه بودن، آنها را تضمین می نماید. در واقع هر گونه اقدامی که در جهت جلوگیری از موفقیت عملیات تهاجمی در جنگ اطلاعات گردد، به نوعی در نبرد اطلاعات تدافعی طبقه بندی می گردد. با این تعریف ، می توان به وظیفه حفاظت از اطلاعات ، به عنوان یکی از اقدامات نبرد اطلاعات نگریست.

 

حفاظت اطلاعات و نبرد اطلاعات

همان گونه که اشاره شد ، تمامی اقدامات حفاظت اطلاعات را می توان در زمره اقدامات نبرد اطلاعات تدافعی طبقه بندی کرد. در عصر اطلاعات و با ظهور و بهره برداری روز افزون از سامانه های اطلاعاتی مبتنی بر فناوری اطلاعات ، تهدیدات و به پیروی از آن اقدامات حفاظتی در راستای محافظت از اطلاعات ،نسبت به گذشته تغییر کرده و در مواردی دچار تحول اساسی شده است. محافظت از اطلاعات موجود در رایانه ها و اطلاعات تبادلی در شبکه های ارتباطی بی سیم و با سیم ، مخفی ماندن از دید ماهواره های تصویربردار جاسوسی ، مقابله با نفوذگران، بدافزارهای جاسوسی و مخرب رایانه ای و موارد مشابه آن از جمله اقدامات اصلی و ضروری حفاظت اطلاعات در صحنه نبرد اطلاعات هستند. سه اصل مهم در تامین امنیت اطلاعات وجود دارد که عبارتند از محرمانه بودن، صحت و در دسترس بودن. نکته مهم در این زمینه این است که بهره برداری مناسب و مطلوب از سامانه های اطلاعاتی منوط به رعایت کردن هر سه اصل امنیتی اشاره شده است و خدشه دار شدن حتی یکی از آنها ، می تواند موجب از بین رفتن امنیت اطلاعات گردد.

علل بروز مشکلات امنیتی

امروزه نا امن بودن شبکه های رایانه ای و زیرساخت های فناوری اطلاعات به یکی از چالش های مهم برای بسیاری از سازمان ها و موسسه های پیشرفته اطلاعاتی تبدیل شده است. کارشناسان فناوری اطلاعات همواره با این پرسش رو به رو هستند که علت های بروز مشکلات امنیتی در یک سامانه اطلاعاتی چیست و چگونه می توان به طور نظام مند در جهت ایجاد و نگهداری ایمن زیر ساخت فناوری اطلاعات و منابع موجود بر روی آن گام برداشت. به نظر بسیاری از کارشناسان ، ریشه بسیاری از مشکلات و مسائل امنیتی را می توان در سه ضعف عمده جست و جو کرد: ضعف فناوری، ضعف پیکربندی و ضعف سیاست های امنیتی.

ضعف فناوری به مواردی همچون پروتکل ها، نرم افزار ها و سخت افزارها مربوط می گردد.آگاهی از این ضعف ها به ما کمک خواهد کرد تا بتوانیم قبل از بروز تهاجم ، شبکه های رایانه ای و ارتباطی خود را ایمن سازیم. در واقع ضعف در فناوری به نبود وجود شرایط مطلوب امنیتی در حوزه های سخت افزاری و نرم افزاری مربوط می گردد.

ضعف در پیکربندی ، نقش مستقیم عوامل انسانی در بروز مشکلات امنیتی را به خوبی نشان می دهد. مدیران شبکه و سایر کارشناسانی که مسئولیت نصب و پیکربندی تجهیزات را بر عهده دارند می توانند باعث بروز ضعف در پیکربندی شوند. متاسفانه در اغلب موارد مدیران شبکه تجهیزات شبکه ای را با پیکربندی پیش فرض استفاده می نمایند و اقدامات لازم در جهت ایمن سازی عوامل تاثیر گذار در این رابطه نظیر ایمن سازی حساب کاربری (یوزر اکانت) کاربران شبکه را انجام نمی دهند. عوامل گوناگونی باعث بروز ضعف در پیکربندی می شوند که برخی از آنها عبارتند از : استفاده غیرایمن از حساب کاربری کاربران، غیرایمن بودن تنظیمات پیش فرض در برخی از محصولات، نبود پیکربندی صحیح تجهیزات،؛ مدیریت نادرست کلمات عبور.

سیاست های امنیتی در یک شبکه، نحوه و زمان پیاده سازی امنیت در شبکه را تشریح می کند. به عنوان نمونه در سیاست های امنیتی تعریف شده می باید اطلاعات لازم در خصوص نحوه پیکربندی ایمن تجهیزات، به طور دقیق مشخص گردد.تدوین نکردن یک سیاست امنیتی ، می تواند زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات یک سازمان را با مشکلات امنیتی گوناگونی رو به رو نماید. برخی از ضعف های رایج مرتبط با سیاست های امنیتی عبارتند از: نبود یک سیاست امنیتی مکتوب، رهاکردن شبکه به حال خود، نصب و انجام تغییرات مغایر با سیاست های تعریف شده و نبود برنامه ای مدون جهت برخورد با حوادث غیرمترقبه.

نتیجه گیری:

از مجموع مطالب اشاره شده می توان نتیجه گرفت که تمامی اطلاعات موجود در رایانه ها از رایانه های موجود در منازل تا رایانه های موجود در سازمان ها و موسسه های بزرگ، در معرض آسیب ها و تهدیدات امنیتی هستند اما با اتخاذ برخی تدابیر امنیتی و استفاده از برخی روشهای ساده می توان پیشگیری لازم و اولیه ای را در خصوص ایمن سازی محیط رایانه ای خود انجام داد. در معرض آسیب قرارگرفتن ها ، داده ها و اطلاعات حساس، تجاوز به حریم خصوصی کاربران ، استفاده از رایانه کاربران برای تهاجم علیه سایر رایانه ها، از جمله اهداف مهاجمانی است که با بهره گیری از آخرین فناوری های موجود ، حملات خود را سازمان دهی و بالفعل می نمایند.

شاید مواردی مانند صحبت های عادی در یک مهمانی در مورد نحوه استفاده از رایانه های اداره مانند: سیستم عامل رایانه های محل کار، نام سرور، نام نرم افزار ضد ویروس، وجود دیواره آتش، حضور یا عدم حضورمسئول کنترل امنیت،امکان استفاده از درگاههای رایانه و موارد ساده این چنینی که چندان مهم به نظر نمی رسند، حاوی سرنخ ها و راه کارهایی برای اهل فن باشند تا بتوانند از آنها برای نفوذ به سامانه بهره برداری نمایند. همچنین مواردی مانند کلمه عبور که روی کاغذ نوشته شده و در سطل زباله انداخته شده است، اشیای به ظاهر بی ارزشی هستند که حاوی اطلاعات با ارزشند.

حال باید چه کنیم که این اطلاعات با ارزش ، به راحتی در دست افرادی که قصد سوءاستفاده از آن را دارند نیفتد؟ در ادامه چند راه کار ساده برای بالا بردن ضریب ایمنی و امنیتی اطلاعات در محل کار و خارج از ان ارائه می گردد:

1-نسبت به تدوین، تصویب و به کارگیری سیاست امنیتی سازمان و حتی رایانه های شخصی خود اقدام کنید.

2-به هیچ عنوان از سیاست های امنیتی مصوب تخطی نکنید.(حتی به اندازه کاهش تعداد کاراکترهای یک کلمه عبور)

3-به صورت فیزیکی محل کار و رایانه خود را ایمن سازید. امکان استفاده سامانه توسط افرادی که در محدوده کاری شما فعالیت دارند باید به طور کامل کنترل شده و تحت نظارت باشد.

4-دسترسی به تجهیزات و داده ها را کنترل نماید: درهای بسته، رمزهای ورود و روش های مشابهی برای محدود کردن دسترسی از ورود افراد غیر مجاز به محوطه های حساس امنیتی جلوگیری می کند و مانع دسترسی  آنان به اطلاعات ارزشمند می گردد.

5- رمز عبور ، خط مقدم دفاعی شما در حفاظت از اطلاعاتتان است  پس لازم است در انتخاب و نگهداری از آن مراقبت کامل را به عمل آورید.

6-هربار که رایانه خود را ترک می نمایید عملیات log off را فراموش نکنید.

7-اگر رایانه تان را به اینترنت متصل می کنید اطلاعات خصوصی و محرمانه خود را روی آن نگه داری نکنید.

8-در دنیای مجازی درباره آنچه به غریبه ها می گویید احتیاط کنید ممکن است آنها همان کسانی که ادعا می کنند نباشند

فيشينگ



 

فیشینگ چیست؟
فیشینگ یک تکنیک مهندسی اجتماعی است که به‌ وسیله یک هکر یا حمله‌کننده برای دزدیدن اطلاعات حساس مانند نام کاربری، رمز عبور و رمز کارت‌های اعتباری استفاده می‌شود (در این حالت حمله‌کننده وانمود می‌کند یک شخص یا یک سازمان مورد اعتماد است).

امروزه اغلب کاربران با دنیای آنلاین عجین شده‌اند، در حالی که شاید از خطرات معمول این دنیا بی‌اطلاع باشند.

یک هکر یا یک حمله‌کننده می‌تواند هرکسی را به راحتی در دام کلاهبرداری فیشینگ خود بیندازد البته تمام این مسئله به کاربر بستگی دارد که برای شناسایی و ممانعت به عمل آوردن فیشینگ، هوشمندانه عمل خواهد کرد یا خیر. هرچند فیشینگ یک بدافزار نیست، ولی به این معنی نیست که خطر کمی برای کاربر دارد. هر کاربر اینترنت باید از خطرات این گونه کلاهبرداری آگاه باشد.



برچسب‌ها: جرایم رایانه ایحارسانقانون رایانه ایفضای مجازیفيشينگفیشینگ 
ادامه مطلب
| 11:0 | زيدي نژاد | نظر بدهید

بدافزار موسوم به DROPOUTJEEP تمام دیتای روی گوشی هوشمند آیفون را به آژانس امنیت ملی می فرستد.

 

این برنامه مخرب که در سال 2008 طراحی و ساخته شده قادر است تا پیامک هاو اس ام اس ها، دفترچه تلفن کاربر، پیامک های صوتی و مکانی که کاربر در آنجا حضور دارد (از طریق جی پی اس) را برای سرورهای تعریف شده آژانس امنیت ملی امریکا بفرستد. همچنین به صورت از راه دور دوربین و میکروفون آن فعال می شود و کنترل کامل گوشی را در اختیار قرار می دهد.

 

البته جزییات نصب این برنامه مشخص نشده و گفته نشده که به صورت از راه دور نصب می شود یا به صورت دستی و شخصی.

 

اسنودن ، آقای افشاگر در مصاحبه با اشپیگل آلمان جزییات دسترسی آژانس امنیت ملی به اغلب سخت افزارهای دنیای فناوری را نشان داده و بسیاری از سخت افزارها ابتدا در دستان کارشناسان آژانس امتحان شده و بعد راهی بازار می شوند.

 

جزییات این برنامه مخرب و جاسوسی را می توانید در شکل زیر ببینید:

 

13-12-31-14232DROPOUTJEEP.jpg

 

اینکه روی چه تعداد از آیفون و آی پد این نرم افزار نصب شده، کسی نمی داند

جاسوسي صنعتي


بر طبق گزارشی ، تخمین زده شده که شرکتهای امریکایی سالانه ۱۰۰ میلیون دلار به خاطر جاسوسی صنعتی ضرر می کنند. این آمار فقط اشاره به زیان مالی این پدیده ی نو ظهور دارد. اما زیان های ناشی از جاسوسی صنعتی تنها به این مورد ختم نمی شود و زیان های روانی و ضربه به شهرت و ابروی شرکت های بزرگ و برتر جهان ، اصلی ترین خسارت ناشی از جاسوسی صنعتی است . اگر چه این نوع حمله معمولا از جانب موسسات خاصی با پشتوانه ی مالی خوب صورت می گیرد اما تحقیقات نشان داده است که جلوگیری از این حملات بسیار ساده و با توجه کردن به نقاط آسیب پذیری به راحتی قابل پیشگیری است.

با این مقدمه ، به سراغ تشریح مفهوم جاسوسی صنعتی می پردازیم و در ادامه به این سوالات پاسخ می دهیم که جاسوسی صنعتی چیست؟ هدف این حملات معمولا کدام یک از شرکت ها هستند؟ ایا جاسوسی صنعتی می تواند به عنوان یک پدیده ی مثبت نیز تلقی شود ؟ و ….
با توجه به IT محور شدن بیشتر شرکت ها ،اعم از صادراتی و خدماتی و صنعتی،… تا ادارات دولتی ، نقش ارتباطات و اطلاعات در تمامی شرکت ها پر رنگ تر شده است.با افزایش روز افزون ارتباطات به مراتب ، تبادل اطلاعات نیز بیشتر و بیشتر می شود و تبادل اطلاعات یعنی ارسال یک سری از اطلاعات از یک مبدا مشخص به مقصد مشخص، حال هر چه اهمیت و ارزش اطلاعات مبادله شده بیشتر باشد به تبع آن امنیت ارسال این اطلاعات موضوع حیاتی تری برای سازمان است . در این میان اگر خدشه ای در این مبادلات صورت بگیرد و اطلاعات و اسرار مهم شرکت چه به شکل عمد و چه به شکل غیر عمد لو برود ، شرکت به نوعی دچار یک حمله ی جاسوسی شده است . چون ماهیت اطلاعاتی که مورد هجوم این نوع حمله ها قرار می گیرند نوعا بیزینسی- صنعتی است مهندسان اجتماعی ، این پدیده را جاسوسی صنعتی نام نهادند.
” جاسوسی صنعتی ” عبارت است از به کار گیری روشهایی به صورت برنامه ریزی شده و هدفمند برای دسترسی به اطلاعات مهم و سری یک شرکت .مطالعات اخیر نشان داده است که افراد داخل یک شرکت ، مسئول بیش از ۷۰ % از دزدیهای اطلاعاتی از شرکتها بوده اند.البته روش های جاسوسی صنعتی بر دو دسته است: روشهای قانونی و غیر قانونی.

جاسوسي صنعتي

جاسوسی صنعتی:
بر طبق گزارشی ، تخمین زده شده که شرکتهای امریکایی سالانه ۱۰۰ میلیون دلار به خاطر جاسوسی صنعتی ضرر می کنند. این آمار فقط اشاره به زیان مالی این پدیده ی نو ظهور دارد. اما زیان های ناشی از جاسوسی صنعتی تنها به این مورد ختم نمی شود و زیان های روانی و ضربه به شهرت و ابروی شرکت های بزرگ و برتر جهان ، اصلی ترین خسارت ناشی از جاسوسی صنعتی است . اگر چه این نوع حمله معمولا از جانب موسسات خاصی با پشتوانه ی مالی خوب صورت می گیرد اما تحقیقات نشان داده است که جلوگیری از این حملات بسیار ساده و با توجه کردن به نقاط آسیب پذیری به راحتی قابل پیشگیری است.
با این مقدمه ، به سراغ تشریح مفهوم جاسوسی صنعتی می پردازیم و در ادامه به این سوالات پاسخ می دهیم که جاسوسی صنعتی چیست؟ هدف این حملات معمولا کدام یک از شرکت ها هستند؟ ایا جاسوسی صنعتی می تواند به عنوان یک پدیده ی مثبت نیز تلقی شود ؟ و ….
با توجه به IT محور شدن بیشتر شرکت ها ،اعم از صادراتی و خدماتی و صنعتی،… تا ادارات دولتی ، نقش ارتباطات و اطلاعات در تمامی شرکت ها پر رنگ تر شده است.با افزایش روز افزون ارتباطات به مراتب ، تبادل اطلاعات نیز بیشتر و بیشتر می شود و تبادل اطلاعات یعنی ارسال یک سری از اطلاعات از یک مبدا مشخص به مقصد مشخص، حال هر چه اهمیت و ارزش اطلاعات مبادله شده بیشتر باشد به تبع آن امنیت ارسال این اطلاعات موضوع حیاتی تری برای سازمان است . در این میان اگر خدشه ای در این مبادلات صورت بگیرد و اطلاعات و اسرار مهم شرکت چه به شکل عمد و چه به شکل غیر عمد لو برود ، شرکت به نوعی دچار یک حمله ی جاسوسی شده است . چون ماهیت اطلاعاتی که مورد هجوم این نوع حمله ها قرار می گیرند نوعا بیزینسی- صنعتی است مهندسان اجتماعی ، این پدیده را جاسوسی صنعتی نام نهادند.
” جاسوسی صنعتی ” عبارت است از به کار گیری روشهایی به صورت برنامه ریزی شده و هدفمند برای دسترسی به اطلاعات مهم و سری یک شرکت .مطالعات اخیر نشان داده است که افراد داخل یک شرکت ، مسئول بیش از ۷۰ % از دزدیهای اطلاعاتی از شرکتها بوده اند.البته روش های جاسوسی صنعتی بر دو دسته است: روشهای قانونی و غیر قانونی.
روشهای قانونی :
۱٫ خرید شرکتها یا محصولاتشان که سبب انتقال تکنولوژی و دانش به رقبای سابق شرکت خریداری شده می شود.
۲٫ انتقال تکنولوژی به کشورهای دیگر از راه انجام تجارت در آنها که ضمن آن شرکت مذکور مجبور می شود ابتدا نیروی انسانی خارجی را آموزش دهد.
۳٫ انجام کار مشترک با سایر رقبا. مثلا چند شرکت با هم تصمیم به ساخت محصولی جدید می گیرند که در این پروسه اطلاعات شرکتها به اشتراک گذاشته می شود.
۴٫ اطلاعات منبع باز. مانند مقالات روزنامه ها ، گزارشهای سالانه ی شرکتها ، اطلاعاتی که شرکت مجبور شده در یک دادگاه برای دفاع از اتهام وارده به خود ارائه کندو …
۵٫ استخدام کارمندان توسط شرکتهای دیگر و رقبا. که هر چند در بسیاری موارد ناخواسته و غیر مغرضانه ، اما به هر حال سبب انتقال دانش توسط این کارمندان می شود.( مثال بارز آن استخدام یک شبه ی بیشتر نیروی متخصص شرکت اپل توسط ماکروسافت بود که از ان به بعد، به دلیل ضربه ای که شرکت اپل خورده بود ، لوگوی شرکت اپل از یک سیب کامل تبدیل به یک سیب گاز زده شد.)
۶٫ کنفرانسها و برنامه های تبلیغاتی.
روشهای غیر قانونی:
۱٫ سوء استفاده از افراد داخلی برای دزدیدن اطلاعات، چه به صورت آگاهانه (تطمیع کارمندان) و چه به صورت ناآگاهانه مانند تلفن کردن به کارمندان واحد پشتیبانی.
۲٫ فرستادن جاسوسهایی به شرکت در قالب افراد واجد تخصص و جویای کار
۳٫ حمله ی فیزیکی به شرکت.معمولا وقتی موفق است که حمله کنندگان دقیقا بدانند دنبال چه هستند و آن را کجا باید بیابند.
۴٫ گشتن اتاقهای هتل نمایندگان در سفر شرکت!

پس به طورکلی در پاسخ به این سوال که کدام یک از شرکت ها بیشتر در معرض جاسوسی صنعتی قرار می گیرند ، می توان این گونه پاسخ را بیان کرد که شرکت هایی که معمولا چرخه عمر محصولاتشان بسیار کوتاه است ، همانند شرکتهای تولید کننده محصولات الکترونیکی و رقابت در انها بسیار فشرده است ، همچنین شرکت های به شدت IT محور ، شرکت های بسیار بزرگ که تعداد زیادی نیروی انسانی دارند ، بیشتر دچار این پدیده می شوند.
اما ایا جاسوسی صنعتی همیشه همانقدرکه بار معنایی منفی با خود به یدک می کشد ، در عمل همانقدر هم پدیده ی منفی ای است یا می توان از ان بدرستی نیز استفاده کرد و برای شرکت منافع به بار اورد .در اینجا ذکر این نکته ضروری است که در مورد مفهوم جاسوسی صنعتی ، این محققین بازار یابی هستند که غالبا مطالعاتی انجام داده اند و به یافته های ارشمندی دست پیدا کردند.در بازار یابی مفهومی به نام هوشمندی تجاری وجود دارد که جالب این است که بعضی هوشمندی رقابتی را با جاسوسی اشتباه می گیرند. در صورتیکه در بازاریابی نوین ضمن تاکید بر هوشمندی رقابتی و هوشمندی بازاریابی به جد، بر روی بازاریابی سبز و اخلاق مدار و پرهیز از هرگونه اعمال غیره اخلاقی در کسب اطلاعات تاکید می شود.
این دو مفهوم را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت. هوشمندی رقابتی گاهی می تواند حقایق ناخوشایندی را نمایان کند که شرکتها بی خبر بودن از آنها را ترجیح می دهند. همچنین بی خبری ممکن است به سازمان لطمه های جبران نا پذیری را وارد آورد. برای این منظور افرادی به عنوان کارآگاه مسئولیت تفحص در کار های داخلی شرکت از یک طرف و جستجو و تفحص در کارهای رقبا را از طرف دیگر به عهده دارند . به این کارآگاهان اصطلاحا ، کارورزان حرفه ای هوشمندی رقابتی می گویند که باید ترکیبی از خوب و بد، نقاط قوت و نقاط ضعف را منتقل کنند حتی در مواردی که مدیریت ترجیح می دهد در بی خبری باقی بماند. بعلاوه کاروزان حرفه ای هوشمندی رقابتی همراه با پیام خود باید توانایی ارائه ی پیشنهادات و توصیه هایی برای اجرا را داشته باشند. اگر اطلاعات جمع آوری شده استفاده نشوند و یا مورد غفلت قرار گیرند ارزشی نخواهند داشت. در نتیجه هوشمندی رقابتی یک نظم کلیدی برای حفظ شرکت و توسعه ی امتیاز رقابتی در محیط کسب و کار است.
اما همانطور که پیشتر گفته شد جاسوسی در صنعت یا شرکت عبارتی است که برای توصیف جاسوسی در رابطه با اهداف کسب و کار بکار می رود. جاسوسی را گاهی با عنوان خواهر بدخواه هوشمندی رقابتی قلمداد می کنند.
جاسوسی در بعد غیر قانونی آن همانطور که مطرح شد فراتر از شیوه های بازدید از نشریات شرکتها، سایتها، پروندهای انحصاری و مانند آن برای تشخیص فعالیتهای یک شرکت است. در زبان کسب و کار ،بعد غیر قانونی این واژه تمامی شیوه های خلاف قانون مانند رشوه گیری، باج دادن، نظارت بر فناوری و حتی خشونتهای گاه و بیگاه را دربر می گیرد. علاوه بر جاسوسی کردن در سازمانهای بازرگانی، دولتها هم ممکن است آماج جاسوسی تجاری قرار گیرند، برای مثال برای تشخیص شرایط مناقصه یک قرارداد دولتی، تا شرکت کنندگان دیگر در مناقصه نتوانند قیمت پایینتر پیشنهاد دهند.
به هر حال همه شرکت ها به جمع اوری اطلاعات ، بخصوص در مورد رقبای خود نیاز مند اند، اما شیوه های جمع آوری و دست یابی به اطلاعات بسیار مهم است ، همچنین بیاد داشته باشیم که تمام اطلاعاتی که درباره رقابت بدست می آورید باید دقیق و درست باشند. شاید احتمالاً یکی از دشوارترین جنبه های کل این فرایند همین مسأله است. زیرا بسیاری از شرکت ها برای در امان بودن از جاسوسی صنعتی ، خواسته یا ناخواسته وارد جنگ سردی شده اند که در ان برای گمراه کردن جاسوسان از عمد اطلاعات سوخته و بعضا اشتباه و شایعات را از خود در دسترس قرار می دهند که قربانی این گونه اطلاعات غلط، نه تنها جاسوسان صنعتی هستند وبلکه کاروزان حرفه ای هوشمندی رقابتی را دچار سر در گمی می کند.
اطلاعاتی که گردآوری می شوند باید با حقیقت تطبیق داده شده و تا حد امکان صحت و سقم آن مورد بررسی قرار گیرد.
اگر اطلاعات نادرست جمع آوری کنید می تواند سبب انحراف مشاهدات شما شده و متعاقب آن تأثیر منفی بر پتانسیل شرکت داشته باشد.
همچنین مراقب ذهنیت “هرچه بیشتر بهتر” باشید. این یک دام است و لزوماً واقعیت ندارد.اگر انبوهی از اطلاعات
جمع آوری کنید اما تنها ۱۰ درصد از آن واقعاً مفید است ، پس ممکن است وقت خود را تلف کرده باشید. قبل از جمع آوری اطلاعات اطمینان حاصل کنید که به دنبال چه چیزی هستید.
وقتی درباره ی رقبا و بازار اطلاعات جمع می کنیم، بهترین جا برای شروع، منابع و پوشه های خود شرکت است. ابتدا، طرح کسب و کار خود را کنترل کنیم. ممکن است بخشی در رابطه با بازار یا رقبا در آن باشد. از بخشهای مربوطه کپی تهیه کرده و آنها را در پوشه ی هوشمندی رقابتی خود قرار دهیم.همچنین پوشه‌ها، اسناد موجود در کامپیوتر، و غیره را برای یافتن اطلاعات مرتبط جستجو کنیم. ایده ی اصلی این است که اسنادی را بیابیم که اطلاعات مرتبط با رقبا در آن وجود داشته باشد.اطلاعاتی که باید از آن اطلاع داشته باشیم شامل محصولات درون بازار ما، روند کنترل کیفیت، فرایندها، اطلاعات ایمنی، تأمین‌کنندگان و این که رقبای ما که هستند می باشد. وقتی همه اطلاعات را یافتیم آنرا برای تجزیه و تحلیل بعدی کنار می گذاریم.
پس قدم اول برای موفقیت در جنگل رقابت و عصر اطلاعات ، استفاده از پتانسیل های موجود ، و سپس استفاده از راه های صحیح کسب اطلاعات از خارج سازمان است.
به عنوان کلام آخر ، همیشه این موضوع را به یاد داشته باشیم که حتی قدر ترین رقبا هم دچار اشتباه می شوند ، اگر نقاط ضعف رقبای خود را بشناسیم، بدون نیاز به راه های غیر اخلاقی همانند جاسوسی صنعتی و دزدی اطلاعات می توان با برنامه ریزی صحیح از فرصت ها استفاده کرد وبا خونسردی ،تفکر و تلاش در بازار پیشی گرفت.مصداق این مساله نیز اتفاقاتی است که گاها درمورد رقابت تنگا تنگ غول های IT در خبرها مشاهده می کنیم .

جاسوسی صنعتی در قلمرو سایبری:

شرکت آمریکائی “مکافی” که یک شرکت پیشتاز در صنعت امنیت سایبری در جهان است، اعلام کرد بیش از ۷۰ سازمان از جمله سازمان ملل، گروههای اصلی وابسته به وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) و مجموعه شرکتهای کلیدی آمریکا در معرض حملات جاسوسی سایبری قرار گرفته‌اند و در سطح بین‌المللی مورد “دستبرد اطلاعاتی” واقع شده‌اند.”مکافی” فهرستی را منتشر کرده که از شبکه‌های کامپیوتری دبیرخانه سازمان ملل گرفته تا لابراتوارهای وزارت انرژی آمریکا و طیف وسیعی از شرکتهای تولید سلاحهای تهاجمی – تدافعی با تکنولژی پیشرفته و فوق مدرن را در بر می‌گیرد.

از عجایب این افشاگری‌ها آنکه آمریکا برای چندین دهه نقش پیشتازی در انجام عملیات جاسوسی و اطلاعاتی داشته ولی اکنون نه تنها رقبای تازه نفس و پرقدرتی همانند چین را در برابر خود دارد بلکه بعضاً حتی در دستبرد اطلاعاتی بویژه در مقیاس صنعتی، از رقبای چینی عقب مانده است. گزارشات طبقه بندی شده در این زمینه گواهی می‌دهند که این عملیات “جاسوسی صنعتی” از سالها پیش آغاز شده و همواره در مسیر تکاملی تشدید گردیده و تقریباً بدون استثناء به هر نقطه‌ای که هدف قرار گرفته، با موفقیت جاسوسان صنعتی مواجه گردیده است.با وجود این، به نظر می‌رسد که چین در قلمرو جاسوسی علیه آمریکا اهداف دیگری را نیز مدنظر دارد و مشخصاً مسائل تایوان، اهداف و برنامه‌های آمریکا برای حضور فعال نظامی در دریای چین، دریای زرد و در پشت مرزهای آبی چین، علاوه بر مسائل مرتبط با مداخلات آمریکا در تبت و سایر مسائل مورد علاقه پکن از جدی‌ترین اهداف چین برای جاسوسی سایبری و حتی اختلال در شبکه عظیم سایبری آمریکا محسوب می‌شوند.ادامه….

موضوع مهمتری که حساسیتی نسبت به آن نشان داده نشده، ذخایر عظیم دلاری چین است که پکن را نسبت به نوسانات وضعیت اقتصادی آمریکا حساس می‌کند و ممکن است زیان‌های جدی و گسترده‌ای را متوجه اقتصاد چین کند.

علاوه بر این، هماوردی چین با آمریکا در اقتصاد جهانی بویژه پس از تصمیمات اخیر پکن برای سرمایه‌گذاری در بازار انرژی شرق و آفریقا، فضای تازه‌ای را به وجود آورده که موقعیت چین را در وضعیت انحصاری و حتی شکننده قرار می‌دهد.

با وجود این، دلایلی وجود دارد که نشانگر جوسازیهای رسانه‌ای آمریکا در این مقوله است. این بدان معنی است واشنگتن برای تأمین اهداف جاسوسی خود نیازمند بزرگنمائی در زمینه فعالیتهای جاسوسی رقبای جهانی است که در پرتو آن بتواند بودجه‌ها و مجوزهای لازم را برای توسعه و به روز کردن شبکه جاسوسی و ضدجاسوسی خود به دست آورد. نکته مهم اینست که “سیا” تاکنون با رقبای سرسختی در دوران جنگ سرد مواجه بود که در رأس آنها شبکه “کا گ ب” اتحاد شوروی قرار داشت ولی پس از فروپاشی اتحاد شوروی، ضرورت تقویت روزافزون “سیا” در کنگره، همواره مورد سئوال قرار گرفته است که وقتی اتحاد شوروی وجود خارجی ندارد، طبعاً “سیا” هم نیازی به تقویت و دریافت بودجه مشابه دوران جنگ سرد نخواهد داشت.

اکنون با انتشار نتایج بررسی‌های “مکافی”، “سیا” هم فرصتی برای بزرگنمائی در این زمینه و زمینه سازی در جهت دریافت بودجه‌ها و مجوزهای مورد انتظار را خواهد داشت. مکافی در گزارش خود تصریح می‌کند که ۷۲ سازمان تحت هجوم سایبری قرار گرفته‌اند که ۶۵ درصد آنها در آمریکا قرار دارند. این بدان معنی است که از سه حمله سایبری، حداقل دو مورد آن به سوی آمریکا هدفگذاری شده و با موفقیت به نتیجه رسیده است. طبعاً گزارش مکافی نشانگر آسیب پذیری سازمانهای آمریکائی در یک جنگ سایبری است روزنامه آمریکائی واشنگتن پست در این مقوله با ظرافت خاصی اصرار می‌ورزد که چین، متهم اصلی این پرونده نیست ولی به نظر می‌رسد که قطعاً در معرض اتهام قرار دارد. بدین ترتیب حتی این نوع اطلاع رسانی واشنگتن پست هم با هدف خاصی صورت گرفته و بدین معنی است که طرح‌های توسعه‌ای سیا فقط نباید با هدف “مهار چین” صورت پذیرد بلکه باید در مقیاس جهانی انجام شود تا چین هم جزئی از آن باشد. به عبارت روشن تر، لازم است “سیا” بودجه‌های بشتری را دریافت نماید و دستش هم برای “اقدامات ویژه” باز باشد! این شیوه نگارش و جمع بندی ممکن است این ذهنیت را دامن بزند که حتی گزارش “مکافی” به سفارش و هزینه “سیا” تهیه شده باشد.

جاسوسی صنعتی و راهکارهایی برای مقابله با آن:

هر چند تاريخ دقيق شروع اين نوع از جاسوسي دقيقاً مشخص نيست ،‌اما شواهد و مدارك نشانگر آن است كه سابقه ي آن به قبل از ميلاد مسيح بر مي گردد . اعزام راهبه ها از بيزانس به رم ، اولين جاسوسي صنعتي شمرده شده است . اما جاسوسي صنعتي به شكل رسمي و دولتي آن از سال 1789 با قانون ثبت اختراع در فرانسه به تصويب رسيد . براساس اين قانون ، هر فرانسوي هر نوع دانشي را كه از خارج فرانسه وارد كشور مي نمود ، داراي همان حقوقي مي شد كه شخص مخترع دارا مي باشد . در واقع اين كار ، نوعي تشويق براي انجام جاسوسي صنعتي بود كه اين ، از خصوصيات بارز دولت ها و حكومت هاي گذشته بوده و هم اكنون نيز در پوششي ديگر مانند تعامل و همكاري هاي صنعتي و فن آورانه ، بازرسي هاي بين المللي و بعضاً زور و تهديد دنبال مي گردد .

اطلاعات جاسوسي كه قبلاً ابزار انحصاري سلاطين و دولت ها بود ، پس ازپايان جنگ سرد از جايگاه مهمي در دنياي تجارت بين المللي برخوردار شده است زيرا ديگر مانند گذشته ، جاسوسان به وسيله ي سرويس هاي رسمي اطلاعاتي استخدام نمي شوند . اكثر كشورها ، بعد از فروپاشي شوروي سابق و اتمام جنگ سرد ، از طريق سرويس هاي اطلاعاتي خود كه براي جمع آوري اطلاعات سياسي و نظامي تأسيس شده اند ، در تلاش اند با تزريق خون تازه به صنايع ، ضمن جلوگيري از بروز مشكلات ، به اسرار فن آوري هاي پيشرفته و پيچيده تر نيز دست يابند .

جاسوسي صنعتي ، چرا ؟

جاسوسي صنعتي و انتقال كنترل نشده ي دانش فني ، همواره خسارت فراواني را به كشورهاي مختلف تحميل كرده است . دلايل انجام فعاليت هاي جاسوسي در بخش هاي صنعتي را مي توان موارد ذيل ذكر كرد :

- كسب برتري در مقابل رقيب

- كسب تحقيقات مربوطه با كم ترين هزينه

- كسب فن آوري هاي جديد صنعتي و نظامي با حداقل هزينه

- كاهش هزينه هاي پژوهش از طريق كسب دستارودهاي ديگران

- كسب اطلاعات در خصوص تحليل رقبا

- ايجاد سيستم پدافند براي مقابله با خطرات احتمالي

البته مهم ترين هدف جاسوسان ، دست يابي به اطلاعات مراكز فعال در زمينه ي تحقيقات و نتايج آن و همچنين فن آوري هاي بسيار مدرن است . اينگونه جاسوسي، بيش تر ازهمه ، موارد و عرصه هاي زير را در برمي گيرد ‌:

- صنايع دفاعي و تسليحاتي

- پردازش اطلاعات وفن آوري ارتباطات الكترونيك

- مواد خام

- فن آوري روند توليد

- بيوتكنولوزي و پزشكي

- انرژي ، حفاظت از محيط زيست

همكاري فن آورانه و اقتصادي

در همكاري ها و تعاملات فني ، صنعتي و اقتصادي مي بايست طرفين همكار ،‌ منابع خود اعم از منابع مادي ، امكانات تحقيقاتي ، مهارت هاي ساخت و توليد ( نيروي انساني ماهر )‌و همچنين كانال هاي توزيع و فروش خود را ذكر نمايند كه اين ، خود نوعي افشاي اطلاعات محسوب مي شود . به همين علت سازمان ها بايد تمهيداتي را براي جلوگيري از انتقال ناخواسته اطلاعات و دارايي هاي نرم افزاري خود به كار بندند . به طور كلي شفافيت عمليات خود را براي عدم نشت اطلاعات محدود سازند . واحدهاي تخصصي با تهيه و تدوين پيوست هاي امنيتي و حفاظت از پروژه ها و فن آوري ها ، جداي از اقدامات و وظايف حفاظت اطلاعات مجموعه و نگاه مهندسي بر مبناي تحليل هزينه – منفعت ، بايد به مقوله ي حفاظت از فن آوري از منظر امنيتي و امنيت ملي توجه ويژه داشته باشند . البته به اين نكته هم بايد توجه داشت كه انتقال دارايي هاي فكري يك سازمان به سازمان ها به نوع اين دارايي بستگي دارد . نكته ديگر كه در ارتباط با همكاري هاي مشترك و يا انتقال فن آوري به كشورها بايد رعايت گردد ،‌ محدود نمودن و مشخص كردن دقيق شعاع روابط و همكاري ها و كسب اطلاعات از طرق مقابل به عنوان همكاريا شريك مي باشد . در اين نوع فعاليت ها بايد دقت نمود با اين كه قرار دادهاي همكاري معمولاً در رده هاي بالاي سازماني منعقد مي گردند ، اما تعاملات و تبادلات واقعي در رده هاي پايين صورت مي گيرد . بنابراين بيشترين ريسك انتقال اطلاعات ( خواسته يا ناخواسته ) مربوط به اين گروه مي باشد .

به طور كلي در فضاي تعاملات و همكاري هاي ملي و بين المللي ، حفاظت از اطلاعات و دانش فن آوري به طور جدي تر ي مطرح مي شود . به اين ترتيب سازمان هاي دفاعي كشور همواره با يك سؤال اساسي رو به رو هستند . چگونه مي توان ضمن بهره برداري از تعاملات ملي و جهاني ، ميزان انتقال و نشر ناخواسته ي اطلاعات و دانش فن آوري را كمينه كرد ؟

جاسوسان صنعتي در عرصه ي خود چگونه عمل مي كنند ؟

دست يابي به روش هاي مديريتي در صنايع به ويژه نظامي از عرصه هاي خاص فعاليت سرويس هاي جاسوسي در سراسر جهان محسوب مي شود. در اين زمينه ، جاسوسان صنعتي معمولاً به موارد ذيل توجه بيشتري از خود نشان مي دهند :

- اسناد و اطلاعات مربوط به چارت سازمان ها

- اطلاعات مربوط به برآورد هزينه ها ، بودجه و طرح هاي سرمايه گذاري

- ايده هاي جديد در نحوه و نوع توليدات

- نتايج حاصله از تحقيقات

- مطالعات مربوط به طراحي محصولات نوين

- تدابير سنجش كيفيت مؤسسات

- روش هاي مورد استفاده در تأمين نيازهاي مشتريان

- استراتژي فروش ،‌بازاريابي و خريد

- اطلاعات مربوط به اعطاي امتياز و آدرس مشتريان

- مشخصات و آدرس هاي محققين و صاحبان تخصص و ...

اين نكته را بايد در نظر گرفت كه بزرگي و يا كوچكي يك مؤسسه علمي و يا صنعتي ، تعيين كننده ي هجوم جاسوس ها به آن محل نيست ، بلكه جايگاه آن در عرصه هاي علمي ، تحقيقات و فن آوري در اين زمينه بسيار اهميت دارد . از اين رو بايد صنايع و شركت هاي كوچك و متوسطي نيز كه در زمينه ي نوآوري و تحقيقات پيشتاز هستند ،‌مراقب عمليات جاسوسي سرويسهاي اطلاعاتي باشند . امروزه بيشتر تلاش مي شود اطلاعات از طريق روابط اجتماعي با گفت و گوهاي به ظاهر بي ضرر جمع آوري شود ؛ به طوري كه در اين رهگذر، براي جمع آوري اطلاعات كمتر به اعمال فشار يا استفاده از خشونت روي آورده مي شود ويا از منابع اطلاعاتي باز،‌ همچون گزارش هاي علمي، كارهاي تحقيقاتي دانشگاهي ، همايش ها و جشنواره هاي كتب و نشريات تخصصي ، همكاري هاي علمي مشترك و ... استفاده مي شود . درهنگام گفت و گو با طرف هاي علمي و اقتصادي هم چنين در جريان برگزاري نمايشگاه ها نيز بايد كاملاً مراقب بود كه از افشاي اطلاعات محرمانه ي صنايع خودداري شود ، زيرا جاسوسان و مأموران اطلاعاتي كه خود را به عنوان شركاي اقتصادي و يا دلال هاي بين المللي معرفي و در گفت و گوهاي ظاهر ، نمايشگاه ها و كنفرانس ها و ... شركت مي جويند ، ‌به دليل پناه گرفتن در اين پوشش به سختي توسط افراد معمولي قابل شناسايي هستند .از جمله موارد مورد علاقه ي سرويس هاي جاسوسي در بحث جاسوسي صنعتي ، به دست آوردن اطلاعات در مورد فن آوري هاي حساس نظامي و هم چنين تشخييص فن آوريهاي خاص كشورهاست كه اين مسأله امروزه براي جمهوري اسلامي ايران كاملاً مشهود و قابل لمس است .متأسفانه چنين اطلاعاتي كه ارزش بالايي دارند ،‌ عموماً از منابع آشكاري چون اينترنت ، بولتن هاي داخلي صنايع و سازمان ها و ... توسط عوامل سرويس ها استخراج و با تجزيه و تحليل بر روي اخبار نشر پيدا كرده و ارتباط آن ها با هم به نتيجه دلخواه و مورد نظر خود دست مي يابند . به همين علت فعاليت هاي فوق الذكر مورد آسيب پذيري و سوء استفاده و هم چنين استفاده ابزاري دشمنان در جهت ضربه زدن به نظام و رسيدن به اهداف پليد و شيطاني قرار مي گيرد و باز هم بايد ذكر كرد كه در زمينه ي ارتباطات فراهم آمده ، با آسان شدن نقل و انتقال اطلاعات ، همه روزه گنجينه ي سرشاري از اطلاعات صنعتي ، فني و نظامي كه زماني به شدت از آن ها محافظت مي شد اكنون به آساني قابل دست يابي براي همگان مي باشدكه وظيفه‌ي كاركنان شاغل دراين قسمت ها راسنگين تر مي نمايند. يكي ديگر از راه هاي كسب اطلاعات ، شناسايي و سرمايه گذاري بر روي افرادي است كه از نظر شخصيتي داراي ضعف بوده و قادر به حفظ زبان و رعايت حفاظت گفتار نمي باشند . اين گونه انسان ها بازگويي كارها و اقدامات خود آن هم با آب و تاب بيش از حد را كسب افتخار و غرور براي خود مي دانند . اگر اين دسته از افراد به پست و مقامي برسند ، مي تواند براي نظام و صنايع دفاعي مشكلاتي را ايجاد نمايد ؛ زيرا جاسوسان به طرق مختلف سعي در برقراري رابطه با اين اشخاص و يا خانواده و اطرافيان آنها مي نمايند . تا بتوانند اطلاعاتي را كه اين گونه افراد در محافل و مجالس مختلف انتشار مي دهند ، به راحتي جمع آوري نمايند . به طور كلي جاسوسان عرصه ي صنعت ، علاوه بر روش هاي فوق الذكر ،‌راه هاي ذيل را نيز براي كسب اطلاعات به كار مي گيرند :

1- درخواست اطلاعات : در اين موارد ، شركت ها در پوشش هاي مختلف مانند خريدار ، بازار ياب و يا تبليغات ، درخواست اطلاعات صنايع را نموده كه در برخي موارد مي تواند به خواسته هاي خود برسند . البته در اين گونه موارد توجيه مسؤلين دفاتر ، كاركنان قسمت مخابرات ، سربازان و ... مي تواند مثمرثمر بوده و راه هاي انتقال اطلاعات را مسدود نمايد .

2- بازديدها : بازديد نمايندگان صنايع و شركت هاي مختلف به بهانه ي منعقد نمودن قرارداد ، خريد محصول ، تعامل ،همكاري و... صورت مي گيرد كه جزء بهترين شيوه هاي جمع آوري محسوب شده و نقطه ي دقت آن بالا مي باشد .در بازديدها بايد شواهد و قراين زير را كه نشان دهنده ي مظنونيت افراد بازديد كننده است به دقت زير نظر داشت و در مواقع لزوم با آنها برخورد نمود :

الف) علي رغم رد درخواست بازديد ، اصرار زياد نمايد و درخواست خود را به طور مكرر تكراركند .

ب) بدون مجوز وسايلي هم چون ضبط صوت ، تلفن همراه ، دوربين و ... را همراه بياورد و در صورت ممانعت براي برخورد ، از خود ناراحتي و يا عصبانيت نشان دهد .

ج) در لحظات آخر براي بازديد ، شخصي را به گروه اضافه نموده و يا بدون اعلام قبلي يك نفر را همراه گروه به صورت اضافه بياورند .

د) بازديدكنندگان بدون اطلاع قبلي وارد شوند .

3- سوء استفاده از كارمندان ناراضي : شناسايي كاركنان داراي مشكل كه محيط كار را عامل اصلي آن مشكل و يا عدم رفع آن معرفي مي نمايند و از نارضايتي اين دسته ازكاركنان براي كسب اطلاعات صنعت استفاده مي نمايند .

4- استفاده از سيستم هاي ماهواره اي : زير نظر گرفتن مناطق نظامي و كارخانجات توليد محصولات دفاعي با استفاده ازسيستم هاي پيشرفته ي ماهواره اي مانند عكس برداري، فيلم برداري ويا حساس نمودن آن ها به مواد مورد نظر و زير نظر گرفتن منطقه اي براي اطلاع از نوع فعاليت هاي صورت گرفته و ...

5- شيوه هاي غيرقابل تشخيص : معمولاً جاسوسان و سرويس هاي آن ها روش هايي را به كار مي گيرند كه ممكن است تا كنون استفاده نشده باشد . به همين علت با بستن راه هاي نفوذ مي توان روش هاي جديد آنان را در جاسوسي ناكام گذاشت . در اين مورد براي ملموس تر شدن مطالب به ذكر چند مورد از موارد اتفاق افتاده در اين رابطه در قالب خاطرات كوتاه حفاظتي مي پردازيم . با آرزوي اين كه مؤثر افتد .

اگر به مشكل او رسيدگي مي شد ...

مهندس جوان و با نشاطي بود . وقتي كه به استخدام سازمان درآمد ، خيلي سريع رشد نمود و در كار خود پيشرفت كرد . علاوه بر اين ، با كنجكاوي و هوش بالايي كه داشت توانسته بود به كارهاي سايرين نيز تقريباً اشراف داشته باشد و ازآن ها سردربياورد . يكي دو سفرخارجي نيز مربوط به حيطه ي كار خود رفته بود كه شنيده شد توسط مراجع امنيتي دستگير شده است . موضوع را بررسي كردم تا علت را جويا شوم . متوجه شدم او به جرم خيانت وفروش طرح هاي محرمانه و در دست اجراي صنعت به شركت هاي خارجي از طريق برنامه هاي الكترونيكي دستگير گرديده است . اما اين كار او هم علتي داشته ؛ زيرا در آستانه ي ازدواج قرار داشته ، از صنعت تقاضاي وام كرده بود ، منتظر نوبت بود و اين چنين با توجه به فشار خانواده ي همسرش براي برگزاري مراسم و هزينه هايي كه در سطح زندگي او نبود ، به جبران كمبود هزينه هاي خود روي آورده بود . البته اگر به مشكل او سريع تر رسيدگي مي شد و زياده خواهي ها هم كنترل مي شد و اطرافيان هم توجه داشتند او به يك جاسوس تبديل نمي شد .

خبر سايت ، ايجاد آگاهي

روزي كه در اينترنت مشغول چك كردن سايت هاي خبري بودم ، در يكي از سايت هاي خارجي ، مطلبي به شرح زير به چشمم خورد :

« آمريكا براي مقابله با ايران ، همزمان با طرح اتهامات گوناگون ، با اقدام به جاسوسي به جنگ بااين كشور رفته است ... در چند هفته ي اخير شمار زيادي از جاسوسان آمريكا به كشورهاي همسايه ي ايران اعزام و در آن كشورها گرد هم آمده اند. به طوركلي آمريكا به چهارشيوه براي جمع آوري اطلاعات ازايران متوسل مي شود :

الف- فرستادن مستقيم جاسوسان به داخل كشور

ب- حمايت از گروه ها و احزاب به وسيله پول

ج- جاسوسي سه بعدي در ايران با همكاري اسرائيل

د- استفاده از وجود افراد ايراني داخل كشور

اين سايت اضافه كرده بود : « نهادهاي ضد جاسوسي ايران نيز خود را براي مقابله با فعاليت هاي جاسوسي آمريكا آماده مي كنند . در ماه هاي اخير هوشياري خود را در مقابله با فعاليت جاسوسي آمريكا بالا برده اند ... »

با خواندن خبر ، به ياد جلسات آگاه سازي حفاظت افتادم كه سخنران آن روي اين مورد تأكيد بسيار داشت كه دشمن در حال حاضر علاقه ي بسيار زياد دارد كه بداند ما چه داريم و چه نداريم ، چه فن آوري را در اختيار داريم و به دنبال كدام فن آوري ها هستيم . و اين ، برايم هنگامي كامل تر شد كه به يادم آمد همين چند وقت پيش بودكه يكي ازكارشناسان فريب خورده را در حالي كه مشغول تهيه مدارك از نقشه جات يكي از پروژه ها بود ،‌دستگير كردند.

خبر اين سايت خارجي چه واقعيت داشته و چه كذب بوده باشد ، با بررسي وقايع دورو نزديك اتفاق افتاده ، نوعي بينش و آگاهي را در من ايجاد كرد كه همواره مواظب و مراقب اطرافم به عنوان يك نيروي فني اين كشور باشم و ضمن هوشياري و اطلاع ازترفندهاي دشمن ، مراقب باشيم كه اطلاعات ارزشمند توسط همه ي ما حفظ شود .

راه هاي مقابله با جاسوسي صنعتي

وجود امنيت در صنعت دفاعي از ابعاد مختلف ( اقتصادي ، امنيتي و سياسي ) موجب تقويت و ارتقاي توان و قدر و موقعيت كشورها در عرصه هاي مختلف شده و از خطرات ناشي از فعاليت هاي جاسوسي مي كاهد . مديران بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه در عرصه ي روابط خود با شركت ها و مؤسسات و ساير مراكز وابسته به بيگانه خطر بيش تري آن ها را تهديد مي كند . از اين رو بايد با تمهيدات بازدارنده در برابر حمله ي جاسوسان با تهيه طرحهاي مناسب و يكپارچه و جامع ، اقدامات بازدارنده را بر اساس تهديدات و با تحليل لازم اجرا نمود . هدف نهايي از بررسي تهديدات و تحليل آن ، تدوين يك طرح امنيتي جامع براي سازمان صنعت و يا پروژه ي مورد نظر است . برخي از اين طرح ها به شرح ذيل است :

- تعريف و مشخص كردن بخش هاي حساس

- تعيين اطلاعاتي كه نيازمند مراقبت گسترده هستند .

- مشخص كردن افرادي كه اجازه دسترسي به اطلاعات محرمانه را دارند .

- تعيين وظايف بخش هاي مختلف سازمان در ارتباط با حفاظت از داده ها

- ارائه تعريفي يكسان از روش هاي كاري ايمن در برابر جاسوسي

- اجراي اصول مربوط به كنترل هاي منظم امنيتي بر اساس آيين نامه حفاظت از اسناد و مدارك

- ارائه ي تحليل هاي منظم درباره نقاط ضعف با همكاري كاركنان

- اتخاذ تدابير امنيتي فني و سازماني به منظور مراقبت از اين اطلاعات ارزشمند و محرمانه

ناگفته نماند كه اولين قدم بعد از طي مراحل فوق الذكر براي افزايش ضريب امنيتي سازمان ،‌در جريان گذاشتن حفاظت اطلاعات و استفاده از كارشناسان آن براي هر چه بهتراجرا نمودن طرح هاي فوق الذكر مي باشد .

امنيت براي كاركنان

هر گونه طرح در مؤسسات بايد در وهله ي نخست ، تدابير امنيتي مربوط به كاركنان آن مجموعه را مد نظر داشته باشد . زيرا كاركنان با توجه به جايگاه و نوع شغل خود مي توانند حجم گسترده اي از اطلاعات داراي طبقه بندي را افشا كنند . به طوري كه سرويس هاي مخفي يا رقبا به هيچ وجه با استفاده از ساير روش ها نمي توانند به اطلاعات دست يابند . تدابير امنيتي كاركنان با گزينش و استخدام آغاز و با آموزش هاي بدو و ضمن خدمت ادامه پيدا مي كند .

اگر كاركنان وزارت دفاع به مسأله ي حفظ اطلاعات حساس شوند ، در آن صورت خواهند توانست فلسفه ي امنيتي مورد نظر رؤساي مراكز را درك كنند . بدين ترتيب چنين كاركناني سعي مي كنند از ارتكاب به اشتباهاتي‌كه باعث لورفتن اطلاعات محرمانه مي شود،خودداري كرده وسهم خود رادرامنيت مجموعه بالا ببرند.

امنيت مادي يا سخت افزاري

استفاده از سيستم ها و ابزارهاي امنيتي ، باتوجه به موقعيت و اهميت هر صنعت ، كاربرد دارند . مانند استفاده از دستگاه هاي كنترل مراجعين (ايكس ري)، دوربين مدار بسته، سيستم هشدار دهنده و اعلام خطر و دستگاه هايي از اين قبيل . با توجه به نكات ذكر شده‌، ‌مسلم است كه مراكز حساس در مجموعه ي وزارت دفاع با توجه به حساسيت بالا كه خطري از سوي دشمن محسوب مي شود ‌، بايد در ايمن ترين نقطه قرار داشته باشند . باتوجه به‌مطالب فوق‌الذكرمي توان نتيجه گرفت كه حفاظت ازفن آوري ،يكي ازفرايندهاي اصلي ودغدغه هاي مديران صنايع و درسطح پايين تر مسؤلان واحدهاي تحقيق و توسعه مي باشد . زيرا بي شك فن آوري ، يكي از اركان اقتداردفاعي است . اين مفهوم را مي توان به سازمان هاي دفاعي و مأموريت گرا نيز تعميم داد، يعني حفاظت از فن آوري به معناي حفظ شالوده ي دانشي و كمينه سازي ريسك انتقال ناخواسته فن آوري و اطلاعات مربوط به آن به خارج از سازمان و هم چنين جلوگيري از افشاي برنامه هاي حياتي و قابليت هاي آن .

داستان دستمال

تيم خارجي مشغول بازديد از پروژه بود تا در صورت ارزيابي براي عقد قرارداد توليد و خريد محصول ، با صنعت وارد مذاكره شود . هنگام ورود به صنعت ، به وسيله ي دستگاه دقيقاً چك شده بودند و با علم به اين كه هيچ وسيله اي براي ثبت اطلاعات در اختيار ندارند ، به محل پروژه هدايت شده بودند . با توجه به اين كه در اين گونه بازديدها نفر يا نفراتي نيز بايد از حفاظت در راستاي وظايف امنيتي و حفاظتي ، حضور داشته باشند . اين بار نوبت من بود كه اين تيم را در كنار كارشناسان و مديران پروژه همراهي نمايم . در حين بازديد تيم خارجي كه شامل 3 نفر بودند ، يكي از آن ها ظاهراً دچار سرماخوردگي شده بود و هراز گاهي عطسه مي كرد و به ظاهر براي رعايت ادب از ما كمي فاصله مي گرفت و دستمال پارچه اي را كه همراه داشت ، جلوي صورت خود مي گرفت . در مدت بازديد كه تقريباً 45 دقيقه به طول انجاميد ، او 7 يا 8 بار عطسه نمود كه در نهايت تعجب وقتي كه وي را زير نظر داشتم ، متوجه شدم دستمالي را كه همراه دارد ، 5 بار در نقاط مختلف كارگاه به زمين انداخت و وقتي هم كه قصد برداشتن آن را از زمين داشت ، به طوري كه توجه كسي را جلب نكند ، دستمال را كمي به زمين كشيده و بعد بر مي داشت . بازديد به پايا ن رسيد و من اين موضوع را به مسؤلان خود گزارش نمودم . ظواهر امر مؤيد اقدام بيگانه به انجام كار اطلاعاتي و جمع آوري محيطي بود كه چون اقدام خاص و يا غير اصولي در محيط انجام نمي شد ، اقدامي در خصوص برخورد با بيگانه صورت نگرفت . وقتي موضوع را به رئيس خود منتقل كردم ، او بسيار متعجب بود كه جاسوسان براي به دست آوردن اطلاعاتي كه مربوط به صنعت ما و به ويژه صنايع نظامي است ، چگونه از هر راهي وارد مي شوند 

مبدل متون زبان پارسی به یونیکد (Unicode Converter)


آیا تا بحال به وبسایتهای پارسی زبانی برخورد کرده اید که محتوای آنها به صورت حروفی ناخوانا به نمایش درمی آید؟ این مشکل از آنجا ناشی می شود که صاحبان این سایتها متون سایت خود را به یونیکد تبدیل نکرده اند.

یونیکد یک سیستم استادارد جهانی است که در آن هر حرف الفبا (پارسی، انگلیسی، چینی، کره ای، اسپانیایی و ...) دارای یک کد منحصر بفرد است و تقریبا تمام مرورگرهای اینترنتی سیستم یونیکد را پشتیبانی می کنند. بنابراین اگر در وب سایتهای پارسی زبان از استاندارد یونیکد استفاده شود برای شما قابل خواندن خواهد بود.

برای تبدیل متون فارسی سایت خود به کدهای یونیکد تیاز به تبدیل یک به یک حرفها به کدهای مربوطه دارید، مثلا برای نوشتن کلمه "سلام" باید از کدهای "1587,1604,1575,1605" استفاده کنید. همانطور که مشاهده می شود، تبدیل حروف الفبا به یونیکد می تواند وقت زیادی از شما بگیرد.

اما به کمک برنامه هایی که توسط بعضی شرکتهای کامپیوتری طراحی شده پس از خرید نرم افزار مربوطه کامپیوتر تبدیل حروف الفبا به یونیکد را برای شما انجام می دهد.

اما یکی از خدمات سایت HelloMahdi.com  این است که در پایان همین صفحه و به طور رایگان، میتوانید از سیستم مبدل متون زبان به یونیکد استفاده کنید.

به ده دليل قانع کننده، اينترنت بايد در استراتژی بازاريابی گنجانده شود


ممکن است در نگاه اول حیرت‌انگیز به نظر برسد ولی بسیاری از شرکت‌ها، چه کوچک و چه بزرگ، باید به فکر توسعه‌ی یک راهکار منطقی در زمینه بازاریابی الکترونیکی باشند. با توجه به این ‌که از سال 1994 تا کنون صنعت بازاریابی به شکل موثری از اینترنت بهره گرفته است، می‌توان این طور نتیجه گرفت که سازمان‌هایی که در فعالیت بازاریابی خود راهکاری برای استفاده از اینترنت درنظر نگرفته‌اند اشتباه بزرگی را مرتکب می‌شوند. در این مقاله ده دلیل برای استفاده از این فناوری، به سازمان‌هایی که تاکنون هیچ تلاش هدف‌مندی در زمینه بازاریابی الکترونیکی نکرده‌اند، ارایه مي شود:

1- مکانی برای جستجوی اطلاعات احتمالا مهم‌ترین دلیل توجیه کننده‌ی نیاز شرکتها به استفاده از راهکار بازاریابی الکترونیکی، تغییراتی است که در نحوه جستجوی اطلاعات توسط مشتریان صورت گرفته است. با آن که هنوز هم برخی مشتریان برای جمع آوری اطلاعات با مراجعه به مراکز خرید، مشورت با نمایندگان فروش، جستجو در مغازه‌ها و صحبت با دوستان نیازهای خود را رفع می‌کنند، شمار فزاینده‌ای از آنها نیز شبکه اینترنتی را به عنوان منبع آگاهی اولیه خود برمی‌گزینند.
از زمانی که سایت‌های جستجو به مقصد نهایی بسیاری از کاربران تبدیل شده است، مشتریان به طور خاص از موتورهای جستجو به عنوان پورتالهای اطلاعاتی مورد نیاز خود استفاده می‌کنند. بخش بازاریابی باید تشخيص دهد که اینترنت محلی است که مشتریان آن‌را برگزیده‌اند و این موضوع برای حضور و بقا بازارياب ها در دنياي تجارت، باید مورد توجه قرار گيرد. 

2- آنچه مشتري توقع داردامروزه نه تنها اینترنت به منبعي منتخب برای جستجوی اطلاعات تبدیل شده است، انتظار می‌رود در چند سال آینده افراد توقع خواهند داشت که مطالب مورد نظر خود درباره کالا را در آن یافته، معاملات خود را از طریق اینترنت انجام دهند. این مطلب به خصوص در مورد مشتریان زیر 25 سال صدق می‌کند. در بیشتر کشورها تقریبا تمام کودکان و نوجوانان با آگاهی از نحوه‌ی استفاده از اینترنت، پرورش می‌یابند. با تسلط این نسل بر معاملات خانگی و تجاری، بدیهی است که آنها خواهان پررنگ‌تر بودن حضور شرکت ها در شبکه اینترنتی خواهند بود. 

3- ضبط اطلاعات گسترده درباره مشتری شبکه اینترنت (به عنوان یک ابزار جمع آوری اطلاعات) در مقام تهیه اطلاعات درباره‌ی چگونگی فعالیت مشتری در وب ابزاری بی همتا است. هر بازدیدکننده با ورود به یک سایت، اطلاعاتی درباره چگونگی ورود خود به سایت، جهت‌یابی، موضوعاتی که روی آن کلیک کرده، جنس خریداری‌شده و جزییات بی‌شمار دیگری از این دست به جا می‌گذارد. با استفاده از روشی برای شناسایی هویت مشتری (مانند اطلاعات ورود به سايت)، بازاریاب قادر است فعالیت مشتری را در جریان بازدیدهای مکرر پی‌گیری کند. شناخت رفتار و اولویت‌های مشتری فرصت‌های زیادی را برای پاسخ‌گویی به نیازهای او ایجاد می‌کند و در صورت تشخیص صحیح، مشتری با وفاداری درازمدت خود پاسخ‌گوی این اقدام خواهدبود.

4- بازاریابی هدف‌مندبهترین راه هزینه کردن برای بازاریابها، سرمایه‌گزاری مستقیم روی افرادی است که بیش از بقیه احتمال می‌رود جذب تولیدات آنها بشوند. متاسفانه تلاش برای نشانه‌گرفتن مشتریانی با بیش‌ترین احتمال خرید چندان آسان نخواهد بود. به عنوان مثال میزان پولی را در نظر بگیرید که چگونه در تبلیغات تلویزیونی برای افرادی هزینه می‌شود که احتمالا کالای مورد نظر را نخواهند خرید. با این حال قابلیت بی‌همتای شبکه اینترنت در شناسایی و ردیابی رفتار مشتری، توانایی بخش بازاریابی را در هدف‌گیری افرادی با بیشترین پتانسیل برای خرید کالاهای مذکور افزایش داده است. 

5- برانگیختن میل افراد به خریداینترنت، خواه خوشايند مشتري باشد و خواه نباشد، به بهترين عرصه براي تحریک افراد به خرید، تبدیل شده است. قسمت اعظم این اتفاق را می‌توان به بهره‌گیری بخش بازاریابی از پیشرفت‌های حاصل در حوزه فناوری مرتبط دانست که 1) به وب‌سایت ها اجازه می‌دهد پیشنهادات خود را براساس رفتار برخط مشتری تنظیم کنند و 2) فرایند معاملات برخط را بهبود می‌بخشد.
اما این نوع خریدها هم‌چنین از روش "حالا بخرید، بعد پرداخت کنید" ، رویکرد رایج جامعه‌ای که در آن مصرف کارت‌های اعتباری بیش از اندازه رايج شده است، بهره می‌گیرد. حال چگونگی تاثير این مطلب در طول زمان و در حالی که بیشتر مشتریان در قروض خود غوطه ور خواهند بود، نیاز به مراقبت داشته، می‌تواند بر فعالیت برخط بخش بازاریابی موثر باشد. 

6- ارایه تولیدات و خدمات سفارشیشرکت‌ها به خوبی به این نکته واقفند که با طراحی تولیدات و ارایه خدمات به منظور برآورده کردن نیازهای اشخاص می‌توانند مشتریان دایمی خود را افزایش دهند. این موضوع بسیاری از بخش‌های بازاریابی آنلاین را به انجام راهکارهای سفارشی سازی در سطح عمده سوق داده است. به این‌ترتیب که آنها به مشتری گزینه های آنلاینی را برای طراحی تولیدات و خدمات ارایه می‌کنند.
ماهیت تعاملی شبکه اینترنت روش "به ميل خودتان بسازيد" را به گزینه ای تسهیل کننده در تحقق حق انتخاب در امر خرید تبدیل می کند. مشتریان مختار به انتخاب، وقتی احساس کنند شرکت طرف معامله‌ی آنها دقیقا کالای مورد نظر ایشان را توزیع خواهد کرد، در دراز مدت به مشتریان وفادار شرکت تبدیل خواهند شد. 

7- به دام انداختن فوري مشتريان در زمان حراج و تخفيف هیچ شیوه ارتباطی با اینترنت در روند تاثیر تبلیغات به واکنش بی‌درنگ مشتری برابری نمی کند. چرا که در این شیوه مشتری بلافاصله بعد از تبلیغات شروع به خرید می‌کند. پیش از اینترنت، ثمربخش‌ترین روش "فراخوان براي خريد" از طریق برنامه هاي تلویزیونی صورت می‌گرفت.
این برنامه‌ها بینندگان را تشویق می‌کردند با شماره تلفن‌های رایگان تماس حاصل کنند و سفارش دهند. با این حال، تغيير مشتری از حالت منفعل (تماشاگر تلویزیون) به وضعیت فعال (برداشتن گوشی تلفن و برقراری تماس)، به اندازه واداشتن افراد به کلیک روی تبلیغات اینترنتی، ساده نیست. 

8- القا مفهوم "تامین‌کننده" تمام عیار در ذهن مشتریاینترنت به سادگی توزیع‌کنندگان و خرده فروشان را به تامين کنندگاني همه‌جانبه تبدیل می‌کند. برخلاف تامین‌کنندگان تجارت سنتی که غالبا بر مبنای لیست موجودی در انبار یا خدماتی که در محل ارایه می‌دهند راجع به آنها قضاوت می‌کنیم، سایت‌های تجارت الکترونیکی این تصور را ایجاد می‌کنند که حجم زيادي کالای موجود در انبار و خدمات گسترده و متنوعی دارند. باید توجه داشته باشید که می توان این فعالیت را با قرار دادن اطلاعات مربوط به کالاها و خدمات در وب‌ سایت تکمیل کرد.
در عین حال می‌توانید در پشت پرده این فعالیت را با برخی تامین‌کنندگان بیرونی، بر اساس قراردادهاي حمل و نقل و توافق‌های خدماتی، همراه کنید. با چنین تمهيداتي، مشتریان احساس می کنند با تامين کنندگانی روبه رو هستند که خدمات همه جانبه‌ای را ارایه می‌کنند. این در حالی است که درصد خاصی از این تولیدات و خدمات از منابع دیگر تامین شده‌اند. 

9- سربار کمتر، هزینه های پایین تر و خدمات بهترامروزه فناوری اینترنت جایگزین روشهای پرهزینه توزیع محصولات و ارایه خدمات و همچنین مدیریت نیازهای اطلاعاتی مشتری می شود. در توزیع تولیدات و ارایه خدمات به شیوه دیجیتالی( مانند موسیقی، نشر، گرافیک و غيره) مقادیر زیادی از هزینه ها صرفه جویی می‌شود، زیرا در این روش، هزینه‌های حمل و نقل از معادله هزینه اساسا پاک شده است.
در حوزه‌های دیگر بازاریابی مانند بخش خدمات مشتری نیز می‌توانیم شاهد چنین صرفه‌جویی‌هایی باشیم: شرکت ها با فراهم کردن امکان دسترسی آن‌لاین به اطلاعات مربوط به تولیدات از طريق سيستم هاي مديريت دانش (Knowledge Base) و پاسخ به سوالات تکراري(FAQ) ، قادرند از حجم تماس‌های تلفنی مشتری بکاهند.
فروشندگان نیز می‌توانند با تشویق مشتریان بالقوه به کسب اطلاعات برخط درباره‌ی کالای مورد نظر، قبل از جلسات رو در رو، آمادگي مشتري را براي خريد افزايش دهند. با این روش زمانی که پیش از این صرف توضیح اطلاعات ابتدایی شرکت و اطلاعات مربوط به کالاها می شد کاهش یافته، زمان بیشتری به درک و ارایه راه حل برای مشکلات مشتری اختصاص می‌یابد. با توجه به این مثال‌ها، اینترنت می‌تواند علاوه بر کاهش هزینه‌های عملیاتی و اجرایی، ارزش بیشتری به مشتری ها بدهد. 

10- دامنه حضور خود را جهانی کنیدشبکه اینترنت کانالی ارتباطی و توزیعی است که قابلیت در دسترس بودن جهانی را برای تولیدات و خدمات یک شرکت فراهم می‌کند. یک بازاریاب محلی می‌تواند با داشتن یک وب‌سایت به بازاریابی جهانی تبدیل شود و به این ترتیب بازار هدف بالقوه خود را در مقایسه با میزان کنونی تا چند برابر افزایش دهد.
برخلاف زمانی که تجارت الکترونیکی هنوز باب نشده بود و بازاریابی بين المللي کاری وقت‌گیر و پرهزینه به شمار می‌رفت، اکنون بارگذاري کردن فایل‌ها در اينترنت برای ایجاد یک وب سایت تنها کاری است که باید برای حضور در عرصه جهانی انجام دهید. درحالی که تاسیس یک وب‌سایت به تنهایی فروش بین المللی را تضمین نمی کند (برای این که یک سایت از نظر بین المللی کارآمد باشد، به فعالیت بازاریابی زیادی نیازمند هست)، ولي اینترنت در مقایسه با روزهای قبل از همه گیرشدن آن، جهشی عظیم را به سمت تجارت جهانی فراهم می کند.

by Paul Christ, KnowThis.com - May 2005
translated by mahmoodb.com


ده درس مهم در زمينه تجارت اينترنتی


درس اول
يکي از کارهائي که بايد اولويت بالائي براي شما داشته باشد، جمع آوري آدرس پست الکترونيک بازديد کنندگان سايت شما است. از زمان شروع سايت، به جمع آوري آدرسها بپردازيد. تهيه يک ليست از مشتريان بالقوه خدمات شما، يک بايد است. هرچند ارائه يک خبرنامه الکترونيک بسيار عالي است ولي خيلي ضروري نيست. شما مي توانيد به ليست خود، تغييرات سايت، محصولات جديد يا هرچيز ديگري که دوست داريد ارسال کنيد.
توجه داشته باشيد که تا زماني که ليست شما کوچک است، مي توانيد آنرا توسط نرم افزار پست الکترونيک موجود در رايانه خود پيش ببريد ولي وقتي ليست شما بزرگ شود، مثلا از 100 آدرس بيشتر شود، ديگر بايد به دنبال ابزارهاي مخصوص مديريت ليست باشيد و يا از سايت هاي مخصوص اين کار استفاده کنيد.
درس دومسايت شما ممکن است باعث پيروزي يا شکست شما شود. يک سايت با ظاهر حرفه اي نقش اساسي در موفقيت شما دارد. اگر در طراحي يک سايت حرفه اي چندان مهارت نداريد، حتما يک نفر حرفه اي براي اين کار استخدام کنيد. توجه داشته باشيد که سايت حرفه اي به معني يک سايت با امکانات گرافيکي بالا و بخشهاي متحرک و يا حتي بخشهاي Flash نيست. سايت حرفه اي در نگاه اول ممکن است خيلي هم ساده به نظر آيد ولي ساختارمناسب، راحتي حرکت در سايت، دسترسي سريع به اطلاعات، سرعت بالا آمدن مناسب (مخصوصا با خطوط نه چندان مناسب ما)، وجود خدمات مناسب، خدمات پشتيباني مناسب، پشتيباني مناسب از زبان هاي مختلف و پارامتر هاي متعدد ديگري در حرفه اي شدن سايت شما موثر هستند. وجود يک مشاور در اين زمينه در کنار شما، خيلي به شما کمک مي کند.

درس سوماگر مي خواهيد پول زيادي بدست آوريد، بايد يک بازار خاص را انتخاب کنيد که نياز ويژه اي از مشتري را پاسخ دهد. مردم محصولات و خدماتي که نياز شخصي آنها را پاسخ دهند خيلي دوست دارند. اگر شما نفر اول در برآوردن اين نياز باشيد، برنده هستيد. سعي نکنيد در سايت خود همه جور خدمات يا محصولات را ارائه کنيد. مثلا براي خريد کتاب، يک سايت فرهنگي که روي فروش کتاب متمرکز است را انتخاب مي کنيد يا يک سايت که از فروش گل و اسباب بازي گرفته تا فروش لوازم منزل و شوکلات و کتاب ؟ حتي آمازون که همه چيز مي فروشد، هنوز به عنوان يک کتاب فروشي شناخته مي شود تا يک اسباب بازي فروشي.

درس چهارمايجاد ترافيک بالا براي سايت شما نياز به صرف وقت و هزينه دارد. کليد ايجاد ترافيک بالا براي سايت شما، برقراري هرچه بيشتر ارتباط از ساير سايتها به سايت شما است. هرچند ليست شدن در موتورهاي جستجو اولين قدم شما بايد باشد ولي نبايد به آن اکتفا کنيد. دو روش خوب براي ايجاد ترافيک به سايت شما عبارت است از :
- برنامه همکاري فروش (Affiliate program) – چنين برنامه اي به برقراري صدها و حتي هزاران ارتباط از ساير سايتها به سايت شما کمک مي کند. موضوع از اين قرار است که شما برنامه اي طراحي مي کنيد که هرکس که خدمات و محصولات شما را از طريق سايت خود بفروشد، درصدي از فروش به او تعلق مي گيرد. حتي برخي برنامه ها، در جلب مشتري، حتي اگر فروشي هم صورت نگيرد، پول مي دهند.
- ارائه خدمات و محصولات رايگان – ارائه چنين امکانات رايگاني به جذب ترافيک زياد به سايت شما کمک خوبي مي کند. مثلا ارائه مقالات رايگان که ديگران بتوانند در سايت خود از آنها استفاده کنند و به سايت شما ارتباط دهند. کتاب هاي الکترونيک رايگان، نرم افزار، فايل هاي صوتي که بتوانند در Flash از آنها استفاده کنند، ملودي هاي طراحي شده براي گوشي هاي موبايل و خيلي چيزهاي جذاب ديگر.

درس پنجمفروش محصولات و خدمات خودتان خيلي از فروش براي بقيه، سود آورتر است. برخي از برترين اقلام قابل فروش در اينترنت عبارتند از :

- نرم افزار
- اطلاعات
- سايت هاي اختصاصي
- خدمات اينترنت

درس ششممعمولا مردم دوست ندارند که در معرض فروش قرار گيرند و در مقابل آن مقاومت مي کنند. شما خيلي موفق تر خواهيد بود اگر در جهت ارائه کمک به مشتريان خود حرکت کنيد. اين کار با نوشتن مقالات مفيد، دوره هاي آموزشي و يا حتي با حضور فعال در اتاق هاي گفتگوي مناسب با خدمات شما حاصل مي شود. اعتماد، حرف اول را در تجارت اينترنتي مي زند. شما بايد در ميان مخاطبين خود، اعتبار کسب کنيد. اگر مشتري احساس کند که شما قبل از فکر کردن به فروش به او و بدست آوردن پول، مي خواهيد مشکل او را شناسائي کنيد و به او در رفع نيازش، کمک کنيد، خيلي راحت تر به شما اعتماد مي کند.

درس هفتمخودکار کردن کارها، وقت با ارزش شما را حفظ مي کند. هرچند در تجارت، خيلي کارها را بايد شخصا انجام دهيد و درگير آنها شويد، خيلي کارها را هم مي توان خودکار کرد، مثل :

- مديريت ليست آدرسها
- پيگيري ها با مشتري
- پيام هاي خوش آمد گوئي
- پيغام هاي تشکر
- پيگيري سفارش ها
- تاييد سفارش ها

اين کار با استفاده از سيستم هاي پاسخ گوي خودکار، کدها و برنامه هاي نرم افزاري قابل حصول است.

درس هشتمسازمان مناسب کار، يک دليل اصلي موفقيت تجارت شما است.

- يک برنامه کاري زمان بندي شده براي هر روز خود تنظيم کنيد.
- از برنامه دريافت پست الکترونيک با قابليت طبقه بندي نامه هاي دريافتي در زير شاخه هاي مختلف استفاده کنيد.
- فايل ها و شاخه هاي موجود در رايانه خود را براي دسترسي راحت تر و سريع تر، تنظيم کنيد.
- يک صفحه "سوال و جواب هاي مکرر" براي سايت خود طراحي کنيد.
- براي پيام هائي که بصورت متناوب ارسال مي کنيد، يک ساختار مشخص تعريف کنيد.
- در رايانه خود يک صفحه شامل اطلاعات ورود به سايت هائي که با آنها همکاري داريد و آدرس وب آنها براي دسترسي راحت تر، تهيه کنيد.

درس نهمبالاترين اولويت براي شما بايد خدمات پس از فروش مناسب و رضايت کامل مشتري باشد. هرچند داريم در مورد دنياي اينترنت صحبت مي کنيم ولي با مردمي که در دنياي واقعي زندگي مي کنند سروکار داريم. خيلي هم به ارتباط هاي مصنوعي و نرم افزاري و پست الکترونيک تکيه نکنيد. خيلي از بازديد کنندگان سايت شما مي خواهند با يک تفر در بخش خدمات مشتري شما حرف بزنند و بعد خريد کنند. از امکانات پشتيباني زنده (Live Agent) در سايت خود استفاده کنيد.

درس دهمبراي بدست آوردن پول، بايد پول خرج کنيد. شما بايد در موارد زير با دست باز سرمايه گذاري کنيد :
- رايانه
- دسترسي به اينترنت
- نرم افزار
- ثبت دامنه
- ميزباني سايت
- آموزش شامل کتاب، سي دي و غيره
- تبليغات

درس يازدهمهرچند قرار ما فقط ده درس مهم بود، ولي هميشه به خاطر داشته باشيد که خطرناک ترين تهديد براي موفقيت شما و غير حرفه اي ترين کار در اينترنت، SPAM است. هميشه از آن دوري کنيد.

مطالب بالا، ليست کاملي نيست و فقط به عنوان شروع و راهنما مي تواند مفيد باشد. مطمئنا مسائل و نکات بسياري هستند که بايد مورد توجه قرار گيرند و شما بسياري از آنها را مي شناسيد و به آنها عمل مي کنيد.

نقل از mahmoodb.com